وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

سختی های تفسیر موضوعی برای مفسّرین

مشکلات تفسیر موضوعی برای مفسّرین

پرسش : مشکلاتی که یک مفسر در تفسیرموضوعی با آنها مواجه می شود چیست؟

پاسخ اجمالی

برخی از مشکلات «تفسیر موضوعی» عبارت اند از:

۱- اکتفا کردن به آیاتی که در معجم های قرآنی ذیل عناوینی خاص ذکر شده و غفلت از آیاتی که آن موضوعات بدون الفاظ و واژه های مترادف آن موضوع، در آن ها مورد اشاره قرار گرفته است.

۲- فقدان دقّت و ظرافت و ذوق و آگاهی لازم برای جمع بندی و نتیجه گیری از آیات هم موضوع.

۳- بی شمار بودن موضوعات طرح شده در قرآن.

پاسخ تفصیلی

تفسیرموضوعى حدّاقل سه مشکل عمده دارد که بر سر راه مفسّر خودنمایى مى کند:

۱. تفسیرموضوعى این نیست که انسان کتاب هاى معجم قرآن مجید را در برابر خود بگذارد و مثلا براى تفسیرموضوع جهاد، یا تقوا، آیاتى که تحت همین عنوان (جهاد و تقوا) در معجم آمده است جمع آورى کند.
زیرا بسیار مى شود که آیاتى از قرآن پیرامون این دو موضوع سخن مى گوید بى آن که کلمه «تقوا» یا «جهاد» در آن به کار رفته باشد، و این فراوان است.
بد نیست در اینجا از یک مثال استفاده کنیم: مى دانیم خداوند، «رحمن» و «رحیم» و «ارحم الراحمین» است؛ و این معنا در بسیارى از آیات قرآن منعکس مى باشد. ولى آیاتى در قرآن داریم که این حقیقت را بیان مى کند بى آن که ماده «رحم» در آن به کار رفته باشد. از جمله آیه۶۱ سوره«نحل» است که مى فرماید: «وَلَوْ یُوَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِنْ دَابَّه» (۱)؛ (و اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان مجازات می کرد، جنبنده ای را بر پشت زمین باقى نمی گذارد).
همین مطلب در آیه۴۵ سوره«فاطر» با تفاوت مختصرى آمده است: «وَلَوْ یُوَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِمَا کَسَبُوا مَا تَرَکَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّه» ؛ (اگر خداوند مردم را به سبب کارهایى که انجام داده‏ اند مجازات می کرد، جنبنده ‏اى را بر پشت زمین باقى نمی گذارد).
این دو آیه نهایت لطف و رحمت الهى را نسبت به بندگان اش نشان مى دهد بى آن که در این دو آیهاشاره اى به واژه «رحم» شده باشد.

۲. مشکل دیگر تفسیرموضوعى همان مشکل جمع بندى آیات و نتیجه گیرى از آنها است که نیاز به دقت و ظرافت و ذوق و آگاهى بسیار و احاطه فراوان به آیات قرآن و تفاسیر دارد؛ و در آنجا که آیات مربوط به یک موضوع، متعدّد است و هر کدام بُعد خاصّى از آن موضوع را بیان می دارد این جمع بندى پیچیده تر هم مى شود.
بعلاوه، تفسیرموضوعى تفسیر نوپایى است که کوشش و کار فراوانى روى آن انجام نشده و با تفسیرمعمولى که از همان آغاز نزول قرآن روى آن کار شده است تفاوت بسیار دارد؛ و همین امر کار کسانى را که در آغاز راه هستند، مشکل و پیچیده مى سازد؛

۳. مشکل بزرگ دیگر این است که موضوعاتى که در قرآن مجید (این کتاب بزرگ آسمانى) مطرح شده، حدّ و حسابى ندارد، از مسائل اعتقادى گرفته تا مسائل عملى و از مسائل اخلاقى گرفته تا سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، آداب معاشرت، جنگ، صلح، تاریخ انبیاء، اسرار آفرینش و… در هریک از این زمینه ها موضوعات فراوانى است که قرآن از آنها بحث کرده و بررسى همه اینها وقت و حوصله زیادى لازم دارد.

گاه یک آیه در تفسیرموضوعى، در چندین بحث مورد توجّه واقع مى شود و هریک از ابعاد آن را در فصل خاصّى باید مطرح کرد؛ در حالى که در تفسیرترتیبى یک بار آن آیه تفسیر مى شود و تمام.(۲)

پی نوشت:

(۱). قابل توجّه اين كه در آيه نخست اشاره به ظلم مردم شده، و در آيه دوّم به جاى آن اكتساب آمده است، هنگامى كه اين دو در كنار هم گذارده شود؛ معلوم مى گردد كه بسيارى از كارهايى كه از مردم سر مى زند خالى از نوعى از ظلم نيست!(۲). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن، ناصر، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶شمسی، چاپ: نهم، ج ۱، ص ۳۳.

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
🔗 لینک کوتاه
:کلیک کنید

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.