وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

قدرت ذهن در اسلام

قدرت ذهن در اسلام

احاديثى را بيان كنيد كه امامان(ع) درمورد قدرت ذهن فرموده اند.

۱ آن معنا از ذهن كه در روانشناسى ذهن يا مهندسى ذهن مطرح است، در روايات اهل بيت (ع) با عنوان ذهن مطرح نشده، بلكه عناوين ديگر به آن داده شده و، از واژه ى ذهن در چنين مواردى كمتر استفاده شده است.

۲ بسيارى از آموزه ها كه در چنين چهارچوبهاى روانشناسى به چشم مى خورد، در روايات اهل بيت (ع) و آموزه هاى دينى نيز ديده مى شوند ولى بايد توجّه داشت كه اين اشتراك در برخى گزاره ها دليل بر اين نيست كه اين گونه مكاتب روانشناسى، صد در صد مورد تأييد اسلام مى باشند بلكه در مواردى نظر اسلام بر خلاف نظرات اين گونه مكاتب روانشناسى مى باشند بخصوص در زمينه روانشناسى ذهن كه غلوّ و افراط فراوانى در آن به چشم مى خورد و گاه تناقضات فلسفى آشكارى نيز در آنها ديده مى شود مانند نظريّه جذب كه امروزه از شهرت خاصّى برخوردار شده، در حالى كه نه تنها از نظر فلسفى مشكل دارد، از نظر علوم تجربى نيز قابل اثبات نيست.

۳ متأسفانه تحقيقات قابل توجّهى در مورد روانشناسى اسلامى انجام نشده و اكثر كتابهايى هم كه در اين باره نوشته شده اند حالت انفعالى و تطبيقى دارند و بخصوص در مورد مهندسى ذهن از ديدگاه اسلام كمترين فعّاليّت شده است. لذا در اين باب احاديث طبقه بندى شده اى وجود ندارد. از اينرو تنها به مواردى از اين روايات كه موفق به يافتن آن از منابع روايى شده ايم مى پردازيم. ذكر اين نكته نيز لازم است كه در روايات اسلامى ابوابى از روانشناسى ذهن يا ادراك مؤثّر باز شده كه مى توان نام آن را روانشناسى عقل گذاشت كه بسى برتر از روانشناسى ذهن امروزى است كه هيچ نظرى به عقل نداشته از ذهنى خنثى و صرفاً طبيعى و حيوانى بحث مى كند.

الف: عادتهاى بد و خوب

يكى از خواصّ ذهن و وجود آدمى اين است كه امور، با تمرين و ممارست در او به صورت عادت و ملكه در مى آيند و آنچه به صورت ملكه و عادت در آمده به صورت خودكار عمل مى كند. و ريشه ى اكثر اين عادتها در ذهن است لذا روانشناسان براى ترك عادات بد، به افراد توصيه مى كنند كه مدّتى ذهن خود را مشغول نماييد تا عادت حاصل شده زائل گردد.

۱ قال علىّ عليه السّلام: عوّد نفسك التّصبّر على المكروه. و ايضاً قال: مَنْ تَحَلَّمَ حَلُمَ.

نفس خويش را به بردبارى در مقابل ناملايمات عادت ده. و نيز فرمودند: هر كه خود را به حلم بزند (اداى افراد حليم را در آورد) حليم مى شود.

۲ قال علىّ عليه السّلام: العاده عدوّ متملّك.

عادت بد، دشمنى است كه با قدرت بر صاحبش حكومت ميكند.

۳ عن ابى محمّد العسكرىّ عليه السّلام: قال ردّ المعتاد عن عادته كالمعجز.

برگرداندن معتاد از عادتى كه بدان خو گرفته مانند معجزه است.

۴ قال الحسن عليه السّلام: العادات قاهرات فمن اعتاد شيئا فى سرّه و خلواته فضحه فى علانيته و عند الملاء.

عادات، در وجود آدميان با قهر و غلبه حكومت ميكنند. كسى كه در پنهانى به چيزى عادت كند آشكارا و در محضر مردم مفتضحش خواهد ساخت.

۵ ايّها الناس تولّوا من انفسكم تأديبها و اعدلوا بها عن ضراوه عاداتها

اى مردم خودتان تأديب نفس خويش را عهده‏دار شويد و از عادات ناپسندش بازگردانيد.

۶ قال علىّ عليه السّلام: العاده طبع ثان.

عادات اكتسابى، طبيعت دوّمى انسان است.

۷ قال علىّ عليه السّلام: المرء حيث وضع نفسه برياضته و طاعته فان نزّهها تنزّهت و ان دنّسها تدنّست.

خوب و بدِ اخلاق هر انسانى تابع روشى است كه تربيت روح خود را بر آن قرار داده و در راه نيل به آن روش، مجاهده و از آن پيروى مينمايد. اگر با روشهاى صحيح جان خود را از پليدى پاك كرده باشد پاك است و اگر آلوده نموده آلوده خواهد بود.

۸ قال علىّ عليه السّلام: ذلّلوا انفسكم بترك العادات و قودوها الى فعل الطّاعات و حمّلوا بها اعباء المغارم و حلّوها بفعل المكارم و صونوها عن دنس المآثم.

نفس متجاوز و سركش خويش را با ترك عادات ناپسند خوار نمائيد و به انجام اوامر الهى وادارش سازيد و بار غرامتهاى تخلفش را بر وى تحميل نمائيد، با انجام مكارم اخلاق زينتش كنيد و از پليديهاى گناه مصونش داريد.

ب: يكى ديگر از خواصّ ذهنى و درونى انسان اين است كه اعمال را تحت تأثير خود دارند، لذا نوع حالاتى كه در درون شخص وجود دارند به شدّت در اعمال و رفتار او تأثير مى گذارند و باز ريشه ى اين حالات در ذهن است و ورود و خروج آنها ذهن مى باشد. از جمله ى اين حالات مى توان از خود كم بينى و خود بزرگ بينى، حسد، كبر، غم و غصّه، ترس افراطى و وسواسى، شكّاكيّت و آرزو مدارى ياد نمود. ذهن و ضمير كسانى كه مبتلا به اين امور مى باشند به گونه اى سامان يافته كه خود به خود آنها را در مسيرهاى عملى خاصّى مى راند كه عاقبت خوشى ندارد. و جالب اينجاست كه در روانشناسى ذهن امروزى آرزو مدارى به شدّت ترويج مى شود و چنين تلقين مى كنند كه انسان اگر غرق در خواسته هاى ذهنى خود شود به خواسته ى خود مى رسد غافل از اينكه اوّلاً همواره چنين نيست و ثانياً بايد ديد انسان دنبال چه آرزويى است. دنبال اهداف حقيقى و كمالات وجودى يا دنبال زخارف بى ارزش. اكثر روانشناسيهاى امروزى، فرمولهايى بى جهت را ارائه مى دهند كه انسان را به هرسويى ممكن است ببرد در حالى كه روانشناسى اهل بيت تنها و تنها در مسير كمالات حقيقى انسان تعريف شده است.

۹ ما من احد يتيه الّا من ذلّه يجدها فى نفسه.

هيچ كس به خوى ناپسند تكبر، مبتلا نمى شود مگر به سبب خوارى و ذلتى كه در ضمير باطن خود احساس مى نمايد.

۱۰ قال علىّ عليه السّلام: الهمّ يذيب الجسد.

آتش اندوه و غم، بدن آدمى را ميگدازد و مانند فلزّ مذابى آب ميكند.

۱۱ و عنه عليه السّلام: الهمّ نصف الهرم.

غصه نصف پيرى است.

۱۲ عن امير المؤمنين عليه السّلام: الحسد يفنى و الحقد يذرى.

حسد جسم را فرتوت و فانى ميكند و كينه‏توزى آدمى را بر باد ميدهد.

۱۳ و عنه عليه السّلام: الخائف لا عيش له.

آن كس كه گرفتار ترس و وحشت است در زندگى آسايش خاطر ندارد.

۱۴ قال الصّادق عليه السّلام: الرّجل يجزع من الذّلّ الصّغير فيدخله ذلك فى الذّلّ الكبير.

آدمى از ذلت و حقارت كوچكى اظهار ناراحتى و اندوه ميكند و همين جزع و بيقرارى، او را به ذلت بزرگترى گرفتار مى نمايد.

۱۵ عن علىّ عليه السّلام: الحزن يهدم الجسد.

غم و اندوه بدن آدمى را ويران ميكند.

۱۶ و عنه عليه السّلام: المريب ابدا عليل.

كسانى كه همه چيز و همه كس را بچشم ترديد و بدگمانى نگاه ميكنند همواره عليل و بيمارند.

۱۷ قال علىّ عليه السّلام: من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته.

آن كس كه واجد بزرگوارى و كرامت نفس باشد تمايلات شهوانيش در نظر او خوار مى‏آيد.

۱۸ و عنه عليه السّلام: من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه.

كسى كه به شرف معنوى و كرامت نفس خود عقيده دارد با پليدى گناه، خوارش نخواهد ساخت.

۱۹ قال علىّ عليه السّلام: لا تشعر قلبك الهمّ على ما فات فيشغلك عن الاستعداد بما هو آت.

افسوس‏هاى گذشته را در دل خود بيدار مكن كه تو را از آمادگى پيروزيهائى كه در پيش دارى باز ميدارد.

۲۰ قال علىّ عليه السّلام: لا تحمل همّ يومك الّذى لم يأتك على يومك الّذى قد اتاك.

غصّه فرداى نيامده را بر امروز موجودت تحميل مكن و بار روز حاضرت را بى جهت سنگين منما

۲۱ عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام انّه قال: من تعلّق قلبه بالدّنيا تعلّق قلبه بثلاث خصال: همّ لا ينفى و امل لا يدرك و رجاء لا ينال.

كسى كه به دنيا دل بسته و در بند علاقه‏اش اسير است همواره گرفتار سه حالت روحى است: غصّه و اندوهى كه هرگز از صفحه دلش زدوده نميشود، آرزوئى كه هرگز برآورده نميگردد، و اميدى كه هرگز به آن دست نمى‏يابد.

۲۲ قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: الامل رحمه لامّتى و لو لا الامل ما رضعت والده ولدها و لا غرس غارس شجرا.

آرزو براى امّت من رحمت است چه اگر آرزو نمى‏بود هيچ مادرى فرزند خود را شير نميداد و هيچ باغبانى درختى نمى‏نشاند.

۲۳ قال على عليه السّلام: من اشتغل بالفضول فاته من مهمّه المأمول.

آن كس كه خود را به مسائل زائد و غير لازم سرگرم كند از مهمّات واقعى زندگى كه آرزو دارد باز مى‏ماند.

۲۴ قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: انّ اخوف ما اخاف على امّتى الهوى و طول الامل.

براى امّت خود از دو چيز بيش از هر چيز خائف و ترسانم، اوّل هواى نفس و دوّم آرزوى دراز.

۲۵ و عنه عليه السّلام: افضل الدّواء ترك المنى.

بهترين داروى شفا بخش ترك آرزوهاى نابجا است.

۲۶ قال امير المؤمنين عليه السّلام: من اطال الامل اساء العمل.

كسى كه آرزو را دراز گرداند رفتار خود را ضايع و بد ساخته است.

۲۷ قال علىّ عليه السّلام: من الحمق الاتّكال على الامل.

تكيه كردن بر آرزو از ابلهى و حماقت است.

۲۸ على (ع) ميفرمود: من جرى فى عنان امله عثر باجله.

كسى كه از پى آرزوهاى بى حساب خود روان گردد به سوى سقوط قطعى و مرگ لغزيده است.

۲۹ قال علىّ عليه السّلام: من الحمق الاتّكال على الامل.

۳۰ قال علىّ عليه السّلام: الرّغبه مفتاح النّصب و مطيّه التّعب.

رغبت و تمايل شديد، كليد ناراحتى و مركب خستگى و فرسودگى است.

۳۱ و عنه عليه السّلام: ثمره الرّغبه التّعب.

نتيجه علاقه و رغبت زياد، خستگى و تعب است.

ج: يكى ديگر از قابليّتهاى ذهن و ضمير آدمى قدرت بروز و ظهور مى باشد، كه اصطلاحاً همّت ناميده مى شود. همه ى انسانها كما بيش انديشه ها و خواستهايى را در ذهن خود مى پرورانند و دوست دارند كه آنها را در عالم خارج نيز عملى سازند ولى كمتر افرادى هستند كه بتوانند خواستهاى اساسى خود را بروز دهند و اصطلاح همّت كافى در اين باره را ندارند. همّت عالى نيز نيز يكى از امورى است كه از ذهن سرچشمه مى گيرد و به نوع جهت گيرى و عادات ذهنى انسان بستگى دارد. لذا مى توان با تمرينات ذهنى، همّت و قدرت ابراز و اظهار خارجى خواستهاى خود قويتر ساخت.

۳۲ عن علىّ عليه السّلام: قدر الرّجل على قدر همّته.

ارزش هر انسانى به مقدار همت او است.

۳۳ قال علىّ عليه السّلام: الشّرف بالهمم العاليه لا بالرّمم الباليه.

شرف و فضيلت آدمى به همتهاى بلند و اراده‏هاى نيرومند است نه به استخوانهاى پوسيده و اجساد متلاشى‏شده درگذشتگان.

۳۴ عن علىّ عليه السّلام: الحلم و الاناه توامان ينتجهما علو الهمّه.

بردبارى و تأنى، مانند دو كودك يك شكمند و زائيده همت عالى هستند،

د: مطلب ديگرى كه در روانشناسى اسلامى به شدّت مورد توجّه واقع شده ولى در روانشناسى روز كاملاً مغفول مى باشد، توان عقلانى است كه غير از ذهن و هوش و امثال اين امور مطرح در روانشناسى مى باشد. از نظر اسلام اين قوّه است كه بايد بر تمام قوا حاكم باشد و تمام توان ذهنى و درونى آدمى نيز بايد با صلاح ديد عقل وارد عمل شود چرا كه عقل حجّت باطنى خدا در درون انسان مى باشد و در همين جاست كه مسير روانشناسى اسلامى از روانشناسى هاى رايج جدا مى شود.

۳۵ قال علىّ عليه السّلام: العقل شرع من داخل و الشّرع عقل من خارج.

عقل شرع خدا از داخل است و شرع، همان عقل بيرونى است.

۳۶ قال علىّ عليه السّلام: العقل رسول الحقّ.

عقل رسول حقّ است.

۳۷ و عنه عليه السّلام: العاقل يعتمد على عمله و الجاهل يعتمد على امله.

اشخاص عاقل به سعى و كوشش خود تكيه مى كنند ولى مردان نادان به آمال و آرزوهاى خويشتن متّكى هستند.

۳۸ عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام: قال حجّه اللَّه على العباد النّبىّ، و الحجّه فيما بين العباد و بين اللَّه العقل.

حجّت خدا بر بندگان پيامبر است و حجّت بين مردم و خدا عقل است.

۳۹ قال علىّ عليه السّلام: فضّل العقل على الهوى لانّ العقل يملكك الزّمان و الهوى يستعبدك للزّمان.

عقل را بر هواى نفس برترى و فضيلت ده، چه آنكه عقل، تو را مالك و فرمانرواى زمان مى سازد و هواى نفس، تو را بنده و برده روزگار مى كند.

۴۰ قَالَ الصَّادِقُ ع: كَثْرَهُ النَّظَرِ فِى الْعِلْمِ يَفْتَحُ الْعَقْل.

زياد نگاه كردن به علم (تمرين علمى داشتن) موجب گشايش و شكوفايى عقل است.

۴۱ وَ قَالَ ع لَيْسَ لِمَلُولٍ صَدِيقٌ وَ لَا لِحَسُودٍ غِنًى- وَ كَثْرَهُ النَّظَرِ فِى الْحِكْمَهِ تَلْقَحُ الْعَقْل

براى آدم افسرده دوستى نيست و براى حسود بى نيازى و غنى نيست و زياد نگاه كردن به حكمت (تمرين عقلى و برهانى داشتن) موجب گشايش و شكوفايى عقل است.

۴۲ قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: استرشدوا العقل ترشدوا و لا تعصوه فتندموا.

از عقل هدايت و راهنمائى بخواهيد تا به رشد و كمال خويش نائل گرديد، و از فرمانش سرپيچى ننمائيد كه نادم و پشيمان خواهيد شد.

۴۳ قال علىّ عليه السّلام: ليست الرّؤيه مع الابصار فقد تكذب العيون اهلها و لا يغشّ العقل من استنصحه.

بينش و درك واقعى هميشه با ديده‏ها ميسّر نيست، زيرا گاهى چشم خطا مى كند و به صاحبش دروغ مى گويد، ولى عقل، در اندرز و نصيحت به صاحبش خيانت نمى‏نمايد و هرگز خلاف واقع نمى‏گويد.

۴۴ قال علىّ عليه السّلام: النّفوس طلقه لكنّ ايدى العقول تمسك اعنّتها عن النّحوس.

نفس سركش آدمى رها و خودسر است، ولى دست نيرومند عقل به شدت زمامش را مى‏كشد و از اعمالى كه مايه نحوست و بدبختى است بازش مى دارد.

۴۵ قال امير المؤمنين عليه السّلام: ليس العاقل من يعرف الخير من الشّر، و لكنّ العاقل من يعرف خير الشّرين.

عاقل آن كسى نيست كه تنها نيكى را از بدى تشخيص دهد، بلكه عاقل كسى است كه وقتى در مقابل دو بدى قرار مى گيرد، آن را كه خطرش كمتر و شرّش خفيفتر است بشناسد، و با تن دادن به شرّ كوچكتر خود را از

۴۶ و عنه عليه السّلام: اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع.

بيشتر فرو افتادن و سقوط عقل‏هاى بشر در زير اشعه فريبنده و تلألؤ خيره‏كننده آز و طمع است.

۴۷ قال علىّ عليه السّلام: زوال العقل بين دواعى الشّهوه و الغضب.

در كشاكش انگيزه‏هاى شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار مى‏شود و فروغ خود را از دست ميدهد.

۴۸ و عنه عليه السّلام: من لم يملك شهوته لم يملك عقله.

كسى كه مالك شهوت خود نباشد مالك عقل خود نخواهد بود.

۴۹ و عنه عليه السّلام: كثره الامانىّ من فساد العقل.

آرزوهاى زياد، ناشى از فساد عقل آدمى است.

۵۰ قال امير المؤمنين عليه السّلام: اعجاب المرء بنفسه دلّ على ضعف عقله.

خودپسندى شخص، دليل بر ضعف عقل او است.

۵۱ قال علىّ بن الحسين عليهما السّلام: من لم يكن عقله اكمل ما فيه، كان هلاكه من ايسر ما فيه.

كسى كه عقل وى از ساير قوايش كاملتر نباشد هلاكت و سقوط، از آسانترين حوادث در زندگانى او است.

۵۲ قال علىّ عليه السّلام: اذا شاب العاقل شبّ عقله و اذا شاب الجاهل شبّ جهله.

وقتى افراد عاقل، پير مى شوند نيروى عقل در نهادشان جوان مى گردد و موقعى كه اشخاص جاهل به پيرى مى رسند جهل و نادانى در وجودشان جوان مى‏شود.

۵۳ قال علىّ عليه السّلام: من غلب عقله هواه افلح، و من غلب هواه عقله افتضح.

كسى كه عقلش بر هواى نفس غالب باشد به رستگارى و سعادت نائل مى‏شود، و آن كس كه عقلش مغلوب تمايلات نفسانيش باشد، سرانجام رسوا و مفتضح مى گردد.

۵۴ عن علىّ عليه السّلام: فانّ الشّقىّ من حرم نفع ما اوتى من العقل و التّجربه.

بدبخت و زيانكار كسى است كه از سرمايه‏هاى عقل و تجربه سودى نبرد و از ذخائرى كه به وى عطا شده است بهره‏اى برنگيرد.

۵۴ عن علىّ عليه السّلام قال: شرّ آفات العقل الكبر.

كبر، بدترين آفت خرد است.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.