وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

لغو مجازات اعدام در ایران

لغو مجازات اعدام در ایران

آيا اميدى به لغو مجازات اعدام در ايران مى باشد؟ شريعت اعمال اين مجازات ها را اجبارى مى داند و يا امكان مجازات هاى ملايمترى نيز وجود دارد؟

جمهورى اسلامى ايران قوانين خود را طبق شريعت اسلام پايه ريزى كرده و آنچه كه از احكام خداوند ثابت شده و آمده است قابل تغيير نيست مگر نسبت به مصالحى كه حفظ كل دين وابسته به آن باشد سوال شما درباره دو مسئله است يكى اعدام و ديگرى شكنجه.

درباره حكم اعدام بايد گفت اعدام عمدتا براى دو گروه است:

۱ براى قصاص كه طبق آيه قرآن كريم (أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ اْلأَنْفَ بِاْلأَنْفِ وَ اْلأُذُنَ بِاْلأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفّارَهٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ) مائده/ ۴۵ «بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان، و چشم در برابر چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان مى‏باشد و زخمها (نيز به همان ترتيب) قصاصى دارند. و هر كه از آن (قصاص) درگذرد، پس آن، كفاره (گناهان) او خواهد بود. و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏اند، آنان خود ستمگرانند» درباره اين آيه بايد چند نكته را متذكر شد

* اول اينكه آيه درباره قتل يا قطع عضو عمدى است نه خطايى يعنى عمدا كسى كسى را كشته يا عضوى از او را از بين ببرد در مقابل شخص مقابل يا اولياى او مى‏توانند قصاص كنند.

* دوم اينكه اين آيه طرف تعدى را محدود مى‏كند يعنى ممكن است طايفه كسى كه مقتول را مضروب گشته است بخواهند تعدى كرده و بيشتر ضرر برساند در عوض يك كشته دو كشته و يا در عوض عضوى كسى را بكشند بنابراين آيه مى‏فرمايد اگر كسى عمدا كسى را كشت يا عضوى از او را از بين برد نمى‏توان بيشتر از آنچه كه به مقتول يا مضروب ضرر رسانده به او ضرر رساند.

* سوم اينكه آيه تشويق به مقابله به مثل نمى‏كند بلكه مى‏فرمايد براى آنكه اين توهم پيش نيايد كه خداوند قصاص كردن را الزامى شمرده و دعوت به مقابله به مثل نموده است، به دنبال اين حكم ميفرمايد: اگر كسى از حق خود بگذرد و عفو و بخشش كند، كفاره‏اى براى گناهان او محسوب ميشود، و به همان نسبت كه گذشت به خرج داده خداوند از او گذشت ميكند.

آيه ديگر در اين باره آيه ۱۷۹ سوره بقره است كه مى‏فرمايد (وَ لَكُمْ فِى الْقِصاصِ حَياهٌ يا أُولِى اْلأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) «و اى خردمندان، شما را در قصاص زندگانى است، باشد كه به تقوا گراييد» درباره اين آيه نيز ذكر نكات زير ضرورى است

از جمله مسائلى كه مورد تعليم و تربيت مطرح است تنبيه است اما تنبيه گاهى براى شخص است گاهى براى جامعه. از آنجا كه خداوند خالق انسان و جهان است و مصالح و مفاسد انسانها رابهتر ا ز خود آنها مى‏داند قوانينى كه براى اداره جامعه در نظر گرفته بهترين قوانين است و براى وضع قوانين «ميل» نبايد مقياس باشد بلكه «مصلحت» بايد مقياس باشد، همچنين مصلحت جمع بايد مقياس باشد، نه مصلحت فرد. اين است كه در مواردى، مصلحت فرد فداى مصلحت جامعه مى شود و از اين جاست كه در مواردى، خود محبت عدم نرمى و خشونت را ايجاب مى كند.

تعبير قرآن راجع به مساله قصاص، چه تعبير جامعى است مى دانيم قرآن در قانون جزايى خود، طرفدار قصاص است. در مواردى كه كسى با عمد و بدون هيچ عذرى، بى گناهى را و نفس محترمى را از بين مى برد، اسلام اجازه قصاص مى دهد كه او را به مجازات آن شخص اعدام كنند. قرآن مى گويد (وَ لَكُمْ فِى الْقِصاصِ حَياهٌ يا أُولِى اْلأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) كشتن اين چنين را، قصاص و عدام و ميراندن تلقى نكنيد، بلكه آن راحيات و زندگى تلقى كنيد ولى نه حيات فرد جانى بلكه حيات جامعه يعنى با قصاص يك نفر متجاوز، حيات جامعه و افراد ديگر را حفظ كرده ايد.

شما اگر جلوى قاتل را نگيريد، فردا او يك نفر ديگر را خواهد كشت و فردا دهها نفر ديگر پيدا مى شوند و دهها نفر ديگر را خواهند كشت. پس با قصاص جامعه دچار كاستى نمى شود بلكه عاملى براى بقا و حفظ آن است يعنى قصاص، معنايش دشمنى كردن با انسان نيست دوستى كردن با انسان است. مى گويند «انسان دوستى»، البته سخن درستى است ولى اين مطلب بايد شكافته شود. يك وقت مى گوييم «انسان» يعنى اين هيكل خاص كه در همه افراد مشترك است و «انسان را دوست داشته باشيم» يعنى هر كس را كه از نسل آدم است، دوست داشته باشيم و خلاصه منظور از انسان، انسان زيست شناسى است آن كه زيست شناسى او را انسان مى داند، آيا مقصود اين است؟ يا نه، مقصود انسان يعنى انسانيت دوستى؟ اگر انسانى ضد انسان و ضد انسانيت شد، مانع راه و تكامل انسان هاى ديگر شد، آيا باز ما بايد اين انسان را كه در واقع اسمش انسان است و در معنا انسان نيست دوست بداريم؟ آيا به نام انسان دوستى، بايد به انسانيت خيانت كنيم و با انسانيت دشمنى بورزيم؟

۲ حكم اعدام براى مفسدان فى الارض كه اين حكم طبق تشخيص حاكم و قاضى اسلامى است. در قانون مجازات اسلامى، باب هفتم پيرامون «محاربه و افساد فى الارض» اين گونه آمده است:

فصل اول- تعاريف

ماده ۱۸۳- هر كسى كه براى ايجاد رعب و هراس و سلب آزادى وامنيت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فى الارض ميباشد.

و اين مسئله نيز بارى صلاح كل جامعه است شما مى‏دانيد جراحى عضو عفونى بيمار براى او سخت و درد آور است. و توام با خشنونت زيرا پاره كرده عضوى يا بريدن و قطع كردن بخشى از اقدام انسان بسيار دردآور است، اما اين كار براساس مصلحت و براى سلامتى بيمار است. عقلاى عالم جراحى را نه تنها درست مى دانند بلكه آن را جز ضرورت هاى اوليه سلامتى انسان مى شمارند. در قصاص مانند جراحى عضوى از جامعه بريده مى شود اما عضو خطرناك و عفونى اگر چنين عضوى بريده نشود عفونت او كل جامعه را فرا مى گيرد در نتيجه كل جامعه دچار بيمارى مى گردد. واقعيت قصاص اعدام و كشتن افراد جامعه نيست بلكه سخت گيرى در برابر رفتار جنايت كارانه كه امنيت جانى انسان را به خطر مى اندازد.

اما درباره شكنجه

بايد گفت نه تنها چنين قانونى نه در اسلام و نه در قانون جمهورى اسلامى وجود دارد بلكه طبق قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران شكنجه ممنوع است و نيز طبق آنچه كه مسئولين مطلع خبر مى‏دهند رخ مى‏دهد اما آنچه كه رسانه هاى بيگانه براى سياه نمايى چهره جمهورى اسلامى ايران مطرح مى‏كنند و گاهى به عنوان حقوق بشر و گاه به عنوان شكنجه زندانيان سياسى مطرح مى‏كنند دروغى بيش نيست كه اين مسئله را از كسانى كه به هر دليلى زندان را تجربه كرده اند مى‏توان جويا شد. اگر هم مامورى نادرست برخورد كند جزو قوانين اسلامى و كشورى نيست.

بنابراين حكم اعدام در مواردى كه هست براى صلاح جامعه وجود دارد و درمورد شكنجه قانون و شرع بر نبود آن حكم كرده است. پرسمان.

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.