طلاق خلع و مبارات چیستReviewed by مهدي يوسف وند on Apr 4Rating: 2.5

طلاق خلع و مبارات چیست

طلاق خلع و مبارات

پرسش 228 . طلاق خلع و مبارات چيست؟

زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند و از او بسيار بدش مى آيد، مى تواند مهر خود، يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد. اين طلاق را«طلاق خلع» مى نامند و اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد، آن را «طلاق مبارات» مى نامند.

[1]

  • [1]. توضيح المسائل مراجع، م 2531.(احكام ازدواج،پرسمان).

رساله توضيح المسائل زن و شوهر

طلاق خُلع

[مسأله 2528]

مسأله 2528 طلاق زنی را که به شوهرش مایل نیست (1) و مهر یا مال دیگر خود را به او می بخشد که طلاقش دهد «طلاق خلع » گویند (2).

(1) (سیستانی ): و از او کراهت دارد ..

(اراکی ): طلاق زنی که از شوهرش بسیار بدش می آید به نحوی که ترس از ارتکاب گناه و نافرمانی خداوند دارد ..

(2) (سیستانی ): [و] در طلاق خلع معتبر است که کراهت زن از شوهرش به حدّی باشد که او را به مراعات ننمودن حقوق زناشویی تهدید نماید.

(مکارم ): مسأله زنی که مایل نیست با شوهرش زندگی کند و بیم آن می رود که ادامه همسری آنها باعث گناه شود می تواند مهر خود، یا مال دیگری را به او ببخشد که طلاقش دهد، این را «طلاق خلع » گویند.

(فاضل ): مسأله طلاق خلع آن است که زن به هر علّتی نخواهد با شوهرش به زندگی ادامه دهد و شوهر هم مایل به طلاق دادن او نباشد، ولی زن برای راضی کردن او به طلاق مقداری مال به او بدهد تا راضی شود او را طلاق دهد. آنچه زن به شوهر می دهد تا او را راضی به طلاق کند،

«بذل » می گویند و بذل در این نوع طلاق می تواند به مقدار مهریه زن یا کمتر یا بیشتر از آن باشد، ولی باید با توافق دو طرف باشد.

[مسأله 2529]

مسأله 2529 اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد می گوید (1): «زَوجَتِی فاطِمَهُ خالَعتُها عَلی ما بَذَلَت هِی َ طالِق ٌ» (2) یعنی زنم فاطمه را طلاق خُلع دادم ، او رها است .

(1) (نوری ): پس از آن که مهر خود را به شوهر بخشید بدون فاصله شوهر می گوید: ..

(2) (اراکی ): بگوید: «زَوجتی فاطِمهُ خَلَعتُها عَلی ما بَذَلَت » و بنا بر احتیاط می تواند «هِی َ طالِق ٌ» را هم اضافه کند. [پایان مسأله ] (گلپایگانی )، (صافی ): پس از بذل می گوید: «زَوجَتِی فاطِمَهُ خالَعتُها عَلی ما بَذَلَت هِی طالِق ٌ»، یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است .

(خوئی )، (تبریزی )، (سیستانی ): پس از بذل می گوید: «زَوجَتِی فاطِمَهُ خالَعتُها ( (سیستانی ): خَلَعتُها) عَلی ما بَذَلَت » و بنا بر احتیاط مستحب ّ نیز بگوید: هِی َ طالِق ٌ ( (سیستانی ): فَهِی َ طالِق ٌ) یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم ، او رهاست . و در صورتی که زن معین باشد، بردن نامش در اینجا و در طلاق مبارات نیز لازم نیست .

(فاضل ): مسأله در طلاق خلع ، زن و مرد اگر بخواهند خودشان صیغه طلاق را بخوانند، اوّل باید زن بگوید: «بَذَلت ُ لَک َ کَذا عَلی أن تَطلقَنی » یعنی این مقدار را به تو می دهم تا مرا طلاق دهی . و بعد ، مرد بگوید: «أنت ِ مُختَلِعَه عَلی کَذا فَأَنت ِ طالِق ٌ» یعنی تو را در مقابل چیزی که داده ای طلاق دادم . در این طلاق ، تمام شرایطی که در طلاق رجعی گفته شده ، لازم است رعایت شود.

(مکارم ): مسأله احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق ِ خلع به صورت زیر باشد:

اگر خود شوهر می خواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن مثلًا «فاطمه » است می گوید: «زَوجَتِی فاطِمَهُ خَلَعتُها عَلی ما بَذَلَت هِی َ طالِق »، یعنی (زنم فاطمه را در برابر چیزی که بخشیده است طلاق دادم ، او رهاست ). و اگر وکیل او بخواهد صیغه را بخواند احتیاط واجب آن است که یک نفر از طرف زن وکیل شود و دیگری از طرف مرد، چنانچه مثلًا اسم شوهر « محمّد » و اسم زن «فاطمه » است ، وکیل زن می گوید: «عَن مُوَکِّلَتی فاطِمَهَ بَذَلت ُ مَهرَها لِمُوَکِّلِک َ مُحَمَّد لِیَخلَعَها عَلَیه »، پس از آن وکیل مرد بدون فاصله می گوید: «زَوجَهُ مُوَکِّلی خَلَعتُها عَلی ما بَذَلَت هِی َ طالِق ٌ» (و اگر زن چیز دیگری غیر از مهر را به شوهر ببخشد باید نام همان را در موقع خواندن صیغه ببرد).

(زنجانی ): مسأله اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند، باید زن را به گونه ای مشخّص کند، چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد، می گوید: «زَوجَتی فاطِمَه خَلَعتُها عَلی ما بَذَلَت هِی َ طالِق ٌ» یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم ، او رهاست .

[مسأله 2530]

مسأله 2530 اگر زنی کسی را وکیل کند که مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر، همان کس را وکیل کند که زن را طلاق دهد، چنانچه مثلًا اسم شوهر محمّد و اسم زن فاطمه باشد، وکیل صیغه طلاق را این طور می خواند: «عَن مُوَکّلَتِی فاطِمَهَ بَذَلت ُ مَهرَهَا لِمُوَکّلِی مُحَمَّدٍ لِیَخلَعَها عَلَیه ِ» پس از آن بدون فاصله می گوید: «زَوجَهُ مُوَکّلی خالَعتُها (1) عَلی ما بَذَلَت هِی َ طالِق ٌ» (2) و اگر زنی کسی را وکیل کند که غیر از مهر، چیز دیگری را به شوهر او ببخشد که او را طلاق دهد، وکیل باید به جای کلمه «مَهرَها» آن چیز را بگوید، مثلًا اگر صد تومان داده باید بگوید: «بَذَلت ُ مِأئَهَ تُومان » (3).

(1) (اراکی ): خَلَعتُها ..

(2) (سیستانی )، (زنجانی ): پس از آن ( (زنجانی ): بدون فاصله ) می گوید: «زَوجهُ مُوکِّلی خَلَعتُها علی ما بَذلَت فَهِی َ طالِق ٌ» ..

(3) (نوری ): و در صورتی که زن معین باشد بردن نامش در اینجا و در طلاق مبارات لازم نیست و همین قدر که او را در نظر بگیرد، کافی است .

(زنجانی ): مثلًا اگر یک زمین داده ، باید بگوید: بَذَلت ُ الارض َ.

(مکارم ): رجوع کنید به ذیل مسأله 2529.

رساله توضيح المسائل زن و شوهر

طلاق مبارات

[مسأله 2531]

مسأله 2531 اگر زن و شوهر یکدیگر را نخواهند (1) و زن مالی به مرد بدهد (2) که او را طلاق دهد، آن طلاق را «مبارات » گویند.

(1) (اراکی ): یعنی علاوه بر کراهت زن ، مرد هم کراهت داشته باشد ..

(سیستانی ): و از هم کراهت داشته باشند ..

(زنجانی ): اگر زن و شوهر از هم بدشان بیاید ..

(2) (فاضل )، (مکارم ): زن ، مهر خود یا مال دیگری را به مرد ببخشد ..

[مسأله 2532]

مسأله 2532 اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند (1) چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد، باید بگوید: «بارَأت ُ زَوجَتِی فاطِمَهَ عَلی مَهرِها فَهِی َ طالِق ٌ» یعنی مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رها است و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل باید بگوید: «بارَأت ُ زَوجَهَ مُوَکّلی فاطِمَهَ عَلی مَهرِها فَهِی َ طالِق ٌ» (2) و در هر دو صورت اگر به جای کلمه «عَلی مَهرِها» «بِمَهرِها» بگوید اشکال ندارد.

(1) (اراکی ): اگر زن تمام مهر را بخشید و شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند ..

(فاضل ): در صیغه طلاق مبارات نیز مثل خُلع ، باید اوّل زن مهریه خودش را به شوهر ببخشد تا شوهر او را طلاق دهد و حتّی می تواند به فارسی بگوید: «مهریه خودم را به تو بخشیدم تا مرا طلاق دهی ». اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند ..

(2) (بهجت ): بقیّه مسأله ذکر نشده .

(خوئی )، (تبریزی ): مسأله اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد باید بگوید: «بارَأت ُ زَوجَتِی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» یعنی من و زنم

فاطمه در مقابل بذل کرده او از هم جدا شدیم پس او رها است . و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل باید بگوید: «عَن قِبَل ِ مُوَکِّلی بارَأت ُ زَوجَتَه ُ فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» و در هر دو صورت اگر به جای کلمه «عَلی ما بَذَلَت » «بِما بَذَلَت » بگوید اشکال ندارد.

(سیستانی ): چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد می گوید: «بارَأت ُ زَوجَتی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت » و بنا بر احتیاط لازم نیز باید بگوید: «فَهِی َ طالِق ٌ» ..

(زنجانی ): اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند، باید بگونه ای مشخّص کند؛ مثلًا چنانچه اسم زن فاطمه باشد، می گوید: «بارَأت ُ زَوجَتی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» یعنی من از زنم فاطمه در مقابل مالی که او بذل کرده جدا می شوم ، پس او رها است . و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل می گوید: ..

(صافی ): مسأله اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد باید بگوید: «بارَأت ُ زَوجَتِی فاطِمَهَ عَلی ما بذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» یعنی مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل آنچه بذل کرده او، پس او رها است . و اگر دیگری را وکیل کند، وکیل باید بگوید: «بارَأت ُ زَوجَهَ مُوَکِّلی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» و در هر دو صورت اگر بجای کلمه «عَلی ما بَذَلَت » «بِما بَذَلَت » بگوید اشکال ندارد.

(مکارم ): مسأله احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق مبارات را به طریق زیر بخوانند: اگر خود شوهر صیغه را می خواند و مثلًا اسم زن فاطمه است ، می گوید: «بارَأت ُ زَوجَتی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ» یعنی : «مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رها است » (و اگر چیزی غیر مهر را می دهد باید آن را نام ببرد) و در صورتی که وکیل مرد بخواهد صیغه را بخواند می گوید: «بارَأت ُ زَوجَهَ مُوَکِّلی فاطِمَهَ عَلی ما بَذَلَت فَهِی َ طالِق ٌ»، البتّه قبلًا باید زن مهر خود بلکه چیزی کمتر از آن را به شوهر در برابر طلاق مبارات بخشیده باشد.

[مسأله 2533]

مسأله 2533 صیغه طلاق خلع و مبارات باید (1) به عربی صحیح خوانده شود (2) ولی اگر زن برای آن که مال خود را به شوهر ببخشد مثلًا به فارسی بگوید برای طلاق ، فلان مال را به تو بخشیدم اشکال ندارد.

(1) (مکارم ): احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق خلع و مبارات ..

(2) (سیستانی ): صیغه طلاق خلع و مبارات در صورت امکان باید به عربی صحیح خوانده شود و چنانچه ممکن نباشد، حکم آن حکم طلاق است که در مسأله [2508] گذشت ..

(زنجانی ): صیغه طلاق خلع و مبارات باید بطور صحیح و بنا بر مشهور به عربی خوانده شود ..

[مسأله 2535]
اشاره

مسأله 2535 مالی را که شوهر برای طلاق مبارات می گیرد، باید بیشتر از مَهر نباشد (1) ولی در طلاق خلع اگر بیشتر باشد (2) اشکال ندارد.

(1) (فاضل )، (مکارم ): بلکه احتیاط واجب آن است که کمتر باشد ..

(سیستانی ): بلکه به احتیاط واجب باید کمتر از مهر باشد ..

(2) (مکارم ): هر مقدار باشد ..

مسأله اختصاصی

(بهجت ): مسأله 2030 شرایطی که در طلاق خلع نسبت به زن و شوهر معتبر است و در کتب مفصّل آمده ، در طلاق مبارات نیز معتبر است و شرایطی که در اصل طلاق معتبر بود، در هر یک از طلاق خلع و مبارات نیز معتبر است .

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید.

طبق نظر آيت الله مكارم شيرازي

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

سؤال 937. مى توان صیغه طلاق خلع و مبارات را به فارسى خواند؟

جواب: احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق خلع و مبارات به عربى صحیح خوانده شود، ولى اگر زن براى بخشیدن مال خود به شوهر به فارسى بگوید: فلان مال را به تو بخشیدم تا مرا طلاق دهى مانعى ندارد.

سؤال 938. زن مى تواند در بین عدّه طلاق خلع یا مبارات از بخشش خود برگردد؟

جواب: زن مى تواند در بین عدّه طلاق خلع یا مبارات از بخشش خود برگردد.

سؤال 939. اگر زن در بین عدّه طلاق خلع یا مبارات از بخشش خود برگردد، شوهر حق رجوع دارد؟

جواب: شوهر مى تواند رجوع کند و بدون عقد دوباره او را همسر خود قرار دهد.

سؤال 940. چه طلاقى را طلاق خلع گویند؟

جواب: زنى که مایل نیست با شوهرش زندگى کند، و بیم آن مى رود که ادامه همسرى آنها باعث گناه شود مى تواند مهر خود یا مال دیگرى را به او ببخشد که طلاقش دهد، این را طلاق خلع گویند.

سؤال 941. صیغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب: احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق خلع به صورت زیر باشد: اگر خود شوهر مى خواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن مثلاً «فاطمه» است مى گوید: «زَوْجَتِى فاطِمَه خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِیَ طالِقٌ» یعنی زنم فاطمه را در برابر چیزى که بخشیده است طلاق دادم، او رهاست و اگر وکیل او بخواهد صیغه را بخواند احتیاط واجب آن است که یک نفر از طرف زن وکیل شود و دیگرى از طرف مرد، چنانچه مثلاً اسم شوهر «محمد» و اسم زن «فاطمه» است، وکیل زن مى گوید: «عَنْ مُوَکلَتِى فاطِمَه بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَکلِکَ مُحَمَّد لِیخْلَعَها عَلَیهِ» پس از آن وکیل مرد بدون فاصله مى گوید: «زَوْجَه مُوَکلِى خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِیَ طالِقٌ» (و اگر زن چیز دیگرى غیر از مهر را به شوهر ببخشد باید نام همان را در موقع خواندن صیغه ببرد).

سؤال 942. شوهر مى تواند براى طلاق خلع مالى بیش از مهریه بگیرد؟

جواب: در طلاق خلع هر مقدار باشد اشکال ندارد.

سؤال 943. آیا طلاق خلع (با توجّه به بذل مال) عقد است، یا ایقاع؟ اگر عقد است، الفاظ ایجاب و قبول آن چیست؟

جواب: نوعى عقد است، که الفاظ آن را در توضیح المسائل در بحث خود نوشته ایم.

سؤال 944. آیا در تقاضاى طلاق خلع، که از ناحیه زوجه مطرح مى شود، کراهت و نفرت، باید کراهت ذاتى باشد، یا کراهت عرضى نیز موجب جواز طلاق خلع است؟

جواب: هرگونه کراهتى سبب طلاق خلع مى شود.

سؤال 945. با عنایت به این که زن در عدّه طلاق خلع نفقه ندارد، آیا بذل نفقه ایام عدّه از سوى زوج به عنوان قسمتى از بذل، وجاهت شرعى دارد؟ و آیا اساساً چیزى که هنوز واجب نشده، مى تواند مورد بذل واقع شود؟

جواب: با توجّه به این که در ایام عدّه در طلاق خلع نفقه وجود ندارد، چیزى براى بخشیدن محسوب نمى شود.

سؤال 946. قسمتى از مهریه نیز قبلاً توسّط زوجه مطالبه و وصول شده است، حال زوجه مدّعى بذل کلّ مهریه است، حکم شرع نسبت به مبلغ دریافتى زوجه چیست؟ آیا باید آن را بازگرداند؟

جواب: مال البذل در طلاق خلع تابع توافق طرفین است; بر هر چیزى توافق کنند همان کفایت مى کند.

سؤال 947. آیا اعلام قبول ما بذل از ناحیه زوج، شرط صحّت طلاق خلع است؟ به عبارت دیگر، آیا اعلام قبول ما بذل از ناحیه زوج شرعاً ضرورت دارد؟ چنانچه زوج قبول ما بذل را اعلام ننماید، آیا مى توان طلاق خلع را به صرف بذل از ناحیه زوجه انجام داد؟

جواب: در طلاق خلع شرط است که زوج ما بذل را در برابر اجراى طلاق بپذیرد.

سؤال 948. آیا شرط حقّ رجوع به بذل در عدّه، یا شرط رجوع به نکاح در عدّه، بر فرض رجوع زن به بذل در زمان عدّه، مبطل خلع است؟

جواب: این دو موضوع احتیاج به شرط ندارد. و اگر هم شرط شود، تولید اشکال نمى کند.

سؤال 949. درباره تعلیق در خلع، آیا تعلیق بر امر محتمل، یا امر مقارن محقّق معلوم، ضرر دارد؟

جواب: تعلیق در انشا، در هر صورت خالى از اشکال نیست.

سؤال 950. آیا در خلع، رجوع به بذل صحیح و نافذ است؟ در هر حال، اگر رجوع به بذل حاصل شود، آیا احکام مطلّقه رجعیه جارى مى شود، یا احکام دیگرى دارد؟

جواب: پاسخ این سؤال روشن است; رجوع به بذل جایز است. و بعد از رجوع به بذل، احکام مطلّقه رجعیه جارى مى شود.

سؤال 951. اگر در طلاق خلع، شخصى اجنبى به ادّعاى وکالت از زوجه چیزى بذل نماید، سپس روشن شود که دروغ گفته، آیا طلاق خلع صحیح است؟ در صورت عدم صحّت، آیا طلاق رجعى مى شود؟ اگر زن بعداً راضى به آن بذل شود، و آن را اجازه نماید، آیا خلع محقّق مى شود؟

جواب: چنین طلاقى اشکال دارد; و باید از نو خوانده شود.

سؤال 952. اگر زوجه در مرض موت، در حالى که شعور کافى دارد براى طلاق خلع چیزى بذل نماید، آیا خلع صحیح است؟ در صورتى که بذل زاید بر ثلث مال او باشد، چه حکمى دارد؟

جواب: در هر حال اشکال ندارد.

سؤال 953. همسر این جانب نسبت به احکام اسلامى بى اعتناست و تمکین نمى کند و هنوز غیر مدخوله است، آیا مى توانم او را طلاق دهم؟ طلاق او از چه نوعى است و حکم مهریه او چیست؟

جواب: سزاوار است مدّتى با او مدارا کنید و او را نصیحت کرده و به او محبّت نمایید شاید تدریجاً عوض شود و کار به طلاق نکشد و در غیر واجبات و محرّمات زیاد سختگیرى ننمایید، اگر نتیجه نگرفتید مى توانید از او جدا شوید، ولى چون مطابق آنچه نوشته اید این زن ناشزه و غیر مدخوله است حقّ نفقه ندارد و اگر او بخواهد طلاق بگیرد، طلاق او طلاق خلع است و جز از طریق بذل مهریه یا مانند آن و رضایت زوج امکان پذیر نیست.

سؤال 954. در رساله حضرت امام قدّس سرّه ; آمده است: در صورت رجوع زن بمابذل، مرد مى تواند دوباره بدون عقد او را زن خود قرار دهد، حال سؤال این است که اگر زن تقاضاى استرداد مهریه بخشیده شده خود را کرد و مرد هم پرداخت، ولى دیگر نمى خواهد با او زندگى کند و از او متنفّر است، با این وصف آیا زن پس از انقضاى ایام عدّه مى تواند شوهر کند؟ یا اگر مرد مُرد ارث به او تعلّق مى گیرد یا طلاق به قوّت خود باقى است؟ در ضمن آیا مسأله مذکور صرفاً مربوط به طلاق خلع است یا در مبارات هم همین طور است؟

جواب: مرد اگر بخواهد مى تواند رجوع کند و اگر نخواهد مى تواند رجوع نکند. در مبارات نیز اگر مایل نباشد رجوع نمى کند و در مواردى که طلاق رجعى است در زمان عدّه از یکدیگر ارث مى برند.

سؤال 955. طلاق خلعى واقع شده است ولى شوهر مدّعى است که قبل از طلاق با همسرم آمیزش کرده ام و دیگر این که شاهدین عدلین حضور نداشته اند بلکه طلاق در حضور عدّه اى از مؤمنین ظاهر الصّلاح واقع شده است، آیا چنین طلاقى صحیح است؟

جواب: طلاق مزبور در هر حال محکوم به صحّت است زیرا ادّعاى شوهر در مورد مواقعه قبل از طلاق در فرض مسأله پذیرفته نیست و به اعتراف خود او ظاهر حال شهود، عدالت بوده و ما مأمور به باطن نیستیم، بنابر این طلاق اشکالى ندارد مگر این که با دلیل شرعى ادّعاى خود را ثابت کند.

سؤال 956. اگر مردى زنى را به طلاق خلعى دوم مطلّقه کند، لیکن قبل از انقضاى عدّه، زن به بذلش رجوع کند امّا زوج مى گوید: من رجوع مى کنم به شرط آن که اکنون که به قرء دوم رسیدى تو را صیغه مى کنم و به عقد انقطاعى در مى آورم و همین عمل هم انجام شد، امّا باز اختلاف شروع شد و آنها بر بذل مدّت توافق کردند و احتیاطاً طلاق نیز جارى شد. اکنون بیان فرمایید:

الف) آیا این زن باید سه ماه عدّه طلاق نگهدارد و یا عدّه 45 روزه عقد انقطاعى نگهدارد؟

جواب: احتیاط این است که عدّه طلاق نگهدارد.

ب) آیا بذل مدّت صحیح است یا طلاق سوم؟

جواب: از جواب بالا معلوم شد.

ج) چنانچه بذل مدّت صحیح باشد آیا مجدّدا مى تواند صیغه کند و یا محلّل لازم است؟

جواب: احتیاط آن است که بدون محلّل ازدواج نکند.

سؤال 957. آیا طلاق خلع بدون گرفتن مال از زن صحیح است؟

جواب: صحیح نیست.

سؤال 958. زنى براى شوهرش چنین مى نویسد: «مهرم را مى بخشم و آنچه از شما گرفته ام پس مى دهم و هرآنچه داده ام را مى بخشم، به شرط این که مرا طلاق دهى» شوهر در جواب گفته است: «به این درخواست با شرایط فوق موافقت مى کنم» حال سؤال این است که:

الف) آیا این ورقه موافقت بدوى، طلاق به حساب مى آید؟

ب) آیا این نوشته دلالت بر وکالت ضمنى مى کند؟

ج) اگر شخص ثالث با استناد به این ورقه صیغه طلاق را جارى کند، آیا طلاق صحیح است؟

جواب: طرفین باید به شخص ثالثى وکالت بدهند که در مقابل بذل اموال مزبور صیغه طلاق خلع را با حضور عدلین جارى کند.

سؤال 959. بر مبناى توافق زوجین قرار شد زوجه علاوه بر مهریه، مبلغى را نیز جهت طلاق خلع به شوهر بپردازد; ولى بعد از اجراى طلاق خلع، زوجه، یا وکیل او از دادن مال مورد توافق امتناع مىورزند. زوج نیز به مجرّد امتناع زوجه از بذل مال در همان زمان، رجوع خویش را به همسر و خانواده اش اطّلاع مى دهد، آیا در این فرض بعد از رجوع و احراز آن، طلاق بر هم مى خورد؟

جواب: هرگاه عدم پرداخت به عنوان رجوع به بذل باشد زوج حق دارد رجوع کند و امّا اگر صرفاً تعلّلى در پرداخت بوده باشد زوج حقّ رجوع ندارد و ازدواج زن بعد از عدّه جایز است، و زوج مى تواند طلب خود را از زوجه بگیرد.

سؤال 960. مردى در قبال بذل مهریه زوجه، او را طلاق داد، و در ضمن آن حضانت فرزند خردسال خود را براى همیشه به زوجه داده است، آیا بعد از گذشت ایام عدّه و یا چند سالى که طفل هنوز صغیر است، مرد مى تواند تقاضاى استرداد طفل را بنماید؟ و اگر بتواند، آیا زن هم مى تواند به مهر خود رجوع و آن را مطالبه نماید؟

جواب: با موافقت طرفین قرارداد به هم مى خورد.

سؤال 961. زوجه در طلاق خلع، که قبل از دخول صورت گرفته، تمام مهر خود را به زوج بذل نموده است; آیا زوج حق دارد نصف مهر را بعد از طلاق مطالبه نماید؟

جواب: حق ندارد.

سؤال 962. خانم مطلّقه به طلاق خلعى با رجوع شوهرش موافقت کرده است; مدّت زیادى عمل زناشویى انجام داده اند; ولى زوجه رجوع به بذل نکرده است. با توجّه به این مقدّمه به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:

الف) آیا عمل آنها صحیح است؟

جواب: تا زن رجوع به بذل نکند زوج حق رجوع ندارد; ولى مى تواند با توافق طرفین او را عقد جدید بنماید.

ب) آیا کار آنان زناست، یا وطى به شبهه محسوب مى شود، و یا رجوع قهرى حساب مى شود؟

جواب: چون جاهل به مسأله بوده اند وطى به شبهه است و رجوع قهرى محسوب نمى شود و زنا هم نیست.

ج) چنانچه بچّه دار شوند، کیفیت ارث چگونه است؟ تکلیف فعلى آنان چیست؟ آیا باید از هم جدا شوند، یا نیاز به طلاق مجدّد دارند؟

جواب: اولاد ایشان ملحق به ایشان است و در جمیع احکام مانند بچّه حلال زاده است; ولى اگر از این به بعد بدون عقد جدید با هم آمیزش کنند زنا محسوب مى شود.

د) در صورتى که بدون طلاق جدا شوند على القاعده باید عدّه نگه دارد. آیا از وقتى که از شوهر جدا مى شود عدّه شروع مى شود یا بعد از توجّه؟ در صورتى که رجوع قهرى حساب شود، آیا زن مالک مهریه مبذوله مى شود یا نه؟ در صورت امکان تمام شقوق محتمله در این موضوع را بیان فرمایید.

جواب: به واسطه دخول مستحقّ مهرالمثل مى باشد و احتیاط واجب آن است که زن عدّه نگه دارد و اگر عدّه طلاق خلع تمام نشده بنابراحتیاط واجب باید بقیه عدّه را بگیرد و بعداً عدّه اى هم براى وطى به شبهه نگه دارد.

سؤال 963. در طلاق خلع زوجه با بذل مهریه، یا عنداللّزوم مازاد بر آن، طلاق خود را از زوج تقاضا مى نماید. سؤال این است که:

الف) آیا بذل مهریه و مازاد بر آن در قالب عقد هبه ضمن طلاق خلع صورت مى گیرد؟ اصولاً تملیک زوجه نسبت به زوج در طلاق خلع از لحاظ فقهى تحت چه عنوانى از عناوین فقهیه است؟

جواب: بذل زوجه نوعى هبه معوّضه است; ولى احکامى مخصوص به خود دارد.

ب) در صورتى که زوجه در طلاق خلع و در زمان عدّه به مبذول خود رجوع نماید آیا محض رجوع وى، مهریه یا مال دیگرى که توسّط زوجه بذل شده، قهراً به ملکیت زوجه برمى گردد و یا برگشت مال به ملکیت زوجه مستلزم رجوع زوج است و تا زمانى که زوج رجوع نکرده مال مبذول در ملکیت زوج باقى است و تنها اثر رجوع زوجه به بذل این است که طلاق خلع که بائن است تبدیل به طلاق رجعى مى شود؟

جواب: صحیح همان تعبیر اوّل است; یعنى به محض رجوع زوجه به بذل، مالکیت او بازمى گردد.

سؤال 964. چهار سال قبل از همسرم به طلاق خلع جدا شدم; خانم در زمان عدّه تلفن کردند و بنده را همراه تنها فرزندمان دعوت کردند، رجوع و نزدیکى انجام گرفت. بعد نشستیم و صحبت کردیم و مطالب زیر مطرح شد:

الف) ما شرعاً رجوع کردیم، ولى من محضر نمى آیم، براى این که اگر اداره باخبر شود بنده را اخراج مى کند.

ب) حقوق خود را دیگر به شما نمى دهم. گفتم چه بهتر، شما هرطور بخواهى مى توانى انجام دهید.

ج) مهریه را که بخشیده بود طلب کرد، جواب دادم جاى خود باقى است.

د) از من خواست با برادرش صحبت کنم، که صحبت کردم و او را در جریان گذاشتم. حال تقاضامندم به سؤالات زیر جواب دهید:

الف) آیا رجوع مزبور درست است؟ اگر درست نباشد من مرتکب گناه شده ام؟

ب) اگر رجوع درست باشد، آیا این خانم مى تواند بدون جارى شدن صیغه طلاق با مرد دیگرى ازدواج نماید؟ اگر با مرد دیگرى ازدواج کرده باشد، آیا این زن نسبت به من حرام است؟

ج) اگر زن بعد از رجوع مهر خود را ببخشد، آیا رجوع درست نیست؟

جواب: اگر قبل از اتمام عدّه، زن از مهریه اى که بخشیده برگردد و مرد پس از آن رجوع کند رجوع صحیح است و بدون طلاق مجدّد از هم جدا نمى شوند و اگر زن بدون طلاق شوهر کند به شوهر اوّل حرام نمى شود; امّا اگر بعد از تمام شدن عدّه رجوع کنند، رجوع باطل است.

سؤال 965. این جانب با دخترى ازدواج نمودم و بعد از ازدواج از او نفرت پیدا کردم; ولى از دادگاه تقاضاى طلاق نکردم، امّا دختر تقاضاى طلاق کرد. من به دلایل عاطفى که دختر مذکور بدبخت نشود با طلاق مخالفت کردم. با توجّه به این که قلباً هم به این امر راضى هستم و مى خواهم او را طلاق دهم و با توجّه به این که دختر باکره است و فقط قسمت هایى از آلت مرد به مهبل دختر داخل شده است او را باید چه نوع طلاقى داد؟ اگر او را طلاق خلع بائن داده باشند آیا طلاق صورت گرفته است؟ آیا ایشان باید عدّه نگه دارد؟ در ضمن دختر مهریه خود را بخشیده است.

جواب: اگر تمام حشفه داخل شده باشد عدّه لازم است، در غیر این صورت عدّه واجب نیست و دخول و عدم دخول تأثیرى در نوع طلاق ندارد و امّا نوع طلاق در صورتى که زوج مایل به طلاق نباشد، ولو به خاطر جهات عاطفى، و تنها زوجه مایل باشد طلاق خلع است و الاّ طلاق مبارات است.

سؤال 966. اگر در ایام طلاق خلع، زن به مهر خود رجوع کند و زوج نتواند در یک قسط تمام مهر زوجه را پرداخت کند، یا از پرداخت مهر معسر باشد، یا بطور کلّى از پرداخت مهر امتناع کند، آیا با این اوصاف طلاق به قوّت خود باقى است، یا این که به صرف رجوع زن به مهر بدون رضایت زوج، طلاق باطل و ازدواج برقرار و مرد مکلّف به ادامه زندگى زناشویى با زوجه است؟ یا این که طلاق برقرار و زوجه بایستى جهت وصول مهر خود، به مراجع صالحه مراجعه و اقامه دعوا نماید؟

جواب: در مدّت عدّه، زن مى تواند بذل خود را بازپس گیرد و شوهر حق ندارد امتناع کند و بعد از بازپس گرفتن طلاق رجعى مى شود.

سؤال 967. طلاقى که به درخواست زوجه و بدون موافقت زوج واقع مى شود چه نوع طلاقى است؟ آیا قاضى دادگاه مى تواند بدون رضایت زوج قبول بذل نماید و رأى به طلاق خلع دهد؟

جواب: در مواردى که دادگاه به خاطر تخلّفاتى از سوى زوج حقّ طلاق دارد و بازگشت و رجوع سبب تجدید مشکل مى شود، مى تواند طلاق خلع دهد و بذل را از طرف زوج بپذیرد.

سؤال 968. شخصى خانم خود را در حضور سه نفر عامى طلاق داده، ولى صیغه را به صورت «بذلتُ» و بدون «على«خوانده است و خانم پس از اتمام عدّه، ازدواج کرده است. حکم این طلاق چیست؟

جواب: چنانچه بقیه صیغه را مطابق آنچه در رساله ما آمده است خوانده باشد، اشکالى ندارد; زیرا طلاق به هر صورت واقع شده است.

سؤال 969. شخصى سنّى مذهب در کشور هند با دخترى شیعه مذهب ازدواج مى کند، پس از مدّتى در جایى دیگر با خواهر کوچک تر همسر خود ازدواج مى کند. حکم ازدواج این مرد با خواهر همسرش چگونه است؟ در صورتى که این کار حرام بوده، آیا مى تواند پس از طلاق همسر خود، دوباره آن خواهر را به عقد دائم خود درآورد؟ همسر وى پس از این جریان از شوهر خود تقاضاى طلاق خلعى دارد و چند سال است که این تقاضا را تکرار مى نماید; ولى شوهرش در موعد مقرّر براى طلاق حاضر نمى شود، این در حالى است که در صورت تمایل زن دادگاه هاى هند براى وى حکم طلاق صادر خواهند کرد; ولى ایشان مى خواهد حکم شرعى خود را بداند. لطفاً بیان نمایید که در صورت عدم حضور شوهر، طلاق خلعى چگونه صادر خواهد شد و تکلیف این زن چیست؟ در ضمن شوهر او طلاق و نفقه نمى دهد.

جواب: الف) ازدواج او با خواهر دوم حرام و باطل بوده و اگر مسأله را مى دانسته حدّ شرعى دارد; ولى اگر خواهر اوّل را طلاق شرعى بدهد، بعد از پایان عدّه او، مى تواند با خواهر دوم ازدواج کند.

ب) در مورد طلاق خواهر اوّل، اگر آن مرد بدون عذر شرعى نفقه او را قطع کرده و با او زندگى نمى کند، حاکم شرع یا کسى که از طرف او مجاز است به او اتمام حجّت مى کند، اگر به وظیفه خود عمل نکرد مى تواند زن را طلاق خلعى بدهد و نفقه آن مدّت را از او بگیرد، یا به جاى مال خلع حساب کند.

سؤال 970. لطفاً به سؤالات چهارگانه زیر پاسخ فرمایید:

الف) آیا براى مردى که همسرش را طلاق رجعى یا خلعى داده، جایز است که همسر مطلّقه اش را در زمان عدّه، عقد موقّت کند؟

جواب: در طلاق خلع جایز است، و در طلاق رجعى در واقع رجوع به نکاح سابق است و نکاح جدیدى محسوب نمى شود.

ب) اگر شخص مزبور در زمان عدّه، صیغه عقد موقّت را بخواند و در زمان عدّه آمیزش کند، آیا این عقد موقّت، رجوع محسوب مى شود؟ در حالى که در طلاق رجعى، قصد رجوع ندارد و در طلاق خلع بدون رجوع به بذل، رجوع صحیح نیست.

جواب: در مواردى که رجوع جایز است، عقد مزبور، مصداق رجوع است و در طلاق خلع، عقد جدید محسوب مى شود.

ج) در فرض مزبور، اگر عقد موقّت رجوع محسوب نشود، عدّه طلاق پس از انتهاى مدّت عقد موقّت چه مقدار است؟

جواب: احتیاط آن است که عدّه خلع تکمیل شود، سپس عدّه عقد جدید را شروع کند.

د) اگر شوهر در فرض مسأله بالا در اثناى عدّه و حتّى بعد از تمام شدن عدّه، چندین بار آمیزش کند و زن اکنون قصد دارد با مرد دیگرى ازدواج کند، عدّه اى که زن براى ازدواج با شوهر جدید باید عدّه نگهدارد، چه مدّت است؟

جواب: احتیاط آن است که عدّه طلاق خلع را بعد از پایان عقد موقّت تکمیل کند، سپس عدّه عقد موقّت را شروع کند.

سؤال 971. چندى قبل به سفارش برادر و پدرم، که روحانى هستند، و در کهولت سن به سر مى برند، با خانواده دخترى به قصد ازدواج آشنا شدم. قبلاً صحبت هاى لازم صورت گرفت، و حتّى قبل از عقد، در جلسه اى که خودِ دختر و مادرش حضور داشتند، براى اتمام حجّت، آن قدر راجع به ویژگى هاى خود، که گمان بود منفى به نظر برسد، صحبت کردم که هیچ چیز ناگفته نماند. با این حال، دختر هیچ گونه اعتراض یا سؤالى نکرد، و عقد ازدواج با رضایت کامل طرفین صورت گرفت، و دختر حاضر شد با همه شرایط مطرح شده اینجانب بسازد. امّا هنوز یک ماه نگذشته بود که اختلافات شروع شد، ولى ما به خاطر حفظ شؤونات خانوادگى در همان دوران عقد، مى سوختیم و مى ساختیم، تا این که شش ماه بعد از عقد، پدر و مادرش را در جریان این اختلافات گذاشتم. ابتدا پدر، نظر دخترش را پرسید. دختر گفت: من حاضر به ادامه این زندگى نیستم. سپس پدر و مادر دختر با خوشرویى گفتند: مانعى ندارد، شما بروید مراحل قانونى طلاق را انجام داده، کارها را آماده کنید، تا ما هم امضا کنیم. بنده با اعتماد به این قول، به قم آمدم و مراحل قانونى را انجام دادم، امّا موقعى که باید آنها درخواست توافق طلاق را امضا مى کردند، استنکاف ورزیدند! البتّه بنده هم مى توانستم قضیه را آن قدر مسکوت بگذارم که آنها هم مجبور به اقدام قانونى شوند. امّا با توجّه به شؤونات زندگىِ خانوادگى، و حفظ حرمت پدرم، نمى خواستم بیش از این خاطر ایشان آزرده شود. و تقریباً مجبور شدم در خواستِ طلاق را برخلاف میلم شخصاً پیگیرى نمایم. لطفاً در این مورد به سؤالات زیر پاسخ دهید:

الف) با توجّه به شرایط فوق الذکر، مبنى بر رضایت طرفین به طلاق، این، چه طلاقى محسوب مى شود؟

جواب: اگر دختر حاضر به پرداخت وجهى در برابر طلاق باشد، هر چند مقدار کمى از حقوقش بوده باشد، طلاق خلعى مى شود. در غیر این صورت، طلاق رجعى است.

ب) با توجّه به این که هنوز عروسى واقع نشده، و دختر به خانه شوهر نرفته، آیا نفقه به او تعلّق مى گیرد؟

جواب: زوجه حقّ نفقه ندارد; ولى اگر از مهر خود صرفنظر نکند، مى تواند نیمى از آن را با طلاق بگیرد.

سؤال 972. چه طلاقى را طلاق خلع گویند؟

جواب: هرگاه زن و شوهر یکدیگر را نخواهند و زن مهر خود یا مال دیگرى را به مرد ببخشد که او را طلاق دهد آن را طلاق مبارات گویند.

سؤال 973. صیغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب: احتیاط واجب آن است که صیغه طلاق مبارات را به طریق زیر بخوانند، اگر خود شوهر صیغه را مى خواند و مثلاً اسم زن «فاطمه» است مى گوید: «بَارَأْتُ زَوْجَتى فاطَمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِیَ طالِقٌ» یعنى مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او، پس او رها است (و اگر چیزى غیر مهر را مى دهد باید آن را نام ببرد) و در صورتى که وکیل مرد بخواهد صیغه را بخواند مى گوید: «بَارَأْتُ زَوْجَه مُوَکلى فاطِمَه عَلى ما بَذَلَتْ فَهِیَ طالِقٌ» البته قبلاً باید زن مهر خود بلکه چیزى کمتر از آن را به شوهر در برابر طلاق مبارات بخشیده باشد.

سؤال 974. شوهر مى تواند براى طلاق مبارات مالى بیش از مهریه بگیرد؟

جواب: مالى را که شوهر براى طلاق مبارات مى گیرد باید بیشتر از مهر نباشد بلکه احتیاط واجب آن است که کمتر باشد.احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى، آیت الله مکارم شیرازی.

 

*- ضمنا شما می توانید از اینجا مشترک  خبرنامه سایت شوید و جدید ترین مطالب را دریافت کنید.

حتما بخوانيد

*- ويژه نامه احکام ازدواج 

ویژه نامه احکام زن و شوهر

نحوه خواندن صیغه ازدواج دائم (متن+ترجمه)

نحوه خواندن صیغه ازدواج موقت(متن+ترجمه)



کلید: طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست  طلاق خلع نوبت اول طلاق بائن طلاق بائن خلعی طلاق خلع چيست طلاق بائن غیر مدخوله چیست؟ انواع طلاق بائن عده در طلاق خلع آیا طلاق خلع عده دارد طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست طلاق خلع و مبارات چیست