وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فرق شهود ربانى از شهود و القاى شيطانى

فرق شهود ربانى از شهود و القاى شيطانى

شهود يا توهم عارفان

پرسش ۱۶ . آيا شهود نمى تواند فقط توهم و تلقين باشد؟ حدّ تشخيص كدام است؟

قلب آدمى ـ كه موضع شهود است ـ مثل خانه اى است كه درهاى متعدد دارد و از طريق اين دريچه ها، «حالات مختلف»، عارض قلب و داخل در وجود لطيف انسانى مى شود. از اين رو برخى از عارفان، قلب را به منزله هدفى مى دانند كه مورد اصابت تيرهاى مختلف واقع مى شود.

برخى ديگر قلب را به آينه اى تشبيه كرده اند كه صورت هاى مختلف در آن منعكس مى شود و قلب، آن صورت ها را يكى پس از ديگرى شهود مى كند.

عده اى ديگر قلب را به حوض آبى تشبيه كرده اند كه مصبّ مرورهاى مختلف است. آثار مختلفى از ناحيه حواس ظاهر و قواى حيوانى و يا لطايف باطنى نفس و قواى رحمانى بر قلب عارض مى گردد. لذا آنچه را كه انسان با حواس ظاهرى درك مى كند، در قلب اثر مى گذارد و آنچه را با قواى باطنى مانند خيال و وهم و ساير قوا در خود شهود مى كند، در قلب تأثير دارد.۱۶۴

از اين رو ممكن است پاره اى از مكاشفات و شهودها، حق و حقيقى نباشد؛ بلكه گاهى شيطان براى سالك تمثّل يافته و باطل را بر قلب او القا كند و بر او عيان سازد.۱۶۵

بدين جهت ـ چنان كه براى هر علمى معيار و ميزانى وجود دارد كه به وسيله آن صحت و سقم و درستى و نادرستى آن دانسته مى شود ـ احتياج سلوك معنوى به ميزان و معيار شديدتر است. البته سلوك معنوى به حسب افراد، حالات، مراتب و مقام ها متفاوت است؛ از اين رو ميزان يابى آن محصور و محدود نيست و نمى توان تمامى آنها را با جزئيات مخصوص به خود مطرح كرد.

يك ميزان كلى و كلان براى تمييز «شهود ربانى» از «شهود و القاى شيطانى» كتاب و سنت است. سالك شهود خويش را بايد با ميزان كتاب و سنت بسنجد و چنانچه ميان آنها ناسازگارى يافت، بداند كه شهود غيرحقيقى و شيطانى بوده است. اگر شهود او منطبق بر امر وجوبى و مستحب باشد، بداند رحمانى و الهى است و اگر بر امر منهى تطبيق دارد، بداند شهود شيطانى است.

يكى از نشانه هاى مهم تشخيص «شهود حقيقى» از «غير حقيقى» آن است كه بعد از شهود، لذتى عظيم و خاص ـ فراتر از لذت هاى جسمانى و مادى كه انسان را مستغرق مى كند ـ دست دهد. اين لذت گاهى به اندازه اى است كه سالك را از طعام و غذا باز مى دارد و نفس، مستغرق در حقايق مى شود و از جهات بدنى غفلت پيدا مى كند.۱۶۶

به هر حال تا زمانى كه آدمى با بدن جسمانى و اين سويى خويش همراه است، از تلبيس ابليس در امان نيست؛ مگر مانند حضرت رسول (صلی الله علیه و آله)  و معصومان (علیه السلام)  كه جسم آنان نيز مانند ارواحشان در عروج بوده و بر عالمى فراتر از عوالم مادى و معنوى ـ كه جاى واردات شيطانى است ـ صعود كرده اند.۱۶۷

توجه به نكاتى در اين خصوص بايسته است:

يكم. بسيارى از عارفان راستين معتقدند: به دليل پيچيدگى تمييز شهود حقيقى از غير آن، سالك عارف بايد تحت مراقبت استاد كامل متوجّه به حق و اهل مكاشفه ـ بر طبق موازين و قوانينى كه شريعت اسلام و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)  و ائمه اطهار (علیه السلام) مقرر كرده اند ـ وارد مرحله سلوك و سير الى اللّه شود.۱۶۸

طى اين مرحله بى همرهى خضر مكن
ظلمات است بترس از خطر گمراهى

به هر حال اگر منشأ القائات، الهامات، مكاشفه ها و مشاهده ها، «رياضت هاى شرعى» و تبعيت محض از سنت ها و آداب الهى باشد و آنچه را كه مرشد كامل بيان مى كند، از شرع گرفته باشد و مريد مشتاق را بر طبق موازين صحيح خالى از اشتباه رهبرى نمايد؛ در اين صورت آنچه كه بر نفس سالك افاضه مى شود، قهرا مربوط به معارف الهى و طاعت حق خواهد بود. اگر سير و سلوك بر طبق موازين عارى از انحراف باشد، مشاهده ها و كشفيات، آميخته با القائات شيطانى نخواهد شد.

دوم. گاهى سالك در تعبير كشف و شهود خويش، دچار خطا مى شود؛ هر چند شهودش درست و مطابق با واقع بوده و به دور از تلقين و وهم و القائات شيطانى است. مانند كسى كه در مشاهدات ظاهرى، شخصى را در تاريكى شب، مشاهده مى كند كه از ديوار خانه اى بالا مى رود؛ آن گاه مى گويد: «دزد وارد آن خانه شد»! در حالى كه او همان صاحب خانه بوده كه كليدش را گم كرده و به ناچار از ديوار بالا رفته است.

او در اينكه ديده كسى از ديوار خانه همسايه بالا رفته، خطا نكرده و آنچه ديده، در خارج واقع شده است؛ امّا در گزارش خويش دچار خطا گرديده است. منشأ اين خطا آن است كه در گزارش، به بيان همان چيزى كه ديده، اكتفا نكرده و امورى را نيز بر آن افزوده است.۱۶۹

سوم. از آنجا كه مكاشفات و مشاهدات، داراى مراحلى است، بسيارى از عارفان معتقدند: اگر شهود از مرحله «عين اليقين» فراتر رود و به مرتبه «حق اليقين» برسد؛ در آنجا اصلاً خطا راه ندارد و هرچه هست، حق محض است. علاوه بر آنكه در اين مرحله، به معناى واقعى، عالِم با معلوم، نوعى اتحاد پيدا كرده، خويش را نمى بيند.

در مثال مى توان مراتب علم اليقين، عين اليقين و حق اليقين را چنين دانست: اين سه مرحله بسان خرمنى از آتش است كه وقتى انسان، به وجود آن آگاه مى شود و به علم خويش ايمان مى آورد، نسبت به آن آتش «علم اليقين» دارد. هرگاه آن را ببيند، در موقف «عين اليقين» است. هنگامى كه خود را مردانه در خرمن آتش فروزان اندازد و بسوزد و به هستى آتش، هست گردد و جزوى از آن شود، نسبت به آتش مزبور در مرحله «حق اليقين» است.

به هر حال سالك در مرحله «حق اليقين» ـ كه حق محض است ـ اصلاً شهود غيرحقيقى و خطا ندارد؛ زيرا در اين مرحله از شهود هرگز خطا نمى كند.۱۷۰

چون شود آهن ز آتش سرخ رنگ
پس «اناالنار»ست، لافش بى درنگ

۱۶۴. نگا: شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم، صص ۶۳۳ ـ ۶۳۶.
۱۶۵. الفتوحات المكية، ج۳، صص ۳۹.
۱۶۶. شرح مقدمه قيصرى، ص۵۹۲؛ الفتوحات المكية، ج۳، ص۳۹.
۱۶۷. الفتوحات المكية، ج۲، ص۶۲۲.
۱۶۸. شرح مقدمه قيصرى، صص۵۹۴ و ۵۹۵ و نيز نگا: همان، صص ۶۲۸ و ۶۲۹.
۱۶۹. نگا: الفتوحات المكية، ج۳، ص۷؛ مبانى نظرى تجربه دينى، ص۱۶۲.
۱۷۰. يواقيت العلوم و درارى النجوم، ص ۷۲؛ تمهيدالقواعد، ص ۱۶۳؛ شرح مقدمه قيصرى، صص۳۴۸ ـ ۳۵۰.

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش ها و پاسخ ها «عرفان و عشق»  .

حتما بخوانيد

ویژه نامه عرفان و مکاتب عرفانی

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.