وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

عاقبت شيطان در قيامت

عاقبت شيطان در قيامت

 

وضعيت شيطان در روز قيامت چگونه است؟

 

درباره وضعيت کنونى شيطان فرموده است:

«قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجِيمٌ…» [۲۶۷]

پس از خوددارى شيطان از اجراى فرمان خدا در مورد خضوع و سجده براى آدم، خداوند او را از رحمت خود طرد کرد و به او فرمود: «از آن جا بيرون شو که تو رانده شده هستى». بدين گونه شيطان شايستگى ماندن در بهشت و در زمره فرشتگان را از دست داد و از اين مقام و مرتبه بيرون شد و به صفت «رجيم» يعنى رانده شده از رحمت خدا، متصف گرديد.

 در آيه بعدى، مفهوم رجيم توضيح داده شده است و آن اين که مى فرمايد: «همانا تا روز قيامت لعنت من بر توست». لعنت همان محروم بودن از رحمت خدا و در قيامت به صورت عذاب جهنّم است.

خداوند مى فرمايد:

«إِنَّ عِبادى لَيْسَ لَکَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوينَ. وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ» [۲۶۸]؛

«و هرگز تو را بر بندگان (برگزيده) من تسلط و غلبه نخواهد بود ليکن اقتدار و سلطه تو بر مردم گمراهى است که پيرو تو شوند. و البته وعده گاه جميع آن مردم گمراه نيز آتش دوزخ خواهد بود».

اين آيه بيانگر اين مطلب است که، پيروان ابليس در جهنم خواهند بود؛ پس به طريق اولى، خود ابليس نيز، در جهنم است.

امّا درباره «کفر» شيطان، توجهتان را به مطالب ذيل جلب مى کنيم:

الف. کفر در لغت به معناى پوشاندن است و به همين دليل به کشاورز که تخم را در زمين پنهان مى کند کافر مى گويند. کفران نعمت به معناى پوشاندن و کتمان آن و ترک شکر آن است. [۲۶۹]

ب. کفر داراى انواع و مراتب و درجات متعددى است.

۱. کفر جحود و آن دو قسم است: انکار ربوبيت و انکار حق پس از علم و آگاهى،

۲. کفر نعمت،

۳. ترک چيزى که به آن امر شده است [۲۷۰].

 البته بزرگترين کفر، انکار وحدانيت خدا يا دين يا نبوت است و به تعبير ديگر بدترين کافر کسى است که اصول يا ضرورى دين را انکار نمايد.

در قرآن کريم به کسى که عملى و حکمى الهى را ترک کند و وظيفه خود را در مورد آن انجام نمى دهد کافر گفته شده است. [۲۷۱] مثلاً در مورد ترک کننده حج، چنين آمده است:

«وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ» [۲۷۲].

ج. کافر بودن ابليس به معناى انکار ربوبيت و مبدا و خالق عالم نيست بلکه کفر شيطان از نوع پوشاندن حقيقت و کبر و غرور و نافرمانى امر و دستور خداوند است و بدترين بلاى جان انسان نيز همين کبر و غرور است که پرده هاى تاريک جهل بر چشم بيناى او مى افکند، و او را از درک حقايق محروم مى سازد، او را به تمرّد و سرکشى وامى دارد، و از صف مؤمنان که صف بندگان مطيع خداست بيرون مى افکند، و در صف کافران که صف ياغيان و طاغيان است قرار مى دهد، آن گونه که ابليس را قرار داد. کبر و غرور ممکن است خودش مستقيما کفر محسوب نشود، ولى به طور قطع يکى از عوامل و زمينه هاى کفر را در انسان به وجود مى آورد.

در خصوص شيطان گفتنى است شيطان خدا را مى شناخت، به روز رستاخيز نيز اعتقاد داشت، پيامبران و اوصياء پيامبران را نيز کاملاً مى شناخت و به مقام آنها اعتراف داشت، در عين حال خدا او را کافر ناميده و درباره اش فرموده است:

«وَ کانَ منَ الْکافِرينَ» [۲۷۳]؛ «و از کافران بود».

دليل بر اينکه از نظر قرآن، شيطان خدا را مى شناخت اين است که قرآن صريحاً مى گويد: او به خالقيّت خدا اعتراف داشت؛ خطاب به خداوند گفت:

«خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ» [۲۷۴]؛

«مرا از آتش آفريدى و او (آدم) را از گِل».

و دليل بر اينکه به روز رستاخيز اعتقاد داشت اين است که گفت:

«اَنْظِرْنى اِلى يَوْمِ يُبْعَثونَ» [۲۷۵]؛

«پروردگارا مرا تا روز رستاخيز مهلت بده».

و دليل بر شناخت وى انبياء و معصومين را اين است که گفت:

«فَبِعِزَّتِکَ لاَُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعينَ. اِلاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ» [۲۷۶]؛

«به عزّت تو قسم که همه فرزندان آدم را گمراه مى سازم مگر بندگان خالص شده ات را».

مراد از بندگان خالص شده که نه تنها عملشان مخلصانه است بلکه سراسر وجودشان از غير خدا پاک و آزاد است، اولياء خدا و معصومين از گناهند؛ شيطان آنان را نيز مى شناخته است و به عصمت آنان هم معتقد بوده است. در عين حال قرآن شيطان را کافر مى خواند زيرا از قبول حقيقت روگردان بود و استکبار ورزيد و بر اين روش خود اصرار ورزيد.

 

 

 

[۲۶۷]. حجر ۱۵، آيات ۳۴- ۳۵.
[۲۶۸]. حجر ۱۵، آيات ۴۲ و ۴۳.
[۲۶۹]. اطيب البيان فى تفسير القرآن، سيد عبدالحسين طيب، ج ۱، ص ۲۶۰، ذيل آيه ۶ سوره بقره.
[۲۷۰]. ر.ک: کافى، ج ۲، ص ۳۸۹.
[۲۷۱]. ترجمه تفسير الميزان، ج ۲، ص ۳۰۳، معنا و مراتب شرک ذيل آيه.
[۲۷۲]. آل عمران ۳، آيه ۹۷.
[۲۷۳]. بقره ۲، آيه ۳۴.
[۲۷۴]. اعراف ۷، آيه ۱۲.
[۲۷۵]. اعراف ۷، آيه ۱۴.
[۲۷۶]. ص ۳۸، آيات ۸۲ و ۸۳.

 

 

 

منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، فرجام شناسی/ مؤلف محمدرضا كاشفى

حتما بخوانيد

ویژه نامه اعتقادات و پاسخ به شبهات

.

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.