وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

روش های جذب دیگران از منظر روایات

روش های جذب دیگران از منظر روایات

  1. خوش اخلاقی

الف) فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم   وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ  فَاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَشاوِرهُم فِي الأَمرِ   فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ[۱]

به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

ب) مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ  وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم تَراهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا…[۲]

محمّد (ص) فرستاده خداست ، و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند…

ج) حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند: چه بسا عزیزی که خلق ناپسند به ذلت و خواریش افکنده و چه بسا ذلیلی که حسن خلق محبوب و عزیزش ساخته است.[۳]

د) حسن الخلق يثبت المودّة و يحسن البشر و يذهب بالسخيمة[۴]

خوش خلقي دوستي‌ها را پايدار مي‌كند چهره را باز مي‌كند و كينه را از ميان مي‌برد.

ه) عَن الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحمّدٍ عَن أَبیه عَن آبائِهِ عَلَیهِم‌ُالسّلام قَال قَالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه:

إنَّکُم لَن تَسَعُوا النَّاسَ بِأَموالِکُم فَسِعُوهُم بِأَخلَاقِکُم[۵]

یعنی شما این ظرفیت را ندارید که همه‌ی مردم را [با اموالتان] در حیطه‌ی محبّت خود و در حیطه‌ی ارتباط با خود نگه ندارید؛ با مال این کار را نمی‌توانید بکنید اما یک وسیله‌ای دارید برای اینکه بتوانید دل‌های همه یا اکثر مردم را به خودتان نزدیک کنید. آن چیست؟ آن «اخلاق» است.

۲.حلم  

الف ) مردی از اهالی شام می‌گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره‌ای آرام و بسیار نیکو و دارای حسن جمال که تا به حال چنین مردی ندیده بودم و به طرز زیبایی هم لباس پوشیده و سوار بر مرکبی بود دل من به طرف او مایل شد و درباره او پرسیدم، گفتند: حسن بن علی بن ابیطالب(ع) هست با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتاپای وجودم را فراگرفت و بر علی بن ابیطالب حسد بردم که چگونه او چنین پسری دارد. پیش او رفته و پرسیدم، آیا واقعاً تو فرزند علی(ع) هستی؟(گویا مرد شامی همان طور که گفته شد علی(ع) را سزاوار داشتن چنین فرزندی نمی‌دید و این هم در اثر تبلیغات سوء معاویه در شام بوده است).وقتی تأیید کرد، من او و پدرش را ناسزا گفتم، پس از آنکه به ناسزاگویی پایان دادم، به من سلام کرده و خندید و پرسید:

آیا غریب هستی؟ گفتم: آری! فرمود: با من بیا گویا امر بر تو مشتبه شده است، اگر چیزی بخواهی به تو عطا می‌کنم، اگر طلب ارشاد کنی، تو را هدایت می‌کنم و اگر در حمل بار کمک بخواهی کمکت می‌کنم و اگر گرسنه باشی تو را سیر می‌کنم و اگر برهنه باشی تو را می‌پوشانم و اگر محتاج باشی بی‌نیازت می‌کنم و اگر رانده شده‌ای ترا پناه می‌دهم و اگر مهمان ما باشی تا وقت رفتن از تو پذیرایی می‌کنم، زیرا که خانه ما روی هر نیازمندی باز است.

مرد شامی چون این سخنان را که از روی حلم و بردباری امام بیان می‌شد، شنید شروع به گریستن کرد و ‌گفت: شهادت می‌دهم که شما خلیفه خدا در روی زمین هستید و خدا بهتر می‌داند که رسالت و خلافت را در کجا قرار دهد و پیش از آنکه تو را ملاقات کنم، تو و پدرت دشمن‌ترین خلق در نزد من بودید و حالا که تو و پدرت را شناختم، محبوب‌ترین خلق خدایید نزد من، گویا پس از این برخورد، امام مرد شامی را به خانه خود می‌برند و تا مدتی که در مدینه بود میهمان حضرت بود و از محبّان و مریدان امام مجتبی(ع) شد و دیدگاهش نسبت به خاندان پیامبر(ص) دگرگون و در زمره شیعیان اهل بیت(ع) داخل شد

ب )امام حسن عسکری(ع) : مَنْ کانَ الْوَرَعُ سَجّیَتَهُ، وَالْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، کَثُرَ صدیقُهُ وَالثَّناءُ عَلَیْهِ[۶]

هرکس ورع و احتیاط در روش زندگیش، بزرگوارى و سخاوت عادت برنامه اش و صبر و بردبارى برنامه اش باشد؛ دوستانش زیاد و تعریف کنندگانش بسیار خواهند بود.

ج) حضرت علی(علیه السلام)می فرماید: بالحلم تکثر الأنصار[۷]

با حلم دوستان زیاد میشوند.

د) وَ قَالَ علی [عليه السلام]:  أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِيمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَي الْجَاهِلِ[۸]

نخستين عوض و سود بردبار از بردباريش آنست كه مردم (هنگام زد و خورد او) در برابر جاهل و نابردبار ياورانش ميشوند.

ه)  و همچنین آن حضرت فرمودند : بِالاِحْتِمَالِ وَ اَلْحِلْمِ يَكُونُ لَكَ اَلنَّاسُ أَنْصَاراً وَ أَعْوَاناً.[۹]

و درود خدا بر او، فرمود: نخستين پاداش بردبار از بردباري اش آن که مردم در برابر نادان، پشتيبان او خواهند بود.

۳. سلام کردن به دیگران

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

وَالّذى نَفسى بِیَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـکُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَینَـکُم[۱۰]

به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى شويد، مگر اين كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.

۴.تقوا

الف)إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَـيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا[۱۱]

مسلّما كسانى كه ايمان آورده و نيكوكار شدند، خداى رحمان، محبّتى براى آنان در دل ها قرار مى دهد.

انسان معمولا انسان های با تقوا و پاک را دوست دارد ، خودش اهل هر فکر و اعتقادی باشد باز این گونه افراد دوست داشتنی هستند.

ب) پيامبر صلي الله عليه و آله:

اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْداً مِنْ اُمَّتى قَذَفَ فى قُلوبِ اَصْفيائِهِ وَ اَرْواحِ مَلائِكَتِهِ وَ سُـكّانِ عَرْشِهِ مَحَبَّتَهُ لِيُحِبّوهُ، فَذلِكَ الْمُحِبُّ حَقّاً، طُوبى لَهُ وَ لَهُ شَفاعَةٌ عِنْدَ اللّهِ يَوْمَ الْقيامَةِ[۱۲]

خداوند، هرگاه بنده اى از امّت مرا دوست بدارد، محبّت او را در دل برگزيدگان خود و در جان فرشتگان و ساكنان عرش مى اندازد، تا او را دوست بدارند. اين است محبوب حقيقى. خوشا به حال او! و در قيامت، شفاعت او در پيشگاه خداوند، پذيرفته مى شود.

  1. تواضع

قال الصادق علیه السلام : ثَلاثَةٌ تُورِثُ المَحَبَّةَ: الدّينُ وَ التَّواضُعُ وَ البَذلُ[۱۳]

سه چيز است كه محبّت مى‏ آورد: دين، فروتنى و بخشش.

  1. حرف زشت نزنیم و فحش ندهیم

امام علی علیه السلام:

إیّاکَ وَ ما یَستَهجَنُ مِنَ الکَلامِ فَإنَّهُ یَحبِسُ عَلَیکَ اللِّئامَ وَ یُنَفِّرُ عَنک الکِرامَ[۱۴]

از به زبان آوردن سخنان زشت بر حذر باش. زیرا فرومایگان را گرد تو جمع می کند و گرانمایگان را از تو فراری می دهد.

  1. هدیه دادن

الف) قال علی علیه السلام :

الْهَدِيَّةُ تَجْلِبُ الْمَحَبَّةَ [۱۵]

هدیه سبب جلب محبت است .

ب) قال الصادق علیه السلام :«تهادوا تحابوا فان الهدیه تذهب بالضغائن[۱۶]

 به یکدیگر هدیه دهید تا بینتان محبت برقرار شود؛ همانا هدیه دادن کینه‌ها را (از دل ها) می‌برد».

  1. سکوت

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام):

 مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْرٍ[۱۷]

از نشانه‌هاى فقاهت بردبارى و علم و خاموشى است، همانا خاموشى يكى از درهاى حكمت است، همانا خاموشى محبت مى‌آورد و راهنماى هر امر خيرى ميباشد.(زيرا انسان با تفكر بهر خيرى ميرسد و خاموشى موجب و مزيد تفكر است).

  1. احسان و نیکی

الف) عَنْ فُضَيْلٍ قَالَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنُ الْبِشْرِ يَكْسِبَانِ الْمَحَبَّةَ وَ يُدْخِلَانِ الْجَنَّةَ وَ الْبُخْلُ وَ عُبُوسُ الْوَجْهِ يُبْعِدَانِ مِنَ اللَّهِ وَ يُدْخِلَانِ النَّار[۱۸]

فضيل (از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام) نقل كند كه فرمود:

 احسان هاى نيكو و خوشروئى، جلب محبت كنند و به بهشت در آورند، و بخل و ترشروئى، از خدا دور كنند و به دوزخ درآورند.

ب) حدیث دیگری فرمود : با احسان و نیكی می شود افراد را خرید و بنده كرد.[۱۹]

  1. خوب گوش دادن

الف ) در سیره اخلاقی حضرت رسول(ص) و مجلس آن حضرت، آمده است که:

«مَنْ تَکَلَّمَ، اَنْصَتوُا لَهُ حتّی یَفْرَغَ»

کسی که سخن می گفت، به او گوش می دادند، تا سخنش به پایان برسد.

ب) در سیره رفتاری امام رضا علیه السلام است که :

«وَ ما رَأیتُ قَطَعَ عَلی اَحَدٍ کَلامَهُ حَتّی یَفْرَغَ منه»

آن حضرت را هرگز ندیدم که سخن کسی را قطع کند، مگر آنکه آن شخص از سخن خویش فارغ شود.

ج)  قال رسول الله (ص) :من عرض لاخیه المسلم المتكلم فی حدیثه، فكانما خدش وجهه.

پیامبراعظم(ص) فرمود:

 هركس میان صحبت برادر مسلمان خود بپرد و حرف او را قطع نماید، مثل این است كه صورت او را مجروح و خون آلود نموده است.

د) رسول خدا(ص) به حرفهاي ديگران گوش مي داد، حتي به سخن آنان كه بيمار دل بودند و از روي غرض حرف مي زدند. پيامبر(ص) دو گوش شنوا براي آنان بود تا حدي كه آنان به ستوه مي آمدند و از روي طنز مي گفتند؛ او گوش است.

۱۱.دست دادن

الف )تصافحوا فان المصافحه تزید فی الموده.[۲۰]

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:«با یکدیگر مصافحه کنید چرا که مصافحه کینه‌ها را می‌زداید.»

ب) پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود : به یكدیگر دست بدهید كه محبت را زیاد می كند.

  1. صله رحم

الف )امام علی علیه السلام می فرماید: «صله رحم… انسان را در میان خانواده و بستگانش محبوب می سازد.»

ب) وَ قَالَ صلی الله علیه وآله :

 صِلَةُ الرَّحِمِ تُوجِبُ الْمَحَبَّةَ وَ تَكْبِتُ الْعَدُوَّ[۲۱]

 امام علی علیه السلام در سخنی زیبا فرموده است: «صله رحم، محبوبیت به بار می آورد و موجب خواری و ذلت دشمن می گردد.»

ج ) امام علی علیه‌السلام نقل است که فرمود: «صِلةُ الرَّحِم تُوجِبُ المَحَبَّةَ؛ صله رحم، محبت آور است.»[۲۲]

د) وَ قَالَ رسول الله صلی الله و علیه و آله :

 مَنْ يَضْمَنْ لِي بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ أَضْمَنْ لَهُ كَثْرَةَ الْمَالِ وَ زِيَادَةَ الْعُمُرِ وَ الْمَحَبَّةَ فِي الْعَشِيرَةِ[۲۳]

پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله فرمودنند :

هر کس نیکی به پدر و مادر و صله رحم را برایم ضمانت کند، من نیز زیادی مال، طول عمر و محبت او را در دل خویشاوندان ضمانت می‌کنم».

  1. اظهار محبت

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: مرد وقتي به زنش بگويد دوستت دارم ، اين سخن هرگز از دل او بيرون نمي رود.[۲۴]

مردی به امام باقر عرض كرد : من فلانی را دوست دارم ، حضرت فرمود : او را از این دوستی آگاه كن ، كه برای دوام مو ثرتر و در الفت بهتر است.[۲۵]

  1. خوش آمد گویی

حضرت علی علیه السلام فرمود : روی باز و گشاده و بخشش و نیكی و خوش آمد گفتن ، موجب دوستی مردم است.[۲۶]

۱۵.قرض دادن

امام باقر عليه السلام فرمود: سه چيز محبت مي آورد، قرض و تواضع و بخشش

۱۶.خدمت به مردم

مردی نزد پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمد و از حضرت سو الاتی كرد از جمله پرسید : چه كنم تا مردم مرا دوست بدارند ؟

 حضرت فرمود : به مردم نیكی كن و چشم به داشته آنها نداشت باش و به آن طمع مكن تا تو را دوست بدارند.

  1. خوب حرف زدن

امام چهارم حضرت سجاد علیه السلام فرمود :

 سخن زیبا ، دارایی را زیاد و روزی را افزایش می دهد ، اجل را به عقب می اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب و وارد بهشت می كند

  1. سخاوت و کرم

الف )السخاء يكسب المحبة و يزين الأخلاق[۲۷]

سخاوت، محبّت آور و زينت اخلاق است.

ب) جود الرجل يحببه إلى أضداده و بخله يبغضه إلى أولاده[۲۸]

بخشندگى آدمى او را محبوب مخالفانش میکند و بخلش او را نزد فرزندانش هم منفور میسازد»

ج) عليكم بالسخاء و حسن الخلق فإنهما يزيدان الرزق و يوجبان المحبة[۲۹]

بر شما باد بر سخاوت و حسن خلق که سبب زیادی رزق و ایجاد محبت میشود.

د) ما استجلبت المحبة بمثل السخاء و الرفق و حسن الخلق[۳۰]

هیچ چیز مانند سخاوت و مدارا و حسن خلق محبت ایجاد نمیکند.

  1. انس و الفت با دیگران

قلوب الرجال وحشية فمن [ممن‏] تألفها أقبلت عليه

اشاره به اینکه انسان، نسبت به کسانى که نمى‏شناسد نوعى احساس بیگانگى مى‏کند؛ ولى اگر طرف مقابل از طریق محبت وارد شود در برابر او رام مى‏شود

به گفته بعضى از شارحان نهج‏البلاغه این مطلب براى انسانى که تازه در شهر یا در محله‏اى وارد مى‏شود و سکنا گزیند کاملًا محسوس است او حتى از همسایگان نزدیکش فاصله مى‏گیرد اما اگر چند بار با او سلام و علیک کنند و به دیدارش بروند و هدیه‏اى برایش بفرستند رابطه دوستى آنها مستحکم مى‏شود.

  1. صدا کردن با نام مناسب

رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود:

«ثَلَاثٌ یُصْفِینَ وُدَّ الْمَرْءِ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ یَلْقَاهُ بِالْبُشْرِ إِذَا لَقِیَهُ وَیُوَسِّعُ لَهُ فِی الْمَجْلِسِ إِذَا جَلَسَ إِلَیْهِ وَیَدْعُوهُ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَیْهِ.[۳۱]

«سه چیز است که محبت انسان را نسبت به برادر دینى‏اش صفا مى‏بخشد با چهره گشاده با او روبرو شود و در مجلس جاى مناسب به او دهد و او را به محبوب‏ترین نام‏هایش صدا بزند»

 

پی نوشت :

[۱] سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۹

[۲] سوره مبارکه الفتح آیه ۲۹

[۳] بحارالانوار ۱۵ ، ص۲۱۱

[۴] بحار الانوار ، ج ۷۷ ، ص ۱۴۸

[۵]  الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۲

[۶] أعلام الدّین: ص ۳۱۴، س ۷، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۷۹، س ۲۲)

[۷] غرر الحکم و درر الکلم , ج ۱ , ص ۲۹۶

[۸] کنز الفوائد , ج ۱ , ص ۳۱۹

[۹] غرر الحکم , ج ۱ , ص ۳۰۳

[۱۰] مشکاة الانوار، ص ۱۵۷

[۱۱] سوره مريم، آيه ۹۶.

[۱۲] مصباح الشريعه، ص ۵۲۴.

[۱۳] گزیده تحف العقول، ح۱۸۱

[۱۴] تصنیف غررالحکم و دررالکلم ح۴۱۷۴ ص۲۱۴

[۱۵] (تصنیف غرر الحکم ۸۳/ ۱).

[۱۶] شرح غررالحکم، ج ۶، ص ۲۶۴، ح ۱۰۱۷۷.

[۱۷] الکافی ج ۲ ص ۱۱۴

[۱۸] الکافی ج ۲ ص ۱۰۳

[۱۹] دارالسلام ج ۳، ص ۳۳۷ و ۳۳۸.

[۲۰] دارالسلام ج ۳، ص ۳۸۶ و ۳۸۷ و ۴۵۵ و ۴۵۶.

[۲۱] مستدرك‏الوسائل    : ۱۵ ،  ۲۵۰   

[۲۲] غررالحکم، ج۴، ص۲۰۹، ح۵۸۲۵

[۲۳] مستدرك‏ الوسائل     ۱۵     ۱۷۶    ۶۸

[۲۴] وسایل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۰.

[۲۵] دارالسلام ج ۳، ص ۳۷۳ و ۳۸۰ و ۴۰۲ و ۴۲۷.

[۲۶] دارالسلام ج ۳، ص ۳۸۶ و ۳۸۷ و ۴۵۵ و ۴۵۶.

[۲۷] تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۷۸ ، ح ۸۵۲۳

[۲۸] همان

[۲۹] همان

[۳۰] همان

[۳۱] کافى، ج ۲، ص ۶۴۳، ح ۳٫

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.