وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مصاديق «شرّ» در قرآن و روايات

مصاديق «شرّ» در قرآن و روايات

پرسش : در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) از چه چیزهایی تعبیر به «شر» شده است؟

پاسخ اجمالی

مصادیق «شرّ» در قرآن و روايات عبارتند از: ۱. بخل ۲. افرادى كه تعقل نمى كنند. ۳. پيشواى ظالمى كه گمراه شده و گمراه مى كند. ۴. كسى كه از ترس شرّش اكرام شود. ۵. ظالم ۶. كسى كه عذرخواهی نمی پذیرد. ۷. كسى كه از مردم مى ترسد ولی از خدا نمى ترسد. ۸.كسى كه نسبت به مردم سوء ظن دارد و مردم هم به خاطر عملكرد بدش به او اعتماد ندارند و …

پاسخ تفصیلی

در قرآن و روایات مصادیقی برای «شرّ» بیان شده است:
۱. قرآن«بخل» را از شرور شمرده است: «وَ لَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ»(۱)؛ (کسانى که به آنچه خداوند از فضل و رحمتش به آنها داده بخل می ورزند، گمان نکنند براى آنها خیر است؛ بلکه براى آنها شرّ است). افراد بخیل فکر مى کنند اگر از اعطاء مال به دیگرى امساک کنند، براى آنها بهتر است و مال بیشترى روى هم انباشته مى کنند، ولى خداوندی که این اموال از اوست و به آنها برکت مى دهد، این بخل را خیر نمى داند، بلکه شرّ مى شمارد.
۲. «افرادى که تعقل نمى کنند» شرّ هستند. قرآن مى فرماید: «اِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَایَعْقِلُونَ»(۲)؛ (بدترین جنبندگان نزد خداوند، افراد کر و لالى هستند که اندیشه نمى کنند). کسانى که تعقل نمى کنند و گوش هاى آنها از سخنان الهى ناشنوا و از گفتن حق امتناع می ورزد بدترین مخلوقات از نظر کتاب الهى هستند.
از مصادیق این عدم تعقل کنندگان، کافرانى هستند که از روى آگاهى کفر ورزیدند: «اِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لَایُوْمِنُونَ»(۳)؛ (همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانى هستند که کفر ورزیدند و آنها ایماننمى آورند).
۳. «پیشواى ظالم و جائرى که گمراه شده و گمراه مى کند» از مصادیق شرّ است. مولى على(علیه السلام) مى فرمایند: «اِنَّ شَرَّ النّاسِ عِنْدَ اللّهِ اِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ»(۴)؛ (بدترین مردم نزد خداوند، رهبر و پیشواى ظالمى است که گمراه شد و به وسیله او مردم گمراه مى شوند).
۴. «کسى که از ترس شرش اکرام شود»، خود شرّ است، رسول گرامى(صلی الله علیه و آله) مى فرمایند: «شَرُّ النّاسِ عِندَ اللّهِ یَومَ القِیَامَهِ اَلَّذِینَ یُکرَمُونَ اِتِّقَاءَ شَرِّهِم»(۵)؛ (بدترین مردم نزد خداوند روز قیامت، کسانى هستند که به خاطر پرهیز از شرّشان اکرام و احترام مى شوند).
۵. «ظالم» شرّ است، مولى على(علیه السلام) فرمودند: «شَرُّ النّاسِ مَن یَظلِمُ النّاسَ»(۶)؛ (بدترین مردم کسى است که به مردم ظلم و ستم مى کند).
۶. «کسى که عذر و عفو قبول نمى کند» شرّ است. مولى على(علیه السلام) مى فرمایند: «شَرُّ النّاسِ مَن لَایَقبِلُ العُذرَ وَ لَایُقِیلُ الذَنبَ»(۷)؛ (بدترین مردم کسى است که عذر نمى پذیرد و از گناهدیگرى گذشت نمى کند).
۷. «کسى که از مردم مى ترسد و از خدانمى ترسد» مصداق شرّ است. مولى على(علیه السلام) فرمودند: «شَرُّ النّاسِ مَنْ یَخْشَى النّاسَ فى رَبّه وَ لَایَخْشى رَبَّهُ فِى النّاسِ»(۸)؛ (بدترین مردم کسى است که در برابر فرامین خداوند از مردم مى ترسد و در مورد رضایت مردم از پروردگارش نمى ترسد).
۸. حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: (کسى که نسبت به مردم سوء ظن دارد و به آنها اعتماد نمى کند و اَحَدى هم به خاطر عملکرد بدش به او اعتماد نمى کند از مصادیق شرّ است)؛ «شَرُّ النّاسِ مَنْ لَایَثِقُ بِاَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَایَثِقُ بِهِ اَحَدٌ لِسُوءِ فِعلِهِ».(۹)،(۱۰)

 

پی نوشت:

(۱). سوره آل عمران، آيه ۱۸.(۲). سوره انفال، آيه ۲۲.
(۳). همان، آيه ۵۵.
(۴). نهج البلاغة، شريف رضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: صبحي صالح، هجرت‏، قم‏، ‏۱۴۱۴ قمری، چاپ: اول، ص ۲۳۵، خطبه ۱۶۴ (و من كلام له ع لما اجتمع الناس إليه و شكوا ما نقموه على عثمان و سألوه مخاطبته لهم و استعتابه لهم فدخل عليه فقال)؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ۱۴۰۳ قمری‏، چاپ: دوم، ج ‏۳۱، ص ۴۸۹، باب [۲۹] (كيفية قتل عثمان و ما احتج عليه القوم في ذلك و نسبه و تاريخه).
(۵). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ‏ ‏۱۴۰۷ قمری، چاپ: چهارم، ج ‏۲، ص ۳۲۷، باب (من يتقى شره)؛ وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت(ع)، مؤسسة آل البيت(ع)، قم، ‏‏۱۴۰۹ قمری‏، چاپ: اول، ج ‏۱۶، ص ۳۱، ۷۰ باب (تحريم السفه و كون الإنسان ممن يتقى شره)؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، ديلمى، حسن بن محمد، شريف الرضي‏، قم‏، ۱۴۱۲ قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏۱، ص ۱۴۳، الباب (الخامس و الأربعون في ولاية الله تعالى).
(۶). غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائى، سيد مهدى‏، دار الكتاب الإسلامي‏، قم،‏ ۱۴۱۰ قمری‏، چاپ: دوم‏، ص ۴۰۸، حکمت ۵؛ روايات مربوط به شرّ را به ضميمه روايات ديگرى در اين مورد مى توانيد در ميزان الحكمة، ري شهري، محمد، تحقيق: دار الحديث، دار الحديث، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ۵، ص ۱۷ مطالعه فرمائيد).
(۷). غرر الحكم و درر الكلم‏، همان‏، ص ۴۰۹، حکمت ۱۴.
(۸). همان، ص ۴۱۲، حکمت ۶۸.
(۹). تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درايتى، مصطفى‏، دفتر تبليغات‏، قم‏، ۱۳۶۶ شمسی‏، چاپ: اول‏، ص ۲۶۳، (سوء الظن).
(۱۰). گردآوری از کتاب: اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: اكبر خادم الذاكرين‏، نسل جوان‏، قم‏، ۱۳۸۵ شمسی، چاپ: اول‏، ج ۲، ص ۴۱۵.

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظرات بسته شده است.