شکست عشقی در خواستگاری

شکست عشقی در خواستگاری

فراموشى عشق

پرسش ۵۵ . من سال گذشته دانشگاه آزاد قبول شدم و اونجا از يه دختر خانم خيلى خوشم اومد ولى من فقط چهرتا ايشونو انتخاب كردم و زير نظر داشتمش دختر خوبى بود تا اين كه من يه ترم كه اونجا بودم بعد دانشگاه دولتى قبول شدم و اومدم فقط هفته اى يك بار مى رفتم و از دور نگاش مى كردم تا دلم آروم بشه تا اين كه يك سال گذشت و من نرفتم جلو فقط يه كم از دوستش در موردش سؤال كردم كه ببينم سطح خانوادگيش با ما يكى هست يا نه و  بعدا كه فهميدم دوستش بهش گفته يه جورايى نگاهش نسبت به من تغيير كرد و مشخص بود كه مى دونه، تا اين كه من ۲ هفته پيش خواهرمو فرستادم جلو باهاش صحبت كرد و چون آمار همه كلاساشو داده بود فهميدم موافقه ولى همه قضيه رو به مادرش گفته بود من ازش تقاضا كردم قبل از اين كه به خانواده ها بگيم باهاش صحبت كنم اين موضوع رو هم به مادرش گفته بود ولى اون موافقت نكرده بود به هر حال بازم من سماجت كردم تا اين كه يك هفته گذشت و قرار شد من و اون با حضور خواهرم بريم با هم صحبت كنيم حالا من مى خواستم چى بهش بگم: چون من خدمت رفتم و ۱ سال ديگه مى رم سركار مى خواستم ۱ الى ۲ سال برام واسته كه من با دست پر برم خواستگارى چون بابام نمى تونه منو حمايت كنه به هر حال قرار شد يكشنبه برم باهاش صحبت كنم.

خواهرم شب قبلش باهاش تماس گرفته بود كه هماهنگ كنه اونم گفته بود داداش شما يه كم دير جنبيده چون من ۲ هفته پيش يه خواستگار داشتم و اونا همين ديروز اومدن كار رو تموم كردن و آزمايش هم رفتيم و قراره عقد كنيم من سريع رفتم… تا باهاش صحبت كنم ولى نشد ببينمش ولى به خواهرم گفته بود من نمى دونستم كه اونا ميان فكر مى كردم خواستگارم منصرف شده من اگه مى دونستم كه خواستگار داره همون روز مى رفتم خونشون ولى دوستش مى گفت كه خيلى گريه كرده و از من گله كرده و گفته كه چرا دير اومده جلو. حالا كه كار تموم شده و من تنها كارى كه دارم اينه كه هر روز گريه مى كنم و براى خوشبختيش از ته دل دعا مى كنم حالا خيلى ها به من ميگن كه تقصير تو بوده كه دير رفتى جلو و من به خاطر اين حرف حالم گرفته مى شه تازه من مى تونستم برم جلو چون گفته بود من مى تونم كه قرار رو به هم بزنم ولى من باعث مى شدم كه اون پسر ناراحت بشه و يه ازدواج رو به هم بزنم و مادرم گفت كه اگه اين كار و بكنى برات خير نداره حالا حالم گرفته است چون عشق من توى ۲ سال به وجود  اومده و نمى تونم به اين راحتى فراموشش كنم كمكم كن من هميشه تصميم داشتم تمام عشقمو به اون هديه كنم براى همين به هيچ كس ديگه نگاه نمى كردم ولى حالا هى دنبال اين هستم كه يك ارتباط با يكى از دخترا داشته باشم كه اونو فراموش كنم. يه راهى بگين تا اونو زودتر فراموش كنم.
 

**زدست ديده و دل هر دو فرياد

كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجرى نيشش ز فولاد

زنم بر ديده تا دل گردد آزاد**

به نظر مى رسد على رغم آن كه در اين مدت دچار خطاهايى شده ايد، ولى در عين حال فردى با روحيه منطقى و احساس حياء و تا حدود زيادى خويشتن دار هستيد. آن گونه كه از نوشته شما بر مى آيد تصميم داريد عاقلانه و بدون غلبه هيجانات و احساسات زودگذر از اين مشكل رهايى يافته به طورى كه هم به خودتان كمترين ضربه روحى بخورد و هم به فرد مورد نظر آسيبى وارد نشود، بنابراين براى حل مشكلى كه داريد و به منظور فراموش كردن هر چه سريع تر آن مورد به نكات و دستورالعمل هايى كه در زير مى آيد توجه كرده و عمل نماييد:

۱. مطمئنا مى دانيد كه فراموش كردن فردى كه انسان به او علاقه دارد و دائم ياد او در ذهنش تداعى مى شود، كارى سخت و دشوار است. انسان مثل كامپيوتر يا آدم آهنى نيست كه با تغيير يك برنامه، رفتارش تغيير كند. انسان موجودى است پر از عواطف و احساسات و همين احساسات و عواطف هستند كه گاهى اوقات او را در تصميم گيرى ها و اجراى برنامه هايش با مشكل مواجه مى سازند. بسيارى از اوقات فرد از لحاظ عقلى و منطقى به تصميمى مى رسد، ولى به راحتى نمى تواند آن تصميم را عملى كند. البته انجام كارهاى مهم و بزرگ بدون تحمل سختى ها و مشكلات امكان پذير نيست، اما ديرى نمى پايد كه  شهد شيرين پيروزى و موفقيت، خستگى را از تن انسان بيرون مى كند.

۲. فراموشى فردى كه به او علاقه داشته و دائما فكر و ذكر شما به ياد او بوده است، نياز به زمان دارد. نبايد انتظار داشته باشيد به راحتى بتوانيد ياد او را از صحنه ذهنتان پاك كنيد. به خود فرصت دهيد تا به مرور زمان اين علاقه يك طرفه را فراموش كنيد.

۳. از طرفى معلوم نيست كه واقعا اگر با ايشان ازدواج مى كرديد خوشبخت مى شديد، چرا كه براى خوشبختى تنها دوست داشتن كافى نيست. پس بهتر است نيم نگاهى هم بر اين احتمال بيندازيد كه امكان داشت اگر با ايشان ازدواج مى كرديد و بعد از ۶ماه مى فهميديد كه برخلاف آنچه كه مى پنداشتيد، هيچ تناسب واقعى با هم نداريد.

۴. اگر امكان ديدن او را داريد، از نگاه كردن به او يا حرف زدن با او جدا خوددارى كنيد باز هم تذكر مى دهيم نگاه خود را كنترل كنيد اگر ما فقط به يك آيه قرآن كه زنان و مردان را از نگاه كردن به يكديگر نهى مى كند عمل مى كرديم هرگز اسير اين مشكلات نمى شديم.

«قُلْ لِلْمُؤمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ»[۱۲]

۵.از فكر كردن به او و ازدواج تخيّلى با او اجتناب كنيد و هرگاه فكر او به ذهنش خطور كرد بلافاصله خود را به فكر ديگرى و كار ديگرى مشغول كنيد.

۶. سعى كنيد حساسيت مثبت خود را نسبت به او از بين ببريد.

۷. احتمالاً چند نكته يا ويژگى منفى هم در او هست، بنابراين هرگاه ذهنتان  به سوى او معطوف مى شود بلافاصله به ويژگى هاى منفى او فكر كنيد و به خود بگوييد او به خاطر اين اوصاف مناسب و شايسته من نيست.

۸. به خود تلقين كنيد كه «من مى توانم راهى را كه انتخاب كرده ام بپيمايم».

۹. به خود تلقين كنيد كه «اگر او به من علاقه داشت، همه تلاش خود را انجام مى داد. من نبايد به فردى كه هيچ تمايلى به ازدواج با من نداشته، علاقه داشته باشم».

۱۰. به خود تلقين كنيد كه «چرا من بايد علاقه و انرژى عاطفى خودم را روى فردى هزينه كنم كه با من ازدواج نمى كند، من بايد اين علاقه ها و عواطف را براى زندگى آينده خود حفظ كنم».

۱۱. هرچه بيشتر درباره ازدواج موفق، شرايط و امكانات و معيارهاى لازم در انتخاب همسر تفكر و مطالعه كنيد و زود تصميم گيرى نكنيد.

۱۲. با افراد باتجربه، دلسوز و مورد اعتماد (به ويژه والدين) در اين مورد مشورت كنيد و از تجارب آنها (موفقيت ها و شكست هاى آنها) استفاده كنيد. مطمئنا شكست ها و يا عدم موفقيت هاى آنان را مى تواند فراروى خود قرار داده تا مجددا شما آن را تجربه نكنيد و دچار حسرت و خسران شويد.

۱۳. يكى از نعمت هاى خداوند به انسان فرموشى است. شايد خودتان هم ديده باشيد كه بستگان نزديك شخصى از دنيا مى روند در روزهاى اول او فكر مى كند كه ديگر دنيا برايش غيرقابل تحمل است ولى به مرور زمان ممكن است روزها بگذرد ولى حتى براى چند ثانيه هم، يادى از آن مرحوم نكند. الان تنها كارى كه مى توانيد بكنيد اين است كه سرعت اين كار را افزايش داده تا از ضررهاى روحى روانى و مادى اين افكار بكاهد.

۱۴. سعى كنيد به جايگزين بهترى براى ايشان بينديشيد. مطمئن باشيد كه  «دست بالاى دست بسيار است» و حتما كسى هست كه آن خصوصياتى كه ايشان داشته را دارا بوده و چه بسا با نقاط ضعف كمتر از ايشان.

۱۵. با توجه به تمركز روى مسائل معنوى به ويژه نماز و شركت در مراسم مذهبى به خود آرامش دهيد.

۱۶. در اولين فرصت ممكن ازدواج كنيد و عواطف و علاقه خود را در جهت صحيح هزينه كنيد.

۱۷. اگر از فعاليت هاى مثبت و تقويت كننده و لذت بخش استفاده كنيد و به ورزش هاى كوهنوردى و فعاليت هاى بدنى روى بياوريد.

۱۸. هرگاه فكر او به ذهنتان آمد، موضوع يا موضوعات مختلفى را در ذهن يا در دفترچه يادداشت خود داشته باشيد، به سراغ آنها رفته و درباره آنها فكر كنيد.

۱۹. هرگاه متوجه شديد ذهنتان ناخودآگاه به ياد او مشغول شده به خود چنين تلقين كنيد و بگوييد: «بس است» و آهسته مشت خود را روى ميز يا زمين بزنيد. بدين ترتيب تغيير حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى خود را تغيير خواهيد داد.

۲۰. انجام يك كار مهم و جدى كه در راستاى تحصيلات و رشته درسى تان است را آغاز كنيد. مثلاً روى يك موضوع علمى به طورى جدى به تحقيق بپردازيد يا خود را براى مراحل بالاتر تحصيل آماده نماييد.

۲۱. روابط اجتماعى و دوستانه بيشترى با هم سن و سالان خود برقرار كنيد.

۲۲. هر روز حداقل ده دقيقه قرآن (با توجه به معنا و ترجمه آن) تلاوت كنيد.

۲۳. با افراد مؤمن، موفق، با نشاط و اهل كار و فعاليت طرح دوستى بريزيد  كه نقش بسيار زيادى در تقويت ايمان و اراده او دارند.

۲۴. سعى كنيد از بيكارى اجتناب كرده و خود را با موضوعات مورد علاقه مشغول كنيد. مسائلى مانند مناجات با خدا، مطالعه، ورزش، كارهاى گروهى، كارهاى هنرى و…

۲۵. سعى كنيد از قرار گرفتن در تنهايى اجتناب كنيد مگر در مواقع ضرورى. زيرا هنگام تنهايى آن فرد بيشتر در ذهنش مجسم مى شود و ذهن و دلش را به خود مشغول مى كند.

۲۶. با مطالعه درباره خداوند و اولياى الهى محبت به خداوند و اوليايش را در خود تقويت كنيد، زيرا كمال واقعى انسان با عشق به خداوند و كمالات معنوى تأمين مى شود و عشق ورزيدن به امور ديگر همه زودگذر و موقتى است.

۲۷. همواره از خداوند بخواهيد كه آنچه موجب خوشبختى و سعادت شماست نصيب و روزى تان كند و آنچه كه خداوند برايتان مقدر فرمود به آن راضى باشيد كه سعادتان در همان نهفته است و خير و صلاحش در آن قرار دارد.

۲۸. توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام)  را فراموش نكنيد.

۲۹. پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «آنچه از دنيا نصيب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زيان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور كنى. هر كس به آنچه از دستش رفته اميد نداشته باشد، آسوده است و هر كس به آنچه خداوند روزى اش كرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد».[۱۳]

[۱۲]. نور ۲۴، آيه ۳۰.
[۱۳]. شيخ صدوق، الامالى، ص ۲۲۵ و ۳۹۳.

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خواستگارى .

حتما بخوانيد

ویژه نامه مشاوره و زندگی دینی

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.