وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

شکایت حضرت فاطمه س از ابوبکر و عمر

شکایت حضرت فاطمه س از ابوبکر و عمر

شکوه‌ي حضرت فاطمه عليها السلام در مقابل خليفه اول

روايت ديگر در اين بخش را مرحوم کليني آورده که در آن، از شکوه فاطمه عليها السلام، در مقابل ابوبکر سخن به ميان آمده است. متن روايت اين است:

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِي‏ عَنِ الْمُعَلَّى عَنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ قَالَ: لَمَّا أُخْرِجَ‏ بِعَلِيٍّ عليه السلام‏ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام … فَقَالَتْ مَا لِي وَ مَا لَكَ يَا أَبَا بَكْرٍ تُرِيدُ أَنْ تُؤْتِمَ ابْنَيَّ وَ تُرْمِلَنِي مِنْ زَوْجِي‏ وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنْ تَكُونَ سَيِّئَةٌ لَنَشَرْتُ‏ شَعْرِي‏ وَ لَصَرَخْتُ إِلَى رَبِّي.

ابو هاشم مي‌گويد: هنگامي‌كه علي عليه السلام توسط آنان از خانه بيرون شد، فاطمه سلام الله عليها بيرون آمد. … فرمود: اي ابو بكر تو را به ما چه كار؟ آيا مي‌خواهي فرزندانم را يتيم كني، و مرا بيوه سازي؟ به خدا سوگند اگر گناه نبود، موهايم را پريشان مي‌كردم و به سوي پروردگارم فرياد مي‌زدم.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الكافي، ج ۸ ، ص ۲۳۸، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،۱۳۶۲ هـ.ش.

شکوه‌ي حضرت فاطمه عليها السلام در مقابل خليفه دوم

مطابق برخي روايات که آن را هم کليني گزارش نموده، از شکوه‌ي فاطمه عليها السلام، در مقابل عمر بن الخطاب سخن به ميان آمده است. متن روايت اين است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالا إِنَّ فَاطِمَةَ عليها السلام لَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ أَمْرِهِمْ مَا كَانَ أَخَذَتْ‏ بِتَلَابِيبِ‏ عُمَرَ فَجَذَبَتْهُ إِلَيْهَا ثُمَّ قَالَتْأَمَا وَ اللَّهِ يَا ابْنَ الْخَطَّابِ لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُصِيبَ الْبَلَاءُ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ لَعَلِمْتَ أَنِّي سَأُقْسِمُ عَلَى اللَّهِ ثُمَّ أَجِدُهُ سَرِيعَ الْإِجَابَةِ.

امام باقر و امام صادق عليهم السلام فرموده اند: هنگامي‌كه براي فاطمه سلام الله عليها آن امر پيشامد كرد، گريبان عمر را گرفت و او را به سوي خود كشيد، سپس فرمود: آگاه باش سوگند به خدا اي پسر خطاب! من دوست ندارم بلا دامن بي‌گناهان را بگيرد و اگر جز اين برايم مهم نبود، مي‌دانستي كه خدا را سوگند مي‌دادم سپس مي‌ديدي كه خدا دعاي مرا به زودي اجابت مي‌كرد.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الكافي، ج ۱، ص ۴۶۰، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،۱۳۶۲ هـ.ش.

لینک کوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=26300

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.