وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مخالفت خانواده با ازدواج

مخالفت خانواده با ازدواج

مخالفت خانواده

پرسش ۶۷ . من با دخترى از طريق درس و دانشگاه آشنا شديم و هر دو مذهبى هستيم و بعد از مدتى چون معيارهايمان به هم مى خورد تصميم به ازدواج گرفتيم و خواستگارى هم رفتم ولى خانواده ها به دلايل بى خود مثل هم سنى و اين كه دختره اصفهانيه و من تهرانى مخالفت كردند. ما  علاقه شديدى به هم پيدا كرديم و تحمل دورى از هم را نداشتيم و داشتيم به گناه مى افتاديم عقد موقت خونديم. قطعا پدر دختر راضى نيست ولى ما هم كفو هم هستيم و هنوز دنبال اين هستيم كه خانواده ها را راضى كنيم. مرجع من آقاى خامنه اى و مرجع دختر خانم آقاى مكارم است. لطفا كمكمون كنين چه جورى ما خانواده ها رو راضى كنيم؟

متأسفانه فراوان ديده ايم كه وقتى ۲ نفر جوان به هم علاقمند مى شوند تصور مى كنند در حال تجربه كردن احساسى هستند كه تاكنون كمتر كسى آن را چشيده است. بنابراين هر نوع مخالفتى را بى دليل و رفتارى غيرمنطقى مى بينند. اميدوارم كه شما يكى از اين نوع افراد نباشيد به هر حال موضوعى كه اشاره كرده ايد دو محور اساسى دارد محور اول عقد موقتى است كه بدون اذن پدر، خوانده شده است.

بنا بر فتواى اكثر مراجع، اجازه پدر يا پدربزرگ پدرى براى دختر شرط صحت عقد ازدواج (دائم يا موقت) است و بدون اجازه آنها عقد صحيح نيست؛ مگر در مورد خاصى مثل اين كه دختر بالغ و رشيد بوده و نياز به ازدواج داشته باشد و همسرى مناسب و هم كفو خود پيدا كند كه در اين صورت اگر پدر و يا جدّ پدرى بدون دليل منطقى اذن ندهند، مى تواند خودش ازدواج كند. البته شرايط آن بايد براى حاكم شرع اثبات شود و همين طور در صورتى كه پدر يا جدّ پدرى غايب بوده و دسترسى به آنها نباشد و دختر هم نياز به ازدواج فورى داشته باشد كه در اين صورت هم اگر شوهر مناسب و متدين باشد اجازه لازم نيست.[۳۳]

به هر حال اگر مورد شما هم جزء استثنائات اذن پدر باشد توصيه مى كنيم كه حريم ها را حفظ كنيد. چرا كه نمى دانيد در آينده چه اتفاقى خواهد افتاد و اگر به هر دليل به هم نرسيد با حفظ حريم ها لطمه كمترى خواهيد خورد.

اما در رابطه با مخالفت خانواده خودتان با اين ازدواج، گفتنى است كه موافقت و مخالفت والدين در ازدواج، از ديدگاه هاى مختلف و در چندين علم و دانش مورد بررسى قرار مى گيرد و هر يك از اين علوم، نيز به غرضى خاص و از دريچه اى ويژه به آن مى نگرند. به تعبيرى ديگر اين موضوع، يك بحث بين رشته اى است و در علم فقه، حقوق، روان شناسى و جامعه شناسى خانواده، مد نظر دانشمندان هر يك از اين علوم است و در اين ميان آنچه هم اكنون مورد توجه است، بررسى ضرورت و تأثير روان شناختى اين عنصر، در تشكيل خانواده و انجام يك ازدواج موفق است.

از ديدگاه روان شناختى، تأثير موافقت و مخالفت والدين در ازدواج موفّق، به جايگاه والدين در نزد فرزندان خانواده بستگى دارد. بر اساس فرهنگ دينى و ايرانى، چون والدين يك تأثير عميق و به سزا در ذهن و خاطر فرزندان دارند و بعد از تشكيل خانواده، پشتوانه و استوانه خانواده تازه شكل گرفته محسوب مى شوند؛ لذا همراهى نكردن آنها براى فرزندان، يك شكست محسوب مى شود، در حالى كه در فرهنگ غرب، فرزندان بعد از رسيدن به سن قانونى، حتى از حمايت عاطفى والدين بى بهره اند و بر همين محروميت خو گرفته و به سراغ شريك زندگى خود مى روند؛ بدون آنكه والدين اطلاع داشته باشند.

حال با عنايت به اين جايگاه برجسته والدين و وابستگى روحى و عاطفى فرزندان در تمام سنين به والدين، نه تنها عدم مخالفت؛ بلكه موافقت والدين يك عنصر  ضرورى در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهى مستمر والدين با فرزندان است؛ چه اين كه بدون تحصيل رضايت آن دو، آنان در انجام يك عمل خطير، بدون پشتوانه مى باشند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. فرزندان ايرانى و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرايط يك ازدواج موفق، چون رضايت والدين را به همراه خود ندارند؛ كمتر مى توانند يك زندگى شيرين و همراه با پيشرفتى را پيش روى داشته باشند.

از منظر روان شناختى، اين قضيه را بايد با نگاه به پيامدهاى ناشى از نبود رضايت و همراهى صميمانه والدين بررسى كرد كه: آيا ازدواج بدون موافقت والدين و حتى همراه با مخالفت آنان موفق خواهد بود؟ آيا اين ازدواج از پيامدهاى منفى مصون است؟ در يك كلام مخالفت والدين با ازدواج چه تأثيرات مثبت و يا منفى بر موفقيت آميز بودن آن ازدواج دارد؟

از اين رو بهره مندى از عنصر رضايت والدين، از نظر ارزشى و فرهنگى، حداقل يك پشتوانه روحى براى جوانان در مسير ازدواج است؛ تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمى كامل طى كنند.

ازدواج كردن – بدون توجه به عوامل ديگر مرتبط با آن – خود به خود همراه با دل نگرانى و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دو طرف براى همديگر، عملى رازآلود و معماگونه است. كمترين تأثير روان شناختى اين نوع مخالفت، آن است كه به ميزان دلبستگى روحى و روانى به والدين، به نگرانى و اضطراب يك جوان جوياى اطمينان و آرامش مى افزايد و در صورتى كه در نهان خانه اعتقادات خود براى دعا و نفرين والدين تأثيرى ماوراى اسباب طبيعى قائل شود، اين نگرانى ژرف تر خواهد شد.

پس با تكيه بر  جايگاه والدين در خانواده هاى ايرانى و مسلمان از ديدگاه روان شناختى، جلب رضايت آنان در ازدواج يك ضرورت بى ترديد است و حضور اين عامل، مصلحت انديشى دلسوزانه و حتى پشتوانه اقتصادى فراروى دو جوان نيازمند مى گذارد. مخالفت والدين با ازدواج، يعنى، محروميت از تمام اين خوبى ها و از دست دادن اين عناصر ضرورى كه نمى توان حتى از يكى از آنها چشم پوشيد. روشن است كه ازدواج بى بهره از سرمايه «رضايت پدر و مادر» در واقع به نوعى ازدواج بى بهره از موفقيت كامل خواهد بود.

البته مفهوم اين سخن آن نيست كه به محض مخالفت والدين با «ازدواج خاصى»، بايد از آن دست شست بلكه اگر در عمق نهان خانه وجدان، مخالفت آنها را بجا مى شماريد، پس تسليم حق شويد و از اصرار بر تصميم غلط خود دست بكشيد؛ اما اگر با وجود ويژگى هاى مثبت فرد مورد نظرتان مخافت مى كنند و آن را بى مورد مى شماريد، در برابر والدين جبهه اى تشكيل ندهيد؛ بلكه درصدد جلب رضايت آنان برآييد. شما بايد با تكيه بر دو عنصر محبت و انديشه، عشق ورزى و مصلحت انديشى خانوادگى، والدين خود را نيز به جبهه موافقان با اين ازدواج خاص دعوت كنيد و جملگى يك صدا «فرياد موافقت» برآوريد و اقدام كنيد. پس تا زمانى كه رضايت آنان را به دست نياورده يك صدا نشده ايد، اقدام نكنيد.

[۳۳]. توضيح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۳۸۷.

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خواستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و زندگی دینی

 

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.