وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

محكم و متشابه

محكم و متشابه

 دليل وجود آيات متشابه در قرآن چيست؟

نخست، بايد به اين مقدمه ضرورى توجه كرد كه راه تفهيم و تفاهم در ميان انسان ها، به كارگيرى الفاظ است اما گاهى براى بيان مفاهيم و پيام ها، قالب الفاظ، كوتاه و تنگ است. لذا مى توان گفت؛ عوامل تشابه عبارت است از:

۱. بلنداى مفاهيم و معانى
آياتى مانند: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»۳۰، «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»۳۱ داراى معانى گسترده و تفاسير متعدد هستند.

 

۲. اشتراك لفظ
اشتراك لفظ مى تواند عامل ايجاد تشابه در آيات باشد؛ زيرا به سبب آن، كلام قابل حمل بر معناى غير مقصود مى شود. براى مثال در آيه:
«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ… إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً»۳۲.
واژه «اب» مشترك بين چند معنا، از جمله پدر، جد و عمو مى باشد. اين اشتراك سبب تشابه آيه گرديده است، لذا برخى در فهم مراد آن دچار اشتباه شده و پدر حضرت ابراهيم را بت پرست و مشرك دانسته اند!

 

۳. ايجاز
يكى از عوامل تشابه، ايجاز (مختصر گويى) در آيات است؛ براى نمونه در آيه: «وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا»۳۳. بديهى است منظور از «آمدن پروردگار» حالت جسمى و مكانى نيست بلكه چه بسا منظور «آمدن فرمان پروردگار» باشد.۳۴ اما اين ايجاز و مختصرگويى ممكن است براى برخى «شبهه» ايجاد كند و مكان داشتن و محدود بودن خداوند را القا كند.

 

۴. مباحثى جدلى
برخى از آيات ـ كه اكنون از متشابهات به شمار مى آيد ـ در آغاز متشابه نبوده و مسلمانان به دور از سابقه ذهنى گمراه كننده بلكه با خلوص نيت، با آن برخورد مى كردند. بدين لحاظ به طور عموم معنا و مراد آن به خوبى درك مى شد و هيچ گونه شبهه اى ايجاد نمى گرديد. اما پس از به وجود آمدن مباحث جدلى و رايج شدن برخى از اصطلاحات به گونه ناپخته و نارس، بر چهره پاره اى از آيات، هاله اى از غبار ابهام نمودار شد.
براى مثال آيات «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ. إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ»۳۵ بر حسب استعمالات متعارف عرب، چشم داشتن به جايگاه بلند پروردگار را مى رساند، اما بعدها با بروز مباحث جدلى و تفسير به رأى، عده اى آن را به معناى «رؤيت با چشم» گرفتند.

 

۵. تعريض
«تعريض» از جمله فنون بلاغى است كه قرآن كريم آن را به كار گرفته و از اين راه، مطالب خود را غيرمستقيم، به مخاطبان خود القا كرده است. در تعريض، از امر، نهى، تهديد، تعجب و… استفاده مى شود و در آن خطاب گوينده در ظاهر متوجه شخصى است و در واقع به غير او نظر دارد.
براى نمونه مى فرمايد: «اى پيامبر! اگر شرك آورى اعمالت حبط و نابود خواهد شد»؛ در اينجا خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ اما چه بسا منظور اصلى مردمان ديگر باشند.
از پنج عامل ياد شده، سبب اصلى تشابه در آيات، علو معانى و مفاهيم بلند قرآن است (عامل نخست)؛ زيرا از سويى لزوم ارايه معارف الهى بايسته است و از سوى ديگر كوتاهى لفظ و كوچكى قالب ارائه، به طور طبيعى باعث بروز اين تشابه است.

 

قرآن پيچيده ترين روابط و عوالم وجود را به كلام كشيده است و چون موضوع پيچيده و بسيار بلند است، كلمات در همين حد مى توانند بيانگر آنها باشند. البته هيچ كلام غيرقابل فهمى در قرآن نيست و حتى آيات متشابه آن با رجوع به محكمات، قابل فهم است. از اين رو قرآن، آياتش را دوگونه دانسته است: محكمات و متشابهات.

 

 

«هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ اياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْكِتابِ وَ اُخَرُ مُتَشابِهاتُ»۳۶.
آيات محكمات را آيات مادر مى نامد و آيات متشابه، چند مفهوم از آن قابل برداشت است كه براى كشف معناى اصلى آن، لازم است به آيات محكم ارجاع داده شوند.
معنى آيه متشابه اين نيست كه لغتى در آن است كه معنايش را نمى دانيم، بلكه آيه متشابه يعنى آيه اى كه مى شود آن را به چند گونه شبيه يكديگر توجيه كرد. به طور مثال: در قرآن آياتى هست كه همه چيز را به مشيت الهى نسبت مى دهد و استثنا نمى كند.

 

 

«قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ»۳۷؛ «مالك اساسى همه مُلك ها و قدرت ها تو هستى و به هر كه ملك بدهى تو مى دهى و از هر كه بخواهى تو مى گيرى و به هر كه مى خواهى عزت مى دهى، هر كه را بخواهى ذلت مى دهى، خير و صلاح در دست توست و تو بر همه چيز توانا هستى».

 

 

اين آيه از اين نظر متشابه است كه چندگونه ممكن است از آن برداشت شود. يكى اينكه در مشيت الهى هيچ چيزى، شرط هيچ چيز نيست، كما اينكه بعضى همين طور نتيجه گيرى كرده و معتقدند؛ تمام شرايطى كه ما آنها را شرايط عزت مى ناميم ممكن است؛ پيدا بشود ولى به دنبال آن به جاى عزت، ذلت بيايد و ممكن است تام شرايطى كه ما آنها را شرايط ذلت مى ناميم حاصل شود اما پشت سر آن عزت بيايد! در سعادت دنيا وسعادت آخرت هيچ چيزى شرط هيچ چيز نيست چون همه چيز به مشيت الهى است! اين گروه را «اشاعره» مى نامند. در حالى كه وقتى ما به آيات ديگر قرآن مراجعه مى كنيم، آنها آيات مادر مى شوند و اين آيه را تفسير مى كنند. به طور مثال در آيه ديگر مى خوانيم:
«اِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّي يُغَيِّروا ما بِاَنْفُسِهِمْ»۳۸؛ «خدا آنچه را كه براى قومى هست از آنها نمى گيرد مگر آنچه را كه خودشان از خودشان بگيرند».

 

 

اين گونه آيات كه محكم هستند، آيه قبل را توضيح مى دهد و از حالت متشابه خارج مى سازد.
البته آنچه درباره آيات متشابه گفته شد متناسب با قدرت فهم افراد است اما براى راسخان در علم، چه بسا آيات متشابه مطرح نباشد و نزد آنان همگى آيات به روشنى قابل فهم باشد و جنبه آيات محكم را داشته باشد.

 

به همين جهت در اول سوره هود آمده است:
«الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ...»۳۹؛ «الف، لام، راء. كتابى است كه آيات آن استحكام يافته، سپس از جانب حكيمى آگاه، به روشنى بيان شده است»۴۰.

 

علاوه بر دلايل پيشين، مى توان به دو فايده مهم ديگر درباره آيات متشابه اشاره كرد:

 

۱. لزوم پيوند و ارتباط مردم با پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام: در قرآن مجيد مى خوانيم:
«… وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ »۴۱؛ «… و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند».
مسئوليت تبيين بسيارى از احكام و معارف توسط معصومان عليهم السلام، جايگاه مرجعيت علمى و معنوى آن رهبران آسمانى را تثبيت مى كند و مردمان مسير هدايت خود را به درستى پيدا خواهند كرد و با بهره مندى از علم و عصمت اهل بيت عليهم السلام علاوه بر اينكه آيات متشابه براى آنان تبيين خواهد شد از محبت و مودّت آنان نيز بهره مند خواهد شد و از نااهلان و مدعيان دروغين خلافت به دور خواهند ماند.

 

۲. امتحان مردم؛ در قرآن مجيد مى خوانيم:
«… فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاّ أُولُوا الْأَلْبابِ»۴۲؛ «… اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه جويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود، ]از متشابه آن پيروى مى كنند، با آنكه تأويلش را جز خدا و ريشه داران در دانش كسى نمى داند.

 

[آنان كه ]مى گويند: «ما بدان ايمان آورديم، همه [چه محكم و چه متشابه ]از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان كسى متذكر نمى شود».

به طور معمول در فراز و نشيب هاى زندگى، پايدارى و پايبندى مردمان آشكار مى شود. در عرصه انديشه و انتخاب راه و مسير نيز در هنگام ابهام و تشابه است كه پاك دلان از تاريك دلان بازشناخته مى شوند.
در مجموع وجود آيات متشابه در قرآن مجيد، دلايل و فوائد متعددى دارد كه به برخى از آنها به طور مختصر اشاره شد.

۳۱. انبيا ۲۱، آيه ۳۰.
۳۲. مريم ۱۹، آيات ۴۴ـ۴۱.
۳۳. فجر ۸۹، آيه ۲۲.
۳۴. غافر ۴۰، آيه ۸۸.
۳۵. قيامت ۷۵، آيات ۲۲ـ۲۳.
۳۶. آل عمران ۳، آيه ۷.
۳۷. آل عمران ۳، آيه ۲۶.
۳۸. رعد ۱۳، آيه ۱۱.
۳۹. هود ۱۱، آيه ۱.
۴۰. منابع:
الف. معرفت، محمدهادى، علوم قرآنى، مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهيد، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۲۸۹ـ۲۷۱.
ب. سعيدى روشن، محمد باقر، علوم قرآنى، (مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ اول)، ص۲۹۳.
۴۱. نحل ۱۶، آيه ۴۴.
۴۲. آل عمران ۳، آيه ۷.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.