وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

قانون جاذبه در قران

قانون جاذبه در قران

 

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

قانون جاذبه عمومى از منظر قرآن

پرسش : قرآن قانون جاذبه عمومى را چگونه بیان مى کند؟

پاسخ اجمالی:

در هنگام نزول قرآن، فرضیه بطلمیوس بر افکار دانشمندان حاکم بود. اما با نزول قرآن، این نظریه کنار رفت. بر اساس آیات قرآن؛ هر یک از کرات آسمانی در مدار خود معلق و ثابت هستند، همانند چرخیدن آتش گردان، كه اگر سيم آن قطع شود هر يك از قطعات آتش به نقطه دور دستى پرتاب مى شود. حال اگر در کرات آسمانی تساوی بین قوه جاذبه و دافعه برقرار باشد، در این صورت ستونی نیرومند و نامرئی پدید می آید و این همان آیه دوم سوره رعد آست که می فرماید: «آسمان دارای ستون های نامرئی است».

پاسخ تفصیلی:

در آیه دوم سوره رعد مى خوانیم: «اللهُ الَّذِى رَفَعَ السَّماوَاتِ بِغَیْرِ عَمَد تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ»؛ «خدا همان کسى است که آسمانها را، بدون ستونهایى که بتوانید آنها را ببینید، برافراشت، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ (و به تدبیر جهان پرداخت)؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معیّنى حرکت دارند. کارها را او تدبیر مى کند؛ آیات را (براى شما) تشریح مى نماید؛ شاید به لقاى پروردگارتان یقین پیدا کنید».
قابل توجه این که قرآننمى گوید آسمان بى ستون است، بلکه مى گوید: «بدونه ستونهایى که بتوانید آنها را ببینید». این تعبیر به خوبى مى رساند که ستون مرئى وجود ندارد بلکه ستونى نامرئى، آسمان ها را به پا داشته است.(۱)
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مى خوانیم که یکى از یارانش به نام حسین بن خالد سوال مى کند: این که خداوند فرمود: «وَالسَّمَاءِ ذُاتِ الحُبُکِ»؛ (سوگند به آسمان که داراى راه ها است)(۲) یعنى چه؟
امام فرمود: «این آسمان راه هایى به سوى زمین دارد»، راوى عرض کرد: «چگونه مى تواند آسمان راه ارتباطى با زمین داشته باشد، در حالى که خداوند مى فرماید: “آسمان ها بى ستون است“؟»

آیا توجیه و تفسیرى براى این سخن، غیر از ستونى که ما امروز نام آن را توازن قوّه جاذبه و دافعه مى نامیم، وجود دارد؟
در زمان نزول آیات قرآن، تنها فرضیه اى که بر افکار دانشمندان آن عصر، و قرن هاى بعد از آن و قبل از آن، حاکمبود فریضه هیات بطلمیوس بود که با تمام قدرت بر محافل علمى جهان حکومت مى کرد و طبق آن، آسمان ها به صورت کراتى تو در تو همانند طبقات پیاز روى هم قرار داشت، و زمین در مرکز آنها بود، و طبعاً هر آسمانى متکى به آسمان دیگرى بود؛ ولى بعد از حدود هزار سال از نزول قرآن، بطلان این عقیده با دلایل قطعى ثابت شد، و نظریه افلاک پوست پیازى به کلّى کنار رفت و این معنا مسلم شد که هر یک از کرات آسمانى در مدار و جایگاه خود معلّق و ثابت است؛ هر چند مجموعه ها و منظومه ها داراى حرکت اند، و تنها چیزى که آنها را در جاى خود نگه مى دارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است. مانند آتش گردان هنگامى که در حال چرخیدن است، که اگر سیم آن قطع شود هر یک از قطعات آتش به نقطه دور دستى پرتاب مى شود. حال اگر قوه جاذبه دقیقاً با قوه دافعه (نه ذره اى کمتر و نه ذره اى بیشتر) مساوى باشد، در این صورت ستونى نیرومند و نامرئى به وجود مى آید که آنها را در جاى خود ثابت نگه مى دارد؛ همان گونه که کره زمین میلیون ها سال است که در مدار معینى برگرد خورشید حرکت مى کند، نه جذب آن مى شود و نه از آن دور مى گردد، و این از نشانه هاى عظمت خدا، و از نشانه هاى اعجاز قرآناست.(۳)

پی نوشت:
(۱). ظاهر آيه اين است كه «تَرَونَها» وصف براى «عَمَد» باشد، و اين كه بعضى گفته اند مفهوم آيه اين است كه ترونها بغير عمد، يعنى آسمان ها را بدون ستون مى بينى ـ بنابراين “بغير عمد”، جار و مجرور و مضاف اليه است كه متعلق به “ترونها” مى باشد ـ اولا خلاف ظاهر است و ثانياً اين تعبير نيز نشان مى دهد كه شما آسمان را بى ستون مى بينى در حالى كه واقعاً داراى ستون است.
(۲). سوره ذاريات، آيه ۷.
(۳). گردآوري از کتاب: پيام قرآن‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج ۸، ص ۱۴۵.

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.