وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فلسفه گریه و عزاداری در قرآن

فلسفه گریه و عزاداری در قرآن

جزء 13
سوره يوسف، آيه 84

 

 

فلسفه گريه و عزادارى

 

«...قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ»119؛ «…گفت: «اى دريغ بر يوسف، و در حالى كه اندوه خود را فرو مى خورد، چشمانش از اندوه سپيد شد».

پرسش . با توجه به اين كه در اسلام بسيار سفارش شده كه در برابر مصيبت بايد صبر كرد، چرا يعقوب براى يوسف آن قدر گريه كرد و چرا براى امام حسين عليه السلامگريه و عزادارى مى شود؟

 

در اين باره بايد دانست كه گاهى گريه و اندوه به جهت بى تابى و شكايت از تقديرات الهى است كه اين گونه موارد در اسلام نكوهش شده، اما گاهى به جهت محبت و دل سوزى نسبت به دوستان و خويشاوندان است كه اين كار، نشانه عاطفه و حُسن روابط انسانى است و گاهى گريه و اندوه، به دليل فقدان يكى از اولياى خدا و محروميت از حضور اوست كه در اين صورت، گريه و اندوه نشانه علاقه به اولياى خدا مى باشد و بسيار پسنديده است؛ چنان كه حضرت يعقوب در فراق يوسف، سال ها گريه كرد؛ تا جايى كه نابينا شد؛ به خصوص اگر گريه، علاوه بر اظهار علاقه به اولياى الهى و تقويت بُعد معنوى انسان، جنبه افشاى چهره دشمنان را در طول تاريخ داشته باشد و موجب تقويت نهضت هاى مردمى در برابر ستم گران باشد كه در اين صورت، علاوه بر اين كه مورد ستايش است، حتى از بهترين عبادت ها به شمار مى آيد. به همين جهت، گريه بر اولياى الهى، داراى آثار و فوايد فراوانى است كه به چند مورد زير به عنوان فلسفه و حكمت عزادارى، اشاره مى شود.

الف) محبت و دوستى؛

در قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام بر مسلمانان واجب شمرده شده است120. روشن است كه دوستى، لوازمى دارد و محبّ صادق، كسى است كه شرط دوستى را – چنان كه بايد و شايد – به جا آورد. يكى از مهم ترين لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ يا شادى آنان است121. از اين رو، در احاديث، بر سرور در ايام شادى اهل بيت عليهم السلام و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوانى شده است.

حضرت على عليه السلام مى فرمايد: «يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا122؛ شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شريكند».
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «شيعتنا جزء منا خُلِقوا مِن فضل طينتنا يسوؤهم ما يسؤنا و يسرّهم ما يسرّنا123؛ شيعيان ما، پاره اى از خود ما هستند و از زيادى گل ما خلق شده اند. آن چه كه ما را بدحال يا خوشحال مى سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى گرداند».
اين وظيفه عقلانى و شرعى، ايجاب مى كند كه در ايام عزادارى اهل بيت عليهم السلام، حزن و اندوه خود را با اشك، آه، ناله و كم خوردن و كم آشاميدن، مانند افراد غم زده124 و با پوشيدن لباسى كه از حيث جنس، رنگ و نحوه پوشش در عرف، حكايت گر اندوه و ناراحتى است، آشكار سازيم.

ب) انسان سازى؛

از آن جا كه در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد، همدردى با آن عزيزان، در واقع، يادآور فضايل، مناقب و آرمان هاى آنان است و بدين شكل، آدمى را به سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مى دهد.
فردى كه با معرفت، در مجالس عزادارى، شركت مى كند، شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى آميزد و در پرتو آن، انگيزه اى قوى در او پديدار شده، هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى شود كه فعّال و شتابان، به دنبال پياده كردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است.

ج) جامعه سازى؛

هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسان سازى شود، تغيير درونى انسان به عرصه جامعه نيز كشيده مى شود و آدمى مى كوشد تا آرمان هاى اهل بيت عليهم السلام را در جامعه حكم فرما كند و به بيان ديگر، عزادارى بر اهل بيت عليهم السلام، در واقع با يك واسطه، زمينه را براى حفظ آرمان هاى آنان و پياده كردن آن آرمان ها، فراهم مى سازد. به همين دليل، مى توان گفت: يكى از حكمت هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.

د) انتقال دهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد؛

كسى نمى تواند منكر اين حقيقت شود كه همه نسل ها در سنين كودكى، در مجالس عزادارى، با فرهنگ اهل بيت عليهم السلام آشنا مى شوند. به راستى عزادارى با شكل هاى مختلف آن، يكى از برجسته ترين عناصر و عواملى است كه آموزه هاى نظرى و عملى امامان عليهم السلامرا به نسل هاى آينده منتقل مى كند. مراسم عزادارى، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و آشنايى آنان با گفتار و كردار اهل بيت عليهم السلام است.

ه) رسوا كننده دشمنان؛

يكى ديگر از فلسفه هاى عزادارى كه نوعى فلسفه سياسى است، شناساندن و رسوا نمودن دشمنان اسلام حقيقى است. اگر واقعا اين عزادارى ها براى امام حسين عليه السلام و ساير اهل بيت عليهم السلامنبود، آيا ما تا اين اندازه از جنايات و خباثت هاى معاويه، يزيد، بنى اميه و بنى عباس، آگاه مى شديم؟ آيا خط ايمان و كفر تا اين اندازه روشن و واضح مى گشت؟ اگر «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» صحيح باشد كه هست، معنايش اين است كه هر فردى در هر زمانى، يا يزيدى است يا حسينى و تا ما با يزيد آن زمان به درستى آشنا نباشيم، نمى توانيم يزيدهاى زمان خود را شناخته، با آنان مبارزه كنيم يا حداقل در خط آنان واقع نشويم و عزادارى ها موجب اين شناخت براى مسلمانان شده است.

119. يوسف 12، آيه 84.

120. ر.ك: شورى 42، آيه 23؛ هود (11)، آيه 29؛ ميزان الحكمه، ج 2، ص 236.

121. ر.ك: رى شهرى، اهل البيت فى الكتاب والسنة، ص 169 – 170 و 181 – 182.

122. بحارالانوار، ج 44، ص 287.

123. امالى، ص 305.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان، تفسیر آیات برگزیده (جلد اول).

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.