وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دعاي عاليه المضامين

دعاي عاليه المضامين

این دعا را نیز «سیّد بن طاووس» در «مصباح الزائر» آورده است که بعد از زیارت هر یک از ائمّه(علیهم السلام) مى توان خواند:

اَللّـهُمَّ اِنّى زُرْتُ هذَا الاِْمامَ مُقِرًّا بِاِمامَتِهِ، مُعْتَقِداً لِفَرْضِ طاعَتِهِ،
خدایا من زیارت کردم این امام را در حالى که اقرار به امامتش دارم و معتقدم که اطاعتش بر من واجب است
فَقَصَدْتُ مَشْهَدَهُ بِذُنُوبى وَعُیُوبى، وَمُوبِقاتِ آثامى، وَکَثْرَةِ سَیِّئاتى وَخَطـایاىَ،
و با این حال آهنگ زیارتگاهش را کردم با گناهانى که دارم و با عیوب و جرم هاى هلاکت بارم و بدى هاى بسیار و خطاکارى هایم
وَما تَعْرِفُهُ مِنّى، مُسْتَجیراً بِعَفْوِکَ، مُسْتَعیذاً بِحِلْمِکَ، راجِیاً رَحْمَتَکَ،
و آنچه تو خود مى دانى و پناه آورده ام به گذشتت و به بردباریت و امیدوارم به رحمتت
لاجِئاً اِلى رُکْنِکَ، عآئِذاً بِرَاْفَتِکَ، مُسْتَشْفِعاً بِوَلِیِّکَ، وَابْنِ اَولِیائِکَ،
و ملتجى گشته ام به پایه و اساس مرحمتت و پناهنده ام به مهرت و شفیع گرفته ام ولى تو و فرزند اولیایت را
وَصَفِیِّکَ وَابْنِ اَصْفِیآئِکَ،وَاَمینِکَ وَابْنِ اُمَنائِکَ، وَخَلیفَتِکَ وَابْنِ خُلَفائِکَ،
و برگزیده ات و فرزند برگزیدگانت را و امین تو و فرزند امانتدارانت را و جانشین تو و فرزند جانشینانت را
(هرگاه این دعا در زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) خوانده شود در هر چهار مورد بجاى کلمه «ابن» باید «ابى» گفته شود).

اَلَّذینَ جَعَلْتَهُمُ الْوَسیلَةَ اِلى رَحْمَتِکَ وَرِضْوانِکَ، وَالذَّریعَةَ اِلى رَاْفَتِکَ وَغُفْرانِکَ،
آنان که قرارشان دادى وسیله اى بسوى رحمت و خشنودیت و واسطه اى براى مهر و آمرزشت
اَللّـهُمَّ وَاَوَّلُ حاجَتى اِلَیْکَ اَنْ تَغْفِرَ لى ما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبى عَلى کَثْرَتِها،
خدایا نخستین حاجتم بدرگاه تو این است که بیامرزى گناهان گذشته ام را با بسیارى آنها
وَاَنْ تَعْصِمَنى فیـما بَقِىَ مِنْ عُمْرى، وَتُطَهِّرَ دینى مِمّا یُدَنِّسُهُ وَیَشینُهُ وَیُزْرى بِهِ،
و نگاهم دارى از گناه در باقیمانده عمرم و پاک کنى دین و آیین مرا از آنچه آلوده و چرکینش کند و معیوبش سازد
وَتَحْمِیَهُ مِنَ الرَّیْبِ وَالشَّکِ وَالْفَسادِ وَالشِّرْکِ،
و نگاهداریش کنى از شک و شبهه و فساد و شرک
وَتُثَبِّتَنى عَلى طاعَتِکَ وَطاعَةِ رَسُولِکَ، وَذُرِّیَّتِهِ النُّجَبآءِ السُّعَدآءِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ وَرَحْمَتُکَ وَسَلامُکَ وَبَرَکاتُکَ،
و استوارم بدارى بر فرمانبردارى خود و فرمانبردارى پیامبرت و فرزندان نجیب و سعادتمندش که درودهاى تو و رحمت و سلام و برکاتت بر ایشان باد
وَتُحْیِیَنى ما اَحْیَیْتَنى عَلى طاعَتِهِمْ، وَتُمیتَنى اِذا اَمَتَّنى عَلى طاعَتِهِمْ،
و زنده ام بدارى تا هر قدر که زنده ام بر فرمانبرداریشان و بمیرانیم هرگاه که مردم بر فرمانبرداریشان
وَاَنْ لا تَمْحُوَ مِنْ قَلْبى مَوَدَّتَهُمْ وَمَحَبَّتَهُمْ، وَبُغْضَ اَعْدائِهِمْ، وَمُرافَقَةَ اَوْلِیآئِهِمْ وَبِرَّهُمْ،
و محو نکنى از دل من دوستى و محبّت ایشان و بغض دشمنانشان و رفاقت دوستانشان و نیکى کردن به ایشان را
وَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ اَنْ تَقْبَلَ ذلِکَ مِنّى، وَتُحَبِّبَ اِلىَّ عِبادَتَکَ، وَالْمُواظَبَةَ عَلَیْها، وَتُنَشِّطَنى لَها،
و از تو خواهم پروردگارا که بپذیرى این (زیارت و دعا) را از من و مرا دوستدار عبادتت کنى و مواظبتم دهى بر آن و بنشاطم آورى براى عبادت
وَتُبَغِّضَ اِلَىَّ مَعاصیَکَ وَمَحارِمَکَ، وَتَدْفَعَنى عَنْها،
و متنفّرم کنى از گناهان و محرماتت و بازم دارى از آنها
وَتُجَنِّبَنِى التَّقْصیرَ فى صَلاتى، وَالاِْسْتِهانَةَ بِها، وَالتَّراخِىَ عَنْها،
و برکنارم دارى از کوتاهى کردن در نمازم و سرسرى گرفتن آن وسستى و کاهلى کردن در آن
وَتُوَفِّقَنى لِتَاْدِیَتِها کَما فَرَضْتَ وَاَمَرْتَ بِهِ عَلى سُنَّةِ رَسُولِکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ، خُضُوعاً وَخُشُوعاً،
و موفقم دار براى اداى آن چنانچه واجب کرده اى و دستور فرموده اى به روش پیامبرت که درودهاى تو و رحمت و برکاتت بر او و آلش باد با حال خضوع و خشوع
وَتَشْرَحَ صَدْرى لاِیتآءِ الزَّکاةِ، وَاِعْطآءِ الصَّدَقاتِ، وَبَذْلِ الْمَعْرُوفِ، وَالاِْحْسانِ اِلى شیعَةِ آلِ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَمُواساتِهِمْ،
و دیگر آن که سینه ام را باز کنى (و بلندى نظر به من دهى) براى پرداختن زکات و دادن صدقات و انجام کار نیک و احسان نسبت به شیعیان آل محمّد علیهم السلام و مواسات با آنها
وَلا تَتَوَفّانى اِلاَّ بَعْدَ اَنْ تَرْزُقَنى حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ، وَزِیارَةَ قَبْرِ نَبِیِّکَ وَقُبُورِ الاَْئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ،
و نمیرانیم مگر بعد از این که روزیم کنى حجّ خانه کعبه ات و زیارت قبر پیامبرت و قبور امامان علیهم السلام را
وَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ تَوْبَةً نَصُوحاً تَرْضاها، وَنِیَّةً تَحْمَدُها، وَعَمَلاً صالِحاً تَقْبَلُهُ،
و از تو خواهم پروردگارا توبه حقیقى مورد پسندت را و نیّتى که ستوده درگاه تو باشد و کردار شایسته اى که تو بپذیرى
وَاَنْ تَغْفِرَ لى وَتَرْحَمَنى اِذا تَوَفَّیْتَنى، وَتُهَوِّنَ عَلَىَّ سَکَراتِ الْمَوْتِ،
و دیگر آن که مرا بیامرزى و به من رحم کنى هنگامى که از این جهان مرا ببرى و آسان کنى بر من سختى هاى مرگ را
وَتَحْشُرَنى فى زُمْرَةِ مُحَمَّد وَآلِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ، وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ،
و محشورم کنى در گروه محمّد و آلش که درودهاى خدا بر او و بر ایشان باد و داخل بهشتم کنى به رحمت خودت
وَتَجْعَلَ دَمْعى غَزیراً فى طاعَتِکَ، وَعَبْرَتى جارِیَةً فیما یُقَرِّبُنى مِنْکَ، وَقَلْبى عَطُوفاً عَلى اَوْلِیآئِکَ،
و اشکم را فراوان کنى در انجام طاعتت و سرشکم را ریزان نمایى در آنچه مرا به تو نزدیک گرداند و دلم را مهربان کنى نسبت به دوستانت
وَتَصُونَنى فى هذِهِ الدُّنْیا مِنَ الْعاهاتِ وَالاْفاتِ، وَالاَْمْراضِ الشَّدیدَةِ، وَالاَْسْقامِ الْمُزْمِنَةِ، وَجَمیعِ اَنْواعِ الْبَلاءِ وَالْحَوادِثِ،
و نگاهم دارى در این دنیا از آسیب ها و آفات و بیمارى هاى سخت و دردهاى مزمن و از هر نوع بلا و حادثه اى
وَتَصْرِفَ قَلْبى عَنِ الْحَرامِ، وَتُبَغِّضَ اِلىَّ مَعاصِیَکَ، وَتُحَبِّبَ اِلَىَّ الْحَلالَ،
و بگردانى دلم را از توجه به حرام و مبغوض گردانى در نزد من نافرمانى هایت را و محبوب گردانى در پیش من حلال را
وَتَفْتَحَ لى اَبْوابَهُ، وَتُثَبِّتَ نِیَّتى وَفِعْلى عَلَیْه، وَتَمُدَّ فى عُمْرى، وَتُغْلِقَ اَبْوابَ الْمِحَنِ عَنّى،
و بگشایى برویم درهاى آن را و استوار کنى نیّت و کارم را بر آن و دراز گردانى عمرم را و بربندى برویم درهاى غم و محنت را
وَلا تَسْلُبَنى ما مَنَنْتَ بِهِ عَلىَّ، وَلا تَسْتَرِدَّ شَیْئاً مِمّا اَحْسَنْتَ بِهِ اِلَىَّ،
و نعمت هایى که به من داده از من نگیرى و چیزى از احسان هاى (بى شمار) خود را از من بازنستانى
وَلا تَنْزِعَ مِنِّى النِّعَمَ الَّتى اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ، وَتَزیدَ فیـما خَوَّلْتَنى،
و جدا نکنى از من نعمت هاى (بسیارى) را که به من عنایت فرمودى و بیفزایى بر آنچه به من ارزانى داشتى
وَتُضاعِفَهُ اَضْعافاً مُضاعَفَةً، وَتَرْزُقَنى مالاً کَثیراً واسِعاً سآئِغاً، هَنیئاً نامِیاً وافِیاً،
و مضاعف گردانى آن را به چندین برابر و روزیم کنى مالى بسیار و وسیع و ریزان و گوارا و با برکت و رسا،
وَعِزّاً باقِیاً کافِیاً، وَجاهاً عَریضاً مَنیعاً، وَنِعْمَةً سابِغَةً عآمَّةً،
و نیز عزّتى باقى و کافى، و آبرویى پهناور و شکوهمند و نعمتى شایان و فراگیرنده
وَتُغْنِیَنى بِذلِکَ عَنِ الْمَطالِبِ الْمُنَکَّدَةِ، وَالْمَوارِدِ الصَّعْبَةِ،
و بى نیازم کن بدینوسیله از تکاپوهاى پرمشقت و موارد سخت و دشوار
وَتُخَلِّصَنى مِنْها مُعافاً فى دینى وَنَفْسى وَوَلَدى، وَما اَعْطَیْتَنى وَمَنَحْتَنى،
و رهاییم دهى از آنها با سلامتى دین و جان و فرزندانم و چیزهاى دیگرى که به من عطا کرده و ارزانى داشتى
وَتَحْفَظَ عَلَىَّ مالى وَجَمیعَ ما خَوَّلْتَنى، وَتَقْبِضَ عَنّى اَیْدِىَ الْجَبابِرَةِ،
و نگهدارى برایم مالم و همه آنچه را به من بخشیده اى و برگیرى از سر من دست هاى (ستم پیشه) گردنکشان را
وَتَرُدَّنى اِلى وَطَنى، وَتُبَلِّغَنى نِهایَةَ اَمَلى فى دُنْیاىَ وَآخِرَتى، وَتَجْعَلَ عاقِبَةَ اَمْرى مَحْمُودَةً حَسَنَةً سَلیمَةً،
و بازم گردانى به وطنم و برسانى مرا به نهایت آرزویم در دنیا و آخرتم و بگردانى سرانجام کارم را پسندیده و نیکو و سالم،
وَ تَجْعَلَنى رَحیبَ الصَّدْرِ، واسِعَ الْحالِ، حَسَنَ الْخُلْقِ، بَعیداً مِنَ الْبُخْلِ وَالْمَنْعِ وَالنِّفاقِ، وَالْکِذْبِ وَالْبُهْتِ وَقَوْلِ الزُّورِ،
و قرارم دهى فراخ سینه (و بلند نظر) و فراخ حال و خوش خلقى و دور از بخل و ممانعت (از احسان و دستگیرى) و نفاق و دروغ و بهتان و زورگویى
وَتُرْسِخَ فى قَلْبى مَحَبَّةَ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَشیعَتِهِمْ،
و ریشه دار کنى در دلم دوستى محمّد و آل محمّد و شیعیانشان را
وَتَحْرُسَنى یا رَبِّ فى نَفْسى وَاَهْلى وَمالى وَوَلَدى، وَاَهْلِ حُزانَتى وَاِخْوانى، وَاَهْلِ مَوَدَّتى وَذُرِّیَّتى، بِرَحْمَتِکَ وَجُودِکَ،
و محافظتم کنى پروردگارا در جانم و خاندان و مال و فرزندان و نانخوران و برادران و دوستان و نژادم به مهر و جودت
اَللّـهُمَّ هذِهِ حاجاتى عِنْدَکَ، وَقَدِ اسْتَکْثَرْتُها لِلُؤْمى وَشُحّى، وَهِىَ عِنْدَکَ صَغیرَةٌ حَقیرَةٌ، وَعَلَیْکَ سَهْلَةٌ یَسیرَةٌ،
خدایا اینها بود حاجت هایى که من بدرگاه تو دارم و این که زیادشان کردم بخاطر گداصفتى و حرص زیادى است که من دارم ولى همه آنها در نزد تو کوچک و اندک است و انجامش براى تو سهل و آسان است
فَاَسْئَلُکَ بِجاهِ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ عِنْدَکَ، وَبِحَقِّهِمْ عَلَیْکَ، وَبِما اَوْجَبْتَ لَهُمْ،
پس از تو خواهم به آن آبرویى که محمّد و آل محمّد که بر او و بر ایشان سلام باد در نزد تو دارند و به حقّى که ایشان بر تو دارند و بدانچه واجب کرده اى براى ایشان
وَبِسآئِرِ اَنْبِیآئِکَ وَرُسُلِکَ، وَاَصْفِیآئِکَ وَاَوْلِیآئِکَ الْمُخْلَصینَ مِنْ عِبادِکَ،
و به حقّ سایر پیمبران و رسولان و برگزیدگان و دوستان مخلص از بندگانت
وَبِاسْمِکَ الاَْعْظَمِ الاَْعْظَمِ لَمّا قَضَیْتَها کُلَّها، وَاَسْعَفْتَنى بِها، وَلَمْ تُخَیِّبْ اَمَلى وَرَجآئى،
و به حقّ بزرگترین نام اعظمت که همه این حاجت ها را برایم برآورى و کامروایم سازى بدانها و امید و آرزویم را مبدّل به نومیدى نکنى
اَللّهُمَّ وَشَفِّعْ صاحِبَ هذَا الْقَبْرِ فِىَّ،
خدایا و شفاعت صاحب این قبر را درباره من بپذیر،
یا سَیِّدى یا وَلِىَّ اللهِ یا اَمینَ اللهِ، اَسْئَلُکَ اَنْ تَشْفَعَ لى اِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ فى هذِهِ الْحاجاتِ کُلِّها،
اى آقاى من اى ولى خدا و اى امانتدار خدا از تو خواهم که شفاعت کنى از من بدرگاه خداى عزوجل در همه این حاجت ها
بِحَقِّ آبآئِکَ الطّاهِرینَ، وَبِحَقِّ اَوْلادِکَ الْمُنْتَجَبینَ،
به حقّ پدران پاکت و بحقّ فرزندان برگزیده اش
فَاِنَّ لَکَ عِنْدَاللهِ تَقَدَّسَتْ اَسْمآئُهُ، اَلْمَنْزِلَةَ الشَّریفَةَ، وَالْمَرْتَبَةَ الْجَلیلَةَ، وَالْجاهَ الْعَریضَ،
زیرا که براى تو در نزد خداوندى که نام هایش منزّه است مقامى است بس شریف و مرتبتى است برجسته و آبرویى است پهناور
اَللّـهُمَّ لَوْ عَرَفْتُ مَنْ هُوَ اَوْجَهُ عِنْدَکَ مِنْ هذَا الاِْمامِ، وَمِنْ آبآئِهِ وَاَبْنآئِهِ الطّاهِرینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَالصَّلاةُ،
و بسیار خدایا اگر من کسى را سراغ داشتم که آبرومندتر بود در نزد تو از این امام بزرگوار و از پدران و فرزندان پاکیزه اش که درود و سلام بر ایشان باد
لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعآئى، وَقَدَّمْتُهُمْ اَمامَ حاجَتى وَطَلِباتى هذِهِ،
بطور مسلّم آنها را شفیعان خود مى گرفتم و پیش روى حاجت ها و خواسته هایم قرارمى دادم
فَاسْمَعْ مِنّى، وَاسْتَجِبْ لى، وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
پس از من بپذیر و دعایم را به اجابت رسان و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى اى مهربانترین مهربانان
اَللّـهُمَّ وَما قَصُرَتْ عَنْهُ مَسْئَلَتى، وَلَمْ تَبْلُغْهُ فِطْنَتى مِنْ صالِحِ دینى وَدُنْیاىَ وَآخِرَتى،
خدایا و هر چه را کوتاه آمد از آن درخواست من (و از یادم رفت) و فکرم بدان نرسید از آنچه به صلاح دین و دنیا و آخرتم باشد
فَامْنُنْ بِهِ عَلىَّ، وَاحْفَظْنى وَاحْرُسْنى، وَهَبْ لى وَاغْفِرْ لى،
پس آنها را بر من منّت گذار (و عطا فرما) و محافظتم کن و پاسداریم کن و ببخش بر من و بیامرز مرا،
وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوء اَوْ مَکْرُوه، مِنْ شَیْطان مَرید، اَوْ سُلْطان عَنید،
و هر که قصد دارد به من آسیبى یا امر ناخوشایندى وارد کند چه از شیطانى متمرّد یا سلطانى معاند
اَوْ مُخالِف فى دین، اَوْ مُنازِع فى دُنْیا، اَوْ حاسِد عَلَىَّ نِعْمَةً، اَوْ ظالِم اَوْ باغ،
یا مخالف در دین یا ستیزه جویى در مال دنیا یا حسودى که در نعمتى بر من رشک برد یا ستمکار یا زورگویى (هر که باشد)
فَاقْبِضْ عَنّى یَدَهُ، وَاصْرِفْ عَنّى کَیْدَهُ، وَاشْغَلْهُ عَنّى بِنَفْسِهِ،
قدرتش را از سر من بازگیر و نقشه اش را از من بازگردان و او را بخودش مشغول کن
وَاکْفِنى شَرَّهُ، وَشَرَّ اَتْباعِهِ وَشَیاطینِهِ، وَاَجِرْنى مِنْ کُلِّ ما یَضُرُّنى وَیُجْحِفُ بى،
و شرّ خودش و شرّ پیروان و شیاطینش را از من کفایت فرما و پناهم ده از هر چه به من زیان زند و به هلاکتم اندازد
وَاَعْطِنى جَمیعَ الْخَیْرِ کُلِّهِ مِمّا اَعْلَمُ وَمِمّا لا اَعْلَمُ،
و هر خیر و خوبى است همه را به من عطا فرما چه آن که مى دانم و چه آن را که نمى دانم
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ، وَلاِِخْوانى وَاَخَواتى،
خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بیامرز مرا و پدر و مادرم و برادران و خواهرانم
وَاَعْمامى وَعَمّاتى، وَاَخْوالى وَخالاتى، وَاَجْدادى وَجَدّاتى، وَاَوْلادِهِمْ وَذَراریهِمْ،
و عموهایم و عمه هایم و دایى هایم و خاله هایم و اجداد و جده هایم را و فرزندانشان و نژادشان
وَاَزْواجى وَذُرِّیّاتى، وَاَقْرِبآئى وَاَصْدِقائى، وَجیرانى وَاِخْوانى فیکَ مِنْ اَهْلِ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ،
و همسرانشان و فرزندان خودم و خویشانم و رفقا و همسایگانم و برادران دینیم را از اهل شرق و غرب عالم
وَلِجَمیعِ اَهْلِ مَوَدَّتى مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلاَْحْیآءِ مِنْهُمْ وَالاَْمْواتِ،
و تمام آنان که با من دوستى داشته و دارند از مردان و زنان با ایمان زنده و مرده شان را
وَلِجَمیعِ مَنْ عَلَّمَنى خَیْراً، اَوْ تَعَلَّمَ مِنّى عِلْماً،
و تمام کسانى که کار خیرى را به من یاد داده یا از من علمى آموخته اند
اَللّـهُمَّ اَشْرِکْهُمْ فى صالِحِ دُعآئى وِزِیارَتى لِمَشْهَدِ حُجَّتِکَ وَوَلِیِّکَ،
خدایا شریک ساز ایشان را در دعاى خیرى که کرده ام و زیارتى که از زیارتگاه حجّت و ولیّت نصیبم شده
وَاَشْرِکْنى فى صالِحِ اَدْعِیَتِهِمْ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،
و مرا نیز در دعاهاى خیر ایشان شریک ساز به مهرت اى مهربانترین مهربانان
وَبَلِّغْ وَلِیَّکَ مِنْهُمُ السَّلامَ، وَالسَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، یا سَیِّدى یا مَوْلاىَ، یا فُلانَ بْن فُلان
و سلام برسان از طرف آنها بر ولى خودت، سلام خدا و رحمت و برکاتش و بر تو باد اى سرور و آقاى من اى فلان…
(و به جاى کلمه فلان بن فلان نام امامى را که زیارت مى کنى با نام پدر بزرگوارش مى برى و مى گویى)

صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ وَعَلى رُوحِکَ وَبَدَنِکَ، اَنْتَ وَسیلَتى اِلَى اللهِ، وَذَریعَتى اِلَیْهِ، وَلى حَقُّ مُوالاتى وَتَاْمیلى،
درود خدا بر تو و بر روح و جسمت تویى وسیله من بدرگاه خدا و واسطه من در پیشگاهش و من بر تو حقّ دوستى و آرزومندى دارم
فَکُنْ شَفیعى اِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِى الْوُقُوفِ عَلى قِصَّتى هذِهِ،
پس شفیع من شو بدرگاه خداى عزوجل در اطّلاع بر جریان کارم
وَصَرْفى عَنْ مَوْقِفى هذا بِالنُّجْحِ، وَبِما سَئَلْتُهُ کُلِّهِ، بِرَحْمَتِهِ وَقُدْرَتِهِ،
و بازگرداندنم از این جا با کامیابى بدانچه درخواست کرده ام همه را به مهر و قدرتت،
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى عَقْلاً کامِلاً، وَلُبّاً راجِحاً، وَعِزّاً باقِیاً، وَقَلْباً زَکِیّاً، وَعَمَلاً کَثیراً، وَاَدَباً بارِعاً،
خدایا روزیم کن عقلى کامل و خردى که بچربد (بر هواى نفس) و عزّتى باقى و دلى پاک و کردارى بسیار و ادبى نیکو
وَاجْعَلْ ذلِکَ کُلَّهُ لى، وَلاتَجْعَلْهُ عَلَىَّ، بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ(۱).
و همه را بسود من قرار ده نه به زیان من به مهرت اى مهربانترین مهربانان.

 

 

حتما بخوانيد

فهرست کامل مفاتیح الجنان

 

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.