وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دلیل گرایش انسان به دین

دلیل گرایش انسان به دین

انسان و دين

 

 

 راز دين گرايى انسان چيست و چگونه مى توان رابطه انسان و دين را توصيف كرد؟

 

به اختصار رابطه انسان و دين را با ويژگى هاى زير مى توان توصيف كرد:

۱. ذاتى بودن؛

گرايش انسان به دين امرى ذاتى، عميق و ريشه دار است. دين نه تنها تأمين كننده بسيارى از حاجات انسان است، بلكه خود نيازى بنيادين و نهفته در ژرفاى وجود آدمى است.

«تانه گى دوكه نه تن» مى نويسد: «حس مذهبى يكى از عناصر اوليه ثابت و طبيعى روح انسانى است. اصلى ترين و ماهوى ترين قسمت آن به هيچ يك از رويدادهاى ديگر قابل تبديل نيست، بلكه نحوه ادراك فطرى وراء عقلى است كه يكى از چشمه هاى آن از ژرفاى روان ناخود آگاه فوران مى كند و نسبت به مفاهيم زيبايى (مربوط به هنر) و نيكى (مربوط به اخلاق) و راستى (مربوط به علم)، مفهوم دينى، يا به طور صحيح تر، مفهوم مقدس، مقوله چهارمى است كه داراى همان اصالت و استقلال سه مفهوم ديگر است»[۲۱].

«آلكسيس كارل» نيز بر آن است كه: «احساس عرفانى [دينى] جنبشى است كه از اعماق فطرت سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلى است»[۲۲].

همو مى گويد: «فقدان احساس اخلاقى و عرفانى در ميان اكثريت عناصر فعال يك ملت، زمينه زوال قطعى ملت و انقياد او را در بند بيگانه تدارك مى بيند؛ سقوط يونان قديم معلول چنين عاملى بود.

در نگاه «تولستوى» نيز «ايمان آن چيزى است كه انسان با آن زندگى مى كند».[۲۳]

استاد مطهرى در توضيح اين سخن مى گويد: «يعنى ايمان مهم ترين سرمايه زندگى است». به نظر وى مردم به برخى از سرمايه هاى زندگى مانند سلامت، امنيت، ثروت و رفاه و… توجه دارند، اما به يك سرمايه بزرگ كه نامش ايمان است توجه ندارند؛ چرا كه آنان اصولاً محسوسات و ماديات را بيش از معقولات و معنويات مى شناسند[۲۴].

در نظر «ويل دورانت» نيز دين روح زندگى است، او مى گويد: «زندگى بدون دين ملال انگيز و پست است، مانند جسدى است بى روح».[۲۵]

قريب به اين مضمون را در سخن «ويليام جيمز» مى توان يافت. او مدعى است: «ايمان يكى از قوايى است كه بشر به مدد آن زندگى مى كند، فقدان كامل آن در حكم سقوط بشر است».[۲۶]

۲. همگانى بودن؛

لازمه ذاتى بودن دين گرايى همگانى بودن آن است.

«اريك فروم» بر اين نكته تأكيد مى كند كه: «هيچ كس نيست كه به دينى نيازمند نباشد و حدودى براى جهت يابى و موضوعى براى دلبستگى خويش نيابد».[۲۷]

امروزه جامعه شناسان از انسان به عنوان هورليجيوسوس (انسان دين ورز) سخن مى گويند، چرا كه براساس جديدترين پژوهش هاى جامعه شناختى از آفريقاى جنوبى گرفته تا آمريكا كه پيشرفته ترين جامعه بشرى (از نظر فرهنگ مادى) است، بيشتر از نود و پنج درصد انسان ها به وجود خداوند ايمان دارند.[۲۸]

۳. ديرينگى؛

با توجه به ذاتى بودن گرايش به دين مى توان آن را يكى از نخستين مظاهر حيات بشر و به تعبير ديگر همزاد او دانست. تاريخ زندگى بشر نشان مى دهد كه در هيچ دوره اى بشريت بدون دين زندگى نكرده و همواره دين ورزى از بارزترين مظاهر حيات انسان بوده است.

«ماكس مولر» در رابطه با ديرينگى مظاهر ديندارى در نوع انسان مى نويسد: «گذشتگان ما از آن زمان به درگاه خداوند سر فرود آورده بودند كه حتى براى خدا نامى هم نتوانسته بودند بگذارند».[۲۹]

۴. پايايى و مانايى؛

نياز انسان به دين امرى جاودان و زوال ناپذيراست. لازمه ذاتى بودن دين ورزى اين است كه دين هم چون ديگر غرايز و نيازهاى ذاتى انسان همپاى حيات بشر بپايد و آينده بشريت را هم چون گذشته در نوردد. لاجرم گسست بين انسان و دين را هرگز نمى توان و نبايد انتظار داشت.

بهاءالدين خرمشاهى پس از نقل سخن رونالد اينگلهارت، مبنى بر همگانى و همه جايى بودن دين ورزى مى نويسد: «همين واقعيت، نظر و نظريه اى را كه مدعى بود با پيشرفت اجتماعى و افزايش رفاه مادى، دين و انديشه دينى انحطاط مى يابد، ابطال مى كند»[۳۰].

۵. جاذبه و نفوذ؛

تأثير گذارى ژرف و نفوذ دين در اعماق وجود آدمى پديده اى وصف ناپذير است. جاذبه حقيقت در دين و تناسب آموزه هاى آن با فطرت بشر چنان تأثيرى دارد كه هيچ زبانى قادر به توصيف آن نيست. نمونه هايى از اين تأثير شگرف را مى توان در رخدادهاى تاريخى دين مانند قرار گرفتن ابراهيم در آتش، ذبح اسماعيل، ايمان آوردن ساحران فرعون به موسى و مصلوب شدن آنان توسط فرعون و هزاران حادثه ديگر جستجو كرد.

 

«ارنست رنان» در پايندگى و ژرفايى تأثير دين در نهاد انسان مى گويد:

«ممكن است روزى هر چه را دوست مى دارم نابود و از هم پاشيده شود و هر چه را كه نزد من لذت بخش تر و بهترين نعمت هاى حيات است از ميان برود، و نيز ممكن است آزادى به كار بردن عقل و دانش و هنر بيهوده گردد ولى محال است كه علاقه به دين متلاشى يا محو شود، بلكه همواره و هميشه باقى خواهد ماند و در كشور وجود من شاهدى صادق و گواهى ناطق بر بطلان ماديت خواهد بود».[۳۱]

همه آنچه گفته آمد را در يك آيه زيباى قرآن مى توان يافت كه رمز دين گرايى انسان را چنين ترسيم كرده است: 

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها»[۳۲]؛

«پيوسته رو به سوى دين پاك خداوند داشته باش كه انسان ها را بر آن سرشته است و آفرينش الهى دگرگون نخواهد شد».

[۲۱]. تا نِه گى دو كِه نِه تِن، حس مذهبى يا بعد چهارم روح انسانى، ترجمه مهندس بيانى، ص ۱۴.
[۲۲]. آلكسيس كارل، نيايش، ترجمه دكتر على شريعتى، ص ۵۵، تهران: تشيع.
[۲۳]. شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ۴، ص ۱۵۱، چاپ دوم، ۱۳۸۲.
[۲۴]. همان.
[۲۵]. دكتر صفدر صانعى، آرامش روانى و مذهب، ص ۸، قم، پيام اسلام، چاپ ششم، ۱۳۵۰.
[۲۶]. همان، ص ۶.
[۲۷]. شهيد مطهرى، يادداشتها، ج ۴، ص ۱۶۲.
[۲۸]. بنگريد:

الف. رونالد اينگلهارت، تحول فرهنگى در جامعه پيشرفته صنعتى، ترجمه: مريم وتر، تهران: كوير، ۱۳۷۳، ص ۲۱۶.

ب. ويرا سؤمرچا الياده، فرهنگ و دين، ترجمه مترجمان ؛ زير نظر بهاءالدين خرمشاهى، صفحه هفت، تهران: طرح نو، چاپ اول، ۱۳۷۴.
[۲۹]. علاءالدين حجازى، فرهنگ نماز، ص ۲۷، تهران: بعثت، ۱۳۵۴.
[۳۰]. فرهنگ و دين، ص هفت.
[۳۱]. فريد وجدى، دايرة المعارف، به نقل از: شهيد مطهرى، يادداشت ها، ج ۴، تهران و قم: صدرا.
[۳۲]. روم ۳۰، آيه ۳۰.

 

منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، پرسش ها و پاسخ ها«دین شناسی»

حتما بخوانيد

ویژه نامه اعتقادات و پاسخ به شبهات

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.