وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دفن پیامبر در خانه عایشه

دفن پیامبر در خانه عایشه

آيا رسول خدا (ص) در اتاق عائشه دفن شده است ؟

 

 

پاسخ اجمالي :
۱ .در خصوص محل دفن پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم اختلاف نظر وجود دارد .

۲ . اهل سنت بر اين عقيده است كه آن حضرت در حجره عائشه دفن گرديده است .

۳ . امّا برخي از محققان شيعه بر اين اعتقاد هستند كه به شهادت اسناد معتبر از كتب اهل سنت آنچه كه قدر متيقن است اين كه آن حضرت در حجره عائشه دفن نگرديده است و در اين راستا ادلّه اي را ارائه مي كند كه در پاسخ تفصيلي به آن اشاره مي شود .

۴ . مناظره زيبائي كه بين فضّال شاگرد مكتب امام صادق با ابو حنيفه صورت گرفته است و در آن به غصبي بودن مكان دفن عمر و ابوبكر اشاره گرديده .

پاسخ تفصيلي :
در خصوص محل دفن نبي اكرم صلّي الله عليه و آله وسلّم اختلاف نظر وجود دارد :

۱ . نظر اهل سنت :

آنچه كه در نزد اهل سنت مشهور است اين مطلب است كه آن حضرت در حجره عائشه دفن گرديده و براي اثبات ادعاي خويش به نقل بخاري از عائشه استناد مي كنند كه :

قَالَتْ عَائِشَةُ لَمَّا ثَقُلَ النَّبِيُّ – صلي الله عليه وسلم – وَاشْتَدَّ وَجَعُهُ اسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ أَنْ يُمَرَّضَ فِي بَيْتِي فَأَذِنَّ لَهُ ، فَخَرَجَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ تَخُطُّ رِجْلاَهُ الأَرْضَ ، وَكَانَ بَيْنَ الْعَبَّاسِ وَرَجُلٍ آخَرَ . قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ مَا قَالَتْ عَائِشَةُ فَقَالَ لِي وَهَلْ تَدْرِي مَنِ الرَّجُلُ الَّذِي لَمْ تُسَمِّ عَائِشَةُ قُلْتُ لاَ . قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ .

صحيح بخاري ، ج۱ ، ص۱۶۲ ، ح ۶۶۵ .

وچون پيامبر احساس سنگيني نمود و درد آن حضرت شدت يافت از ديگر همسرانش اجازه خواست تا ايام بيماريش را در منزل من سپري نمايد و آنان نيز اجازه دادند ، آنگاه در حالي كه دست بر شانه عباس و شخص ديگري  داشت و پاهايش بر زمين كشيده مي شد خارج شد .

عبد الله ابن عباس مي گويد وقتي مطلب عائشه را براي ابن عباس نقل كردم به من گفت مي داني آن شخصي كه عائشه نام او را ذكر نكرد چه كسي است ؟ گفتم : نه . گفت : او علي بن ابي طالب است .

البته بخاري اين مطلب را در چند جاي صحيح خود تكرار نموده است كه تماما َ از عائشه نقل شده و براي اثبات ادعايش تفصيلاتي را ذكر نموده كه از لا به لاي آنها مي توان به تناقضاتي پي برد كه خود قرينه اي براي تضعيف مطلب محسوب مي شود كه اكنون مجال بحث آن نيست .

همين جا لازم است از متن روايت فوق اكراه معنا دار عائشه از بردن نام امير المومنين علي ابن ابي طالب عليه افضل صلوات المصلين را متذكر شويم ؛ همانگونه كه

احمد بن حنبل نقل كرده:

هُوَ عَلِيٌّ وَلَكِنَّ عَائِشَةَ لَا تَطِيبُ لَهُ نَفْسًا .

آن شخص( كه در روايت عائشه به نام آن اشاره نمي شود ) علي بن ابي طالب است كه عائشه خوش نداشته نام او را ذكر نمايد .

مسند أحمد حنبل ، ج۶ ، ص ۲۲۸ .

وهم چنين ابن سعد در طبقات آورده:

هو علي ، إن عائشة لا تطيب له نفسا بخير .

آن شخص( كه در روايت عائشه به نام آن اشاره نمي شود ) علي بن ابي طالب است لكن عائشه خوش نداشته نام او را به نيكي ياد كند.

الطبقات الكبري ، ج ۲ ، ص ۲۳۲ .

۲ . نظر شيعه :

نظر برخي از محققان شيعه اين است كه حضرت رسول در حجره عائشه دفن نگرديده است ؛چون :

اولا ّ: هر گاه گفته مي شود : بيت النبي ، حجرة النبي ، دار النبي ، مقصود خانه و حجره اختصاصي حضرت مي باشد و الا آن را به اسم يكي از همسران مثلا َ خانه عائشه يا خانه ام سلمه وغيره مي ناميده اند.

أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يُصَلِّي ذَاتَ لَيْلَةٍ فِي حُجْرَتِهِ فَجَاءَ أُنَاسٌ فَصَلَّوْا بِصَلَاتِهِ فَخَفَّفَ فَدَخَلَ الْبَيْتَ

شبي رسول اكرم در حجره خود نماز ميخواند كه گروهي آمدند وپشت سر حضرت اقتدا نمودند از اينرو حضرت نماز خود را سريعتر خواند و داخل خانه خود گرديد .

مسند أحمد ،ج ۳، ص ۱۰۳ ، ح ۱۱۵۶۷

عن ربيعة بن كعب الأسلمي : كنت أبيت عند حجرة النبي فكنت أسمعه إذا قام من الليل يقول : سبحان الله رب العالمين .

ربيعه مي گويد : شبي را در حجره رسول اكرم سپري كردم …

سنن النسائي ، ج ۳ ص ۲۰۹

ثانيا ّ: نزديك ترين خانه ها به خانه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم خانه حضرت علي عليه السلام بوده كه درب آن در كنار خانه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم قرار داشته است.

جاء رجل إلي ابن عمر فسأله عن عثمان … ثُمَّ سَأَلَهُ عَنْ عَلِيٍّ ، فَذَكَرَ مَحَاسِنَ عَمَلِهِ قَالَ هُوَ ذَاكَ ، بَيْتُهُ أَوْسَطُ بُيُوتِ النَّبِيِّ – صلي الله عليه وسلم – . ثُمَّ قَالَ لَعَلَّ ذَاكَ يَسُوؤُكَ . قَالَ أَجَلْ . قَالَ فَأَرْغَمَ اللَّهُ بِأَنْفِكَ ، انْطَلِقْ فَاجْهَدْ عَلَيَّ جَهْدَكَ .

شخصي نزد ابن عمر آمد و راجع به عثمان سئوال كرد ، سپس در باره علي از او سئوال نمود و او از محاسن و نيكي اعمال علي سخن گفت و افزود : خانه علي نزديك ترين خانه ها به خانه پيامبر است . واز او سئوال  كرد : شايد اين مطلب چندان خوشايند تو نباشد ؟ گفت : آري . گفت : ولي علي رغم ميل باطني تو اين چنين است .

صحيح بخاري ، ج۴ ، ص ۲۰۸ ، ح۳۷۰۴

رواية العلاء بن عيزار قال : سالت ابن عمر عن علي . فقال : انظر الي منزله من نبي الله ليس في المسجد غير بيته .

علاء بن عيزار مي گويد :از فرزند عمر در باره علي سئوال كردم گفت :به منزل علي نسبت به منزل رسول خدا بنگر كه هيچ منزلي به نزديكي منزل او به رسول خدا نيست .

فتح الباري ج ۷ ، ص ۵۹

ثمّ قال الا احدّثك عن علي ؟ هذا بيت رسول الله في المسجد و هذا بيت علي ّ.

اين خانه رسول خدا و اين هم خانه علي .

مستدرك حاكم نيشابوري ، ج۳ ، ص ۵۱

پس استفاده مي شود كه خانه حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه سلام الله عليها نزديك ترين خانه به خانه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم بوده

و البته براي حضرت فاطمه سلام الله عليها در خانه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نيز حجره اي جدا گانه وجود داشته كه همچنان تا امروز به اسم آن حضرت در مسجد النبي باقي مانده است .

ثالثا ّ: با استناد به مصادر اهل سنّت وفات رسول خدا در حجره اختصاصي و در منزل خود آن حضرت بوده است :

در حديث عمر راجع به مكاني كه پيامبر در آن قبض روح گرديد آمده است :

فبينما نحن في منزل رسول الله إذا رجل ينادي من وراء الجدار أن أخرج إليّ يا ابن الخطاب . . . فإن الأنصار  اجتمعوا في سقيفة بني ساعدة ، فأدركوهم قبل أن يحدثوا أمرا … .

در حالي كه ما در خانه رسول خدا بوديم شخصي از پشت ديوار خانه حضرت صدا زد : اي عمر بن خطاب !  خارج شو … كه انصار در سقيفه بني ساعده گرد هم آمده اند ، به آنها بپيوند قبل از آن كه اتفاقي بيافتد …

فتح الباري ، ج ۷ ، ص ۲۳ ، تاريخ دمشق ، ج ۳۰ ، ص ۲۸۲ ، وفي رواية ابن حبان ، ج۲ ، ص ۱۵۵

رابعا َ : اعتراف عائشه بر مطلبي كه دلالت مي نمايد وفات رسول خدا در حجره او نبوده است :

« لقد نزلت آية الرجم ورضاعة الكبير عشرا ولقد كانت في صحيفة تحت سريري ، فلما مات رسول الله وتشاغلنا بموته دخل داجن فأكلها ! »

آيه رجم وايجاد رضاع به ده بار شير دادن نازل شد و من آن را در صحفه كاغذي زير تخت خود نگه داري مي كردم اما در روزي كه مشغول امورات مربوط به وفات رسول خدا بود يم گوسفندي داخل حجره شد و آن را خورد .

سنن ابن ماجة ، ج۱ ، ص ۶۲۵ ،أوسط الطبراني ، ج ۸ ،ص ۱۲ ، مسند أبي يعلي، ج ۸ ،ص ۶۴ ، المحلي ، ج۱۱ ،ص ۲۳۶ ، وقال : هذا حديث صحيح . وفي لسان العرب ، ج ۷ ، ص ۳۳ ، ونهاية ابن الأثير ، ج ۲ ، ص ۸۷ .

كه از متن فوق استفاده مي شود كه اگر بيماري حضرت و وفات رسول خدا در حجره عائشه اتفاق افتاده بود ديگر امكان نداشت در همان روزي كه حجره او مملوّ از جمعيت است گوسفندي داخل حجره شده و آن صفحه كاغذ را بخورد .

خامساً: متون مختلفي بر اين مطلب شهادت مي دهد كه حجره رسول خدا دو در داشته كه وقتي مسلمانان مي خواستند بر پيكر مطهر رسول خدا نماز گذارند گروه گروه از يك در داخل و از در ديگر خارج مي شدند در حالي كه همان گونه كه در دليل بعد معلوم مي گردد خانه عائشه فقط يك در داشته آن هم در جهتي غير از جهتي كه خانه مستقل حضرت قرار داشته است

قَالُوا كَيْفَ نُصَلِّي عَلَيْهِ قَالَ ادْخُلُوا أَرْسَالًا أَرْسَالًا قَالَ فَكَانُوا يَدْخُلُونَ مِنْ هَذَا الْبَابِ فَيُصَلُّونَ عَلَيْهِ ثُمَّ يَخْرُجُونَ مِنْ الْبَابِ الْآخَر .

و چون رسول خدا قبض روح گرديد گروهي گفتند : چگونه بر آن حضرت نماز گذاريم ؟ در جواب گفتند : گروه گروه از اين در وارد شده و نماز گذارده و از درب ديگر خارج شوند.

مسند أحمد ، ج ۵ ، ص ۸۱ ، ح ۱۹۸۳۸ و تاريخ دمشق ، ج ۴ ، ص ۲۹۶ ، أسد الغابة ، ج ۵ ، ص ۲۵۴ .

هيثمي بعد از نقل روايت مي گويد :

ورجاله رجال الصحيح .

مجمع الزوائد ، ج ۹ ، ص ۳۷ .

سادسا َ: حجره عائشه به خلاف خانه رسول خدا يك در داشته آن هم در جهت مواجه با شام يعني درب آن در مقابل جهت شام بوده است ( يعني در ضلع جنوبي مسجد و طرف قبله كه درب آن به سوي مسجد باز مي شده است)

فسألته عن بيت عائشة فقال : كان بابه من وجهة الشام فقلت : مصراعا كان أو مصراعين ؟ قال : كان بابا واحدا . قلت : من أي شئ كان ؟ قال : من عرعر أو ساج .

از او در باره خانه عائشه سئوال كردم گفت : يك در بيشتر ندارد و آن هم مواجه با شام است …

الأدب المفرد للبخاري ، ص ۱۶۸ و إمتاع الأسماع ، ج ۱۰ ص ۹۲ و سبل الهدي ، ج ۳ ،ص ۳۴۹ و سمط النجوم العوالي ، ص ۲۱۸ .

از كلام فوق به چند مطلب ديگر نيز مي توان پي برد :

الف : آن بخش از حديث كه مي گويد : « در باره مكان حجره عائشه سئوال نمودم » دلالت بر اين مطلب دارد كه سائل يقين داشته كه حجره عائشه همين مكاني كه امروزه به عنوان مدفن پيامبر مي شناسند نمي باشد فلذا از مكان حجره عائشه سئوال مي كند .

ب : از روايت مشخص مي شود كه جهت شامي مسجد همان جهت شمالي مسجد مي باشد.

سابعاً : مطلبي را كه بخاري و احمد و طبقات از انس بن مالك خادم رسول خدا نقل كرده اند و در آن وليمه و ميهماني منزل رسول خدا به مناسبت ازدواج حضرت با زينب بنت جحش را توصيف مي كند كه از آن استفاده مي شود فاصله مكان پذيرائي در حجره اختصاصي رسول خدا از ميهمانان و خانه عائشه فاصله نسبتاّ قابل توجهي بوده و خانه عائشه خارج از مسجد قرار داشته است كه بعد از صرف غذا حضرت به طرف خانه عائشه مي روند اما بعد متوجه مي شوند كه هنوز بعضي از ميهمانان سنگين شده و در حجره رسول خدا آرميده اند لذا رسول خدا مجدداّ از در حجره عائشه به در حجره اختصاصي خود باز مي گردند و آن گاه است كه آيه حجاب نازل مي شود كه اي اهل ايمان … هنگامي كه براي ميهماني به منزل رسول خدا دعوت شديد اجابت كرده و پس از تناول طعام خارج شده و به منزل خود برويد .( احزاب/ ۵۲)

فَمَشَي رَسُولُ اللَّهِ – صلي الله عليه وسلم – وَمَشَيْتُ مَعَهُ حَتَّي جَاءَ عَتَبَةَ حُجْرَةِ عَائِشَةَ ، ثُمَّ ظَنَّ رَسُولُ اللَّهِ  – صلي الله عليه وسلم – أَنَّهُمْ خَرَجُوا فَرَجَعَ وَرَجَعْتُ مَعَهُ ، حَتَّي دَخَلَ عَلَي زَيْنَبَ فَإِذَا هُمْ جُلُوسٌ لَمْ يَتَفَرَّقُوا ، فَرَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ – صلي الله عليه وسلم – وَرَجَعْتُ مَعَهُ ، حَتَّي بَلَغَ عَتَبَةَ حُجْرَةِ عَائِشَةَ ، فَظَنَّ أَنْ قَدْ خَرَجُوا ، فَرَجَعَ وَرَجَعْتُ مَعَهُ ، فَإِذَا هُمْ قَدْ خَرَجُوا ، فَأُنْزِلَ آيَةُ الْحِجَابِ ، فَضَرَبَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ سِتْرًا

پس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم رفت و من هم با او رفتم تا اين كه به آستانه حجره عائشه رسيديم…

صحيح بخاري ، ج ۶ ، ص ۲۶ ، ح ۶۲۳۸ و مسند أحمد ، ج ۳ ، ص ۱۶۸ و الطبقات الكبري ، ج ۸ ، ص ۱۰۴

ثامنا َ: عائشه بعد از وفات رسول خدا حجره خود را به معاويه فروخت لذا حجره محل دفن رسول خدا نمي تواند همان حجره عائشه كه به فروش رسيده است باشد .

واشتري ( معاوية ) من عائشة منزلها ، يقولون بمائة وثمانين ألف درهم ويقال بمائتي ألف درهم وشرط لها سكناها حياتها

معاويه منزل عائشه را به صد و هشتاد هزار درهم و بعضي گفته اند به دويست هزار درهم خريداري نمود مشروط به اين كه عائشه تا آخر عمر در آنجا سكونت داشته باشد

الطبقات الكبري ، ج ۸ ، ص ۱۶۵

نتيجه گيري نظر :

نتيجه اين كه منزل رسول خدا كه در متون فوق آمده همان حجره اي است كه در خانه اختصاصي حضرت بوده و حضرت در آن وفات نموده است و معناي آن اين است كه بعدها حكومت همان گونه كه روي مسجد النبي تسلط پيدا نمود و روي آن دست گذاشت تا بني هاشم نتوانند در پناه آن به ترويج اهداف خود دست يازند . بلكه در اين بين دختر رئيس حكومت ( عائشه ) ادعاي تسلط و مالكيت حجره پيامبر را نمود و حكومت نيز آن را پذيرفته و دختر رسول خدا و حضرت علي را از خلع يد نمود و اين در حالي است كه حجره عائشه در منزل اختصاصي خود ودر جهت ديگر مسجد يعني جهت قبله مسجد بوده است .

و دليل سكوت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب عليهما السلام و اهل بيت عليهم السلام از تحريك مردم عليه حكومت در خصوص اين موضوع دقيقا همان موضعي است كه در باره اصل خلافت و حكومت داشتند يعني امر به صبر از جانب رسول خدا تا زماني كه فرزند قائمشان حجه بن الحسن عليه السلام ظهور فرمايد و از آنچه كه بر اجداد طاهرينشان رفته كشف اسرار نمايد .

 

مناظره فضّال با ابو حنيفه :

شايد بتوان يكي از ظريف ترين و در عين حال جامع ترين كلمات را در خصوص موضوع مورد بحث گفتگو و مناظره زير كه بين فضّال از شاگردان مكتب امام صادق عليه السلام و ابو حنيفه صورت گرفته دانست كه در آن به بهترين شكل بر غصبي بودن مكان دفن عمر و ابوبكر اشاره شده است :

وروي : أنه مر فضال بن الحسن بن فضال الكوفي بأبي حنيفة وهو في جمع كثير ، يملي عليهم شيئا من فقهه وحديثه .

فقال – لصاحب كان معه – : والله لا أبرح حتي أخجل أبا حنيفة . فقال صاحبه الذي كان معه : إن أبا حنيفة ممن قد علت حاله ، وظهرت حجته .

قال : صه ! هل رأيت حجة ضال علت علي حجة مؤمن ؟ ! ثم دنا منه فسلم عليه ، فرد ورد القوم السلام بأجمعهم .

فقال : يا أبا حنيفة أن أخا لي يقول : أن خير الناس بعد رسول الله علي بن أبي طالب عليه السلام ، وأنا أقول أبو بكر خير الناس وبعده عمر فما تقول أنت رحمك الله ؟

فأطرق مليا ثم رفع رأسه فقال : كفي بمكانهما من رسول الله صلي الله عليه وآله كرما وفخرا ، أما علمت أنهما ضجيعاه في قبره ، فأي حجة تريد أوضح من هذا ؟

فقال له فضال : إني قد قلت ذلك لأخي فقال : والله لئن كان الموضع لرسول الله صلي الله عليه وآله دونهما فقد ظلما بدفنهما في موضع ليس لهما حق فيه ، وإن كان الموضع لهما فوهباه لرسول الله صلي الله عليه وآله لقد أساءا وما أحسنا ، إذ رجعا في هبتهما ، ونسيا عهدهما .

فأطرق أبو حنيفة ساعة ثم قال له : لم يكن له ولا لهما خاصة ، ولكنهما نظرا في حق عايشة وحفصة فاستحقا الدفن في ذلك الموضع بحقوق ابنتيهما .

فقال له فضال : قد قلت له ذلك فقال : أنت تعلم أن النبي مات عن تسع نساء ، ونظرنا فإذا لكل واحدة منهن تسع الثمن ، ثم نظرنا في تسع الثمن فإذا هو شبر في شبر ، فكيف يستحق الرجلان أكثر من ذلك ، وبعد فما بال عائشة وحفصة ترثان رسول الله صلي الله عليه وآله وفاطمة بنته تمنع الميراث ؟ !

فقال أبو حنيفة : يا قوم نحوه عني فإنه رافضي خبيث .

روزي فضّال بن حسن فضال كوفي به همراه يكي از دوستانش با ابوحنيفه برخورد نمود درحالي كه جمع كثيري از شاگردانش در فقه و حديث گرداگرد او را گرفته بودند .

فضّال به دوست همراهش گفت : والله دست از سر او بر نمي دارم مگر اين كه جلو رفته و او را سر افكنده نمايم . دوستش به او گفت : تو كه ابو حنيفه را مي شناسي و از جايگاه و منزلت علمي و توان احتجاج او با خبري .

فضّال گفت : ساكت شو ! هيچ ديده اي حجت گمراهي برحجت مومن برتري و علوّ پيدا كند؟

فضّال جلو رفت و سلام كرد ، جمعيّت حاضر نيز همه جواب سلام او را دادند .

فضّال رو به ابو حنيفه كرد و گفت : خدا رحمتت كند ! من برادري دارم كه مي گويد : بهترين خلق بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم علي بن ابي طالب عليه السلام است امّا من به او مي گويم : اين گونه نيست بلكه بهترين مردم بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ابو بكر و بعد از او عمر است . شما نظرتان چيست ؟

ابو حنيفه اندكي تامل كرد و سپس سر بلند كرد و گفت : ( به او بگو) در مكانت و منزلت و افتخار براي ابو بكر و عمر همين بس كه آن دونفر در كنار قبر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مدفونند ( در حالي كه علي بن ابي طالب فرسنگ ها دور تر در نجف خاك شده است) آيا حجت و دليل بر افضليت و برتري آن دو بر علي از اين بهتر ؟

فضّال گفت : من همين نكته را به او گفته ام امّا او در پاسخ من گفته : والله ! اگر براي حقانيّت و منزلت آن دو به مكان دفنشان در كنار قبر پيامبر حجت مي آوري بايد بگويم : كه آنها با دفن شدنشان در مكاني كه هيچ حقي نسبت به آن نداشته اند در حقيقت به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ظلم نموده اند ، چرا كه اگر آن مكان از خود ابوبكر وعمر بوده و آن را به رسول خدا هبه و هديه نموده اند پس با دفن شدنشان در آن مكان كار خيلي زشتي كردند چون با اين كار هديه اي را كه به آن حضرت بخشيدند را پس گرفتند و در آن تصرف نموده اند و اين در حقيقت نوعي خلف وعده و شكستن پيمان محسوب مي گردد .

ابو حنيفه دوباره مدتي را ساكت ماند و سر به زير افكند و گفت : به برادرت بگو : اين مكان نه براي آن دو نفر و نه براي رسول خدا بلكه با توجّه به حقي كه حفصه و عائشه در اين زمين داشتند در اين زمين دفن گرديده اند .

فضال به ابو حنيفه گفت : ( اتفاقا َ) من همين مطلب را نيز به برادرم گفته ام اما او در پاسخ من گفت : تو مي داني كه وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از دنيا رفت صاحب نه همسر بود و در حالي كه هر يك از آن نه نفر نسبت به آن مكان يك هشتم بيشتر سهم الارث نداشته در نتيجه براي هر كدام يك وجب در يك وجب مسافت جا بيشتر نمي ماند . آن وقت چگونه آن دو نفر اين مقدار مكان اضافه را اشغال و غصب نموده اند ؟

و آن گاه از سوي ديگر چه شده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از پدرش ارث نمي برد ؟ ( و ابوبكر به اين بهانه كه پيامبران از خود ارث به جا نمي گذارند حضرت فاطمه سلام الله عليها را از فدك محروم مي كند ) امّا عائشه و حفصه كه همسران آن حضرت بودند ارث مي برند .

ابو حنيفه چون اين مطالب را شنيد به اطرافيانش گفت : او را از من دور سازيد كه او خود رافضي خبيث مي باشد

الفصول المختاره ، سيّد مرتضي ، ص۷۴ ، كنز الفوائد ، ابو الفتوح كراجكي ، ص ۱۳۵ – احتجاج طبرسي ج۲ ص۱۴۹ و …

ولیعصر عج/.

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.