محبت خدا و محبت ديگران در یک دل

محبت خدا و محبت ديگران در یک دل

محبت خدا و محبت ديگران

پرسش ۳۷ . حديث است كه بالاترين «درجه تقوا» اين است كه در قلب انسان، جز خدا كسى وجود نداشته باشد.

در اينجا مسئله اى براى من مبهم است، آيا نمى توانم هم نوعان خود و دوستانم را ـ كه به نحوى در ترقى و پيشرفتم نقش داشته و در حقيقت واسطه فيض بوده اند ـ دوست داشته باشم و به آنها عشق و محبّت بورزم؟ به هر حال آنان نيز در دل من جا باز كرده اند؟!

يكم. در آيات قرآن و روايات معصومين (علیهم السلام) ، بر دوستى عده اى تأكيد شده است؛ از جمله دوستى با پرهيزگاران، صبرپيشگان، نيكوكاران، پاكان، عدالت پيشگان، جهادگران، توكل كنندگان و تائبان.۱۹۵ بنابراين نبايد پنداشت كه خداوند، دوستى را منحصر در خويش ساخته است.

دوم. بر اساس فرهنگ دينى، به دليل آنكه محبّت نوعى وحدت پيدا كردن محبّ با محبوب است (يعنى محبّ همان جا است كه محبوب او در آنجا هست و محبّ با محبوب خود است، و از او جدا نخواهد بود)، بايد محبوبانى را برگزيد كه محبّان حقيقى حضرت حق و محبوبان خداوند متعال باشند تا انسان با آنان و در عالم آنها (در جوار قدس حضرت)، مقصود و شاهد وجه كريم او باشند.۱۹۶

اى دل! آنجا رو كه با تو روشنند
وز بلاها مر تو را چون جوشنند
در ميان جان تو را جا مى كنند
تا تو را پر باده چون جا مى كنند
در ميان جان ايشان خانه گير
در فلك خانه كن اى بدر منير!
چو عطارد دفتر دل وا كنند
تا كه بر تو سرّها پيدا كنند۱۹۷ 

به هر حال محبّت دوستانى كه آدمى را به خدا نزديك كرده و به محبوب اصلى و ازلى رهنمون مى گرداند، ايرادى ندارد؛ امّا دوستى با كسانى كه انسان را از خدا دور نموده و وى را به بيراهه مى كشانند، در فرهنگ اسلام تحريم شده است.

حارث از امام على (علیه السلام)  نقل مى كند كه ايشان درباره دو دوست مؤمن و دو دوست كافر فرمود: «امّا دو دوست مؤمن كه زندگى شان را بر اساس دوستى در راه فرمانبرى از خدا گذاشته و بر اساس آن، با يكديگر بخشش ها كردند و به يكديگر مهر ورزيدند؛

چون يكى شان پيش از ديگرى بميرد و خداوند جايگاه او را در بهشت به او نشان دهد، به شفاعت از دوستش مى پردازد و مى گويد: پروردگارا! دوستم، فلانى مرا به فرمانبرى از تو فرمان مى داد و از معصيت و نافرمانى تو بازم مى داشت، پس او را بر همان هدايتى كه مرا به آن استوار داشتى، استوار بدار، تا آنچه را به من نشان داده اى به او نيز نشان دهى.

خداوند نيز دعاى او را مستجاب مى كند و چون اين دو يكديگر را نزد خداوند عز و جل مى بينند، هر يك از آنان به دوستش مى گويد: خداوند به تو دوست پاداش خير دهد، تو مرا به فرمانبرى از خداوند، فرمان مى دادى و از نافرمانى او بازم مى داشتى.

امّا دو كافرى كه بر اساس نافرمانى خدا با يكديگر دوستى كردند و بر اساس آن به يكديگر بخشش ها نمودند و مهر ورزيدند، پس چون يكى شان پيش از دوستش بميرد، خداوند جايش را در آتش به او نشان دهد.

وى مى گويد: پروردگارا! فلان دوستم مرا به نافرمانى از تو فرمان مى داد و از فرمانبرى ات بازم مى داشت، پس او را بر ادامه گناهانى كه مرا بر آن استوار داشت، استوار بدار تا عذابى را كه به من نشان دادى به او نيز نشان دهى.

پس چون در قيامت يكديگر را نزد خداوند مى بينند، هر يك از آنان به دوستش مى گويد: خداوند به تو جزاى بد بدهد؛ مرا به نافرمانى از خدا فرمان دادى و از فرمانبرى اش باز مى داشتى:

آن گاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «الْأَخِلاّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ».۱۹۸

مشترى من خداى است او مرا
مى كشد بالا كه «اللّه اشترى»
خون بهاى من جمال ذوالجلال
خون بهاى خود خوردم كسب حلال
اين خريداران مفلس را بهل
چه خريدارى كند يك مشت گل
گل مخور گل را مخر گل را مجو
ز آنكه گل خوار است دايم زرد رو
دل بخور تا دايما باشى جوان 
از تجلى چهره ات چون ارغوان۱۹۹ 

۱۹۵. نگاه قرآنى به دوست و دشمن، گفتار سوّم و پنجم.
۱۹۶. همان.
۱۹۷ . مثنوى معنوى.
۱۹۸. تفسير قمى، ج۲، ص ۲۸۷؛ بحارالانوار، ج۷، ص۱۷۳، ح۴.
۱۹۹ . مثنوى معنوى، دفتر ۲، ابيات ۲۴۳۸ ـ ۲۴۴۲.

منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش ها و پاسخ ها «عرفان و عشق»  .

حتما بخوانيد

ویژه نامه عرفان و مکاتب عرفانی

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.