وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

قومی که با شایعات پیامبر خود را اذیت می کردند و خدا آنان را نکوهش کرد

قومی که با شایعات پیامبر خود را اذیت می کردند و خدا آنان را نکوهش کرد

 [قرآن کریم] مى گوید: «اى کسانى که ایمان آورده اید، مانند کسانى نباشید که «موسى» را اذیت و آزار کردند، اما خدا او را از همه نسبتهاى ناروا مبرا و پاک نمود، و او در پیشگاه خدا آبرومند و بزرگ منزلت بود» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللّهُ مِمّا قالُوا وَ کانَ عِنْدَ اللّهِ وَجِیهاً). [سوره احزاب/ آیه 69]. 

 

انتخاب موسى از میان تمام پیامبرانى که مورد ایذاء قرار گرفتند، به خاطر آن است که: موذیان «بنى اسرائیل» بیش از هر پیامبرى او را آزار دادند، به علاوه آزارهائى بود که بعضاً شباهت به ایذاء منافقان نسبت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) داشت. 

در این که: منظور از ایذاء موسى(علیه السلام) در اینجا چیست؟ و چرا قرآن آن را به صورت سربسته بیان کرده؟ در میان مفسران گفتگو است، و احتمالات گوناگونى در تفسیر آیه داده اند از جمله: 

1 ـ طبق روایتى موسى(علیه السلام) و هارون(علیه السلام) بر فراز کوه رفتند، و هارون بدرود حیات گفت، شایعه پراکنان «بنى اسرائیل»، مرگ او را به موسى(علیه السلام) نسبت دادند، خداوند حقیقت امر را روشن ساخت، و مشت شایعه سازان را باز کرد. 

2 ـ چنان که مشروحاً در ذیل آیات اخیر سوره «قصص» آوردیم «قارون» حیله گر، براى این که تسلیم قانون زکات نشود، و حقوق مستمندان را نپردازد، توطئه اى چید، که زن بدکاره اى در میان جمعیت برخیزد، و موسى(علیه السلام) را متهم به روابط نامشروع با خود کند، که، به لطف الهى، نه تنها این توطئه مؤثر نیفتاد، بلکه همان زن به پاکى موسى(علیه السلام) و توطئه «قارون» گواهى داد. 

3 ـ گروهى از دشمنان موسى(علیه السلام) او را متهم به سحر و جنون و دروغ بستن بر خدا، کردند، اما خداوند به وسیله معجزات باهرات، او را از این نسبتهاى ناروا مبرا ساخت. 

4 ـ جمعى از جهال بنى اسرائیل، او را متهم به داشتن پاره اى از عیوب جسمانى مانند: «برص» و غیر آن کردند; زیرا او به هنگامى که مى خواست غسل کند و خود را شستشو دهد، هرگز در برابر دیگرى برهنه نمى شد، اما روزى هنگامى که مى خواست، در گوشه اى دور از جمعیت، غسل کند، لباس خود را بر قطعه سنگى گذاشت اما سنگ به حرکت درآمد و لباس موسى(علیه السلام) را با خود برد، و بنى اسرائیل بدن او را دیدند، که هیچ عیب و نقصى نداشت! 

5 ـ بهانه جوئى هاى بنى اسرائیل یکى دیگر از عوامل آزار موسى(علیه السلام) بود: گاه، تقاضا مى کردند: خدا را به آنها نشان دهد. 
گاه، مى گفتند: غذاى یکنواخت (من و سلوى) براى ما مناسب نیست. 
و گاه، مى گفتند: ما حاضر نیستیم وارد «بیت المقدس» شویم و با «عمالقه» بجنگیم، تو و پروردگارت بروید و آنجا را فتح کنید، تا ما وارد شویم؟ 

اما آنچه نزدیکتر به معنى آیه است، اینست که: آیه شریفه یک حکم کلى و جامع را بیان مى کند، زیرا «بنى اسرائیل» از جنبه هاى مختلف، موسى(علیه السلام) را ایذاء کردند، ایذاءهائى که بى شباهت به آزار بعضى از مردم «مدینه» نسبت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نبود، مانند:

پخش شایعات،

نقل اکاذیب و نسبت ناروائى که به همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) دادند که شرح آن در تفسیر سوره «نور» گذشت(1)

و خرده گیرى هائى که در مورد ازدواج پیامبر(صلى الله علیه وآله) با «زینب» داشتند

و مزاحمت هائى که در خانه او، و یا به هنگام صدا زدن نامؤدبانه نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) ایجاد مى کردند. 

و اما نسبت دادن سحر و جنون، و مانند اینها و یا عیوب بدنى هر چند در مورد موسى(علیه السلام) بوده، اما تناسبى با خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِیْنَ آمَنُوا» در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) ندارد، زیرا نه موسى(علیه السلام) و نه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را مؤمنان متهم به «سحر» و «جنون» نکردند، و همچنین اتهام به عیوب بدنى به فرض که در مورد موسى(علیه السلام) بوده و خداوند او را مبرا ساخت، در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مصداقى در تاریخ نداشته است. 

به هر حال، از این آیه مى توان استفاده کرد که: هر گاه کسى در پیشگاه خدا وجیه و صاحب قدر و منزلت باشد، خدا به دفاع از او در برابر افراد موذى که نسبتهاى ناروا به او مى دهند، مى پردازد، تو پاک باش و وجاهت خود را در پیشگاه خدا حفظ کن، او نیز به موقع، پاکى تو را برملا مى سازد هر چند بدخواهان در متهم ساختن تو بکوشند. 

نظیر این معنى را در داستان «یوسف»(علیه السلام) صدّیق پاکدامن مى خوانیم که: چگونه خدا او را از تهمت بزرگ و خطرناک همسر «عزیز مصر»، مبرّا ساخت. 
و همچنین در مورد «مریم» مادر «عیسى»(علیه السلام) که نوزاد شیرخوارش به پاکى او گواهى داد، و زبان بدخواهان «بنى اسرائیل» را که سعى در متهم ساختن او داشتند، بست. 

 

ذکر این نکته نیز، لازم به نظر مى رسد که: این خطاب مخصوص مؤمنان زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) نبود، ممکن است کسانى بعد از او قدم به عرصه وجود بگذارند اما کارى کنند که روح مقدسش آزرده شود، آئین او را کوچک بشمرند، زحمات او را بر باد دهند، مواریث او را به فراموشى بسپارند، آنها نیز مشمول این آیه خواهند بود. 

لذا در بعضى از روایات، که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده مى خوانیم: «آنها که على(علیه السلام) و فرزندان او را آزار دادند مشمول این آیه اند».(2) 

آخرین سخن، در تفسیر آیه این که: با توجه به حالات پیامبران بزرگ، که از زخم زبان جاهلان و منافقان، در امان نبودند، نباید انتظار داشت: افراد پاک و مؤمن، گرفتار این گونه اشخاص نشوند، چنان که امام صادق(علیه السلام) مى گوید:

 إِنَّ رِضَا النَّاسِ لایُمْلَکُ وَ أَلْسِنَتَهُمْ لاتُضْبَطُ:
«خوشنودى همه مردم را نمى شود به دست آورد، و زبان مردم را نمى توان بست»… امام(علیه السلام) در پایان این حدیث مى افزاید: «آیا موسى را متهم به عیوبى نکردند؟ و آزار ندادند؟ تا این که خداوند او را تبرئه کرد».(3)

* * *

 

1 ـ جلد 14، ذیل آیه 11 ـ 20.
2 ـ «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 308.
3 ـ «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 309.

منبع: هدانا برگرفته از تفسیر نمونه حضرت آیت الله مکارم جلد 17.

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.