وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

روزه؛ دريچه ی عبادت

روزه؛ دريچه ی عبادت

از پيامبرصلوات اللع علیه واله روايت داريم: «لِكُلِّ شَيْءٍ بَابٌ وَ بَابُ العِبَادَةِ الصَّوم» يعني هر چيزي را دري است و دريچه عبادت روزه است. پس تا كسي وارد روزه‌داري نشود، به حال و حالت عبادت وارد نشده‌است. چون عالَم عبادت، عالَم خاصي است كه با فكر و مطالعه به‌دست نمي‌آيد.

اين روايت مي‌خواهد بفرمايد: تو را با شكم سير به باغ عبادت راه نمي‌دهند. وقتي حالت عبادت در انسان به‌وجود آمد، احساس مي‌كند در مركز هستي جاي دارد، تمام حرص‌ها و اضطراب‌ها از قلب او زدوده مي‌شود، به اصل خود كه بندگي خدا است برمي‌گردد. پس بايد متوجه شد روزه وسيلة ورود به عالم عبادت است و به تبعِ روزه است كه ساير عباداتِ ما حالت و روح عبادت به خود مي‌گيرد.

ملاحظه كرده‌ايد اگر در هنگام سحر، زياد غذا بخوريد، درست نتيجه عكس مي‌گيريد، خوابتان زياد مي‌شود، ذهنتان آن تيزي را كه حاصل روزه است به‌دست نمي‌آورد و خلاصه از نتايج روزه محروم مي‌‌شويد! به ما گفتند روزه بگيريد تا به شما ثابت شود با گرسنگي مي‌توانيد توانا و محكم شويد، البته شرطش اين است كه به خود القاء نكنيد كه چون روزه گرفته‌ام ضعيف شده‌ام، بلكه اگر دقت كنيد متوجه مي‌شويد بيش از گرسنگي، پرخوري علت ضعف و سستي است.

آزادي از وَهم

قديمي‌ها قصه‌اي عبرت‌آموز دارند، مي‌گويند:

بين يك مار و يك زنبور مكالمه‌اي صورت گرفت، زنبور ادعا كرد زهرِ من كشنده‌تر از زهرِ تو است ولي چون هيكلم كوچك‌تر است آدم‌ها باورشان نمي‌آيد كه زهر من مي‌ميراند و چون مُردن را به خودشان القاء نمي‌كنند، زهر من تأثير واقعي‌اش را نمي‌‌كند و اين ترس مردم از هيكل توست كه مردم را مي‌كشد و نه زهر تو. بالاخره بنا شد براي اثبات ادعاي زنبور برنامه‌اي ترتيب دهند. قرار بر اين شد هر دو بروند در كلونِ -قفل قديمي- درِ باغي كمين كنند تا وقتي‌كه باغبان آمد و انگشت خود را داخل كلون كرد كه در را باز كند، روز اول مار انگشت باغبان را نيش بزند و زنبور بيرون بپرد و روز دوم كار را برعكس كنند، همين كار را كردند. در روز اول، باغبان يك مرتبه احساس كرد چيزي دستش را گزيد، دستش را بيرون آورد و ديد زنبوري پر زد و رفت، يك كمي مقاومت كرده ودستش را مكيد و رفت دنبال كارش، پيش خود گفت زنبور بود و چيزي نبود. روز بعد، زنبور نيش زد و مار خودش را از سوراخ نشان داد، باغبان فرياد زد واي! مار دستم را گزيد، و بيهوش شد. البته اين يك قصه است ولي نكته رواني دقيقي در آن نهفته است.

با بيان اين داستان مي خواهيم عرض كنيم بعضي‌ها از ترس گرسنگي مي‌‌ميرند، نه اين‌كه گرسنگي آزارشان دهد، بلكه سيري آزارشان مي‌‌‌دهد، ولي متوجه نيستند. ماه رمضان فرصت خوبي است تا اگر انسان خودش خودش را با القائات ذهني از پا در نياورد، به انسان ثابت شود چقدر با گرسنگي مي‌توان روح را متعالي كرد. بياييد خوتان را به حداقل غذا عادت دهيد، حتي شما جوانان، عصرهاي ماه رمضان ورزش كنيد، كوه‌نوردي كنيد، تا به شما ثابت شود در اوج گرسنگي بسيار قدرتمنديد. به قول مولوي:

قدرت ‌جبريل ‌از مَطبخ نبود

بـود از الطاف خَلاّقِ وَدُود

شاید این مطالب را هم بپسندید:

همچنين ‌هم ‌قدرت ‌اَبدال ‌حــق

هم‌ زحق‌دان، ني ‌زاطعام‌ وطَبَق

يعني پديده هر چه مجرّدتر باشد قدرتش بيشتر است، و نفس انسان موجودي است مجرد و متعالي، و لذا قدرتي بي‌كران دارد ولي چون اسير بدن است براي ما آن قدرت ظهور ندارد. نمونه اين قدرت بي‌كران را شما در حضرت اميرالمؤمنينu مي‌بينيد، همة مردم هم‌عصر آن حضرت متعجب بودند كه ايشان با اين غذاي كم اين‌همه نيرو را از كجا دارد؟ متوجه نبودند كه روح انسان از مقام «روح» كه نزديك‌ترين مخلوق به خدا است تنزّل كرده تا به مرحلة «مِن روحي» رسيده ولي از اصل خود كه حقيقتي است فوق ملائكه منقطع نشده، و روزه مي‌تواند همين را به شما ثابت كند كه مي‌توانيد به غيبِ قدرتمند خود وصل شويد.

 کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظرات بسته شده است.