قرآن کریم: «...الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ...» اعراف/43

حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند

صفحه اصلی/كلام استاد/اخلاق/حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند
  • حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند
حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کندReviewed by مهدي يوسف وند on Sep 19Rating: 5.0

حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند

حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند

فاسق کیست:  اشخاصی که پرده هاى حیا را دریده و آشکارا در برابر چشم مردم مرتکب گناه مى شوند، و باکی هم از گناهشان ندارند. مثلا علنی بی حجابی یا روزه خواری می کند، یا آشکارا نماز نمی خواند یا دروغگو و غیبت کننده هست.

طبق نظر آيت الله مكارم شيرازي

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

همه علماى اخلاق و فقهاى بزرگوار، غیبت متجاهر به فسق یعنى کسى که آشکارا مرتکب گناه مى شود را جزء مستثنیات شمرده اند، و تصریح مى کنند غیبت این گونه اشخاص که پرده هاى حیا را دریده و آشکارا در برابر چشم مردم مرتکب معصیت مى شوند، غیبت ندارند، و به روایاتى نیز در این زمینه تمسّک جسته اند.

در حدیثى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «اربعة لیست غیبتهم غیبة الفاسق المعلن بفسقه..; چهار گروهند که غیبت آنها غیبت محسوب نمى شود، نخست فاسقى که آشکارا گناه مى کند. (سپس پیشواى دروغگو و کسانى که بدگویى به مادر یکدیگر مى کنند، و آنها که از جماعت مسلمین خارج شده اند را بیان فرمود)».(1)

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «ثلاثة لیس لهم حرمة صاحب هوى مبتدع و الامام الجائر و الفاسق المعلن الفسق; سه کس احترام ندارند، فرد منحرف بدعت گذار است (اشاره به صاحبان مکتب هاى انحرافى است) و دیگر پیشواى ظالم و فاسق متجاهر به فسق است».(2)

در حدیث دیگرى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) آمده است: «مَنْ اَلْقى جِلْبابَ الْحَیاءِ فَلا غِیَبَةَ لَهُ; کسى که چادر حیا را از سر بیفکند غیبت ندارد».(3)

در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «اَنَزْعَوُن عَنْ ذِکْرِ الفاجِرِ اَنْ تَذْکُرُوهُ، فَاذْکُرُوهُ یَعْرِفُهُ النّاسُ; آیا ملاحظه مى کنید از نام بردن افراد فاسق، نام آنها را ببرید تا مردم آنها را بشناسند».(4)

و احادیث در این زمینه فراوان است.

ولى چنین به نظر مى رسد که این گونه افراد به طور کلّى از موضوع غیبت خارجند نه این که از حکم آن استثنا شده باشند چرا که در غیبت دو چیز شرط بود، اول مخفى بودن عیب که این افراد ندارند، و دوّم ناراحت شدن از ذکر آن، که آن نیز در آنها نیست، زیرا اگر ناراحت بودند آشکارا مرتکب کار خلاف نمى شدند. و به تعبیر علماى اصول خارج شدن این قبیل اشخاص به صورت تخصص است نه تخصیص.

این گونه افراد به طور کلّى از موضوع غیبت خارجند نه این که از حکم آن استثنا شده باشند چرا که در غیبت دو چیز شرط بود، اول مخفى بودن عیب که این افراد ندارند، و دوّم ناراحت شدن از ذکر آن، که آن نیز در آنها نیست، زیرا اگر ناراحت بودند آشکارا مرتکب کار خلاف نمى شدند.

در اینجا سؤالاتى پیش مى آید نخست این که آیا جواز غیبت متجاوز به فسق مخصوص گناهانى است که آشکارا انجام مى دهند یا در همه چیز غیبت آنها جایز است؟

دیگر این که اگر کسى در محلّى یا نزد جماعتى متجاهر به فسق باشد اما در محل دیگر و نزد جماعت دیگر کار او پوشیده و پنهان باشد، آیا باز هم غیبت او جایز است؟

سوم این که آیا جواز غیبت متجاهر به فسق مشروط به وجود شرایط امر به معروف و نهى از منکر است یعنى غیبت چنین تأثیرى را داشته باشد و گرنه جایز نیست.

با توجه به شرحى که در بالا در مورد این گونه افراد داده شد، پاسخ همه این سؤالات روشن مى شود، و آن این که تنها در موردى غیبت آنها جایز است که حالت تجاهر به فسق دارند، ولى در کارهایى دیگر، و یا در محیط هاى دیگر جایز نیست، چرا که ادلّه حرام بودن غیبت شامل غیبت آنها در این گونه موارد نمى شود و معلوم است در جایى که متجاهر هستند جستجوى شرایط امر به معروف ونهى از منکر ضرورتى ندارد چون عناصر تشکیل دهنده غیبت در آنها نیست.

تنها در موردى غیبت آنها جایز است که حالت تجاهر به فسق دارند، ولى در کارهایى دیگر، و یا در محیط هاى دیگر جایز نیست، چرا که ادلّه حرام بودن غیبت شامل غیبت آنها در این گونه موارد نمى شود.

این احتمال نیز وجود دارد که منظور از متجاهر به فسق کسى است که به کلى پرده حیا را دریده و در برابر گناهان جسور و بى باک است; چنین افراد نه تنها احترامى ندارند، بلکه باید به مردم معرفى شوند تا مردم از خطرات آنها در امان بمانند، تعبیر به «مَن الْقى جِلْبابَ الْحَیاءِ; کسى که چادر حیا را بیفکند» وتعبیر «فَاذْکُرُوهُ یَعْرِفُهُ الناسَ; نام او را ببرید تا مردم او را بشناسند» ناظر به همین معنى است.

بنابراین مى توان گفت: متجاهر به فسق بر دو گونه است: نخست آنها که در یک عمل تجاهر دارند که تنها در همان عمل غیبت آنها جایز است، و دیگر کسانى که پرده حیا را دریده و جسورانه دست به هر گناهى مى زنند، این گونه اشخاص در هیچ چیز احترامى ندارند و افشاگرى در مورد آنها لازم و ضرورى است تا افراد ناآگاه از خطرات آنها آگاه شوند.

این سخن را با ذکر دو نکته پایان مى دهیم:

نخست این که مى دانیم یکى از علوم معروف اسلامى علم رجال است که در آن از صدق و کذب و درستى و نادرستى راویان اخبار سخن به میان مى آید، بعضى از ناآگاهان از آموختن این علم ابا داشته اند چرا که در آن غیبت افراد مى شود، در حالى که پرواضح است که حفظ حریم احکام اسلام از آمیختن به دروغ و مطالب خلاف هدفى است بسیار برتر و بالاتر، و همین هدف والا است که به ما اجازه مى دهد درباره سوابق راویان اخبار دقت و جستجو کنیم و نقطه هاى ضعف آنها را بشمریم و در کتاب هاى رجال ثبت کنیم تا احکام الهى دستخوش هوا و هوس هاى این و آن نشود.

دیگر این که در مسایل اجتماعى و سیاسى براى گزینش افراد، جهت پست هاى حسّاس و یا در ادامه کار اگر نقطه ضعف هایى پنهانى وجود داشته باشد که در سرنوشت جامعه مؤثر است، افشا کردن آنها گرچه در حدّ ذات مشمول عنوان غیبت است، ولى به خاطر اهمیت حفظ نظام جامعه اسلامى و کشف و خنثى کردن توطئه ها اقدام به آن نه تنها اشکالى ندارد، بلکه گاه واجب مى شود و کسانى که بر این گونه عیوب سرپوش مى نهند مبادا گرفتار غیبت شوند، در واقع مصالح جامعه اسلامى را فداى اشخاص مى کنند. حدیثى که قبلا از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آوردیم که ملامت مى کرد و مى فرمود: «از پرده پوشى بر گناه فاجران…» و دستور مى داد آنها را افشا کنند تا مردم آنان را بشناسند، ناظر به این معنى است.

ولى این بدان معنى نیست که بى جهت آبروى اشخاص را ببرند و یا از حد لازم تجاوز کنند و در حریم زندگى شخصى و خصوصى آنها وارد شوند.

از آنچه در بالا گفته شد تکلیف دستگاههاى اطلاعاتى کشور اسلامى نیز روشن مى شود که اگر فعالیت هاى آنها در جهت کشف و خنثى کردن توطئه ها و سلامت گزینش ها براى پست هاى حساس اجتماعى باشد و از آن فراتر نروند و تجاوز نکنند، کار آنها نه مشمول عنوان تجسّس است و نه مشمول عنوان غیبت حرام بلکه اداى وظیفه و انجام واجب است.

1. بحارالانوار، جلد 72، صفحه 261.

2. همان، صفحه 253.

3. همان، صفحه 260.

4. کنزالعمّال، جلد 3، صفحه 595، حدیث 8069.

منبع: اخلاق در قرآن جلد ۳/ آیت الله مکارم شیرازی.


مطابق نظر آيت الله سيستاني

مطابق نظر آيت الله سيستاني

۵پرسش: در مورد غیبت از فاسق لطفا فاسق را معرفی کنید به صورت کامل ؟
پاسخ: فاسق کسی است که مرتکب معصیت بشود و غیبت هر فاسقی جایز نیست مگر متجاهر به فسقی باشد که در خصوص همان امر غیبت او اشکال ندارد .

منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی سیستانی.

 

 

حتما بخوانيد

ویژه نامه دستورالعمل های عرفانی

  1. آداب و شرايط استجابت دعا
  2. در چه صورتي غيبت اشكال ندارد
  3. تعريف تقوا چيست
  4. انواع صدقه
  5. بيداري از غفلت در برابر شيطان


کلید: حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند ر حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند حکم غیبت فاسق که علنی گناه می کند غیبت مجاز

هم‌رسانی، چگونه می‌توانید این مطلب را به دیگران برسانید:
افسرانفیس نماکلوب
۱۳۹۶-۱-۱۹ ۰۹:۳۱:۴۳ +۰۴:۳۰

ثبت ديدگاه