وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دلیل عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها

دلیل عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها

پرسش: آیا برای عصمت حضرت زهرا(س) دلیل عقلی می توان اقامه کرد؟

پاسخ(حجت الاسلام ایمانی):

۱ـ دلیل عقلی در جزئیّات راه ندارد. لذا برای امور غیر کلّی مثل عصمت یک شخص، نمی توان برهان عقلی اقامه نمود. در بحث نبوّت و امامت نیز عصمت امام و نبی با برهان عقلی اثبات می شود؛ نه عصمت مصداق خارجی امام و نبی. وقتی با برهان عقلی ثابت گشت که حجّت خدا (نبی یا امام) باید معصوم باشند، آنگاه از راه دلیل وحیانی دنبال مصداق خارجی آن می گردیم.

مثلاً وقتی ثابت نمودیم که امام باید معصوم باشد، آنگاه از بین مدّعیان امامت، آنهایی که یقین به عدم عصمتشان داریم را کنار می گذاریم. بعد از آن اگر تنها یک مدّعی باقی ماند، که عدم عصمت او برایمان ثابت نشده، یقین می کنیم به عصمت او. چون قبل از اثبات عصمت امام، اثبات می شود که وجود امام ضروری است. پس اگر همان یک نفر مدّعی امام نباشد، لازم می آید که امامی وجود نداشته باشد؛ و این خلف است. و اگر بیش از یک نفر بودند، مراجعه می کنیم به دلائل وحیانی معتبر. اگر دلیل معتبر وحیانی بر عصمت یکی یافت شد، همو امام خواهد بود؛ امّا اگر دلیلی بر عصمت هیچکدام نیافتیم، از هر کدام از آن مدّعیان امامت و عصمت، معجزه طلب می کنیم. چرا که معجزه نیز امضای خداست و ادّعای خود مدّعی عصمت یا امامت را تبدیل می کند به دلیل وحیانی معتبر.

۲ـ امّا در خصوص حضرت فاطمه زهرا(س) ـ که نه نبی هستند نه امام ـ در هیچ حدّی نمی توان بر عصمتشان برهان عقلی اقامه نمود. لذا تنها راه اثبات عصمت ایشان، دلائل نقلی معتبر از قرآن کریم و احادیث نبوی است؛ که به پاره ای از این دلائل اشاره می شود:

دلیل اول:

خداوند متعال می فرماید: « … إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »[۱] ؛ جز این نیست که خداوند می خواهد از شما اهل بیت ببرد پليدى را و  شما را كاملاً پاکیزه سازد.

در اینکه حضرت زهرا(س) جزء اهل بیت(ع) می باشد، بین شیعه و سنّی کوچکترین اختلافی نیست. پس یقیناً حکم این آیه شامل حال آن حضرت خواهد بود.

از طرف دیگر، واژه ی رجس، هر گونه پلیدی ـ اعمّ از گناه و سهو و خطا ـ را شامل می شود. حدّ اقلّ آن است که گناه شرعی را شامل است.

پس طبق این آیه، عصمت از سه امر فوق یا لا اقلّ عصمت از گناه برای اهل بیت(ع) ثابت می شود. چرا که خداوند متعال اراده نموده که پلیدی از ایشان دور باشد؛ و محال است خدا امری را اراده کند و آن امر محقّق نشود. مگر اینکه کسی اراده را در این آیه، اراده ی تشریعی بداند؛ که چنین قولی در نهایت درجه ی ضعف می باشد. چون اراده ی تشریعی خدا بر پاکی همه ی بندگان قرار گرفته و اختصاصی به اهل بیت(ع) ندارد. حال آنکه در این آیه، واژه ی « إِنَّما » افاده ی حصر می کند؛ یعنی تنها شما اهل بیت و نه دیگری.

پس طبق این آیه، اهل بیت(ع) معصومند؛ و شکّی نیست که حضرت زهرا(س) جزء اهل بیت است.

 

دلیل دوم:

علمای اهل سنّت روایت کرده انده از رسول الله(ص) که فرمودند:

« … فانظروا کیف تخلّفونی فی الثقلین. فقام رجلٌ فقال یا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم: الاکبرُ کتابُ الله ؛ سببٌ طرفه بید الله و طرفه بأیدیکم فتمسّکوا به لم تزالوا و لا تضلّوا ؛ و الاصغرُ عترتی و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض و سألت لهما ذلک ربّی فلاتقدّموهما فتهلکوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منکم.»[۲] ؛

بنگريد که پس از من، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏كنيد؟ مردی برخاست و پرسيد: يا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: ثقل اکبر كتاب خداست؛ وسیله ای كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است؛ پس به آن چنگ بزنید که نمی لغزید و گمراه نمی شوید. و ثقل اصغر عترت من است؛ که همانا آن دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى و جدایی ناپذیری را براى آنها درخواست كرده‏ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند.

در نقل دیگری از این حدیث فرمودند:

« … فانظروا كيف تخلفونى فى الثقلين . فنادی مناد: و ما الثقلان يا رسول اللّه؟ قال: كتاب اللّه طرف بيد اللّه و طرف بأيديكم فاستمسّكوا به و لا تضلوا، و الآخر عترتى، و إن اللطيف الخبير نبأنى أنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض، و سألت ذلك لهما ربى، فلا تقدموهما فتهلكوا، و لا تقصروا عنهما فتهلكوا، و لا تعلموهم فانهم أعلم منكم، ثم اخذ بید علی رضی الله عنه فقال من كنت أولى به من نفسه فعلىّ وليه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.»[۳] ؛

بنگريد که پس از من، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏كنيد؟ پرسيدند: يا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمودند: يكى كتاب خداست كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است؛ به آن چنگ بزنید و گمراه نشوید. و ديگرى عترت من است؛ خداى لطیف و دانا ، مرا مطّلع ساخته كه اين دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى را براى آنها درخواست كرده‏ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و در مورد آنها كوتاهى نکنید كه هلاك خواهيد شد. و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند. سپس دست علی (ع) را گرفت و فرمود: هر كه من نسبت به جان او، از خود او اولاترم، على هم اولاتر است به جان او. پروردگارا! دوستش را دوست و دشمنش را دشمن بدار.
در این دو نقل از حدیث ثقلین ـ که محتوای اصلی آن متواتر و مورد اعتماد و مورد قبول شیعه و سنّی است ـ عترت رسول خدا(ص) همردیف و متّحد با قرآن قرار داده شده اند؛ و با صراحت تمام از عدم جدایی عترت رسول خدا و قرآن خبر داده شده. و بین شیعه و سنّی اختلاف و شکّی نیست که حضرت زهرا (س) جزء عترت می باشد.
ــ نحوه ی دلالت این حدیث شریف بر عصمت عترت طاهرین و از جمله حضزت زهرا(س).

الف) استدلال اوّل

ـ شکّی در این نیست که قرآن کریم معصوم بوده منزّه از هر گونه باطلی است. یعنی هیچ خطا و سهو و اشتباهی در آن واقع نشده.

ـ طبق حدیث ثقلین شکّی نیست که عترت پیامبر(ص) با قرآن کریم تطابق کامل دارند. ــ اینکه این تطابق از چه جهت و به چه معناست بعداً روشن می شود. ــ چون دو موجودی که انطباق کامل ندارند از دو حال خارج نیستند. یا به طور کامل از همدیگر جدا هستند یا به طور کامل از همدیگر جدا نیستند و وجه اشتراکی باهم دارند. که در این صورت یقیناً وجه افتراقی نیز خواهند داشت ؛ که جدایی آنها در وجه افتراق خواهد بود. بطلان شقّ اوّل روشن است . شقّ دوم را هم حدیث ثقلین نفی می کند. بنا بر این ادّعای حدیث ثقلین تطابق تمام عیار عترت و قرآن است.

ـ اگر عترت و قرآن دقیقاً برهم منطبقند ، و وجه افتراق ندارند ؛ پس عترت نیز مثل قرآن منزّه از هرگونه باطلی هستند.

ـ هر گونه معصیت ، خطا ، سهو و اشتباهی باطل است.

ـ پس عترت رسول خدا از هر گونه معصیت ، خطا ، سهو و اشتباهی منزّهند.

توضیح و تنویر:

نبی اکرم (ص) فرمود: قرآن و عترت « لن یفترقا» یعنی هرگز از هم جدا نمی شوند. در لغت عرب «لن» برای نفی کامل و ابدی استعمال می شود. لذا « لن یفترقا» یعنی محال است بین قرآن و عترت کوچکترین جدایی حاصل شود. امّا شکّی نیست که مراد از این همراهی دائمی همراهی فیزیکی نیست. یعنی منظور این نیست که عترت همیشه با خودشان قرآن حمل می کنند. همچنین به معنی ازبر نمود قرآن هم نیست. چرا که در زمان پیامبر حافظان قرآن بسیار زیاد بودند.

پس منظور از این عدم جدایی چیست؟

احتمالاتی در این باره مطرح است که به بررسی آنها می پردازیم.

احتمال اوّل:

منظور از تطابق تامّ عترت و قرآن ، تطابق حقیقت قرآن و حقیقت عترت است. یعنی حقیقت نوری و ملکوتی قرآن کریم  با حقیقت و روح و جان عترت متّحد است. این احتمال مورد ادّعای خود عترت بوده است.

احتمال دوم:

منظور این است که عترت چیزی خلاف قرآن نمی گویند و عملی خلاف قرآن نمی کنند. بلکه بالاتر، سخنی به غیر از قرآن نمی گویند و عملی خارج از قرآن نمی کنند. این معنا نیز در روایات اهل بیت (ع) به وفور آمده است.

حال هر کدام از این دو احتمال درست باشند لازمه ی آن عصمت تمام عیار عترت خواهد بود. طبق احتمال اوّل، عترت ، کلام الله و لسان الله و علم الله خواهند بود. و روشن است که کلام و لسان و علم خدا معصوم از هر خطا و اشتباه و سهور است. احتمال دوم نیز از لوازم احتمال اوّل است. امّا به فرض اگر کسی احتمال اوّل را قبول نکرد و تنها ملتزم به احتمال دوم شد باز لازم می آید که عترت، معصوم من جمیع الجهات باشند. چون اگر به فرض یکی از عترت ، یک مورد خطا یا سهو داشته باشد در همان مورد خاصّ از قرآن جدا خواهد شد ؛ چون آن خطا یا سهو در قرآن نیست. یعنی آن خطا وجه افتراق عترت و قرآن خواهد شد و در نتیجه « لن یفترقا» تحقق نخواهد یافت. بنا بر این ، برای اینکه عترت هرگز از قرآن جدا نشود باید نه تنها از گناه که حتّی از خطا و سهو نیز معصوم باشند.

ب) استدلال دوم

نبی اکرم(ص) در ضمن این حدیث فرمودند که اگر از قرآن و عترت تبعیّت کنید نمی لغزید و گمراه نمی شوید. شکّی نیست که با تبعیّت کامل از قرآن انسان، گمراه نمی شود ؛ امّا اوّلین لغزش اکثر مردم در فهم خود قرآن است. لذا پیامبر(ص) عترت را به آن ملحق ساخت تا مفسّر قرآن باشند. بنا بر این ، مصونیّت از گمراهی زمانی است که انسان تابع هر دو ثقل باشد نه تابع تنها یکی از آنها. حال اگر احتمال خطا در عترت باشد شکّی نیست که احتمال گمراهی در تابعین آنها هم خواهد بود. چون هر گاه آنها به خطا روند نه تنها تابعینشان که خودشان هم گمراه شده اند. چون گمراهی چیزی نیست جز خارج شدن از راه و سخن درست؛ و خطا نیز چیزی نیست جز خارج شدن از راه و سخن درست. پس اگر عترت معصوم نیستند چگونه پیامبر(ص) گفته است با تبعیّت کامل از آنها ، شما از گمراهی مصون می مانید. چگونه تبعیّت از کسی که خودش احتمال خطا و معصیت و گمراهی دارد می تواند حافظ انسان از گمراهی باشد؟

ج) استدلال سوم

اگر عترت معصوم نیستند احتمال خطا و معصیت دارند. و اگر در جایی مرتکب خطا یا معصیت شدند به حکم قطعی دین، وظیفه ی مسلمین این است که از آنها اطاعت نکنند. در حالی که در این حدیث حکم به اطاعت بدون چون و چرا از عترت شده است. و حتّی امر شده که تشخیص خودتان را بر آنها تحمیل نکنید و تشخیص خود را بر گفته ی آنها ترجیح ندهید « و لا تعلموهم فانهم أعلم منكم». در حالی که علم و یقین هر کسی عقلاً و شرعاً برای خود او حجّت است جز در یک حالت؛ و آن زمانی است که یقین شخص در مقابل یقین انسان معصوم باشد. چون در این حالت عقل حکم به توهّمی بودن یقین خود شخص می کند ؛ چرا که تحقق دو یقین مخالف مستلزم اجتماع نقیضین بوده ، محال است. پس عقل حکم به توهّمی بودن یکی از یقینها می دهد و چون یک طرف معصوم از خطاست پس حکم به توهمّی بودن یقین خود شخص می دهد. و چون نبی اکرم(ص) فرمود یقینهای خود را در مقابل سخن عترت وانهید و به آنها حرف نیاموزید معلوم می شود که سخن آنها معصوم از هر اشتباه و خطایی است.

حاصل کلام اینکه:

طبق حدیث متواتر ثقلین، عصمت تمام عیار همه عترت ثابت می شود؛ و در اینکه حضرت زهرا(س) جزء عترت است، بین مسلمین کوچکترین اختلافی وجود ندارد. پس طبق این حدیث، عصمت آن بزرگوار ثابت است؛ آن هم عصمت تمام عیار.

 

دلیل سوم:

در روایات شیعه و سنّی به اسناد صحیح و به کرّات از رسول خدا(ص) نقل شده که غضب فاطمه(س) غضب خدا و رضایت او هم رضای خداست.

و شکّ نداریم که محال است خداوند بر کسی که حقیقتاً لایق غضب نیست غضب کند؛ یا از کسی که لایق رضا نیست راضی شود. پس اگر غضب و رضای فاطمه(س) تطابق کامل با غضب و رضای خدا دارد، یقین می کنیم که آن حضرت نیز ابداً در رضا و غضب خود اشتباه نمی کند. پس آن حضرت یقیناً معصوم از سهو و اشتباه می باشد. و آنکه از سهو و اشتباه معصوم باشد، به نحو اولی از گناه معصوم می باشد.

 

[۱] . الاحزاب:۳۳
[۲] . المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج۳ ، ص۶۶
[۳] . المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج۳ ، ص۱۶۷

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.