وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حکم تغییر دین از اسلام به مسیحیت

دینی که حضرت عیسی علیه السلام آورده دینی است که به مبعوث شدن پیامبر گرامی اسلام بشارت داده و پیروان خود را به آن فرا خوانده است.

حکم تغییر دین از اسلام به مسیحیت؟!

تغییر دین یعنی ارتداد و فرو رفتن در گمراهی و مقابل فرمان الهی ایستادن است، دستور خدا یعنی اسلام و احکام آن، مسیحت و یهودیت امروز بجز نامی از گذشته چیز دیگری را با خود ندارند و به اذعان عالمان مسیحی،مسیحیت دست خوش تحریفات فراوان شده و نمی توان آن را دین الهی به شمار آورد!. دینی که حضرت عیسی علیه السلام آورده دینی است که به مبعوث شدن پیامبر گرامی اسلام بشارت داده و پیروان خود را به آن فرا خوانده است. با آمدن اسلام بقیه ادیان هیچ اعتباری ندارند و اگر به آنها دین گفته می شود بر اساس گذشته و سابقه آنهاست. خروج از اسلام و مسیر الهی یعنی وارد در مسیر شیطان شدن که از آن به ارتداد یاد می شود.

الإمامُ الباقرُ عليه السلام ـ لَمَّا سَألَهُ محمّدُ بنُ مسلمٍ عَن المُرتَدِّ ـ : مَن رَغِبَ عن الإسلامِ و كَفَرَ بما أنزَلَ اللّه ُ على محمّدٍ صلى الله عليه و آله بعدَ إسلامِهِ فلا تَوبَةَ لَهُ و قد وَجَبَ قَتلُهُ و بانَت مِنهُ امرَأتُهُ و يُقَسَّمُ ما تَرَكَ على وُلْدِهِ . الكافي : ۷/۲۵۶/۱ .

امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال محمّد بن مسلم از حكم مرتدّ ـ فرمود :

هر كه از اسلام روى برتابد و پس از مسلمان شدن ، به آنچه خداوند بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل فرموده است ، كفر ورزد، توبه اش پذيرفته نيست و بايد كشته شود ، زنش از وى جدا گردد و ميراثش ميان فرزندانش تقسيم شود . 

طبق نظر آيت الله مكارم شيرازي

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

مرتد ملّی و مرتد فطری [مرتد ]

پرسش : مرتد فطری و مرتد ملّی به چه کسی گفته می شود؟

پاسخ : مسلمانی که از اسلام خارج شود و کفر را اختیار کند، مرتد نامیده می شود. مرتد بر دو قسم است : مرتد فطری و مرتد ملّی. و مرتد فطری کسی است که پدر و مادر او یا یکی از آنها در هنگام به دنیا آمدن او مسلمان باشند و خود او نیز پس از تمیز، مسلمان باشد و سپس کافرشود؛ و مرتد ملی کافرى که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شده ولى پس از قبول اسلام مجدداً کافرگردیده است.

تفاوت مرتد ملی با مرتد فطری [مرتد ]

پرسش : مرتد ملی چه تفاوتی با مرتد فطری دارد؟

پاسخ : مرتد ملی چند حکم متفاوت با مرتد فطری دارد. نخست اینکه اول او را توبه می دهند اگر توبه نکرد حکم قتل اجرا می شود، دیگر اینکه اموال او میان ورثه تقسیم نمی شود مگر زمانی که بمیرد یا کشته شود، سوم اینکه زوجه اش عده طلاق نگه می دارد از همان زمان که ارتداد حاصل شد در حالیکه زوجه مرتد فطری عده وفات نگه می دارد.

توبه مرتد [مرتد ]

پرسش : اگر مرتد توبه کند از او پذیرفته می شود یا خیر؟

پاسخ : مرتد فطری توبه اش به حسب ظاهر قبول نیست (هرچند در واقع در نزد خدا قبول می شود) ولی مرتد ملی توبه اش پذیرفته است. البته اگر یقین کنیم مرتد فطری توبه حقیقی کرده است گرچه شرعاً توبه او پذیرفته نیست و حدّ ساقط نمی شود اما در بقیه احکام (مانند پاک بودن و کفن و دفن و نماز) مانند سایر مسلمانان است.

مجازات مرتد [مرتد ]

پرسش : اگر یک جوان مسلمان زاده خداوند را در مسیحیت پیدا کند و مسیحی شود تکلیفش چیست؟ آیا مرتد است و خونش حلال است؟

پاسخ : چنین کسی مرتد است ولی مادام که تظاهر و تبلیغ نکند جان و مالش محفوظ است.

تغییر دین بخاطر مسائل مالی

پرسش : فردی به بنده پیشنهاد داده اگر به دین آنها رو بیاورم (غیر از اسلام) خانه و زندگی خوبی برایم فراهم می کنند. بنده از ناچاری و بدبختی می خواهم قبول کنم. نظر حضرت عالی چیست؟

پاسخ : اولا آنها به احتمال قوی دروغ می گویند و ثانیا به فرض که چنین باشد هیچ انسان با ایمانی دین خود را به خاطر دنیا تغییر نمی دهد.

منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

حتما بخوانيد

ویژه نامه کفار و بلاد کفر و احکام غرب نشینان

🔗 لینک کوتاه
72 نظرات
  1. مریم می گوید

    من شدیدامذهبی هستم.
    یه سوال داشتم.خواستگاری دارم که بهش علاقه مندم.اماباتوجه باشرایط سخت زندگی وبیکاری ازمن خواسته که درصورت ازدواج کردیم
    به خارج ازکشوربریم وپناهده شویم.ومن هم چون اوبه دین مسیحیت روی بیاورم تاپناهدگی بهمون بدن؟اصلانمیتونم دین م تغییربدم .به خداواهل بیت که شیفته ش هستم پشت کنم.ازشماکمک میخام راهی جلوپام بزارید

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      بدیهی هست که چنین مسیری بسیار خطرناک است و دنیا و آخرت شما را چه بسا نابود کند. حتی در روایات امر شده اگر شیعه ای در شهر کفر بود و برای دینداری او ضرر داشت واجب است که از کشور کفر به کشور و شهرهایی که اهل ایمان هستند هجرت کنند، حالا شما با اینکه به شدت مذهبی هستید، اصلا متوجه خطرات بعدی حضور نیستید!.
      آیا اینقدر وضعیت مالی شما خوب نیست که باید به کشورهای کفر پناهنده بشوید؟!.
      در هر حال کاملا مشخص هست چنین خواستگاری اصلا مناسب نیست وتعجب بیشتر اینکه خطر این مسئله را نمی بینید، و بدیهی است تغییر دین از اسلام کفر است.
      همسری که شما را وارد این جریانات تغییر دین بکند مطمئن باشید بعدا شما را به گناهان دیگر هم وادار می کند. در هر حال بدیهی هست که اگر کسی در کشور خودش عرضه نداشته باشد کاری را انجام بدهد با پناهنده شدن در کشورهای دیگر که شرایط سخت تری دارند بتواند زندگی کند.
      در هر حال اینطور هم نیست به صرف خروج فرش قرمز جلوی پای شما پهن بشود، و هیچ خطری شما را تهدید نکند. با دقت روی این نکات فکر کنید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  2. غزاله می گوید

    سلام.سوالی داشتم،اگر قرآن میگه لااکراه فی الدین(هیچ اجباری در دین نیست)چرا پس کسایی که نمی خواهند مسلمان شوند رو مجازات میکنه و به جهنم روانه میکنه؟!

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      بنده از شما می پرسم کمی روی همین جمله فکر کنید،هیچ اکراهی در دین نیست، یعنی چه؟… یعنی اگر کسی آمد به منزل شما دزدی کرد، یا تعرض کرد این در دنیا مجازات ندارد!، یا حقش جهنم نیست!.
      خب کمی تفکر کنید منظور اینها نیست وگرنه اینهمه احکام و حدود الهی برای مجرمین نبود. پس منظور این آیه این نیست هرج و مرج بشود و هر کسی هر غلطی خواست بکند، انسانها را به فساد برساند یا قتل و غارت بکند بعد آیه بفرماید هیچ اجباری نیست! هر دین و روشی که خواستید داشته باشید!!!، خب بدیهی هست منظور این نیست.

      منظور چیست؟، منظور این است که انسان تکوینا آزاد است که راه حق و درست را برود، یا راه کفر و جهنم را برود. برای مثال شخص آزاد است راه درست را مثل شما برود و به دنبال روزی حلال باشد، یا یک نفر برود دزدی کند، اما اگر دزدی کرد، به این معنا نیست که حکومت اسلامی او را تعزیر نکند.
      دقت کنید شما آزاد هستید که راه خدا و اسلام را بروید، یا راه شیطان و کفر، آزادید مجبور آفریده نشده اید که حتما به بهشت یا جهنم بروید، دست خود شماست، اما اگر راه حق را انتخاب کردید خب حمایت و آثار الهی هست، و اگر راه کفر را کسی رفت، باید تبعات عمل خود را بپذیرد که همانا گمراهی و جهنم است.
      دقت کنید: به زبان علمی لا اکراه فی الدین، شما مجبور تکوینی نیستید اما در تشریع مسئول و موظف هستید. یعنی تکوینا افراد بین راه حق و باطل آزاد هستند در انتخاب، اما در نظام تشریع و قانونگذاری اگر کسی آمد دزدی کرد و جامعه ها را بهم زد به زندان می رود. کمی درباره تشریع و تکوین تحقیق نمایید.
      ضمنا ادامه آیه را نیز حتما بخوانید، بحث قد تبين الرشد من الغى را نیز دقت کنید، و بحث ظلمت و نور را هم دقت داشته باشید تمام اینها شرح همین فراز است.
      لطف کنید در سایت سرچ کنید و درباره آیه لااکراه مطالب بیشتری عرض کرده ایم، حتما بخوانید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  3. محمد پارسا می گوید

    سلام مجدد خدمت شما برادر گرامی،بنده آدرس سایت شما رو به اون دوستم میدم که با هم بحث و گفتگو کنید.
    من با توضیحات شده باز هم مثل قبل قانع شدم.ممنونم از شما

  4. محمد پارسا می گوید

    سلام آقای یوسف وند دوست عزیزم.قبل از هر چیز خودم را معرفی کنم که من همان آلفردریک هستم که از دین مسیح به لطف و یاری شما به اسلام درآمدم هستم.
    ضمن عرض سلام و خسته نباشید از اینکه به سوالات دوستان پاسخ میدید و پیگیر هستید بسیار خوشحالم و آرزو میکنم که این راه را ادامه بدید.
    برای طرح دو سوال مزاحم شدم:
    ۱-بنا به تحقیق من مذهب شیعه رو انتخاب کردم و در نماز خودم از مهر استفاده نمیکنم درسته که در مکتب شیعه استفاده از مهر الزامی هست اما دوست سنی بنده گفت که شیعه میگه ۷ عضو بر روی خاک باشه چرا ۱ عضو روی خاک هست و بقیه روی فرش؟ و اینکه زمان احمد(ص) در خانه ها موزایک و فرش وجود نداشته و منابعی رو هم آورد از کتاب های خودشون که میگفتند امام هم روی حصیر و یا عبای خودشون نماز میخوندن و از مهر هم استفاده نمیکردند.با توجه به مطالبی که شنیدم از دید بنده سجده ی عادی و بدون مهر اشکالی نداره هرچند که ما نمیتونیم حکم از خودمون در بیاریم ولی بنظر شما اینکه بنده از مهر استفاده نمیکنم و هنگام سجده روی فرش سر میگذارم ایراد داره؟
    ۲-من متوجه شدم که مسئله تثلیث در مسیحیت رو قرآن کاملا رد میکنه:
    پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (پدر و پسر و روح القدس را خدا نخوانید)، از این گفتار شرک باز ایستید که برای شما بهتر است، جز خدای یکتا خدایی نیست و منزّه و برتر از آن است که او را فرزندی باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانی (همه موجودات) کافی است. نسا۱۷۱
    حالا با توجه به اینکه اعتقاد ندارم پدر پسر روح القدوس خدا هستند اشکال نداره که در آغاز بعضی امور نام این ها رو نا خود آگاه و از روی عادت تکرار میکنم هرچند که منظورم از پدر صرفا خداست و پسر مسیح و صرفا روح القدوس که به معنای تثلیث نیست. در واقع اینطور فکر میکنم که در کنار اسم خدا اسم نجات بخش مسیح و فرشته ی روح القدوس که به نوعی تصدیق کننده ی مسیح هم هست باشه بهتره.
    و اینکه صلیبی که از کودکی پدر بزرگم که فوت کرده اند به من داده رو هنوز به گردن دارم اشکال نداره؟ و اینکه صلیب رو هنوز در نیاوردم اینه که اطرافیانم فکر نکنند که از ارادتم به مسیح کم شده هرچند که اعتقادات من از پایه عوض شدند
    اخیرا هم متوجه شدم که در کتاب اپوکریفا که حدودا مال سال ۱۵۰ میلادی هست از زبان پطرس نوشته شده:
    وقتی او (مسیح) این چیزها را گفت، من (پطرس) او را دیدم که ظاهراً توسط آن‌ها بازداشت شده بود؛ و گفتم: “چه می‌بینم، مولای من؟ آن شمایید که آن‌ها گرفته‌اند و همانا شما هستید که مرا چسبیده‌اید؟ یا آن کیست که شاد و خندان بر روی درخت (صلیب) است؟ و آیا او شخص دیگری است که که دست و پای او را می‌کوبند؟”

    نجات دهنده (مسیح) به من گفت: “آنکه او را بر روی درخت (صلیب)، شاد و خندان می‌بینی، عیسای زنده است؛ ولی این یکی که بر دستان و پاهایش میخ می‌زنند، پوست و گوشت او است، که بدلی است تا باعث شرمندگی آن‌ها شود، کسی که شبیه او شده‌است؛ ولی به او و به من نگاه کن!”
    و در قرآن هم که مسئله ی مصلوب شدن مسیح رد شده اما توضیح کاملی داده نشده امکان داره صرفا جسم عیسی یا یک بدل از اون مصلوب شده باشه؟چون بالاخره یه نفر مصلوب شده.
    بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم.
    خیلی ممنونم.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز
      امیدوارم همیشه سلامت و در مسیر هدایت الهی باشید. و ما در این مسیر اگر خداوند توفیقی بدهد فقط گوینده هستیم و هدایت برای خدا و در دست اوست که بندگان پاک نهاد و تلاشگر را هدایت می کند و ان شاالله ما و شما نیز در این مسیر باشیم.

      ۱-از اینکه به اسلام گرویده اید خوشحالیم و جای شکر دارد و بدانید اسلام واقعی شیعه است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو گوهر گرانبها تا قیامت برای هدایت انسانها قرار داد ، یکی قرآن کریم و یکی اهل البیت. این در روایت ثقلین آمده که مورد قبول شیعه و سنی است و اسناد فراوانی دارد. پس در هر حکم شرعی ببینید قرآن کریم و اهل البیت چه فرموده اند.
      ۲-همانطور که قبلا هم عرض شد سعی کنید که سوالها کوتاه و موردی باشد، و در ذیل نوشتار مرتبط سوال بفرمایید تا مناسب حال مخاطبان باشد.

      ۲- به دوست اهل سنت سلام برسانید و بگویید که شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده مي كرده و مي فرموده است :
      أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي … وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا .صحيح البخاري ، البخاري ، ج ۱ ، ص ۸۶ .
      پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است … زمين براي من محل سجده و پاك كننده قرار داده شده است .
      و نيز از ابو وائل نقل شده است كه مي گفت :

      رأيت النبي ( ص ) إذا سجد وضع جبهته وأنفه علي الأرض .أحكام القرآن ، الجصاص ، ج ۳ ، ص ۳۶ ، و مسند احمد ، ج ۴ ، ص ۳۱۵ ، ۳۱۷ .
      پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي كرد ، پيشاني و بيني اش را بر زمين مي نهاد .
      و صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نيز به تبعيت از آن حضرت ، جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي كردند :
      وعن أبي عبيدة أن ابن مسعود كان لا يصلي أو لا يسجد إلا علي الأرض . رواه الطبراني في الكبير .
      مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج ۲ ، ص ۵۷ .
      ابن مسعود نماز نمي خواند و سجده نمي كرد ؛ مگر بر زمين … طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است .
      حتي نقل شده است كه برخي از صحابه ؛ از جمله مسروق بن الأجدع ، چيزي شبيه مهر امروزي با خود حمل مي كرد و در زمان مسافرت با كشتي بر آن سجده مي كرد .

      خب از دوست عزیز سنی می پرسیم اگر پیغمبر بر خاک یا زمین سجده می کرده، یک روایت بیاورید که پیامبر ص بر فرش سجده می کرده؟!!!. آنها باید جواب بدهند که چرا بر هر چیزی سجده می کنند… خب ما مسلمانیم تمام اعمال باید مستند باشد، اگر شیعه بر خاک و زمین سجده می کند، خب روایت دارد حتی از کتابهای اهل سنت که در بالا مطرح شد و این دلیل بر قدرت شیعه هست، حالا آنها جواب بدهند به چه حقی بر همه چیز سجده می کنند مگر پیامبر ص چنین کرده یا چنین اجازه ای داده است. شما نیز باید بر زمین سجده کنید یا چیزی که از جنس زمین هست نه فرش، چون نماز باطل است.

      ۳- در مکتب شیعه استفاده از مهر الزامی به این معنا که تخیل کرده اند نیست، آنچه در مکتب پیامبر ص و اهل البیت هست سجده بر زمین و خاک است، و صرفا خاک نیست (دقت کنید). متن رساله فقها و مجتهدین شیعه را ببینند هیچ کجا نگفته اند که حتما باید بر مهر باشد، بلکه می فرمایند سجده باید بر زمین باشد، -متن رساله فقها درباره احکام سجده در سایت هدانا موجود هست سرچ کنید- لذا سجده بر حصیر که از جنس چوب و از زمین است یا سنگ و مشابه آن اشکالی ندارد همانطور که اهل البیت بر خاک و سنگ و حصیر سجده می کردند. خود بنده در سجاده علاوه بر مهر کربلا، تکه سنگی که از سرزمین کربلا هست را دارم و سجده بر اینها جایز و بلکه مستحب و دارای ثواب زیادی است که در روایات اهل البیت سفارش زیادی در سجده بر خاک کربلا شده است، لذا شما بجای فرش که ارزشی ندارد و مبطل نماز هست، آنگونه که اهل البیت فرموده اند بر خاک کربلا سجده کنید.
      این برادر عزیز سنی گمان کرده که شیعیان مهر را از مواد خاصی می سازند، خیر مهر همین خاک و کمی آب است که خشک شده حالا اسم این را از باب ادب بجای گل خشک شده می گوییم مهر!، اگر توهمات ذهنی برخی از عزیزان کنار برود مسئله فهمش سخت نیست. بنابراین ملاک آنچه بر آن سجده صحیح است، خاک و آنچه از زمین می روید- غیر خوراکی- است می باشد، حالا شیعه برای اینکه مقداری راحت باشد خاک را با آب آغشته و به صورت گل خشک شده و همین مهر درآورده که اشکالی ندارد یا بر سنگ می توان نماز خواند. در سیره اصحاب پیامبر ص که در کتب اهل سنت هم آمده : مسروق صحابی ، هر وقت كه به مسافرتي مي رفت ، مقداري از خاك با خود بر مي داشت تا در كشتي بر آن سجده كند .
      أن النبي صلي الله عليه وآله وسلم سجد علي الحجر .
      پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده مي كرد .
      اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج ۳ ، ص۴۷۳ نقل و آن را تصحيح مي كند

      تمام این روایات را از کتب اهل سنت نقل کردیم، لذا پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» بر زمین سجده می کرده و شیعه هم که پیروان راستین پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم» هستند فقط بر زمین سجده می کنند نه مانند برخی از اهل سنت که بر همه چیز سجده کنند!. درباره اعضا دیگر مثل سر زانو، خب بدیهی است اینها دستور داده نشده که مستقیم بر خاک نهاده شوند، و دیده نشده که پیامبر ص دستور بدهد اصحاب سر زانو را پاره کنند و مثل پیشانی بر زمین بگذارند، پس بنابر روایات تمام اعضا هفت گانه در یک سطح همتراز قرار می گیرد و پیشانی باید بر زمین مثل حصیر، خاک، سنگ، گل خشک شده(مهر) باشد، اما برادران اهل سنت برخلاف سنت رسول خدا بر همه چیز سجده می کنند که بدون دلیل هست.

      امام اعظم اهل سنت ابوحنيفه فرموده اند: امام اعظم! ابو حنيفه مي فرمايند:سجده بر ادرار جايز است!!
      الطحاوي الحنفي، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة (متوفاي۳۲۱هـ)

      حالا بنده از شما می پرسم سجده بر خاک و گل خشک شده(مهر) و سنگ بر اساس سنت رسول خدا بهتر است یا سجده بر کثافات و نجاسات و اینها!. خودتان یکی از این دو مکتب را انتخاب کنید.

      ** لطف کنید مقاله سجده بر مهر از نظر شیعه و سنی را از اینجا یا لینک زیر کلیک کنید و بخوانید، کامل اسناد را از کتب اهل سنت آورده ایم که شیوه شیعه بر اساس سنت رسول خداست.

      **لطف کنید از اینجا کلیک کنید و مقاله «سجده بر مهر یا سجده بر کثافات و نجاسات بر اساس فتوای اهل سنت +اسناد» را بخوانید.
      ** لطف کنید از اینجا کلیک کنید و مقاله «مناظره شیعه و سنی درباره سجده بر مهر» را بخوانید.

      ۴- یادآور می شوم حتما همیشه ملاک خود را حدیث متواتر و قوی ثقلین قرار بدهید، شیعه آماده پاسخگویی به تمام سوالات و شبهات و آماده مناظره در حقانیت امامت امام علی علیه السلام است و حاضریم انحرافات زیاد غیر شیعه را اثبات کنیم.
      به دوست اهل سنت سلام برسانید و اگر بنا بر فروعات احکام است خب این فرع را از اهل سنت بپرسید شما که ادعای پیروی از سنت پیامبر را دارید، یک روایت ضعیف بیاورید که پیامبر ص دست بسته نماز می خواند!.(درباره این ما در سایت داده ایم سرچ کنید وبخوانید). بپرسید چرا مردم علی علیه السلام که در غدیر منصوب پیامبر بود را کنار زدند و ابوبکر که هیچ فضیلتی نداشت را بجای او انتخاب کردند، چرا او را خلیفه می دانید با اینکه رسول خدا او را انتخاب نکرد!، و چرا ابوبکر و عمر از جیش اسامه تخلف کردند؟! با اینکه پیامبر متخلفین از جیش اسامه را لعنت کرد و لعنت پیامبر یعنی لعنت خداوند.

      ۵-برادر عزیز، من توصیه می کنم بخش امامت پژوهی سایت هدانا و مخصوصا سایت حضرت ولیعصر را ببینید اسناد و مطالب مختلفی بر اثبات حقانیت شیعه وجود دارد.
      شما فقط لطف کنید بگویید به چه حقی از ابوبکر و عمر پیروی می کنید که به سند صریح کتابهای خودتان نسبت هذیان (العیاذ بالله) به پیامبر دادند، حکم چنین افرادی چیست؟!

      شما حدیث دوات و قلم را از اینجا کلیک کنید و بخوانید، اگر سوزنی حب به رسول خدا، و حتی انصاف در ایشان باشد خجالت زده خواهند شد که از چه کسانی حمایت می کند؛ حالا بماند همین افراد به در خانه دختر پیامبر ص ریختند و ایشان را به شهادت رساندند.
      بنده منتظر پاسخ ایشان به جریان روزهای آخر عمر پیامبر و حدیث دوات و قلم هستم. لطفا در قسمت دیدگاه های مطالب بالا اگر سوال مرتبط داشتید بپرسید.

      ۶- درباره صلیب خب مگر حضرت مسیح به شما گفته که صلیب نماد مذهب و آیین من است!، یا خداوند چنین دستوری داده است، اینهم یکی از آن چیزهایی است که ساخته وپرداخته برخی مسیحیان است، شما ببینید حضرت میسیح مسیرش و قولش چه بوده به همان عمل کنید، اگر خود حضرت مسیح الان بود چه می کرد؟ آیا صلیب می انداخت یا تبلیغ دین آخرین پیامبرص را انجام میداد و ملتزم به قرآن کریم بود. تمام انبیاء در مسیر دین اسلام هستند و هدف آنها اجرای کامل توحید و احکام اسلام که همان دستورات خداوند است می باشد. همه ما هم باید به دنبال همین هدف باشیم و از ساخته و پرداخته های انسانها تبعیت نکنیم.
      بر اساس این توضیحات اگر شما مسلمان شده اید، نیازی به صلیب نیست، صلیب را از گردن باز کنید و استفاده نکنید.
      ۷- در کنار اسم خداوند فقط خداوند متعال هست، خداوند نامحدود در علم و قدرت و تمام صفات کمالی است و سایر موجودات مخلوق خدا و محدود به حد وجودی هستند و هیچ چیزی با خدا العیاذ بالله همتراز نمی شود.
      در میان مخلوقات بالاترین و پرفضیلت ترین مخلوقات که سایر مخلوقات از نور او به عنایت خداوند بهره می برند همانا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
      ایشان بالاترین و بزرگترین انبیاء الهی هست جایگاه ویژه ای دارند و ما از ایشان به عنوان بهترین و بزرگترین بنده خدا «عبدالله» یاد می کنیم، چون برترین مقام عبد محض خدا بودن هست که هیچ انسانی همانند رسول خدا و اهل البیت که از نور ایشان اند به این جایگاه رفیع دست نیافته است. پس از ایشان اهل البیت، و انبیاء عظام و فرشتگان مقرب و سایر انبیاء جایگاه بسیار ویژه ای دارند. چیزی از خودتان به عنوان بهتر یا بدتر اضافه نکنید ببینید خداوند چه دستور داده همان را بگوییم و عمل کنیم. پدر و پسر عناوینی که در مسیحیت هست، در اسلام نیست و حضرت مسیح را ما به عنوان پیامبر الوالعزم قبول داریم. سایر عناوین نسبت های ناروا و بدون دلیل به ایشان است.

      ۸- ارادت خود را به حضرت مسیح با اسلام واقعی به خداوند نشان بدهید، شما به دین اسلام عمل کنید این بالاترین مسیحیت واقعی است، روایات زیادی درباره حضرت مسیح در اسلام هست خب همانها را برای دوستان و اقوام محترم مسیحی بخوانید یا آیاتی که درباره حضرت مسیح و اقوال ایشان در قرآن است را برای دوستان و اطرافیان خود بخوانید، آیاتی که در باره فضیلت حضرت مریم سلام الله علیها هست را بخوانید و ببنید که حضرت مریم و تمام انبیا دارای جلالت و احترام و عفت هستند برخلاف آن نسبت های ناروایی که در کتب عهدین به ایشان زده می شود. شما عیسی واقعی را معرفی کنید تا آنها ارادت پیدا کنند، صلیب کجایش به حضرت مسیح ارتباط دارد تا ارادت به ایشان را با صلیب بخواهیم نشان بدهیم. آیا خداوند گفته صلیب بیندازید، آیا حضرت مسیح گفته صلیب بیندازید؟! آیا خود حضرت مسیح هم صلیب می انداخت که نماد مسیحیت واقعی باشد. در هر حال نگهداری صلیب برای مسلمانان و مسیحیان واقعی جایز نیست. از جهت شرعی باید شکل را تغییر بدهید که دیگر صلیب نباشد و به گردن هم نیندازید، و شکلی که نماد صلیب نباشد را به عنوان یادگاری می توانید نگه داری کنید؛ پس خود صلیب که هیچ ارتباطی به راه انبیا و خدا ندارد را حق ندارید و نداریم داشته باشیم.

      در همین ایام ذی الحجه در روایات ما -روایت امام باقر علیه السلام- هست که اذکاری بسیار عالی و توحیدی از سمت جبرئیل به جناب حضرت مسیح علیه السلام عنایت شده که علمای شیعه در این دهه بدان مشغول هستند و سفارش می کنند اینجا کلیک کنید، لذا شما این اذکار را در این ایام زیاد بگویید تا حالات توحیدی شما تثبیت شود.
      خب ما اگر به گفتار و عمل حضرت مسیح عمل کنیم بهتر است و مسیحی واقعی هستیم یا چوب و مانند آن را جابه جه کنیم، کوه را هم جابه جا کنیم نشانه ارادت نیست، ارادت نشانه اش تبعیت است، مگر حضرت عیسی بشارت به آمدن حضرت محمد ص نداده است، اگر شما نیز مبلغ پیامبری حضرت محمد باشید مسیحی واقعی هستید و این ارادت واقعی است، مسیحی واقعی مبلغ اسلام و شیعه هست.

      ۹-«اناجیل» چهارگانه کنونى همگى مساله مصلوب شدن (به دار آویخته شدن) مسیح(علیه السلام)و کشته شدن او را ذکر کرده اند، و این موضوع در فصول آخر هر چهار انجیل – متى، لوقا، مرقس و یوحنا – مشروحاً بیان گردیده، و اعتقاد عمومى مسیحیان امروز نیز بر این مساله استوار است. ولی قرآن مجید در آیه۱۵۷ سوره«نساء» مى فرماید: (و مى گفتند: ما مسیح عیسى بن مریم رسول خدارا کشته ایم)؛ «وَ قَوْلِهِمْ اِنّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ».
      (آنها هرگز نه مسیح را کشتند و نه به دار آویختند، بلکه دیگرى را که شباهت به او داشت اشتباهاً به دار زدند)؛ «وَما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ».
      علاوه بر روایات و قرآن کریم شواهدی تاریخی از انجیل وجود دارد که نشان می دهد که حضرت مسیح به دار آویخته نشد بلکه شخص دیگری بوده است ما در نوشتار دیگری به این مسئله پرداخته ایم برای اینکه طولانی نشود لطف کنید از اینجا کلیک کنید و مطالعه نمایید.
      برای مثال در «اناجیل» مى خوانیم که: شخص محکوم بر چوبه دار از خداشکایت کرد که چرا او را تنها گذارده و به دست دشمن براى قتل سپرده است!
      اگر مسیح(علیه السلام) براى این به دنیا آمده که به دار آویخته شود و قربانى گناهان بشر گردد، چنین سخن ناروائى از او به هیچ وجه درست نبوده است، این جمله به خوبى نشان مى دهد که شخص مصلوب آدم ضعیف، ترسو و ناتوانى بوده است که صدور چنین سخنى از او امکان پذیر بوده است، و او نمى تواند مسیح باشد.
      حضرت مسیح به صلیب کشیده نشد، و روایات ما در این باره مبسوط توضیح داده اند بلکه به آسمان عروج داده شد و در آخر الزمان بر می گردند و به امام زمان علیه السلام اقتدا می کنند.
      وفقکم الله لکل الخیر

  5. حسین شیرافکن می گوید

    سلام.بنده بعد از ۱۲ سال اشتغال در شرکت [***] و بدلیل فشار ناشی از کار و شیفت کاری دچار مشکلات اعصاب و روان و آرتروز گردن شدم . دو سال به بنده محدودیت کمیسیون پزشکی دادند ولی از سال سوم شروع به آزار و اذیت روحی و روانی کردند ، کسانی با من اینکار رو کردند که مثل من مسلمان بودند و نماز میخواندند و روزه میگرفتند و انقدر این اذیت ها ادامه دار شد تا منجر به اخراج بنده شد . الان ۲ ماهه که خرجی ندارم و شرمنده همسر و دو فرزندم هستم . من نه از امریکا ضربه خوردم نه از اسراییل و نه انگلیس . من از مسلمانان هموطن ضربه خوردم که به گریه ها و التماس های همسرم زمانی که با فرزند شیر خواره ام جلوی درب شرکت بودند و درخواست برگشت به کارم را داشتند توجه ای نکردند . الان با توجه به وضعیت بد اقتصادی تصمیم به خروج از کشور دارم ، شاید بتوانم در کشور دیگری مشغول به کار شوم . جایی که به آدم اتهام نزنند ، پاپوش درست نکنند و نان یک خانواده رو نبرند . بنابر استدلال شخصی از اتفاقات اخیر ، تمایل شدیدی برای گرایش به دین مسیحیت پیدا کردم و به نوعی از اسلامی که به حق مظلوم تعدی میکند و به طفلان معصوم رحم نمیکند گرایشی ندارم . آیا با گرایشم به دین مسیحیت ، امنیت جانی دارم ؟ یا اینکه جانم هم مانند شغلم و زندگیم ، اینده فرزندانم و… باید تقدیم اسلامی شود که ناخواسته و به صرف تولدم در کشور اسلامی بوده. من از اسلام فعلی جز ریا و دروغ و غیبت و تهمت زدن و … چیزی ندیدم . لطفا بفرمایید با تغییر مذهب به حکم اسلام باید کشته شوم ؟ آیا مسیحیت تحریف شده بهتر است یا اسلامی که در اجرای دستورات الهی کم فروشی میکند. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. با تشکر

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام جناب آقای شیر افکن عزیز
      بنده پیام شما را با دقت خواندم و متاثر شدم. نباید با شما چنین رفتاری داشته باشند و قلب هر خواننده ای را ناراحت می کند، البته من در مقام قضاوت نیستم چه بسا شرکت ادله خاص به خود را داشته باشد، در هر حال آنچه بر شما گذشته برای حقیر سخت و متاثر کننده هست و امیدوارم خداوند پس از این همه سختی همانطور که در قرآن کریم وعده داده آسانی قرار بدهد.
      ببینید آنکسی که به ناحق با شما چنین کاری کند آن شخص مسلمان نیست، شما به چه حقی چنین افرادی را مسلمان می دانید؟!. آنکسی که سجاده را از زیر پای امام حسن علیه السلام کشید، یا آنکسی که به فرق امام علی علیه السلام ضربت زد اینها نیز ادعای اسلام داشتند، آیا شما اینها را مسلمان می دانید؟! قرآن کریم این منافقان را بدتر از کفار و مشرکین می داند.

      شما چرا مسلمانی شمر و معاویه و یزید را می بینید؟ من تعجب می کنم!، خیلی از اسلام دور هستید، برویید خصیصه های شیعه علی را در روایات بخوانید آن شب زنده داران و متقیان روز مسلمان هستند. چرا اینها را نمی بینید!. شما ببینید امام علی چگونه مسلمانی کرد آیا شما از اسلام علی فرار می کنیید! به خودتان نهیب بزنید از کدام اسلام فرار می کنید؟ از اسلام امام حسین علیه السلام!!!!!، مشکل از اسلام نیست مشکل از احساسات و جهل ماست، ما چرا مانند علی علیه السلام نباشیم.

      اگر کسی به هر اسمی با شما بدی کرد، صدها مرتبه بدتر از آن را با امامان کردند، اینها کجایشان اسلام و مسلمانی است، شما چرا مثل علی علیه السلام نمی شوید، او در این میادین چه کرد؟. برادر عزیز اسلام نه من هستم نه آنکسی که اسما مسلمان است، مسلمانی را از امام حسین علیه السلام یاد بگیرید، حق طلبی و حق گویی را از علی علیه السلام یاد بگیرید، من نمی گویم چه دینی داشته باشید، فقط بگردید یکجای عالم سر سوزنی مثل امام حسین و امام علی پیدا کردید همان دین را بروید که همان راه حقیقت است. آزاد مرد باشید، مانند بچه ها قهر نکنید ببینید خدا کجاست، اهل البیت کجا هستند همان اسلام است، هر کسی هم که اسم اسلام داشت را دور بیندازید معاویه هم ادعای اسلام می کرد. ما مفتخریم که خوبانی مثل امام حسین و اهل البیت و شهدا را داریم با زندگی های درخشان، این اسلام ماست.

      فراموش نکنید اگر قرار بر ظاهر است، همان مسیحیت هم میلیونها انسان را در هیروشیما با سلاح اتمی نابود کرد، اگر زن و بچه شما کمی ناراحت شده اند این مسیحیان و یهودیان چه بلاهایی را که در همین قرن اخیر بر سر زنان و کودکان در نیاوردند که زبان از گفتنش شرم دارد!. همین کشورهای مسیحی و یهودی غربی در جنگ تحمیلی چه بلایی سر مردم ایران زمین آوردند، آیا شما عاشق اینها هستید؟!.
      به تعبیر شاعر: زین کلیسای که در خدمت جباران است****عیسیِ مریم از آن خود شده بیزار برو

      چشمتان را باز کنید نگذارید شیطان با بهانه های واهی شما را از مسیر خدا و حقیقت دور کند، و شیطان همین را می خواهد، شما از این افراد شیطان صفت شکایت دارید و ناراحتید، حالا چرا به آغوش شیطان فرار می کنید!، چرا از شر این شیاطین به آغوش امام علی علیه السلام پناه نمی برید.
      با قلبی آرام به حضرت متوسل بشوید، از نو شروع کنید ان شاالله لطف خداوند را در زندگی خواهید دید.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. حسین شیرافکن می گوید

        سلام حاج آقا . ممنون از تسلی خاطر شما . قطعا اظهارات بنده تحت فشارهای موجود میباشد . بنده نمیتوانم لحظه ای دل از ائمه اطهار علیه السلام ببرم چرا که با عشق و کرامت این بزرگواران خدا رو شناختم ولی عمق فاجعه بیش از اینهاست که میفرمایید که خانواده ام کمی ناراحت شدند. در حال حاضر همسر بنده دچار مشکلات جسمی و روحی عدیده ای شدند . مدتی است که خانه ما رنگ شادی به خود ندیده . با تمام این مصائب از امامان معصوم در مقابل مصیبت هایی که کشیده اند خجالت زدم . انشالله خداوند به شما عمر با عزت بده . ممنون که با آرامش خاطر ، بنده را آگاه ساختید . خیلی به دعای خیر شما نیازمندم . دعا کنید که برگردم به کارم . ارادتمند شما حسین شیرافکن

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          بله قطعا بنده بجای شما نیستم و حتما مشکلات زیادی را تحمل کرده اید. فطرت و روحیه خوبی دارید عاشق اهل البیت، و بخاطر مشکلات بنده به شما حق می دهم ناراحت باشید.
          توکلتان به خدای بزرگ باشد، من هم دعا می کنم ان شاالله به حق اهل البیت مشکلات شما یکی پس از دیگری حل بشود و خداوند روزهای بسیار شیرین و مبارکی را برای شما بزودی رقم بزند.
          سعی کنید با رفتن به زیارت و سفر هم حال و هوای منزل و خودتان را تغییر بدهید و هم متوسل به اهل البیت بشوید. در مشکلات سنگین روزانه تا مدتی نماز جعفر طیار بخوانید و به عدد زیاد مثل ۱۰۰۱ مرتبه در بین الطلوعین استغفار کنید بسیاری از موانع شما حل می شود.
          در آخر عرض می کنیم بالاترین ثروت همین معرفت و اعتقاد شما به اهل البیت هست همه دنیا را به ما و شما بدهند در مقابل حب اهل البیت هیچ است و شما به وظیفه بندگی خود در مقابل خداوند عمل کنید خود خدا روزی شما را تضمین کرده و می کند. و اینگونه در قرآن کریم قول داده است: «إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ».
          وفقکم الله لکل الخیر

          1. حسین شیرافکن می گوید

            خداوندا …
            به زلف یوسف زهرا ، به عطر پاک دامانش
            ببر از سینه ام آه و بنه دستم به دستانش
            که راه نیک پویان را بپیمایم به یک شب من
            زآخر سر کنم عشق را ، که جمله رستگارم من
            من الحقیر حسین شیرافکن

          2. حسین شیرافکن می گوید

            سلام حاج آقا . عید قربان بر شما و جامعه روحانیت مبارک باد.
            []*** لطفا مطالب نشر پیدا نکند.ممنون

          3. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

            سلام علیکم
            بر شما و تمام مخاطبان محترم نیز مبارک باشد.
            درباره آنچه نوشته اید ما کاری نمی توانیم انجام بدهیم وگرنه باعث افتخار بود.
            وفقکم الله لکل الخیر

  6. کوروش می گوید

    با سلام
    امیدوارم سوال های بنده را فقط در قالب شبهه تحویل بگیرید
    ۱.حاج آقا اگر کسی از مسیحیت به اسلام روی آورد، از منظر دین مسیح، آن شخص حکم مرتد را دارد؟
    ۲.مگر خداوند همان خدا نیست؟چرا از شعبه ای ب شعبه ی دیگر رفتن حکم مرتد را دارد و به بهای جان آدمی تمام میشود؟
    ۳.اینکه ۱۰۰ درصد کشور ما از وقتی که قدرت تحقیق و تصمیم گیری نداشته اند، مسلمان به جامعه تحویل داده شده اند.خیلی ها دوست نداشته اند مسلمان باشند ولی شده اند.حال این افراد از اسلام روی برگردانند چه حکمی دارند؟
    ممنون از سایت عالی تان

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      ۱- از منظر دین مسیح واقعی تمام مسیحیان باید به دین اسلام تغییر دین بدهند، با آمدن پیامبر اسلام تمام ادیان گذشته عمل به آنها نسخ می شود، و آنچه الان شما به اسم مسیحیت می شناسید مسیحیت واقعی نیست بلکه دین تحریف شده ای هست که عده ای نوشته اند و به حضرت مسیح و خداوند نسبت می دهند و شرک و انواع اشکالات را در آن می بینیم.

      ۲- خدای مسیحیت با خدای اسلام فرق می کند، خدای مسیحیت کنونی که قائل به تثلیث است سراسر همراه با شرک است که ما در بخش مسیحیت پژوهی سایت هدانا مطرح کرده ایم. اما خدای اسلام بر اساس عقلانیت و براهین و بدور از خرافاتی است که نسبت می دهند. اما شما باید بدانید خدای مسیحیت واقعی و اسلام یکی است و همان خداوند فرموده که مرتد حکم خاص به خود را دارد.
      بهای جای آدمی را به صرف ارتداد نمی گیرند، هر کسی آزاد است در عقیده هر دینی داشته باشد، البته اگر راه غلط را رفت قطعا عذاب جهنم را خواهد داشت، انتخاب دین آزاد است اما تبلیغ دینی جعلی و غیر از راه خدا این جرم است. پس حکم ارتداد بخاطر انتخاب نیست بخاطر تبلیغ است، اگر کسی آمد بهای گوهر جان آدمیان را با اعلام ارتداد خود از بین ببرد یا در معرض بزرگترن خطر یعنی شرک و کفر قرار داد بدیهی است که مجرم است و باید مجازات بشود. پس تبلیغ بر علیه راه خدا و حقیقت است که از سمت خدا احکام سنگینی دارد چون با روح معنوی جامعه سروکار دارد و روح هزاران نفر در جامعه بالاترین چیز در جامعه است که نباید دستخوش تبلیغات ضد خدا قرار بگیرد. بدیهی است مثلا وزارت بهداشت اجازه تبلیغ و ارائه محصولات غذایی غیر بهداشتی را که جان افراد را در سطح جامعه بخطر بیندازد نمی دهد و قانون اشد مجازات را برای این افراد در نظر می گیرد، حالا این شخص خودش می خواهد فلان ماده سمی یا مسموم را بخورد خودش می داند اما حق ندارد جامعه را دچار خطرات نماید و از این بالاتر تبلیغ محصولات یا همان افکار انحرافی در جامعه برای روح مردم هست و بدیهی است که قانونگذار نمی تواند در مقابل انحراف و منحرفین و مبلغین راه شیطان سکوت کند.

      ۳- اینکه می گویید ۱۰۰ درصد اغراق و از عینک بد بینی شماست و کمی هم نشان از بی انصافی یا همان پیش فرض های غلط. به تعبیر شاعر: پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود****زان سبب عالم کبودت می‌نمود
      همواره در هر جامعه ای خوبان و مومنان هستند و در مقابل هم عده ای که داعیه دار کفر می باشند، ما و شما وظیفه داریم ببینیم در چه جهتی قرار داریم هدایت یا ظلمت!. قطعا کسی که در جامعه مسلمانان به دنیا می آید این یک نعمت است، و اگر کفران نعمت بکند از این جهت احکام و آثار خود را دارد اما تا زمانی که افراد عقاید باطنی خود را دارند و بر علیه دین تبلیغ و اعلام نکنند حساب و کتابشان به قیامت است در این دنیا قانون با آنها کاری ندارد. در هر حال برادر عزیز راه تحقیق باز است و خداوند همواره دعوت به تعقل کرده که مسیر درست را افراد انتخاب کنند کتابهای زیادی در زمینه براهین خداشناسی و دین اسلام نوشته شده که حجت را بر همه تمام می کند و ما شاهدیم و در همین سایت با افراد مومن فراوانی که دینداری بالایی دارند یا شما جریان راهپیمایی اربعین را و مانند آن را ببینید و یا آمار غیر مسلمانانی که به اسلام روی می آورند. در آخر عرض می کنم مطمئن باشید آینده از آن مردان و رهروان راه خداست همانطور که خداوند وعده داده است و قطعا هم محقق می شود و اسلام عالمگیر خواهد شد، آنچه وظیفه بنده و شماست اول این است که پیام دین را به درستی بفهمیم و در مرتبه بعد بجای بهانه گیری که فلان جا چه شده خودمان عمل کنیم و الگو کنیم، پیام دین هم روشن است، توحید و ولایت در معارف و اخلاقیات (تهمت نزن، غیبت نکن، دروغ نگو و …) و عبادات و غیر از این مسیر روشن و منطقی جه می بینید مگر گمراهی.
      وفقکم الله لکل الخیر

  7. zahra می گوید

    سلام , خسته نباشید , می خوام سوالات و شرح حالم رو خیلی مختصر بنویسم مه وقتتون گرفته نشه ,من یک دختر جوان مسلمانی هستم که توی خانواده مذهبی بزرگ شدم , از زمان ۱۳ سالگیم تا الان بیشتر اوقات به دین اسلام و خدا شک داشتم و همیشه اعتقاد قلبی خیلی محکم نداشتم , برخلاف اینکه چادریم و نماز و روزه و ….رو هم ادا می کنم , تا الان که دیگه این شک ها برام غیر قابل انکار و تحمل شدن و هیچ حسی به دینم ندارم , هیچ حسی به حجاب و نماز ندارم و در واقع دارم زورکی می خونم , اگه فشار خانواده نبوده شاید اینی که الان هستم نبودم ,نه اینکه گارد بگیرم ,نه , فقط نمی دونم که چطور این حس ها و شک ها رو سرکوب کنم , ولی حس می کنم که خدا رو توی هر چی خوبیه و مهربونیه می بینم , واقعا حسش می کنم , حسی که توی انجام هیچ کدوم از فرایض رو ندارم , خیلی به طور نمادین نماز می خونم و هیچ اثری ازش توی زندگیم نمی بینم , از طرفی هم شجاعت عوض کردن اعقایدم رو ندارم هم از ترس آینده و هم از ترس طرد شدن از خانواده , فکر میکنم با این اوضاع جامعه که هر کسی یه جوری از دین تفسیر میکنه به دین اسلام بد بین شدم

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      شک انواع مختلفی دارد گاهی شک مقدس است گاهی شک نامقدس و شیطانی است. شک مقدس آن شکی است که شما را وادار می کند که مطالعه کنید، آثار بزرگان در زمینه دین را بخوانید و سطح معرفتی خود را افزایش بدهید. اما شک نامقدس شکی است که فرد نوعا تنبل هست و به دنبال آزادی های نفسانی و شهوانی است عواملی مثل فیلمها یا تصاویر نامناسب روح را از پذیرش مبانی دینی دور می کند. گناه عامل مهمی است که عقل عملی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.
      شما باید ببینید چه سبک زندگی دارید، چقدر در زمینه دین تحقیق کرده اید. قطعا دینی که بدون پشتوانه مطالعه و تلاش باشد پس از مدتی دچار شک و بی حالی یا شبهات می شود و نوعا شاهدیم افراد دچار همین قسم هستند و با توهمات خودساخته از اسلام به مخالفت می پردازند نه با اسلام واقعی. به تعبیر مولوی: کرده ای تأویل حرف بکر را**** خویش را تأویل کنی نی ذکر را

      اسلام معارفش و محتوایش تماما مطابق با فطرت است، دروغ نگویید، غیبت نکنید، عبادت در حد عالی، معرفت در بالاتری سطح و … خب کدام عاقلی می خواهد با این معارف به مخالفت برخیزد. من توصیه می کنم و مطمئن هستم که شک شما ازنوع شک مقدس است و زمینه تلاش و تعالی شماست. با یک کارشناس مذهبی خانم در ارتباط باشید درباره دین و سوالات گفتگو کنید، مطالعه داشته باشید، آثار آیت الله استاد شهید مطهری مثل انسان و ایمان را شروع کنید و بخوانید.
      توصیه می کنیم الگو انتخاب کنید، زندگی شهدا و علما را بخوانید که عاشقانه دینداری می کرده اند، زندگی شهید ابراهیم هادی را بخوانید، مدتی در مسیر تحقیق باشید، پس از مدتی تحولات درونی بسیار عالی را در خود خواهید دید که از دین داری لذت می برید، ضمنا سخنرانی های استاد حجت الاسلام پناهیان را از همین امروز شروع کنید و گوش کنید بسیار، بسیار تاثیر گزار است.
      اینکه ما از نماز و دستور خدا لذت نمی بریم هشداری است بر اینکه هنوز خدا را نشناخته ایم، مشکل اینجاست.

      شاهدیم که برخی از مردم بر اساس هوی نفس عمل می کنند و دینشان اسلام نیست بلکه هوی نفس هست، شما بر اساس عقل و متن آیات و روایات حرکت کنید قطعا راه مستقیم را پیدا خواهید کرد. و اینکه خدا را در هر خوبی می بینید این خیلی خوب هست و این هم جزو آموزه های دینی هست، اما صفات خداوند فقط این نیست یعنی خدای واقعی را باید با براهین عقلی بشناسید نه عاشقانه های بدون پشتوانه واقعی که همان توهمات برخی است که شیطان در جلو چشم آنها زیبا کرده که هر کاری دلت خواست بکن و راحت باش و با این حال تو مومنی و عاشق خدا!، این روحیه همان مسیر شیطان است که پس از مدتی هم شاهدیم همین اشخاص همین خدا را هم انکار می کنند و ندای انا ربکم الاعلی که همان ندای فرعونیت نفس است را سر می دهند. شیطان به دنبالل مشرک ساختن افراد است یعنی خدا را قبول کن اما خدایی که هیچ امر و دینی ندارد، خدایی که مطابق خواسته های نفسانی انسان است.

      در کتب عقاید با براهین صفات خداوند بحث شده است، و شما باید خدای واقعی را بپرستید نه خدای ساخته نفس را!، چون یکی از کارهایی که مشرکین می کردند این بود که خدا را قبول داشتند اما خدایی که نفسشان می پسندید نه خدای واقعی را. قرآن کریم می فرماید:«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»
      آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!
      مطالب بیش از این است اما فضای بحث در قسمت دیدگاه ها محدود ست، پس ان شاالله مدتی توصیه های که کرده ام را عملی کنید مطمئن باشید کسی که در مسیر خداوند قرار بگیرد، خداوند هم لذت عبادت و دین را به او می چشاند اما کسی که بر اساس هوی و اوهام ذهنی دین داری کند از همین اوهام بدون خاصیت روزی خسته خواهد شد و دچار شک می شود.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. فایزه می گوید

        با سلام نمی دونم چرا این مباحث رو واضح و شفاف توضیح نمیدید .این وضع حداقل ۷۰درصد جوان های امروزی ماست.وضعیتی که حتی یک روحانی نمیاد تو مجالس روضه خوانی اش دست از سر بریده امام حسین برداره و به این همه بلاتکلیفی جوان ها توجه کنه.قبول کنیدکه در کار روحانیت حداقل ۹۰درصدتون حتی نمره قبولی رو هم نمیگیرید.بد عمل می کنید برای جوان ها .خیلی بد.متاسفم برای اینکه هنوز درد جوان ها رو نمی فهمید.دین اسلام دین شیرینی هست اما نمیدونم چرا اینقدر سختش کردند.اونقدر سخت که باقواعدش …گاهی جوان ها ترجیح میدن مطالعه.این مباحث رو هم کنار بگذارند .قبول کنید که از خدا خیلی مهربون تر از شماست.

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم خواهر گرامی
          پیام شما رو با دقت مطالعه کردم، ابتدا تشکر می کنم که انتقادات و پیشنهاداتی رو مطرح کردید. چند نکته را به صورت خلاصه و فشرnه عرض می کنم.
          منظور شما از شفافیت را متوجه نشدیم، تمام مطالب واضح و شفاف در سایت هدانا تا حد ممکن پاسخ داده شده و نوعا در قسمت دیدگاه های سایت پاسخگوی عزیزان و مخاطبان محترم هستیم.
          – ما به عنوان روحانی تا جایی که ممکن هست با جوانها در ارتباطیم چه در مجالس چه از طریق سایت چه روحانیون دیگر، و متوجه مشکلات هستیم و ما هم دغدغه های شما را داریم و در سایت اگر دقت کرده باشید و منابر هم تذکر می دهیم، بیش از این از دست ما خارج است و برخی از مشکلات را خود مردم هنگام رای دادن ها باید دقت کنند. نوع گرایشات سیاسی و بازی هایی که به اسم آزادی یا سایر شعارهایی که نوعا دستخوش بازی های سیاسی است که مشکلاتی را ایجاد می کند و شما و بنده از تاثیر و نتیجه رای خود غافلیم یا اشتباه خود را در نوع انتخابات قبول نمی کنیم و دچار مشکلاتی هستیم که اساسا ارتباطی به روحانیت ندارد.
          – درباره نمره روحانیت، خدای متعال آگاه تر هست، با این همه هجمه های رسانه ها و در دنیای امروز، روحانیت اصیل (منهای برخی افراد که با لباس دین بر علیه دین هستند) همواره گفتارش راه خدا بوده و در حد توان هم به نظرم نمره قابل قبولی می گیرد اما این حد مورد نظر نیست و من هم با شما موافق هستم که می توانیم بهتر از اینها کار کنیم.در هر حال فراموش نکنید هر حقی یک تکلیفی هم به دنبال خود دارد همانطور که در فلسفه حقوق به اثبات رسیده است، اگر امروز ما به خود حق می دهیم که از روحانی مطالبه کنیم در مقابل نسبت به این جریان هم تکلیف داریم. شما از دور نشسته اید و خبری از بسیاری از واقعیات ندارید، امروز واقعا با اینهمه هجمه ها، افراد نادان و سختی هایی که هست کسی که وارد لباس روحانیت بشود و چشم را بر بسیاری از مادیات ببندد و به فکر مردم باشد، یک نوع جهاد بزرگ است که لحظه ای اش را افراد عادی شاید نتوانند تحمل کنند.
          -درباره دین که می فرمایید سخت شده، من تعجب می کنم؟! شما عینک بد بینی عجیبی بر چشم دارید، خیلی از سخنرانی ها را گوش کنید، برنامه سمت خدا را ببینید، سخنرانی های حجت الاسلام پناهیان را گوش کنید، یا آقای ماندگاری، همه اینها سرشار از امید هست و امیدوارم حداقل یک ترک گوش کرده باشید!!!. در هر حال حتما توصیه می کنم از همین امروز سخنرانی های آقای پناهیان را شروع کنید گوش کنید، عینک بد بینی شما برداشته خواهد شد. و اگر همین روحانیت و آثار روحانیت نبود همان مهربانی خدا را هم شما درک نمی کردید. و همین رحمت را ما در سایت تا توانسته ایم در حال تبلیغ هستیم، چچه جوانهایی که قصد خودکشی داشته اند و در گفتگو ها و مطرح کردن روایات آنها منصرف شده اند و الان عاشقانه زندگی می کنند.
          در هر حال من بخشی از انتقاد شما را قبول دارم و از خداوند می خواهم که ان شاالله به بنده و همه روحانیون این توفیق را بدهد که برای خدا کار کنیم و حرف بزنیم، بنده خودم به شخصه عاشق مردم هستم که طلبه شدم، و گرنه دنبال خیلی از مادیات و درآمد ها می رفتم در هر حال هیچ چشم داشتی هم از مردم نداریم و این را وظیفه بر خود می دانیم و این را هم عرض کنم حالا شما هر برداشتی می کنید داشته باشید بنده هیچ قشر و گروهی را ندیده ام که مثل برخی روحانیون عاشق مردم باشند، به فکر مردم باشند و به دنبال حل مشکلات مردم و خانواده ها باشند.
          فراموش نکنید همه ما چه روحانی چه غیر روحانی همه نسبت به دین خدا موظیفیم، دینی که هزاران هزار شهید برای آن داده شده است.
          وفقکم الله لکل الخیر

  8. محمد امین می گوید

    با سلام خدمت شما ، بنده سوالی داشتم ، اینکه آیا نگاه کردن به زنان نامحرم در ماهواره اشکالی دارد؟ خانواده اصرار دارند که بتده به اتاق بروم وقتی که ماهواره میبینند اما من مقاومت میکنم آیا کار من درست است؟ وبرای این است که من نمیخواهم صدا و صورت زن نامحرم ایرانی که خواننده یا … است را بشنوم و تماشا کنم نظر شما چیست ؟ بنده چکار کنم؟ مشاهده این گونه زنان که بی حجاب و ایرانی هستند چه حکمی دارد؟ البته من که نگاه نمیکنم اما خواستم مشورتی با حضرتعالی داشته باشم و خانواده بدلیل این کارهای من به من القاب متحجر و… میدهند با تشکر

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      برای اینکه وقت مخاطبان محترم با مطالب غیر مرتبط گرفته نشود سوالات خود را در نوشتار مرتبط مثلا نگاه یا ماهواره مطرح کنید موضوع نوشتار حاضر مطلب دیگری است.

      ۱-آثار و مفاسد ماهواره زیاد هست مخصوصا برای اهل ایمان، برای غیر اهل ایمان هم می بینیم کارشناسان هشدار می دهند که چه تاثیرات مخربی بر خانواده ها و شخصیت افراد دارد. این آمار و تاثیرات ربطی به تحجر و غیر تحجر ندارد اگر کسی کمی تعقل کند متوجه می شود این برنامه ها برای نابود کردن خانواده و اخلاق جامعه ایران هست. پس اصل ماهواره را نهی از منکر کنید و اگر گوش نمی کنند بیش از این تکلیفی ندارید و می توانید خودتان را به کارهای دیگر مشغول کنید این کار بسیار خوبی است که اتاق را ترک می کنید.
      ۲- نگاه به زنان ایرانی که پوشش ندارند و نوعا مسلمان هم نیستند اگر مفسده ای برای شما نداشته باشد اشکال ندارد. چون زن مسلمان احترام نگاه دارد و برای زنهای غیر مسلمان نیست. در هر حال زنهای غیر مسلمان را هم توصیه می کنید حتی اگر مفسده ای برای شما ندارد نگاه نکنید چون به مرور زمان روی اخلاق شما تاثیر می گزارد.
      شما در مسیر درست خودتان باشید خداوند نیز جبران می کند و آثار خوبی را در زندگی خواهید دید، دیگرانی هم که مسخره می کنند یا طعنه می زنند آثار گناه را خواهند دید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  9. synoo می گوید

    سلام بر شما پاسخگوی خفن و پرتلاش
    ببخشید فکر میکنم شما نیز متوجه وضع کنیونی جامعه شده باشد ، متاسفانه اینکه آدم میبینه در بخش ارتدود این همه سوال میاد ولی در بسیاری از بخش های مفید و جذاب دیگر احکام این سایت سوالات کم هست متوجه میشه متاسفانه دشمن واقعا در حوزه ی دین گریزی مردم موفق عمل کرده واقعا شرمسارم از نوشتن این ها ولی …
    سوال :
    ۱٫اگر کسی نداند توهین به ائمه و مقدسات اسلام موجب کفر و ارتداد است و انجام دهد باید چکار کند ؟ اگر نمیخواسته منکر خداوند و پیامبر شود ولی مثلا به ائمه توهین کرده حکمش چیست ؟ اگر مرتد شده باید بره خودش رو به مراجع قضایی تحویل بده هرچه قدر هم اسلام رو قبول داشته باشه میدونم فکر میکنید تناقض داره حرفام ولی کتابی نگاه نکنید واقعا چنین اتفاقتی در زندگی می افتد .
    ۲٫اگر کسی را دیدم که کفر میگفت ایا باید سریع اورا کشت؟ من دیدم که کسی تهمت بدی به خداوند زد ایا خشم ادمی را از حال خود خارج میدارد؟ چون او فردی بود که مرضی در مغزش داشت و به نظر خشمگین می آمد ؟
    ۳٫ایا فرزندان مسلمانان الزاما مسلمان اند ؟ یعنی اگر قبل از بلوغ با دین دیگری متاسفانه اشنا شوند و ان را بپذیرند مرتد اند ؟
    ۴٫فردی را می شناسم که برخی اعمال مرتبط شده به ائمه [****] ایا این فرد مرتد است ؟
    ۵٫چطور کسی که اسلام را درست و حسابی نفهمیده و درک نکرده اصلا مسلمان محسوب می شود که بعد از ان درست کشید و روی گردانید مرتد نامندش ؟
    برادر عزیزم ببخشید طولانی شده خداوند به تو قوت و توان و علم بی پایان اعطا کند تا همیشه پیرو اهل بیت و دوست دار دوست دارانشان باشی
    ۶٫باتوجه به اینکه ما الان در عصر هجوم شبهات هستیم اگر کسی به شبهات باورکرد و مثلا در امری شک کرد که باعث مرتد شدن است حکم او چیست ؟ همه تقصیر که برگردن او نبوده
    ۷٫چرا اهل سنت حکمشان با شیعیان فرق دارد حکم انان از چه منابعی اورده شده ؟
    ۸٫اگر کسی حقیقت اهل بیت را نفهمیده بود و به انان توهین کرد حکم او چرا مرتد است ؟
    ۹٫اگر من مرتدی را بشناسم چگونه باید با او رفتار کنم ؟ اگر فهمید اشتباه کرده و توبه کرد باید خودش را به مراجع قضایی تحویل دهد ؟

    از شما ممنون
    ببخشد برای طویل شدن نوشته
    خداوند یارتان
    یا علی

  10. synoo می گوید

    سلام بر شما پاسخگوی خفن و پرتلاش
    ببخشید فکر میکنم شما نیز متوجه وضع کنیونی جامعه شده باشد ، متاسفانه اینکه آدم میبینه در بخش ارتدود این همه سوال میاد ولی در بسیاری از بخش های مفید و جذاب دیگر احکام این سایت سوالات کم هست متوجه میشه متاسفانه دشمن واقعا در حوزه ی دین گریزی مردم موفق عمل کرده واقعا شرمسارم از نوشتن این ها ولی …
    سوال :
    ۱٫اگر کسی نداند توهین به ائمه و مقدسات اسلام موجب کفر و ارتداد است و انجام دهد باید چکار کند ؟ اگر نمیخواسته منکر خداوند و پیامبر شود ولی مثلا به ائمه توهین کرده حکمش چیست ؟ اگر مرتد شده باید بره خودش رو به مراجع قضایی تحویل بده هرچه قدر هم اسلام رو قبول داشته باشه میدونم فکر میکنید تناقض داره حرفام ولی کتابی نگاه نکنید واقعا چنین اتفاقتی در زندگی می افتد .
    ۲٫اگر کسی را دیدم که کفر میگفت ایا باید سریع اورا کشت؟ من دیدم که کسی تهمت بدی به خداوند زد ایا خشم ادمی را از حال خود خارج میدارد؟ چون او فردی بود که مرضی در مغزش داشت و به نظر خشمگین می آمد ؟
    ۳٫ایا فرزندان مسلمانان الزاما مسلمان اند ؟ یعنی اگر قبل از بلوغ با دین دیگری متاسفانه اشنا شوند و ان را بپذیرند مرتد اند ؟
    ۴٫فردی را می شناسم که برخی اعمال مرتبط شده به ائمه در کتب شیعی را باور دارد مثل تهمت همجنس گرایی به دو امام معصوم و مصمون کردن امام رضا ع با شراب میگساری دروغین ایشان در دربار مامون ایا این فرد مرتد است ؟
    ۵٫چطور کسی که اسلام را درست و حسابی نفهمیده و درک نکرده اصلا مسلمان محسوب می شود که بعد از ان درست کشید و روی گردانید مرتد نامندش ؟
    برادر عزیزم ببخشید طولانی شده خداوند به تو قوت و توان و علم بی پایان اعطا کند تا همیشه پیرو اهل بیت و دوست دار دوست دارانشان باشی
    ۶٫باتوجه به اینکه ما الان در عصر هجوم شبهات هستیم اگر کسی به شبهات باورکرد و مثلا در امری شک کرد که باعث مرتد شدن است حکم او چیست ؟ همه تقصیر که برگردن او نبوده
    ۷٫ اگر کسی از اسلام رو گرداند من چگونه اورا کمک کنم اگر بازگشت باید خودش را به مراجع قضایی تحویل دهد ؟
    ۸٫چرا اهل سنت به مرتد فرصت میدهد ؟ این حکم را از کجا اورده اند ؟
    ۹٫ایا احتمال دارد حکم ارتداد در شیعه هم تغییر کند مثلا با توجه به زمانه امروز که متاسفانه مردم دین گریز شده اند یا اینکه حکم ثابت است ؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      بازدید ما در سایر بخشها بیشتر هست، و اگر اینجا دوستان وال دارند گاهی بخاطر جوانب کار هست که نیاز به توضیح بیشتر دارد در نوشتارهای دیگر چه بسا توضیحات کافی هست و دوستان نیازی به سوال کردن ندارند پس اگز اینجا سوال زیاد هست نشان دهنده زیاد شدن ارتداد نیست برعکس ما خیلی ها را می بینیم که به دین گرایششان بیشتر شده است.
      ۲- اگر کسی به ائمه العیاذ بالله توهین کند، این گناه کبیره و در حکم ارتداد هست و باید توبه کند. نیازی به رجوع به مراکز قضایی نیست همینکه توبه کند کافی است.
      ۳- اگر کسی کفر بگوید شما باید نهی از منکر کنید و حق کشتن ندارید، اجرای حکم ارتداد بر عهده مراکز قضایی است نه افراد عادی.
      ۴-تهمت به اهل البیت که نوشته اید بله این در حکم ارتداد و کفر است. ضمنا هیچ موارد که گفته اید در کتب شیعه نیست، و تهمت هایی که زده است از نفس خبث اوست!!!.
      ۵- اگر کسی مرتد شد شما اول مراقب خودتان باشید که در شما تاثیر نگذارد، اگر می توانید به او یک روحانی دینی معرفی کنید و صرف کفر اگر تبلیغ ارتداد ندارد نیازی به معرفی کردن او به مراکز قضایی نیست.
      ۶- حکم ارتداد در شیعه مشخص است اگر کسی شبهه علمی داشته باشدباید او را راهنمایی و ارشاد کرد. افرادی مثل احسان طبری که کمونیست بودند با همین جلسات مسلمان شد و توبه کرد لذا تشخیص ارتداد و علت آن با مجتهد جامع الشرایط است.
      حکم ارتداد ثابت است و تغییر ناپذیر است.
      و خوشبختانه بسیاری هستند که به دین گرایش دارند و خوبست به آمار اسلام آوردن در غرب توجه کنید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  11. آلفردریک می گوید

    سلام علیکم خدمت دوست و برادر عزیزم مهدی یوسف وند
    آرزوی قبولی روزه و نماز را برای شما دارم.
    همانطور هم که عرض کردم بنده دو هفته ای هست که مسلمان شده ام و نماز و قرآن هم میخوانم و کاملا مطابق کلام خداوند تا آنجا که بشود عمل میکنم.
    با توجه به آشنایی و دوستی و اعتماد یکه نسبت به شما داشتم چند سوال برایم به وجود آمده که خواستم نظر و پاسخ شما را در این مورد بشنوم.
    یکی راجع به صورت برگزاری نماز است در مسافرت به صورتی که در قرآن کریم ذکر شده:
    و چون به سفر مى‏رويد و بيم آن داريد كه كفار شما را گرفتار سازند گناهى بر شما نيست كه نماز را شكسته بخوانيد، چون كفار دشمن آشكار شمايند.نسا۱۰۱
    با توجه به اینکه دیگری در ایران کفاری نیست و همه هم دل هستند و مسلمان و دشمنی هم نداریم میشود نماز را در مسافرت به صورت کامل خواند؟ چون گفته شده که گناهی بر شما نیست که نماز را شکسته بخوانید و اکنون که این شرایط وجود ندارد تکلیف چیست؟
    و سوال دوم بنده راجع به امامت ۱۲ فرستاده بعد از محمد(ص) به طوری که تنها اسم علی(ع) در قرآن آمده و نام هیچ یک از امامان دیگر نیامده و تنها احادیث و روایات حاکی از امامت آنان وجود دارد.
    بنده به اختیار فرقه شیعه را پذیرفتم و برای توجیه و قانع شدن باز هم نزد شما آمدم،خدایی نکرده چنین فکری نکنید که دارم از اسلام ایراد میگیرم و غیره. البته در تحقیقاتی که داشتم برای شنیدم برای جلوگیری از تحریف و اینکه تشابه اسمی هرکس ادعای امامت نکند اسم امامان در قرآن نیامده.
    و مسئله ی بعدی این بود که آیا امامان هم مانند پیامبران مثل محمد(ص) و عیسی و موسی(ع) عصمت داشتند و پاک و دور از گناه بودند؟
    بسیار بسیار از شما متشکرم چرا که شما راه حق و نجات را به من نشان دادید.ممنون از شما و سایت هدانا
    ارادتمند شما آلفردریک

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز جناب آقای آلفردریک عزیز
      ابتدا باید بابت تاخیر در پاسخ به سوال شما عذر خواهی کنم، این ایام مشغله های فراوان کاری اجازه نداد که بتوانم سر فرصت به سوال شما برسم.
      امیدوارم عبادات شما هم مقبول درگاه الهی باشد و خدای بزرگ در این مسیر که دین حق و حقیقت است به شما بهترین توفیقات را عنایت نماید. از اظهار لطف شما تشکر می کنم.
      درباب نماز مسافر در اسلام همانطور که نوشته اید یکی از شرایط شکسته شدن ترس از دشمن است، چون مسلمانان در صدر اسلام غالبا سفرشان همراه با ترس از دشمن بوده و این قید غالبی هست که در این آیه مطرح شده است و شرایط دیگری هم هست که در قرآن کریم نیامده اما در روایات شیعه و سنی اشاره شده است. اساسا باید دقت کنید که جزئیات احکام در قرآن کریم مطرح نشده بلکه در سیره رسول خدا و اهل البیت علیهم السلام آمده است.در هر حال، شک نیست که با توجه به تفسیرآیه، در روایات فراوان اسلامى نمازمسافر اختصاصى به حالت ترس ندارد و به همین دلیل پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز در مسافرت هاى خود و حتى در مراسم حج(در سرزمین منى) نمازشکسته مى خواند.
      دقت کنید در سفر با وجود شرایط فقهی واجب است که مسافر نماز را شکسته بخواند و نمی تواند کامل بخواند.

      ۲- نام امامان در قرآن کریم نیامده و در روایات بدان اشاره شده است. قرآن کریم در آیات مختلف به جایگاه امیرالمومنین علی علیه السلام مثل آیه اولوالامر اشاره دارد. یا در آیه تطهیر ۵ تن آل عبا و سایر امامان را از هر گونه خطا و اشتباه معصوم می داند که بر اساس نظر شیعه و سنی این آیات و روایات دیگر تطبیق بر امیر المومنین و فرزندان ایشان دارد. ما در بخش امامت پژوهی سایت به صورت جزپی تر به اسناد و مدارک شیعه و سنی پرداخته ایم که حتما توصیه می کنیم مطالعه کنید.
      شیعیان بر اساس حدیث ثقلین که متواتر هست و اززبان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم گفته شده و حدیث و جریان غدیر خم و بر اساس حجیت قول رسول خدا امام علی علیه السلام و فرزندان ایشان را به عنوان امام بر گزیده است و واقعیتی تاریخی با اسناد متعدد و بر اساس دستور رسول خداست. به دستور خدای متعال در قرآن کریم: «وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمْ عَنْهُ فَٱنتَهُوا۟ ۚ » سوره حشر/۷
      آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!.
      پس بنای قرآن کریم حجیت قول رسول خداست و تمام مسلمانان خود را موظف به رعایت و عمل به دستورات ایشان می دانند و یکی از دستورات ایشان انتخاب جانشین و امامان پس از خویش است. لذا همانطور که قرآن کریم حجت است بر ما، کلام و روایت صحیح رسول خدا نیز حجت می باشد.
      اینکه تشابه اسمی فرموده اید، تاریخ و اسناد تاریخی و روایات موجود هست و نام امامان بخوبی و مستند ثبت شده و جریان شیعه یک جریان اصیل می باشد که با یک یا دو ادعا اینچنین انحرافاتی در آن ایجاد نمی شود.

      ۳- تمام امامان بر اساس آیه تطهیر دارای عصمت هستند و از هر گونه گناه و پلیدی به دور هستند. از نظر شیعه پیامبران گذشته همانند حضرت عیسی علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، و حضرت آد علیه السلام و سایر انبیا همه و همه عصمت داشته اند و از گناه و فکر گناه به دور هستند.

      در پایان مجدد از تاخیر عذرخواهی می کنم و از خداوند بهترین ها را برای شما می خواهم، حتما مسیر تحقیق را بیشتر و بهتر ادامه بدهید، نتایج خوبی را خواهید دید. و اگر نیازی هم به راهنمایی ما داشتید می توانید از طریق پیام رسانها ارتباط داشته باشید و هم صحبت شدن و دوستی با شما برای بنده باعث افتخار و مباهات است.
      وفقکم الله لکل الخیر

  12. آلفردریک می گوید

    سلامی مجدد خدمت برادرم عزیزم،همانطور که در قبل گفتم بنده کاملا بدون تعصب برای دریافت پاسخ نزد شما آمده وگرنه اگر تعصب داشتم اصلا سراغ سایت اسلامی برای دریافت پاسخ مراجعه نمیکردم چرا که خداوند یگانه بر ما عقل داد و بر اساس همین عقل در رستاخیز سوال میشود.
    در مورد مسئله تحریف قرآن بنده با پدران و کشیشانی از همین ایران و تا هلند که کشیش های بسیار مطرح و بزرگی در بین پارسی زبانان هستند پرسش و پاسخ کردم با توجه به اینکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:
    انعام آیه ۱۱۵، یونس آیه ۶۴ و کهف آیه ۲۷ تاکید می کنند که هیچکس کلام خدا را نمی تواند تغییر دهد!
    صرفا منظور کلام الله است نه کلام یهوه(در کتاب مقدس ترجمه عبری خداوند به معنای یهوه یا همان اَیول آمده است)پس کلام الله یعنی در قرآن نه کلام یهوه که در تورات و انجیل آمده و ادعا برای عدم تحریف تورات و انجیل ادعای اشتباهیست چرا که همانطور که با پدران کشیش صحبت کردم آنها این را به وضوح بیان داشتند که قدیمی ترین قرآن که به خط علی(ع) نوشته شده است و با قرآن امروزی هیچگونه تفاوتی ندارند.بنا براین بنده ادعای خود راجع به عدم تحریف کتاب مقدس را کاملا پس میگیرم و بیان میدارم که قرآن کریم از هرگونه تحریف و تغییر مصون و در امان بوده و خواهد بود چرا که خداوند فرمود سخن پروردگارت را تغییر دهنده ای نیست.
    با توجه به این سخن که قرآن تحریف نشده و لذا بیان میدارد که خداوند یکی است و خطاب به عده ای از مسیحیان میگوید آنها راهبان خود و دانشمندانشان را به پرستش گرفتند پس قطعا سخن مکتوب خدا صحیح است و آنرا انکار نمیکنم.
    امروز که قرآن را خواندم از سوره مبارکه میرم مقدس شروع به خواندن کردم به خود خداوند قسم که نه تورات و نه انجیل و زبور و اوستا و… هیچکدام این چنان حقایق و سخنان بزرگی را در خود ندارند.
    بنده با پدران کلیسا هایی از جمله پدر ورژ [***] پارسی زبانان که از دوستان عزیز و راهنمای من بوده راجع به این که دین خود را عوض کنم صحبت کردم ایشان نه مرا منع نه تشویق کرد!
    عین کلام ایشان است:**فرزندم خداوند عقل را برتو داد که بواسطه ی همین عقلت از تو در رستاخیر پرسش خواهد شد چنانچه اسلام از نظر تو با توجه به تحقیقاتی که انجام داده ای کامل تر است پس اگر به آن وارد نشوی باید پاسخگو باشی**،بنده کلام ایشان و شما را که مردان خدا هستید در کنار به کار گیری عقلم استفاده نموده و تصمیم گرفتم که مسلمان شوم شاید شما برایتان جالب باشد و یا سایر کاربران سایت بگویند که این هم کار خودشان است اما به همان خداوند یگانه اینگونه نیست و تصمیم بر این گرفتم که مسلمان شوم.
    اما باید اعتراف کنم واقعا فرقه های مسلمانان بسیار زیادند که خیلی هم اختلاف دارند و واقعا امکان اینکه بخوام پاسخ هر ۷۳ ملت را بشنوم وتحقیق کنم واقعا میسر نیست.پس لذا در این مورد که اعتبار و ارزش راستی سخن شما بر من هویدا شده فقط به پاسخ شما بسنده میکنم.
    و در آخر بگویم که حقیقتا که مهر و محبت عیسی و مریم مقدس از قلبم بیرون شدنی نیست و نمیتوانم دعایی را که هر روز میخواندم را نخوانم اشکال ندارد که در کنار نماز و روزه ای که به روش اسلامی انجام میدهم آن دعا ها راهم بخوانم؟چون از کودکی عیسی و مریم مقدس مرا مورد لطف قرار داده و حقیقتا امداد هایشان را حس میکردم و یا اینکه بعد از این همه سال اگر از دین عیسی روی برگردانم او از من ناراحت نخواهد شد؟چرا که در کتاب مقدس نوشته شده وای بر آنان که سخن مرا شنیده و بر آن ایمان نیاوردند و در رستاخیز از آنان روی برگردانده و گویم از من دور شوید ای بد کاران که هرگز شما را نمیشناسم! با توجه به تحریف اما واقعا انگار این کلام خود او بوده چون قرآن هم چنین دیدگاهی را دارد.
    آشنایی با سایت شما و پرسش در این مورد حقیقتا محبتی از طرف خداوند بود.مرا نجات دادید و از شما ممنونم دوست عزیزم

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز جناب آقای آلفردریک
      از اینکه بدور از تعصب گفتگو ها و مطالب را پی می گیرید بسیار خوشحالیم، و خوشحالی و افتخار بیشتر بخاطر اینکه نور هدایت را پیدا کرده اید و امیدواریم همین مسیر نورانی اسلام را پی بگیرید تا به خدای بزرگ و مهربان برسید.اینکه به دنبال حقیقت هستید و اسلام عزیز را به عنوان تنها دین الهی یافته اید، بسیار خوشحالیم و خداوند را شاکریم. قطعا مسیر تحقیق و مطالعه را در اسلام بیش از پیش پی بگیرید، در قرآن و روایات ما بسیار تاکید شده که مومنان اهل مطالعه و تحقیق باشند. همان گونه که یک انسان باید دوره هاى مختلف آموزشى و تربیتى را طى کند تا به سطح تحصیلات نهایى برسد (مانند دوره دبستان، دبیرستان و… از نظر مذهبى و آموزش دینى نیز جهان بشریّت دوره هاى مختلف تکاملى را پیموده تا به دوره نهایى که اسلام است رسیده است.

      روزى در مکتب «نوح(علیه السلام)» نخستین پیامبر اولوالعزم (۱) و سپس در مکتب «ابراهیم(علیه السلام)» بعد در مکتب «موسى(علیه السلام)» و سپس در مکتب «عیسى(علیه السلام)» و در پایان در مکتب «محمّد(صلى الله علیه وآله)» پیامبر اسلام که در حقیقت دوره عالى و نهایى تربیت الهى است; پرورش مى یابد. به این ترتیب «اسلام» آخرین دین آسمانى است و قرآن مجید با صراحت به این حقیقت گواهى مى دهد:

      ( مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ اَبَآ اَحَد مِنّ رِّجَالِکُم وَ لَکِن رَّسُولَ اللهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیّنَ; محمّد پدر کسى از شما نبود (او رابطه خاصّى با شما ندارد) او فرستاده خدا و آخرین پیامبران بود).دعوت اسلام همانند دعوت همه ادیان آسمانى نخست به توحید و یگانگى خدا و مبارزه با هرگونه شرک و پرستش غیر خداى یگانه است، و به همین دلیل نخستین جمله اى که یک تازه مسلمان باید بگوید لااله الاالله (شهادت به یگانگى خدا)، و اشهد اَن محمداً رسول الله (شهادت به رسالت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)) است. و هرکس، با ایمان واقعى به این دو جمله بدون نیاز به هیچ گونه تشریفات دیگر در زمره مسلمانان قرار خواهد گرفت.

      شما در اسلام با چهره با شکوه و واقعی حضرت مسیح علیه السلام بهتر آشنا می شوید، عیسی مسیح در نزد ما مسلمانان یکی از پیامبران الوالعزم هست که جایگاه ویژه ای دارد، مادر ایشان یعنی حضرت مریم سلام الله علیها یکی از چند بانوی برتر بهشتی است که در قرآن کریم باعظمت از ایشان یاد شده است. با مسلمان شدن، شما به آیین مسیح واقعی وارد می شوید، باید بدانید که آنچه رویگردان هستید مسیح نیست، بلکه آیینی است که نتوانسته چهره و دستورات حضرت مسیح را بدرستی نشان بدهد و گاهی چهره ایشان را خلاف واقع نشان داده است. مسیحی واقعی کسی است که امروز آیین رسول خاتم را برگزیند، و ما معتقدیم پس از حضرت موسی یهودی واقعی کسی بود که با آمدن عیسی به او ایمان بیاورد. قطعا بدانید مسلمان شدن شما از عنایات خاص حضرت عیسی علیه السلام است و ایمان آوردن شما به دین پیامبر خاتم همانا ایمان آوردن به عیسی علیه السلام است همین نکته از زبان حضرت عیسی در سوره صف مطرح شده است.
      مسلمان واقعی کسی است که به تمام پیامبران گذشته ایمان داشته باشد، قرآن کریم می فرماید: ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّن رُّسُلِهِۦ ۚ وَقَالُوا۟ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُ سوره بقره/۲۸۵-پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»
      در باره دعایی که می خوانید، قطعا باید دعایی بخوانید که دارای سند و معتبر باشد، توصیه می کنیم که دعای شُبوّر [دعاى عطا و بخشش] را بخوانید، نام دیگر این دعا دعای سمات هست، در این دعا ارتباط بسیار خوب و قوی با انبیاء علیهم السلام برقرار می شود. یا دعا های صحیفه سجادیه را بخوانید، مناجات های بسیار بسیار زیبا و شگفت انگیز امام سجاد علیه السلام.
      چند توصیه، همواره مطالعه را درباره اسلام و مخصوصا اهل البیت علیهم السلام ادامه بدهید. کتب آیت الله مطهری را بخوانید. و توصیه می کنیم سه کتاب اسلام در یک نگاه،عقیده یک مسلمان،۵۰ درس اصول عقائد برای جوانان نوشته حضرت آیت الله مکارم شیرازی را حتما بخوانید تا دورنمای کلی از اسلام پیدا کنید. از خداوند بزرگ بخواهید که در اسلام و راه تشیع شما را پایدار کند و امیدواریم با همین روحیه خوب بتوانید مسیح واقعی و اسلام را به سایر مسیحیان معرفی کنید زیرا اگر حضرت مسیح در عصر حاضر بودند قطعا بر اساس دستور خداوند منادی بزرگی برای دعوت به اسلام می شدند، لذا پیرو واقعی حضرت مسیح و حضرت مریم مقدس باشید و با جان و قلب اسلام را قبول کنید.
      در این مسیر هر کمکی هم از بنده خواستید، یا هر کجا نیاز به گفتگو و تحقیق بیشتر بود با کمال میل در خدمت شما هستیم. شما می توانید با آیدی که در دیدگاه قبل مطرح شد با بنده در ارتباط باشید، قطعا آشنایی و دوستی با شما لطف خداوند بزرگ و باعث افتخار بنده هست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  13. آلفردریک می گوید

    درود مجدد خدمت دوست عزیزم امیدوار هستم همیشه سالم و سلامت و شاد باشید و سایه شما از سر بنده و افرادی که به سوال هایشان پاسخ میدهید کم نشود.
    در پاسخ به اینکه ذکر میکنید که نمیتوانید پیامبری عیسی و موسی را بیان دارید باید بگویم که به وضوح در تورات و انجیل داریم که آنان پیامبران خداوند هستند و برای هدایت و کامل کردن ادیان های قبل از خود آمدند. و ما به این دو استناد میکنیم برای اثبات نبوت آنها حال اینکه شما آنها را تحریف شده میدانید و مستند نمیدانید تفاوت دیدگاه است.
    شما ذکر کردید که انجیل را عیسی(ع) ننوشته و مسیحیان در آن دست برده و نوشته پیروان ایشان میباشد و قابل استناد نیست این در حالی است که حدود۶۰۰ سال از نزول دین مسیح بر مردم گذشته و قرآن کریم هم انجیل و هم تورات را به نیکی یاد میکند و از آنها به عنوان هدایت و نور سخن به میان میاورد.
    لازم میدانم که بگویم در قرآن آمده:
    خداوند پشتیبان حواریون بوده است، زیرا آنان یاران خداوند بودند” (سوره صف آیه ۱۴).
    انعام آیه ۱۱۵، یونس آیه ۶۴ و کهف آیه ۲۷ تاکید می کنند که هیچکس کلام خدا را نمی تواند تغییر دهد.
    و نیز در کتاب مقدس داریم:
    عیسی مسیح فرمود: ” آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.” (متی ۲۴: ۳۵)
    عیسی مسیح فرمود: ” تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.”متی ۵: ۱۸
    و در مکاشفه ۲۲: ۱۸ می فرماید: ” زیرا هر کس را که کلام نبوت این کتاب را بشنود، شهادت می‌دهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید، خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود.
    بحث اصلی بنده که وارد جزئیات شدیم این بود که کلام خداوند بر همه چیز ارجعیت دارد و اینکه چند تن ادعا کنند که کتاب مقدس تحریف شده دقیقا الان عده بسیاری هم هستند که میگویند قرآن تحریف شده و ادعای تحدی قرآن را به قول خود شکست داده اند و گویا اولین شخصی هم که قرآن را آسمانی نخواند زکریای رازی بود و تحدی قرآن را به نقل از بقیه شکست داد.و اصلا به این پاسخ ها بسنده نمیکنیم چرا که کلام خداوند ارجعیت دارد و وقتی که خداوند بحث تحدی را مطرح میکند پس کسی نمیتواند آنرا شکست داده و یا کلامش را تغییر دهد.
    بنده میگویم که خداوند چه در تورات و چه در انجیل و چه در قرآن ذکر میکند که کلامش را کسی نمیتواند تغییر دهد و او همواره از کلامش محافظت میکند حال این کلام چه در تورات،انجیل،یا قران باشد خداوند از کلامش محافظت میکند و همواره این را بیان میکند.
    اگر بگوییم که تورات و اناجیل تحریف شده اند یعنی دقیقا این را مطرح میکنیم که خود خداوند برای کلامش ارزشی قائل نیست!همان کلامی که باعث هدایت عده ی زیادی شده پس امروزه تحریف شود و باعث گمراهی دیگران شود.
    به دور از هرگونه تعصب آیا خداوند راضی است که کلامش تحریف شود؟یعنی خدا برای کلامش اهمیت قائل نمیشود؟پس خدایی که نمیتواند از کلامش محافظت کند و یا اجازه دهد که آن تحریف شود پس (پاک و دور از خدا) خداوند دروغ میگوید و درنتیجه اگر تورات و انجیل تحریف شدند که کلام خدا بودند پس قرآن هم میتواند تحریف شود در واقع به نوعی بحث دو دو تا چهار تاست.
    و در مورد تثلیث هم درست فرمودید هر سه شخص تثلیث یک اهمیت را دارند یعنی بر زبان ریاضی میشود ۱x1x1=1 نه ۱+۱+۱=۳و یکی از آموزه های مهم در عهد جدید است و ما کماکان بر یگانگی خداوند تاکید میکنیم نه اینکه ذات خداوند قابل تقسیم باشد و در سه شخص باشد خیر میگوییم یک بار کامل ذات خدا در قالب پدر و یک بار در قالب پسر و یک بار در روح القدوس در آمده نه اینکه خداوند سه ذات قابل تقسیم و اینگونه چیزهایی داشته باشد!
    لطفا تحقیق کنید به سرعت نسخه های فراوانی از انجیل با ترجمه های مختلف در سراسر دنیا عرضه گردید و پدران کلیسا و حواریون که خداوند یار آنان بود از انجیل محافظت میکردند و به نوعی بوده که امروزه همگان قرآن را در اختیار دارند همگان انجیل را در اختیار داشته اند و اصلا فاصله مکانی به گونه ای بوده که هماهنگی برای تحریف وجود نداشته و اینکه بر فرض همگان تصمیم گرفته که انجیل را تحریف کنند یعنی خداوند به آنها اجازه داده است و حتی در آن زمان یک مرد خدا نبوده که با این کار مخالفت کند و آنرا آشکار کند؟ ما در طول تاریخ همین مسئله را داریم به طوری که مارتین لوتر متوجه تناقض رفتار کاتولیک ها با متن کتاب مقدس شده و فرقه پروتستان را تاسیس میکند.
    از نظر عقلی و با توجه به کلام خداوند نظریه تحریف توهین به شان مقدس خداوند یگانه است. بنده از شما دعوت میکنم که بدون تعصبات به تحقیق راستین این موضوع بپردازید و آنچه را که از نظر عقل خود کامل میدانید قبول کنید چرا که در رستاخیز بر واسطه همین عقل از ما پرسیده میشود.
    بنده معتقدم که کتاب مقدس تحریف نشده بود و پدران آنرا تایید میکردند و دیدگاهی متفاوت دیدم و میتوانستم از سایت های مسیحی کمک بگیرم اما این غیر عقلانی بود و باید نظر و دیدگاه طرف مقابل را هم از آنان شنید بنابراین دعوت میکنم از سایت های مسیحی که منکر تحریف هستند هم دیدن و دلایل آنها را ببینید و سپس همانطور که از عقل خود کمک میگیرید یا اعتقاد شما قوی تر شده و یا از دیدگاه خود تغییر نظر میدهید.
    بنده مشاهده میکردم که پدران کلیسا میگویند کتاب مقدس تحریف نشده و از این آیات قرآن استفاده کردند برای رد تحریف آن بنابراین بنده بدون تعصب نزد شما آمدم تا نظر شما را هم بشنوم و آنچه را که عقل میگوید صحیح است بپذیرم و برای این پاسخ صرفا به پاسخ یک طرف بسنده نکردم چرا که هرگز نمیشود از حق گذشت و چرا که در قرآن داریم مژده باد بر بندگانی که همه سخن ها را میشنوند و بهترین را بر میگزینند.
    و در آخر هم بگویم
    بنده نزد شما آمدم برای دریافت پاسخ و شما نیز با آغوش باز مرا پذیرفتید و با صبوری و دلسوزی با توجه به اینکه میدانیم در رمضان روزه میگیرید و کار دشواری است زحمت کشیدید و پاسخ مرا دادید.
    حقیقتا که قرآن هم کتاب آسمانیست و اگر اشتباه نکنم قرآن مسیحیان را بهترین دوستان مسلمانان میخواند.واقعا که اینطور بود و من بعنوان یک مسیحی ایماندار شما هموطنان و دوستان مسلمانم را بسیار دوست دارم و خوشحالم از اینکه به من لطف دارید چرا که ما با تفاوت از هر رنگ و زبان اعتقاد همگی انسان هستیم و یکدیگر را دوست داریم.از روح القدوس برای شما طلب سلامتی و ارزو میکنم و امیدوارم که همه ی انسان ها در فردوس نزد هم باشیم با هر دین و کتابی که داریم.
    شما دوستان عزیز ما به همان دیدی که به فرقه های مسیحیت نگاه میکنید همان دید را بر ما دید و بنده هم عرض کردم که هیچکدام از دیدگاه های فرقه های مسیحیت را قبول نداریم و آنها را رد میکنیم و فقط و فقط اعمال و آموزه های ما بر اساس کتاب مقدس است.
    در صورتی که شما تمایل داشتید که بیشتر راجع به مسیحیت بدانید بنده میتوانم پدرانی را به شما معرفی کنم که با آنان به بحث و گفتگو بنشینید و از یکدیگر کسب فیض کنیم.
    ما همیشه خدمت مسلمانان ارادت داشته و آنهارا دوست و برادر خود میدانیم امیدوارم که شما دوستان ما هم اینگونه باشید و ما در کلیسا در ایام خاص نذری میدهیم چنانچه تمایل داشتید میتوانید به کلیسایی بروید بدون شک آنها شما را با آغوش باز پذیرفته و از شما پذیرایی میکنند چرا که روحانیونی و پدرانی را میشناسم که چند گاهی به مسجد و یا کلیسا رفته و با این کار خود وحدت ادیان را برجسته تر میکنند.
    بالاخره بنده و دوستانم نمک گیر شما هستیم مخصوصا قیمه ها و سبزی های شما تحقیق هم کردم از نظر آیت الله خامنه ای رهبر معظم خوردن نذری های اقلیت های دینی برای مسلمانان بلامانع است.
    بسیار خرسند و شادم از آشنایی با دوست عزیزی مثل شما.
    شاد و پیروز باشید برادر کوچک شما آلفردریک باباخانی.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر مسیحی عزیز
      امیدوارم حالتون خوب باشه و بدون تعصب همراه با تفکر به دنبال کشف حقیقت باشید. شما راه حق را پیدا نخواهید کرد مگر اینکه مستند بر براهین عقلی به دور از احساسات و اقوال نیاکان خود تفکر کنید. ابتدا عرض می کنم این سومین پاسخ بنده به سوالات شماست که توصیه بنده به سایر مخاطبان این هست که دو پاسخ قبل را مطالعه کنند.
      متاسفانه شما پاسخ سوالات بنده نسبت به مسیحیت را ندادید؟! لازم است قبل از هرچیز عرض کنم که اسلام دین عقلانیت، به همراه محبت و ایستادگی دربرابر ظلم است. دینی که تنها راه نجات بشر از ظلمت و تاریکی جهل های امروزی ماست. مطمئن باشید عظمت و چهره واقعی عیسی مسیح علیه السلام تنها در اسلام قابل رویت هست. قرآن کریم مسیحیان را همواره دعوت به گفتگو بر پایه احترام و عقلانیت می نماید (سوره مبارکه آل عمران آیه ۶۴).
      اسلام علیه ادیان دیگر نیست. اسلام همان دینی است که وقتی بر مناطق غیر مسلمان مسلط شد، اصحاب ادیان از رحمت اسلام شکرگزاری کردند و گفتند شما بر ما از حکام قبلی خودمان مهربانتر هستید.
      ما به دنبال بیان واقعیت و نشان دادن چهره واقعی حضرت مسیح و حضرت موسی علیه السلام هستیم، اگر شما عاشق حضرت مسیح هستید بدانید با مطالعه آثار و روایات اسلامی عشق شما به ایشان واقعی و بیش از پیش خواهد شد و دامن ایشان را از نسبتهای ناروایی مثل شراب سازی بری خواهید دانست. با این نیم نگاه نکاتی را به ترتیب آنچه نوشته اید عرض می کنم امیدوارم با دقت و تفکر بخوانید.

      ۱- فرموده اید: « اینکه ذکر میکنید که نمیتوانید پیامبری عیسی و موسی را بیان دارید باید بگویم که به وضوح در تورات و انجیل داریم که آنان پیامبران خداوند هستند و برای هدایت و کامل کردن ادیان های قبل از خود آمدند. و ما به این دو استناد میکنیم برای اثبات نبوت آنها حال اینکه شما آنها را تحریف شده میدانید و مستند نمیدانید تفاوت دیدگاه است.»
      ببینید متاسفانه استناد شما به کتابی هایی است که به اعتراف بزرگان خود شما اصلا سندیت ندارند؛ به بیان قرآن کریم تورات و انجیلی که در دست شماست دست نوشته محرفان است و اعتبار ندارد، و تاریخ یهودیّت نیز گواهی می دهد که تنخ اصلی (عهد عتیق) به مدّت پانصد سال گم شد و بعد از این مدّت کاهنی به نام حلقیا ادّعا نمود که آن را یافته است. تنخ امروزی همان است که بعد از پانصد سال مفقودی یافته شد. در کتاب مقدّس مسیحیان به این امر که عهد عتیق پانصد سال گم شده بود، اشاره شده است.(رجوع فرمایید به کتاب مقدّس: دوم تواريخ ايّام ۳۴ :۱۵ و دوم پادشاهان ۲۲ :۸ ). خب با این توصیف طنزگونه هست که برای استناد تورات به تورات استناد کنید مثل این می ماند کسی ادعا کند من کتاب زبور حضرت داوود را دارم و در آن نوشته تمام مسیحیان کافر هستند، بعد شما به این شخص بگویید دلیلت برای اینکه این کتاب همان کتاب آسمانی است چیست او بگوید در این کتاب نوشته ، که کتاب آسمانی است!، آیا مگر هر کجا هر چه نوشته شده باشد سند است، شما این ادعا را مضحک و خنده دار می دانید که کتابی که اصل آن ثابت نشده و دلایل فراوانی بر تحریف دارد یک کتاب آسمانی بشمار بیاورید، برادر عزیز این یک اختلاف دیدگاه نیست بلکه اختلاف واقعیت با ضلالت است. توراتی و انجیلی باقی نمانده و سندی هم ندارید که این کتابها تورات و انجیل واقعی است. سند ندارد و دست نوشته افراد عادی هست و بزرگان شما هم همین را معترف هستند، حالا کسی تعصب بی جا دارد، خب بحثش جداست، فردای قیامت اگر حضرت مسیح را ببینید از شما خواهد پرسید که چرا به دست نوشته ای ایمان آوردید که برای من نبود و انواع تهمت ها را به من و خدا می زد؟!. چه جوابی می دهید. جوابی ندارید مگر به همین دست نوشته ها استناد کنید!!!آیا منطقی است.

      ۲- اینکه می فرمایید «حدود۶۰۰ سال از نزول دین مسیح بر مردم گذشته و قرآن کریم هم انجیل و هم تورات را به نیکی یاد میکند و از آنها به عنوان هدایت و نور سخن به میان میاورد.»، بله ما هم از انجیل و تورات به درستی و عظمت یاد می کنیم، کدام انجیل؟ آن انجیل واقعی که دعوت به پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم کرده است،ببینید همین قرآن کریم کلام حضرت عیسی را چطور نقل می کند: «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ…»(آیه ۶ سوره صف). و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!»
      خب برادر عزیز و بزرگوار، انصاف هم چیز خوبی است، تعصب را کنار بگذارید بدانید قرآن تورات و انجیل و حضرت مسیح واقعی را می ستاید که بشارت به پیامبر حضرت محمد مصطفی ص می دهد. لطف کنید انجیل و توراتی به ما و مخاطبان نشان بدهید که امروزه همین حرف حضرت مسیح را بزند آنگاه خواهید دید بنده چنین انجیلی را به نیکی یاد می کنم و بر دیدگان قرار می دهم، اما شما می دانید که چنین انجیلی از بین رفته است. و خداوند انجیلی را که در دستان شماست و نویسندگان آن را لعن می کند، چطور این قسمت قرآن را نمی بینید و با فرافکنی می خواهید بگویید اگر تعریفی از انجیل هست، انجیل در دستان شماست، نخیر!. این آیات را هم بخوانید:
      به تعبیر قرآن کریم مسیحیانی که پیامبر را بشناسند و ایمان نیاورند و دستورات پیامبر اسلام را اجرا نکنند نفرین و لعنت خداوند برای آنهاست«فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ».
      « فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُون‏ ـــــ پس واى بر آنها كه نوشته‏اى با دست خود مى‏ نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند» (البقرة:۷۹)
      در آیه توبه/ ۳۱٫ عالمان مسیحی را به شدت نکوهش می کند، و در بحث اعتقاد مسیحیت به تثلیث این اعتقاد را کفر می داند و معتقدان به این اعتقاد شرک آلود را لعنت می کند، با این توصیفات کاملا مشخص است قرآن انجیل واقعی را انجیل دیگری می داند نه آنچه شما می پندارید!، امیدوارم متوجه شده باشید که قرآن وقتی سخن از انجیل می کند منظورش انجیلی است که دعوت به پیامبری اسلام می کند.

      ۳-اینکه می فرمایید خداوند پشتیبان حواریون بوده است، زیرا آنان یاران خداوند بودند” (سوره صف آیه ۱۴). لازم است عرض کنم که ترجمه آیه این است « ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید همان‌گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی در راه خدا یاوران من هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران خدائیم» در این هنگام گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ ما کسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأیید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند!».
      دقت کنید، بله ما حواریون حضرت عیسی را انسانهای بزرگی می دانیم، و معتقدیم شما ظلم بزرگی در حق همین حواریون روا داشته اید که آنها را در انجیل و کلیسا شرابخوار معرفی می کنید، شما بیشتر پیرو پولس یهودی هستید که جزو حواریون نبود، و بعدها با مخالفت با همین حواریون برخواست و آنها را منافق خطاب کرد!، در روایات ما پولس شخصی منفور و تغییر دهنده دین حضرت عیسی معرفی شده اما شما به گونه ای دیگر او را تقدس می کنید!.
      ۴-آیه ۱۱۵ سوره انعام: وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًۭا وَعَدْلًۭا ۚ لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ. و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست. و آیه ۶۴ یونس: لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ ۚ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ. و آیه ۲۷ سوره کهف: وَٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا
      دقت کنید هیچ کجای این آیات نیامده که ما انجیل و تورات را از تحریف حفظ می کنیم!، بلکه در آیات فراوان دیگر عالمان مسیحی و یهودی را سرزنش می کند که دست نوشته ها و دروغ های خود را به اسم خدا به خورد مردم می دهند. اساسا منظور از لا مبدل لکلمات از سیاق همین آیات و قبل و بعد قرآن کریم کاملا مشخص است که منظور قرآن کریم است. و توجه کنید کلمه در قرآن معنای وسیعی دارد و صرفا منظور کتابهای آسمانی نیست، گاهی منظور قرآن کریم است، گاهی حتی عیسی علیه السلام است نه کتاب آسمانی!، إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ، حالا چون آشنایی کاملی با زبان عربی ندارید این شبهه در ذهن شما شکل گرفته است.
      و گاهی عدم تبدیل در کلمات الله که اکثرا هم همین است منظور سنت ها و قوانین تکوینی الهی است. در هر حال شما چون آشنایی با قرآن کریم ندارید خیال می کنید منظور تمام کتب آسمانی است، نخیر!، هیچ دلیلی نداریم که کتابهای غیر از قرآن نمی توانند دستخوش تحریف شوند، درباره قران هم عرض شد که چرا قرآن کریم پیامبر اسلام را حفظ می کند چون ایشان آخرین فرستاده و خاتم انبیاء هستند و اگر این کتاب هم تحریف شود و چون امکان آمدن پیامبر دیگری نیست، عملا خلاف حکمت و ضرورت عقلانی است که در مباحث علم کلام بحث می شود است که باب هدایت بسته شود، اما درباره سایر انبیا اگر کتاب آنها تحریف می شد یا دین آنها توسط شیاطین انسانی تغییر می یافت، خداوند انبیاء دیگری را برای اصلاح روانه می کرد، همانطور که عیسی فرستاده شد تا جلو انحراف یهودیان را بگیرد.
      در هر حال بر فرض هم که بگوییم حق با شماست و خداوند قرآن، انجیل،تورات را از تحریف حفظ می کند، اما سوال جدی همین هست که اصلا انجیل و توراتی باقی نمانده است تا شما ادعا کنید تحریف نشده است!، امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشید، منظور این است که تورات و انجیل اصلی به اعتراف بزرگان مسیحیت اصلا در دسترس نیست و در این سالها از بین رفته، انجیل اصلی عبری بوده و ترجمه شده و آن انجیل اصلی از بین رفته، تورات هم به هم چنین این دو کتاب قرن هااز دسترس خارج شده و از بین رفته اند، چطور شما ادعا می کنید که این چیز که دست شماست با اینهمه تاریخ آشفته همان انجیل است؟!، لطف کنید تاریخ اناجیل را مطالعه کنید.

      ۵-اینکه می فرمایید:«» عیسی مسیح فرمود: ” تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.”متی ۵: ۱۸ …. عرض شد اولا اثبات کنید این حرف را حضرت عیسی زده است؟!، ثانیادر کتاب مقدّس مسیحیان به این امر که عهد عتیق پانصد سال گم شده بود، اشاره شده است.(رجوع فرمایید به کتاب مقدّس: دوم تواريخ ايّام ۳۴ :۱۵ و دوم پادشاهان ۲۲ :۸ )

      ۶-درباره زکریای رازی فرمودید، اولا این شخص تاریخ درستی ندارد و بجز چند گزارش تاریخی از او در دسترس نیست و هیچگاه ادعا نشده که او تحدی بر قرآن کرده باشد چه تحدی کرده؟!، اصلا چنین شخصی معلوم نیست چه کسی است و چه گفته است، شما تاریخ را ببینید. درباره تحریف قرآن کریم هم عرض کنم، اینکه می گویید ه دقیقا الان عده بسیاری هم هستند که میگویند قرآن تحریف شده این ادعای بی دلیل شماست و از سمت خود نسبت می دهید، تمام مسلمانان به قاطبه چه شیعه و چه سنی معتقدند که واو به واو قرآن همان قرآن کریم عصر پیامبر است. دقت کنید برادر عزیز هم اکنون نسخه های خطی قرآن کریم با قدمت ۱۴۰۰ سال در موزه های کشور اسلامی موجود هست!، شما اگر نسخه شناس داشته باشید بروید در همین آستان قدس قرآن آن هایی با قدمت همان عصر پیامبر هست، قرآنی که منسوب به دستخط امیر المومنین علی علیه السلام است، همین قرآن ها را در موزه های عربستان، و ترکیه و سوریه ببینید، با اینکه اختلافات مذهبی فراوان داریم اما قرآن ما همان قرآن هست، حالا شما لطف کنید فقط تعداد اناجیل را بشمارید، سرتان سوت می کشد!، تاریخ مسیحیت صریحا اذعان می کند که انجیل از بین رفته، و حتی این نوشته ها منسوب به واریون هم نیست چه برسد به حضرت عیسی!، اما در اسلام تمام مسلمانان اذعان دارند که چیزی به قرآن افزوده نشده، و وجود حافظان فراوان، و گزارش های تاریخی فراوان، و اتفاق تمام فرقه های اسلامی و هزاران شاهد تاریخی دیگر مثل نسخه های خطی این یقین را به ما و شما می دهد که این قران همان قران است. و ما در تاریخ داریم که برخی حاکمان خواستند یک واو از قرآن کم کنند، که مردم با شمشیر بیرون ریختند و این اجازه را ندادند، و با اینکه گستره کشورهای اسلامی در عصر پس از پیامبر ص به پهنای یک قاره بود، اما شما در تمام این کشورها یک قرآن می بینید، اما متاسفانه از انجیل واقعی هیچ چیزی باقی نمانده که ما بخواهیم بدان توجه کنیم.

      ۷- اینکه می فرمایید:« اگر بگوییم که تورات و اناجیل تحریف شده اند یعنی دقیقا این را مطرح میکنیم که خود خداوند برای کلامش ارزشی قائل نیست!همان کلامی که باعث هدایت عده ی زیادی شده پس امروزه تحریف شود و باعث گمراهی دیگران شود. به دور از هرگونه تعصب آیا خداوند راضی است که کلامش تحریف شود؟یعنی خدا برای کلامش اهمیت قائل نمیشود؟پس خدایی که نمیتواند از کلامش محافظت کند و یا اجازه دهد که آن تحریف شود پس (پاک و دور از خدا) خداوند دروغ میگوید و درنتیجه اگر تورات و انجیل تحریف شدند که کلام خدا بودند پس قرآن هم میتواند تحریف شود در واقع به نوعی بحث دو دو تا چهار تاست.»

      در جواب شما عرض می کنیم که این نوع استدلال کردن شما کودکانه هست، اصلا تحریف شدن کلام خدا چه ربطی به ارزش داشتن یا نداشتن آن دارد؟!، از انجیل بالاتر خود حضرت عیسی است به تعبیر شما که ذات خدا در اوست العیاذ باالله، حالا من می پرسم، آیا خدا برای حضرت عیسی ارزشی قائل نبود که او توسط یهودیان کشته شود!!!بدور از هر تعصب کمی فکر کنید آیا خدا راضی می شود پیامبرش به بدترین وضع کشته شود و به میخ و صلیب کشیده شود!!؟، آیا خدا با همین منطق دو دو تا چند تای غلط شما ارزشی برای عیسی قائل نیست!!!. خب برادر عزیز، چه ربطی دارد تحریف شدن انجیل و تورات توسط عالمان دنیازده شما به ارزش قائل شدن خدا!، خدا هم کلامش را ارزشمند می داند و هم حضرت عیسی، اما این شیاطین انسی هستند که به این دو حمله می کنند!، حالا اینکه می فرمایید زمینه گمراهی بشود!، اگر خداوند راهی برای هدایت قرار ندهد، بله حق با شماست، اما خدا راه هدایت را قرار داده و آن اسلام و عقل است. آنچه سبب گمراهی است این است که با تعصب عیسی را از ذات خدا بدانید و شرم و حیا نکنید!، آنچه باعث گمراهی است آن است که عیسی و حواریون او را شرابخور و لا ابالی معرفی کنید و از خدا حیا نکنید که کار شیطان را به پیامبر خدا نسبت بدهید، آنچه زمینه گمراهی است آنست که انجیل به خداوند سبحان نسبت تجسّم داده و مى گوید: خدا به صورت انسان مجسّم شده و …،[۱۷] و شما میدانید که عقل بر اساس براهین خدا را جسم نمی داند، موارد فراوان تر از آن است که بخواهیم اشکالات انجیل را اینجا مطرح کنیم، اما بدانید گمراهی از آنجا شروع می شود که عقل را تعطیل کنید و به قول آن کشیش مسیحی اول ایمان بیاور بعد تعقل کن، چون تعقل درباره انجیل با عقل برهانی دو دو تا چهار تا سازگار نیست. از همه اینها گذشته شما تاریخ اناجیل را ببینید بعد دو دو تا چهار تا کنیم.
      درباره قران هم عرض شد، اگر پیامبر اسلام آخرین پیامبر نبود، بله امکان تحریف توسط شیطانهای انسی بود، اما با خاتمیت پیامبر و اینکه اگر پیامبری ختم شود و کتاب و آیین او تحریف بشود، ضرورت هدایت و نبوت بی پاسخ می ماند و دور از حکمت بود که خدا دینی بفرستد که تحریف شود و پس از آن هم دیگر هیچ دینی را نفرستد، در این صورت خلاف حکمت بود، اما شما شاهدید پس از هر پیامبری پیامبر دیگر می آمد، پس از موسی و تحریفات یهودیان، عیسی فرستاده شد و راه هدایت با آمدن عیسی باز شد، و پس از عیسی و تحریف انجیل، یا بهتر بگویم با نابود شدن انجیل، هم اکنون راه هدایت با بودن پیامبر اسلام برای انسانهای آزاده باز است.

      ۸-درباره تثلیث حرف بسیار است، همین بس که قران این اعتقاد شما را سخت نکوهش می کند، و متکلمان مسیحی هم در تفسیر کیفیت تثلیث حرفهای مختلفی زده اند که آن را باور پذیر کنند که نشده و نخواهد شد، چون اساس آن اشتباه است وباید پرسید چه دلیلی هست بجز این انجیل های تحریف شده آباء کلیسا بر اینکه خدا در این سه حلول کرده و در چهار نفر نبوده یا اصلا در تمام انبیاء نبوده، شما می گویید که حضرت مسیح پدر نداشت نشان از عظمت اوست، خب برادر عزیز حضرت آدم که از پدر و از مادر زائیده نشد، چرا در حق او همین تثلیث را نمی گویید!، در هر حال اینکه می گویید « میگوییم یک بار کامل ذات خدا در قالب پدر و یک بار در قالب پسر و یک بار در روح القدوس در آمده » همین عین شرک هست (العیاذ بالله)، اصلا ذات خدا بی نهایت هست، حد بردار نیست که در قالب پدر یا پسر یا روح القدس حلول کند، اگر حلول کرد یعنی محدود شده، و اگر محدود به این معنای فلسفی شود یعنی ناقص است! و هر نقصی نشان از ضعف و عدم خدایی و واجب الوجوبی دارد!. خب عزیز من، در دیدگاه قبل توضیحاتی دادم، علاوه بر آن زمانی که ما می گوییم این اعتقادات شما خرافات است و با عقل سازگار دو دو تا چهار تا سازگار نیست همان عقلی که قبل از مسیحی بودن باید خدا را با آن اثبات کنید، بعد شما ناراحت می شوید، خیلی هم تلاش می کنید ریاضی هم بکنید که با عقل عادی و عرفی هماهنگ نیست چه رسد به عقل برهانی و ریاضی.!
      ۹- اینکه می فرمایید:«همگان انجیل را در اختیار داشته اند و اصلا فاصله مکانی به گونه ای بوده که هماهنگی برای تحریف وجود نداشته»…باید عرض کنم، ظاهرا شما یا مسیحی نیستید یا مسیحی هستید که کلا شناختی ندارید!، صدها انجیل وجود داشته، متن اصلی انجیل نابود شده، وقفه های ده ها ساله با انجیل اصلی بوده، خود کلیسا روم با جبر حکومت چهار انجیل را با توجه به مصالح برگزید و بعد شما با اعتماد به نفس بالا تمام این تاریخ گذشته پر آشوب را نمی بینید، وجود صدها انجیل را انکار می کنید و شادانه می فرمایید تحریف نشده! اگر تحریف نشده اینهمه کتاب به نام انجیل چه معنا می دهد! ، یعنی صدها انجیل بر عیسی نازل شده، بیشتر شبیه به طنز سال هست که شما می گویید با این تاریخ آشفته انجیل که خود علمای مسیحی نوشته اند، بعد سایتهای مسیحی ادعا کنند که تحریف نشده، به قول معروف در هنگام روز سر در برف کردن و ادعای شب نمودن است!. وجود اینهمه انجیل اگر دلیل بر تحریف نیست دلیل بر چیست؟!.

      ۱۰- اینکه شما در عدم تحریف انجیل به قول پدران کلیسا استناد می کنید، و برای اعتبار قول پدران کلیسا به انجیل این یعنی دور، و این استدلالی بدون دلیل و سست هست. لطف کنید به کتابهای منطقی در بحث دور رجوع کنید، چنین استدلال کردنی اعتبار عقلی ندارد
      بنده نیز در پایان از خداوند متعال بهترین ها را برای شما خواهانم، و امیدوارم راه هدایت را که اسلام است پیدا کنید و ایمان بیاورید. فراموش نکنید فردوس برین جای کسی است که دستورات الهی را ایمان بیاورد و عمل کند، و اگر حضرت عیسی بود قطعا مروج دین اسلام می شد، چون با آمدن قانون جدید که اتمام قانون قبل را اعلام میکند همگان موظف هستند به قانون جدید عمل کنند و اگر کسی به قانون قبل عمل کند مجرم است و خطاکار.
      ما همیشه مشتاق بحث و گفتگو هستیم، مباحث مسیحیت را هم دنبال می کنیم و نقد جدی داریم، امیدوارم زمینه گفتگوی مستقیم نیز با شما و پدران محترم کلیسا فراهم شود. به تعبیر امیر المومنین مردم یا برادران دینی ما هستند یا همسان در خلقت که مورد احترام، و باید با هر دو گروه با محبت برخورد کنیم. و اشعر قَلبکَ الرّحمةَ للرّعیّة، و المحبة لَهم، و اللُطف بهم، ولا تَکوننَّ عَلیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنمُ اَکلهُم، فانّهم صِنفانِ: اِمّا اخٌ لکَ فی الدّینِ، او نَظیرٌ لک فی الخَلقِ. نهج البلاغه.
      گفتگوی با شما برای بنده باعث افتخار هست و خداوند بزرگ را شاکرم، توصیه می کنیم ارتباط خود را با سایت هدانا قطع نکنید، ما نیز مشتاقانه طالب استمرار گفتگو ها و حتی دیدارهای صمیمی هستیم و برای مسیحیان احترام ویژه ای قائلیم. ما در بخش مسیحیت شناسی سایت هدانا علاقه مندیم که شما مطالب را بخوانید و نظر خودتان را مطرح کنید و ما با کمال میل منتشر می کنیم. در هر حال علاوه بر راه ارتباطی سایت، شما می توانید با آیدی hadana10 با ما در پیام رسان ایتا در ارتباط باشید و بحث ها را ادامه بدهیم و حتی اگر امکان و آمادگی حضور ما به عنوان روحانی در کلیساهای شما برای بحث و گفتگو با جمع مسیحیان باشد بسیار مشتاقیم و حتما دعوت شما را با جان و دل قبول می کنیم.
      باز هم خدا را شاکریم که زمینه این گفتگو پیش آمد، و از صمیم قلب برای موفقیت شما دعا می کنم.
      وفقکم الله لکل الخیر

  14. آلفردریک می گوید

    سلام مجدد خدمت برادر عزیزم ممنون و سپاسگذارم.پوزش از اینکه در حال روزه شما را به زحمت انداخته و ممنون که برای بنده ارزش قائل شدید و به سوالم با صبوری و احترام پاسخ دادید.
    بحث اصلی من این بود که همگی کتاب ها کلام خدا هستند و در قرآن کریم گفته شده که کلام پروردگار را تغییر دهنده ای نیست و لذا در کتاب مقدس داریم که هنگامی که عیسی امد به مردم فرمود فکر نکنید که آمدم تا تورات و زبور را باطل سازم بلکه آمدم تا آنها را تمام سازم ما معتقد هستیم که رسالت احمد(ص) نیز همانطور هست که به ترتیب پیامبران الهی دین یکدیگر را تکمیل میکردند.
    ولی همین جای پرسش دارد که بر فرض مثال یک شخص کلیمی دین خود را با تفکر بر حق نمیداند و تصمیم میگیرد که تغییر دین بدهد و مثلا با تفکر دین مسیحیت یا اسلام را انتخاب میکند و مطابق دستورات و احکام آن دین عمل میکند.از نظر ما این که در ادیان الهی تفاوت جزئی وجود دارد یک موهبت از سمت خداست که هرکس مطابق میل خود آن دین را که دوست دارد برگزیند وگرنه خداوند از همان ابتدا تمامی پیامبران را امر میفرمود که دین اسلام را بیاورند و اکنون این همه تغییر دین های متفاوت در دنیا موجود نبود.
    شما فرمودید که در قسمت هایی از دین اسلام دچار اشتباه شده ام و من هم میپذیرم اکنون اجازه دهید من به عنوان برادر کوچک شما توضیحاتی را در مورد تثلیث برایتان بیان کنم:
    منظور از اصل تثلیث این نیست که ۳ خداوند وجود دارد اساس نظر همیچن نظری کاملا باطل است چرا که یهوه(الله-خداوند) تنها آفریننده ی جهان است و اصل توحید در دین اسلام که به معنای این است که خداوند تنها یک مبدا و یک اصل دارد کاملا مورد پذیرش ما است.
    منظور از تثلیث این است که خداوند واحد خدایی که یکتاست در قالب سه شخص قرار گرفت: پدر-پسر-روح القدوس
    منظور از پدر آسمانی ما یک عبارت معنوی است چرا که خداوند میفرماید از روح خود در شما دمیدم بدان جهت که عیسی(ع) روح خود را مستقیم از طرف خداوند گرفته و پدر مادی ندارد اصطلاحا و به صورت معنوی میگوییم که او پدر عیسی (ع) است.
    منظور از پسر خود عیسی(ع) است این عبارت هم باز هم معنوی است از آن جهت که هر فرزندی ذات و خوی خود را از پدر خود میگیرد پس روح خداوند که به عیسی(ع) داده شد مستقیما دارای ذات خدایی است و از این رو ما به صورت معنوی میگوییم که چون عیسی روح خدا را بدون واسطه و پدر مادی و آمیزش جنسی دریافت کرده است پس ذات خدا را هم دارد و آن را به صورت معنوی پسر خدا میخوانیم.
    منور از روح القدوس هم فرشته مقرب خداوند یعنی جبرئیل اعظم است که در مکان شرقی بر مریم مقدس نازل گشته و خبر آبستن شدن وی را به او میدهد و از آن جهت که خداوند فرموده روح خود را در شما قرار دادم پس روح القدوس(جبرئیل) هم روح خدا را داراست ولی از این رو که او این خبر بشارت را به مریم مقدس داد ما او را نیز در کنار پدر و پسر و روح القدوس مورد ستایش قرار میدهیم و ما مسیحیان اعتقاد داریم که خداوند یکتاست و اصلا بودن سه خدا رد میکنیم بلکه بر وجود روح مطهر خدا در سه شخصیت تاکید داریم.
    در کتاب مقدس ما داریم که عیسی همان خداست
    منظور از این عبارت آن است که عیسی خود خداست یعنی روح عیسی(ع) خداست و روح خداوند بر زمین نازل گشته در غالب جسم تا بشر را هدایت کند هرچند که خداوند اصلا نیازی به جسم ندارد و در نظر گرفتن جسم برای او معنا ندارد.
    مثلا شما وقتی که دارید با بنده مستقیما و رو در رو صحبت میکنید اگر کسی از شما سوال بپرسد میگویید با آلفرد صحبت میکنم.همانطور هم اگر با هم تلفنی صحبت کنیم باز هم میگویید با آلفرد صحبت میکنم.مسئله تثلیث و خدا دانستن روح عیسی عین همین مسئله است در حالی که ما همواره تاکید داریم که روح عیسی(ع) همان روح خداست و جسم انسانی او همان جسم مادی و انسانی است.
    و این نکته را هم در آخر ذکر کنم که ما مسیحیان فارسی زبان پیرو هیچگونه فرقه کاتولیک و پروتستان و یا ارتدوکس نیستیم.
    دین مسیحیتی که ما برگزیدیم همواره بر اساس تعالیم کتاب مقدس بوده و همواره ما راه و زندگیمان را بر اساس کتب آسمانیمان تنظیم کرده ایم و اعتقادات کاتولیک ها مبنی بر اینکه اسقف اعظم عالی جناب پاپ فرانسیس را جانشین عیسی(ع) میدانند و بر عصمت آن اعتقاد دارند را به طور کامل رد میکنیم و اینکه پروتستان ها بیان میدارند که مریم مقدس عصمت ندارد را نمی پذیریم.
    ممنون از اینکه وقت ارزشمند و گرانبهای خود را در اختیار بنده قرار داده اید.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر مسیحی عزیز
      امیدوارم مطالب قبل که خدمت شما عرض شد را با دقت خوانده باشید. هرچند با مشغله فراوان و حجم کاری بالا همواره سعی در پاسخ کوتاه داریم و همیشه توصیه می کنیم سوالات به صورت مشخص و کوتاه باشد اما باتوجه به احترامی که برای شما قائلیم چند نکته را خدمت شما دوست عزیز به صورت خلاصه و فشرده عرض می کنیم.
      متاسفانه جواب سوالات ما را در دیدگاه قبل ندادید و همانند شیوه همیشگی مسیحیان موضوع اصلی را عوض کردید. دقت کنید، اصل بحث ما روی این پیش فرض ذهنی شماست که این کتابی که دست شماست را بدون دلیل و اثبات کتاب آسمانی می دانید؟!، در صورتی که شما و تاریخ اناجیل بهتر می دانید که این کتابها نوشته شما مسیحیان است و ربطی به حضرت مسیح ندارد!.

      ۱-نکته بعدی اینکه شما متاسفانه لوازم حرف و اعتقادات خود را قبول ندارید، از یک سو می گویید شما به قرآن به عنوان کتاب آسمانی ایمان دارید و از سوی دیگر مسیحی هستید؟!. ببینید اعتقاد به قرآن کریم از لوازمش این است که دستورات اسلام را بپذیرید و بدانید که با آمدن رسول خاتم یعنی حضرت محمد ص دیگر تمام ادیان گذشته نسخ و تماما باید به ایشان ایمان بیاورند و این دستور خداوند بزرگ است. به تعبیر قرآن کریم مسیحیانی که پیامبر را بشناسند و ایمان نیاورند و دستورات پیامبر اسلام را اجرا نکنند لعنت خداوند برای آنهاست«فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ». پس به زبان ساده اگر کسی قبول کرد که عدد ۴ هست، لوازم آن یعنی زوج بودن را باید حتما بپذیرد، از لوازم دین اسلام و قرآن کریم که کلام خداست نسخ تمام ادیان گذشته هست، حال شما چطور انتظار دارید که هم اسلام حق باشد، هم مسیحیت، هم یهودیت!، دقت کنید همانند این هست که قانونی تصویب شود، پس از چند سال قانون گذار قانون بهتری را متناسب با وضع مردم جعل کند و قانون قبلی را نسخ کند، بعد شما ادعا کنید که هم قانون قبلی و هم قانون فعلی آزادید که عمل کنید!، بدیهی است که با نسخ قانون قبل و عدم رعایت قانون فعلی چنین شخصی مجرم هست!، مثلا در اسلام هر روز خداوند واجب کرده که ۵ نوبت به کیفیت خاص نماز بخوانند، حالا شما بروید و کار دیگری را بکنید که خدا آن را نسخ کرده، چطور انتظار دارید که خدا از شما بپذیرد.

      ۲-اینکه می فرمایید «از نظر ما این که در ادیان الهی تفاوت جزئی وجود دارد»، این ادعای شما خیلی دور از واقع هست، تفاوت جزئی؟!، برعکس تفاوت ها از زمین تا آسمان است. خدایی که در الهیات مسیحی هست با خدایی که در اسلام است از زمین تا آسمان تفاوت دارد. احکام اسلامی که همان دستورات خداست در اسلام بسیار تکامل یافته تر و همراه با شرح و بسط بیشتر است و مضافا اینکه اناجیل اصلی و مسیحیت واقعی از بین رفته و آنچه شما اعتقاد دارید با تحقیق متوجه می شوید ارتباطی به حضرت مسیح ندارد بلکه شما به دست نوشته های پدران کلیسا ایمان دارید نه حضرت مسیح، چطور ادعا می کنید که پیرو حضرت مسیح هستید در صورتی که نمی توانید عدم تحریف انجیل را اثبات کنید؟!، بزرگان مسیحی خودشان به صراحت اعتراف می کنند که انجیل دستخوش تغییرات است و پر است از افسانه ها و اسطوره ها!!!.

      ۳-فراموش نکنید راه حق یکی است نمی توان چند دین را تصور کرد که همه با هم تعارض دارند و با این تعارض قائل به پلورالیسم دینی شویم و بگویم همه حق می گویند، حتی مشرکان هم حق می گویند، اگر اسلام می گوید مسیح شراب نمی خورد و خداوند لعنت کند کسانی را که به مسیح علیه السلام این نسبت گناه بزرگ شرابخواری را دادند، این حق است و معتقد به چنین عقیده ای به بهشت می رود و در مقابل شخص مسیحی براساس همین انجیل تحریف شده بگوید مسیح شراب ساخت و شراب خورد و این هم به بهشت برود!، یعنی دو دیدگاه متناقض هر دو صحیح باشند. اگر منطق خوانده باشید می گویند در تناقض محال است هر دو موضوع تناقض درست باشدیعنی هم‌ستیزی عبارت است از ناسازگاری منطقی بین دو گزاره. هرگاه قضیه‌ای صادق و درست باشد، نقیض آن کاذب و نادرست خواهد بود و برعکس.!!!، حالا برادر عزیز شما ادعا می کنید که هر کسی هر دینی را انتخاب کرد، با این همه تناقضات که با هم دارند، همه اینها راه درست را می روند، بدیهی است که چنین اعتقادی باطل هست و مضحک!. همین اعتقاد متناقض شما سرچشمه از انجیل تحریف شده دارد که خلاف عقل است. لطف کنید کمی به لوازم حرفهای خود فکر کنید، در این تناقضاتی که دامنگیر شما می شود فکر کنید، در اشکالاتی که به انجل وارد کرده ایم تعقل کنید!.

      ۴- انتخاب دین باید بر اساس واقعیت باشد چون یک امر واقعی است، نه یک امر ذوقی!، یعنی مانند رنگ لباس نیست که بنده سفید بپوشم، و شما مشکی، بلکه انتخاب دین بر اساس همان ضرورت نبوت می باشد که با اعجاز اثبات می باشد که الان هیچ اعجازی از حضرت مسیح وجود ندارد، و اناجیل هم نمی توانند خود را اثبات کنند تا چه رسد به اعجاز حضرت مسیح را!، یهود هم همین وضعیت را دارد، هیچ متکلم و دانشمند مسیحی ادعا نکرده که معجزه فعلی حضرت مسیح الان موجود هست، لذا هیچ دلیلی بجز گزارش تاریخی و این اناجیل فعلی برای اثبات دین مسیحیت و یهودیت ندارید. عملا هیچ دینی بجز اسلام در زمان حاضر ادعای اعجاز ندارد، و نیست و ما از طریق اسلام هست که متوجه می شویم که حضرت مسیح دین داشته، یا حضرت موسی دین داشته، نه از طریق خود مسیحیت و یهودیت تحریف شده با اینهمه تاریخ آشفته اناجیل!. فراموش نکنید زمانی که از طریق اسلام آنها را اثبات کردید قبلش اسلام را پذیرفته اید که اسلام با احترامی که به آنها قائل است آنها را نسخ شده می داند و خداوند اجازه نمی دهد که با وجود اسلام شخص دلبخواهی دین دیگری برگزیند، مخصوصا دین مسیحیت فعلی و یهودیت فعلی که آثار شرک در آن فراوان است و بجز اسمی و انتسابی از حضرت مسیح در آن نیست!.

      ۵- اینکه می فرمایید «وگرنه خداوند از همان ابتدا تمامی پیامبران را امر میفرمود که دین اسلام را بیاورند و اکنون این همه تغییر دین های متفاوت در دنیا موجود نبود.»، بله خداوند تمام انبیاء را امر کرده که اسلام و دین رسول خاتم را تبلیغ کنند،و اگر می بینید ادیان دیگر هم هست، بخاطر تحریف از سوی منحرفان است که خداوند در قرآن کریم آن ها را لعن کرده است. و یکی دیگر از علتهای این انحراف عدم تحقیق پیروان این ادیان است که بر اساس تقلید از پدارن بدون تحقیق دین خود را برگزیده اند. همین الان بنده از شما می پرسم چه دلیل عقلانی بر نبوت حضرت مسیح دارید؟! اگر بخواهید از انجیل مثال بزنید خب خود انجیل تحریف شده و تاریخ آشفته اید دارد و به اصطلاح اهل منطق شما دچار دور می شوید که نبوت مسیح را با انجیل و انجیل را بانبوت مسیح اثبات کنید. ثانیا میلیونها مشرک و بت پرست نیز در عالم وجود دارد، بر اساس استدلال شما اگر چون خداوند از ابتدا امر نکرده که به دین الهی بگروند اکنون اینهمه بت پرست وجود دارد!، در صورتی که خود بهتر می دانید که تمام انبیا به دین الهی دعوت کرده اند اما انسان مشرک آزاد است که راه عقل را برود یا راه هوس!، همچنین خدا الان امر به اسلام کرده حالا مسیحیت مختار است به انجیل تحریف شده و بدون دلیل ایمان بیاورد یا به اسلام بگرود. اما اگر هر مسیری غیر عقل و اسلام را طی کرد باید بداند که سرانجام آن بهشت نخواهد بود. چون بهشت برای کسانی است که دستور خدا را عمل کنند، نه دستور پدران تحریف کننده انجیل را!.

      ۶- این نکته مهم را هم عرض کنم اینکه می فرمایید «بحث اصلی من این بود که همگی کتاب ها کلام خدا هستند و در قرآن کریم گفته شده که کلام پروردگار را تغییر دهنده ای نیست »؛ در جواب عرض می کنم، در پاسخ قبل جواب این پندار شما را دادیم، اما متاسفانه عنایت لازم را نداشتید، خداوند هیچ کجا نفرموده که حافظ انجیل و تورات بوده، بلکه بزرگان مسیحی و یهودی را لعن کرده که کلام خدا را بخاطر دنیا تحریف کرده اند. متاسفانه شما با زیرکی آیه ای که برای حفاظت از قرآن کریم است را به انجیل نسبت می دهید، از همه اینها گذشته شما که اعتقادی به قرآن ندارید و بهتر از هر شخص دیگری می دانید که نسخه های متعدد انجیل، و تاریخ پر آشوب انجیل واقعیتی است که قابل انکار نیست!، شما در پشتوانه های مسیحیت کنونی چیزی برای ارائه ندارید تاریخ مسیحیت بهترین حاکم عادل میان بنده و شماست. تا اثبات کند حق با بنده است که انجیل کنونی کتاب آسمانی نیست بلکه آنقدر تغییر کرده که بجز اسطوره ای چیزی باقی نمانده!. بزرگان مسیحیت هم همین حرف ما را می زنند اما شما این واقعیت را نمی بینید و یا بهتر بگویم نمی خواهید ببینید و بپذیرید.

      ۷- درباره تثلیث فعلا بنده قصد اظهار نظر ندارم، ای کاش نگاهی به بزرگان متکلمان مسیحی می کردید و می دیدید که چه خبر است و ما در نوشتاری مستقل به شما این قول را می دهیم که تثلیث مسیحی را به نقد و بررسی خواهیم نشست در هر حال تنها به همین نقد در کلام شما بسنده می کنیم که «خداوند واحد خدایی که یکتاست در قالب سه شخص قرار گرفت» و اینکه می فرمایید «روح خداوند که به عیسی(ع) داده شد مستقیما دارای ذات خدایی است و از این رو ما به صورت معنوی میگوییم که چون عیسی روح خدا را بدون واسطه و پدر مادی و آمیزش جنسی دریافت کرده است پس ذات خدا را هم دارد و آن را به صورت معنوی پسر خدا میخوانیم.» این اعتقاد شرک است، ذات خداوند قابل تجزیه و اعطا نیست که حضرت عیسی دارنده آن باشد!!، این یکی از اشکالات ما به مسیحیت است. جای تعجب و خجالت است که چنین حرفهای شرک آلودی را به حضرت مسیح و خدا نسبت می دهید!.

      اینکه می فرمایید «بودن سه خدا رد میکنیم بلکه بر وجود روح مطهر خدا در سه شخصیت تاکید داریم»، اشکال ما سر اینکه خدا را قبول دارید نیست بلکه روی ادامه آن حرف است که تاکید شما بر وجود روح خدا در سه شخص دارای اشکال است و التزام به این حرف در عمل یعنی شرک و همتا قرار دادن برای خدا.، مشرکان هم می گویند خدا یکی است، اما برای خدا واسطه ای به عنوان بت قرار می دادند. شما در تناقضی آشکار می گویید خدا یکی است و بعد می گویید ذات خدا العیاذ بالله در سه چیز حلول کرده!!!، اصلا خلاف براهین عقلی است! و این عین کفر و شرک است، پناه بر خدا از این نسبت دروغ که به خدا می بندید.
      این که می فرمایید «خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روح‌القدس می‌باشند، این سه، ذات یکسانی داشته ولی از هم متمایز می‌باشند». بحث ما سر همین حرفهاست که خلاف عقل است و خلاف ادیان الهی است. اجازه دهید حرف شما را مستند بیان کنم،

      در کتاب اصول اعتقادات کاتولیک تثلیث چنین تعریف شده‌است: «تثلیثْ واحد است. ما قائل به سه خدا نیستیم، بلکه به یک خدای واحد در سه شخص، یعنی «تثلیثِ هم‌ذات» [معتقد هستیم]. شخص‌های الهی در الوهیتِ یکتا شریک نیستند، بلکه هر یک از آنها، خدای کامل است: «پدر همانی است که پسر است، و پسر همانی است که پدر است، و پدر و پسر همانی هستند که روح‌القدس است، یعنی در طبیعت خود، یک خدای واحد.هر یک از این سه شخص همین واقعیت است، یعنی ذات، جوهر، یا ماهیت الهی.».
      بدیهی است که التزام به این اعتقادات باطل است واز نظر ذات و جوهر هیچگاه این سه نمی توانند یکی باشند و با خدا یکی شوند! این عین شرک و خلاف توحید و یگانگی خداست.

      خداوند بزرگ و متعال تثلیث یعنی همین اعتقاد بی پایه شما را به روشنی رد می‌کند. آنجا که خداوند در آیه ۱۷۱ سوره نساء می‌فرماید:

      يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۖ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ ۚ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ ۚ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ۘ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (۱۷۱)ای اهل کتاب، در دین خود اندازه نگه دارید، و درباره خدا جز به راستی سخن نگویید؛ در حق مسیح عیسی بن مریم جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهی است که به مریم فرستاده و روحی از عالم الوهیت است؛ پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (پدر و پسر و روح القدس را خدا نخوانید)، از این گفتار شرک باز ایستید که برای شما بهتر است، جز خدای یکتا خدایی نیست و منزّه و برتر از آن است که او را فرزندی باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانی (همه موجودات) کافی است.

      یا اینکه می گویید «منظور از این عبارت آن است که عیسی خود خداست یعنی روح عیسی(ع) خداست و روح خداوند بر زمین نازل گشته در غالب جسم تا بشر را هدایت کند »، این هم از انحرافات مسیحیت است، در مباحث فلسفی و عقلی به اثبات رسیده، همان عقلی که قبل از دین و با آن دین را اثبات باید کرد که روح خدا در زمین نازل نمی شود، و درشخصی حلول نمی یابد. و خداوند بخاطر همین اعتقادات شرک آمیز است که مسیحیت را مورد نکوهش قرار می دهد: «كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه تاست» (نیز) بیقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید.

      برادر عزیز اینکه تاکید می کنید روح عیسی همان روح خداست این کفر است، ذات خدا قابل تجزیه و تفکیک نیست العیاذ بالله! و اصلا خداوند روح به این معنا که انسان روح دارد را ندارد. شما بر اساس چه دلیل و منطقی می گویید که روح عیسی روح خداست!!. لطف کنید دلیل بیاورید؟! به تعبیر امام رضا علیه السلام در مناظره ای که با عالم مسیحی داشتند فرمودند چرا شما درباره حضرت آدم علیه السلام همان حرف که درباره مسیح را می زنید نمی گویید، او هم از پدر و مادر زاییده نشد!، در صورتی که حضرت عیسی از مادر زایید شد و فقط پدر ندارد اما حضرت آدم هم پدر و هم مادر ندارد (و با این استلال مسیحیت باید حضرت آدم مقام بالاتری داشته باشد).

      عیسی علیه السلام بنده خداست، و خدا را عبادت می کرد و اگر روح و ذات خدا در او بود نیازی نداشت به تعبیر امام رضا علیه السلام که خدا را عبادت بکند چون ذات خدا در او بود!. ما معتقدیم که عیسی بنده صالح خدا همانند سایر انبیاء هست خلقت او همانند خلقت آدم است و هیچ برتری از این جهت بر سایر انبیا ندارد و اگر بدون پدر زائیده شده برای آن است که نشانه ای باشد برای مردم زمان خودش و هر پیامبری نشانه ای برای زمان خود داشته است.

      در آخر اگر نمی دانید بدانید که خود متکلمان مسیحی متوجه تناقضات عقلانی تثلیث شده اند و روی این مسئله که چگونه می‌توان هم عیسی را خدا حساب آورد و هم به واحد بودن خدا اعتقاد داشت بحث های مفصلی کرده اند که هیچ گاه به نتیجه درستی نرسیده چون از اساس اعتقاد به تثلیث با همین توضیحات شما دارای اشکال است.

      شما بر اساس انجیل های تحریف شده که همچو آفتاب عالم تاب هویداست که سند و اعتبار ندارد اعتقادی را به حضرت عیسی نسبت می دهید که هم خلاف عقل است و هم خلاف ادیان آسمانی و هیچ سندی هم ندارد، در قیامت چه دلیلی و جوابی برای این اعتقاد بی اساس خواهید آورد!. همان دلیل را امروز به ما نشان بدهید؟! بجای تقلید کورکورانه از گذشتگان دعوت می کنیم که فارق از بحث ادیان یکدوره خداشناسی را عقلانی کار کنید، خدا را اثبات کنید، اوصاف خدا را با عقل اثبات کنید و بعد ضرورت نبوت را اثبات کنید، و پس از آن که فهمیدید در عصر حاضر باید پیامبری باشد که راه هدایت خدا را نشان بدهد تحقیق کنید کدام پیامبر هست و نشانه ((کارت شناسایی معتبر) یا همان معجزه ای از سمت خدابه شما نشان می دهد، قطعا مسیحیت و یهودیت الان هیچ معجزه ای ندارند که شما یقین کنید دین خدا هستند و شما را به خدا دعوت کنند. پس از تعقل خواهید دید تنها دینی که روی کره زمین الان ادعای اعجاز و توحید عقلانی را دارد اسلام است. و تنها کتابی که دستورات خدا و راه هدایت خدا وجود دارد قرآن کریم است. لذا با وجود راه راست و روشن اگر کسی خلاف این مسیر را رفت در ضلالت و گمراهی است. امیدواریم با روحیه تحقیقی که دارید بدور از پیش فرضهای غلط راه راست را که اسلام باشد انتخاب و به رسول اسلام و مسیح واقعی که درود خدا بر او باد ایمان بیاورید و از نسبتهای ناروا و شرک آلودی که پدران کلیسا به این پیامبر خدا می دهند رویگردان شوید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  15. آلفرد می گوید

    سلام خدمت برادران مسلمانانم.بنده مسیحی هستم و معتقد هستم که کتاب مقدس ما تحریف نشده و شما دوستان مسلمان ما معتقد هستید که کتاب مقدس تحریف شده،پدر های کلیسای ما اینطور به این دیدگاه پاسخ میدهند:
    ۱-خداوند در سوره نسا آیه ۱۳۶ فرموده:ای اهل ایمانان به خداوند و پیامبرش و کتابی که پیش از این فرستاده ایمان بیاورید.
    ۲-خداوند خطاب به محمد(ص) در سوره یونس آیه۹۴و۹۵ فرمود:اگر از آنچه که بر تو نازل کردیم در تردیدی، از آنان پیش از تو کتاب آسمانی میخواندند بپرس تا روشن شود حق از سوی پروردگارت بر تو آمده بنابراین از تردید کنندگان مباش و هرگز از کسانی مباش که آیات ما را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی شد.
    ۳-إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ما تورات را فرو فرستادیم که در آن هدایت و نور است.
    ۴-وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ ما انجیل را به او(عیسی علیه السلام) دادیم که در آن هدایت و نور است.
    حداقل با این آیات میتوان فهمید که تورات و انجیل در همان اول از بین نرفته وگرنه خداوند محمد (ص) را به خواندن آن توصیه نمیکرد و در صورت تحریف خداوند ذکر نمیکرد که در آن هدایت و نور است و میتوان دریافت که تورات و انجیل کلام خداوند هستند.
    پس خب فرض کنیم که کتاب مقدس بعد از نزول قرآن تحریف شده:
    اگر انعام آیه ۱۱۵، یونس آیه ۶۴ و کهف آیه ۲۷ تاکید می کنند که هیچکس کلام خدا را نمی تواند تغییر دهد!
    پس مگر تورات و انجیل هم چیزی جز کلام خداوند هستند؟ یعنی خداوند که علم به غیب دارد نمیدانست که تورات و انجیل تحریف میشوند که از آنها اینگونه سخن گفته؟یعنی موسی(ع) و عیسی(ع) همگی در پروژه ای کار میکردند که باید تحریف شده و یعنی خداوند قادر نیست کلام خود را حفظ کند و کلام خداوند بازیچه دست انسان است؟یعنی خداوند به تحریف کلام خود رضایت داد تا میلیارد ها میلیارد انسان گمراه شوند؟
    پس چگونه چند تن یهودی موفق شدند کلام خدا را تغییر دهند؟
    ممنون میشم که کاملا صریح و گویا به این سوال بنده پاسخ بدید.ممنون

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر مسیحی عزیز
      از اینکه مخاطب سایت هدانا هستید تشکر می کنم و لازم می دانم خدمت شما چند نکته را به صورت کوتاه و فشرده عرض کنم و امیدواریم پدرهای محترم کلیسا بدان پاسخ بدهند.
      ۱- اینکه آیاتی را به صورت بخشی نگری مطرح کردید که به نفع خود شماست در ظاهر و سایر آیات را مطرح نکردید، جای تعجب هست!.
      ۲- اینکه شما تحریف انجیل را صرفا به مسلمانان نسبت می دهید، تام نیست قبل از ما مسلمانان ای کاش حرف های بزرگان مسیحیت را درباره تحریف انجیل می خواندید! که اذعان می کنند که کتاب‌های مقدس مختلف توسط نویسندگان مفروض نوشته نشده‌است بلکه توسط مجموعه‌ای نامتجانس از نویسندگان در یک دوره طولانی نوشته شده‌است. مثلا پل تيليش كه از متكلمان برجسته مسيحى به شمار مى رود، معتقد است: «پژوهش هاى تاريخى نشان داده اند كه عهد قديم و عهد جديد در بخش هاى نقلى خود، عناصر تاريخى، افسانه اى و اسطوره شناختى را تلفيق مى كنند و در اكثر موارد تفكيك اين عناصر از يكديگر با هر درجه اى از امكان پذيرى نامحتمل است».۱۴. پل تيليش، پويايى ايمان، ص ۱۰۳. ق : رابرت م. گرنت، ديويد تريسى؛ تاريخچه مكاتب تفسيرى و هرمنوتيكى كتاب مقدس، ترجمه : ابوالفضل ساجدى، ص ۲۹۴ – ۲۹۶.

      در هر حال پدرهای کلیسا قبل از اینکه به قرآن استناد کنند بهتر است به خود انجیل استناد کنند و بگویند چطور به اناجیلی اعتقاد دارند که به اعتقاد آنها نوشته حضرت مسیح نیست بلکه اطرافیان و حواریون پس از مسیح نوشته اند و در طول تاریخ هم دهها و صدها انجیل بوده که از بین رفته، و مجدد در عصر های بعد بازنویسی شده است. این سؤال هنوز پاسخ معتبری نیافته است که چگونه مسیحیان توانستند دریابند از میان ده ها انجیل، این چهار کتاب زیر نظر روح القدس نگاشته شده و باید جزء کتاب مقدس قرار بگیرد؟! این مشکل در مورد سایر کتاب ها و نامه های عهد جدید به مراتب مشکل تر است.
      و الان هم کاتولیک‌ها و هم پروتستان‌ها برخی کتب خاص مانند «اعمال پطرس» را اسفار مشکوک می‌نامند که امری بحث‌برانگیز است. چطور با اینهمه تاریخ آشفته اناجیل شما می توانید اصلا تصور عدم تحریف را داشته باشید، یا به این راحتی ادعای عدم تحریف بکنید. این ادعای بدون دلیل شما نشان از اعتماد به نفس بالای شما دارد.
      لطف کنید در تاریخ اناجیل و همین تعدد زیاد اناجیل تحقیق کنید، ادعای عدم تحریف از سمت شما طنز گونه هست با وجود اینهمه تغییر و تحولات، پس اول به تاریخ انجیل رجوع کنید و شما بهتر میدانید انجیل اصلی عبرانی بوده که از بین رفته و آنچه در دست شماست ترجمه های افراد مجهول الحال است!، و فرق متن اصلی و ترجمه نیز بر اهل فن مشخص است.

      ۳- خداوند متعال در کتاب آسمانی خود یعنی قرآن کریم اینگونه از زبان عیسی بن مریم نقل قول می کند: «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِنِّى رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ وَمُبَشِّرًۢا بِرَسُولٍۢ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِى ٱسْمُهُۥٓ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ قَالُوا۟ هَٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ» سوره مبارکه صف/ آیه ۶-و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او [= احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»!
      صریح خداوند می فرماید که یکی از وظایف حضرت عیسی علیه السلام بشارت به نبوت و رسالت حضرت احمد صلی الله علیه و آله و سلم است، قرآن این آیات را هم دارد، نام پیامبر اسلام در تورات و انجیل سابق بوده و قرآن همین را هم گزارش می دهد، الان شما به ما نشان بدهید اگر انجیل تحریف نشده است، نام احمد ص کجای اناجیل شماست؟!!!!!!. به همین یک سوال هم پاسخ بدهید برای ما کافی است. و اگر هست چرا ایمان ندارید به این پیامبر؟! پس کاملا مشخص است که قرآن تحریف اناجیل را اصلی مسلم و قطعی میداند و حتی در آیات دیگر بزرگان مسیحی و یهودی را نکوهش می کند که بخاطر سودجویی دین مسیح علیه السلام را تغییر دادند.

      ۴- در نکته شماره ۱ شما آیه ۱۳۶ سوره نساء که مطرح کردید، لازم است بدانید ما به تمام کتابهای انبیاء گذشته مثل (آدم، ادريس، نوح، هود، صالح، ابراهيم، موسى، عيسى (علیهم السلام) و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ) ایمان داریم و جزو اسلام می دانیم و اعتقاد داریم که تمام آنها موظف بوده اند رسالت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را تبلیغ کنند، اما آنچه ایمان نداریم به این کتابهای تحریف شده در دستان شماست، و با ادله فراوان اثبات می کنیم که این کتابهای مورد ادعای شما نسخه اصل کتابهای آسمانی نیست بلکه تحریف شده و تغییر یافته به دست بشر هست!. شما لطف کنید اول اثبات کنید انجیل کنونی همان انجیل اصل است تا بعد بحث ایمان بدان را با هم بحث کنیم. به تعبیر این ضرب المثل شیرین، ابتدا برادری ات را ثابت کن و پس از آن ادعای ارث و میراث داشته باش!.
      چطور ما به کتاب شما که تحریف شده است ایمان بیاوریم که حضرت عیسی بن مریم را شراب خوار معرفی می کند!، پناه بر خدا از این نسبت گران و سنگین، آیا از خدا خجالت نمی کشید که چنین گناهی را به این پیامبر الوالعزم نسبت می دهید، حالا مباحث دیگر مثل تثلیث یا اعتقادات شرک آمیز اناجیل کنونی را فعلا مطرح نمی کنیم.

      ۵-در نکته شماره ۲ شما و اشاره به آیه ۹۴ و ۹۵ سوره مبارکه یونس: اینکه قرآن کریم در این آیات می فرماید از اهل کتاب بپرس، برای این هست که با اینکه بخشهای معظم اناجیل تحریف شده اما حرفهای قابل استناد نیز موجود هست شما انجیل برنابا را ببینید، از اناجیل دیگر کمتر تحریف شده، اما به صورت سازمان یافته آباء کلیسا این انجیل را کمرنگ کرده اند، شواهد فراوانی در برنابا هست که پیامبر پس از عیسی علیه السلام حضرت محمد هست. و یا در ترجمه قدیم انجيل يوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷، بحث فارقلیطا به معنای بشارت به احمد است که منظور همان پیامبر گرامی اسلام می باشد. به تعبیر یکى از دانشمندان مسیحى که اسلام را پذیرفته در کتاب خود (اَنیسُ الاَعْلام) می نویسد: «علماء نصارى قبل از ظهورپیامبر اسلام اختلافى نداشتند که فارقلیطا به معناى احمدو محمد است ولى بعد از ظهورمحمد براى بقاى ریاست خود و استفاده مادى آن را تأویل کردند و معناى دیگرى براى آن اختراع نمودند و آن معنا قطعاً منظور صاحب انجیل نبوده است». قرآن کریم از زبان حضرت عیسی بشارت به آمدن پیامبر اسلام را در سوره صف آیه ۶ می دهد.

      ۶- نکته ۳ که نوشته اید، بله در تورات و انجیل آسمانی هدایت و دعوت به توحید و رسالت پیامبر گرامی اسلام است، اما چه ربطی به انجیل تحریف شده فعلی شما که دعوت به شرابخواری و انواع نسبت های ناروا به حضرت مسیح است دارد!!!، آنچه در دستان شماست بجز نامی هیچ شباهتی با انجیل اصلی ندارد، اگر دارد اثبات کنید!.
      ما به انجیل واقعی حضرت عیسی اعتقاد داریم نه انجیلی که در دستان شماست که قرآن کریم جالب است درباره این انجیل و تورات در دستان شما اینگونه می فرماید: «فویل للّذین یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ‌یقولون هذا من عنداللّه لیشتروا به ثمناً‌قلیلاً فویل لهم ممّا کتبت أیدیهم وویل‌لهم ممّا یکسبون؛ پس وای بر آنها که مطالبی با دست خود می‌نویسند. سپس می‌گویند:‌از طرف خداست، تا به بهای کمی آن را بفروشند. وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند، و وای بر آنها از آنچه از این راه به دست می‌آورند». (سوره‌بقره، آیه۷۹) یا در آیه۱۴۶ سوره بقره است، مى فرماید: «اَلَّذِینَ اَتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَائَهُمْ وَ اِنَّ فَریِقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»: (کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده ایم، او (پیامبر) را همچون فرزندان خود مى شناسند; ولى جمعى از آنان،حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند. پس در کتاب آسمانی انجیل و تورات نام پیامبر آمده و در دسترس بوده است، که علمای شما تحریف کرده اند.

      ۷- قرآن کریم می فرماید: أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
      ترجمه ايه ۷۵ سوره بقره:(پس اى مؤمنان!) آيا انتظار داريد (كه يهوديان سرسخت، و اهل کتاب) به (دين) شما ايمان بياورند؟ در حالى كه عده‏ اى از آنان، سخنان خدا را مى‏شنيدند و پس از فهميدنش، آنرا تحريف مى‏كردند با آنكه (حقّ را) مى ‏دانستند.

      ۸- در نکته ۴ شما، دقت کنید خداوند کدام انجیل را مثال می زند، متاسفانه بر اثر عدم درک صحیح شما، فرق بین انجیل واقعی و انجیل تحریف شده را متوجه نمی شوید، اگر قرآن کریم از هدایت و نور انجیل صحبت می کند در آیات دیگر صریح بیان می کند انجیلی منظور من هست که نام پیامبر ص در آن آمده و پس از آن علمای مسیحی را به شدت مورد نکوهش قرار میدهد که چرا انجیل را تحریف و آیات الهی را کتمان می کنید و آنها را کافر می خواند که عذابی دردناک در قیامت برای آنهاست!. پس دقت کنید در همان زمان پیامبر هم به علمای شما قرآن شدیدا حمله می کند که چرا انجیل تحریف شده را برای مردم مطرح می کنید و انجیل واقعی را کتمان می کنید، اصلا شما نکوهش علمای خودتان را ببینید، علتش را در قرآن جویا شوید!، خواهید دید قرآن اصلا نمی خواهد بگوید تا آن زمان انجیل تحریف نشده، بلکه قرآن معتقد است در آن زمان نسخه های از انجیل نزد علمای مسیحی بوده که پیامبری و رسالت پیامبر اسلام را مطرح می کرده اما عالمان دنیازده شما آن را کتمان می کردند و دراختیار مردم قرار نمی دادند، این عالمان پیامبر را می شناختند اما بخاطر منافع دنیا حق را کتمان می کردند، چرا این آیات را نمی خوانید.!. و اگر خداوند می فرماید تورات و انجیل را بخوان منظور آن تورات و انجیلی است که تحریف نشده،زیرا در ادامه آیات صریحا عالمان مسیحی که اناجیل را تحریف کرده اند مورد لعنت قرار می دهد و ما معتقدیم تورات و انجیل اصلی نزد رسول گرامی اسلام بوده و شواهد فراوانی در روایات ما هست که نه تنها تورات و انجیل بلکه سایر کتب آسمانی مثل زبور و … نزد پیامبر ص بوده و پس از ایشان به اهل البیت علیهم السلام منتقل شده و در برخی از روایات متن این کتب اشاره شده که هم اکنون این کتابها در دستان امام زمان عج می باشد و در عصر ظهور همراه ایشان خواهد بود.

      ۹- کجای قرآن آمده که هیچ کسی نمی تواند کتابهای انبیاء پیشین را تغییر بدهد!، در صورتی که به صراحت علمای یهود و نصاری را مورد لعنت قرار می دهد که انجیل و تورات را تحریف کرده اند. بزرگوار عزیز، خداوند فرموده اسلام آخرین دین است، و چون پس از پیامبر اسلام حضرت محمد ص پیامبر دیگری نمی آید کتاب آسمانی او یعنی قرآن کریم را از تحریف حفظ می کنیم. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون، آیه ۹ سوره حجر/ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!.

      ۱۰-متاسفانه به علت پیش فرضهای غلط شما و اینکه شما خیال می کنید اگر انجیل یا تورات تحریف شود، راه هدایت بسته می شود!، این حرف را زده اید، خب اگر اینطور بود که شما می پندارید کتب انبیاء قبل از حضرت مسیح نیز از بین نمی رفت و نیازی هم به آمدن حضرت مسیح نبود!، آنچه محل اشکال است این است که خدا راه هدایت را پس از تحریف بر بندگان ببندد و هیچ پیامبری را نفرستتد!، یا اگر قرار است پیامبری را پس از پیامبر دیگر نفرستد و خاتمیت باشد از حکمت خدا به دور است که کتاب او تحریف شود، و این خلاف عقل است نه آنکه اگر خدا پیامبری مثل حضرت موسی را فرستاد و یهودیان آن را تحریف کردند، دیگر حضرت عیسی را نفرستد، یا اگر مسیحیان حضرت مسیح را تحریف کردند، دیگر هیچ پیامبری نمی تواند پس از ایشان بیاید. و دقت کنید کجا خدا فرموده که مسیح آخرین پیامبر است و کتابش تحریف نمی شود؟!. جالب است بدانید اصل نبوت حضرت مسیح هم با قرآن اثبات می شود نه با این اناجیل تحریف شده!.
      و هرگز فراموش نکنید هرگز دلیل معتبری از سوی مسیحیان بر اعتبار انجیل ها ارائه نشده است و صرفا یک ادعا است. و حتی نبوت حضرت مسیح را بجز از طریق اسلام نمی توانید اثبات کنید، چون هیچ دلیل و معجزه ای الان برای ارائه ندارید و آنچه که دارید اناجیل هست که آنهم تحریف شده است و تاریخ یقینی ثابتی هم ندارد!. کمی به این نکته تفکر کنید. از همه اینها گذشته حواریون مطرح شده در همین اناجیل که نویسندگان اناجیل هستند همدیگر را منافق خطاب می کردند:پولس کار را به جایی رسانید که پطرس را به نفاق و دورویی نیز متهم نمود!؛ نامه ی پولس به غلاطیان باب ۲ آیه ی ۱۳.

      در هر حال راه هدایت هم اکنون باز و آن هم اسلام است. خداوند به میلیاردها انسان عقل داده و بر اساس همین عقل هم از آنها حساب و کتاب خواهد کرد که چطور به دینی ایمان آوردید که درآن تثلیث هست، یا هزار نسبت ناروا به پیامبر خدا حضرت مسیح هست!، خداوند در قیامت می پرسد چرا ابتدا خدا و صفات خدا را با عقل اثبات نکردید، و اگر اثبات کردید کجای مسیحیت کنونی خدایش با خدای عقلانی تناسب دارد؟!. اینکه چطور چند یهودی توانستند انجیل را تغییر بدهند را در تاریخ مسیحیت بخوانید، خیلی ساده هست، آتش سوزی کتابخانه ها و بازنویسی اناجیل با فاصله چند صد سال و همین تعدد اناجیل همه و همه نشانگر تحریف هست، مضافا اعتراف علمای خود شما!. بله اگر خداوند راه هدایت را می بست، و هیچ پیامبر دیگری را ارسال نمی کرد و هزاران انسان گمراه می شدند، اشکال شما وارد بود، اما الان دلیلی بر گمراهی نیست، تمام انسانها موظف هستند ابتدا توحید عقلانی را داشته باشند و پس از آن مباحث نبوت شناسی را پی بگیرند. دقت کنید عقل و براهین عقلی می گوید خدا یکی است و تثلیث نیست و عیسی بن مریم هم فرزند خدا نیست. و خداوند متعال در قرآن کریم هم درباره همین مسیحیت تحریف شده می گوید: قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿۳۰ توبه﴾ يهود گفتند: «عزير» پسر خدا است! و نصاري گفتند مسيح پسر خدا است! اين سخني است كه با زبان خود مي‏گويند كه همانند گفتار كافران پيشين است، لعنت خدا بر آنها باد، چگونه دروغ مي‏گويند؟!.
      لذا خداوند در همان عصر پیامبر اشاره به تحریف انجیل می کند، افکار مسیحیت کنونی را خلاف مسیح واقعی میداند، افکار مسیحیانی که انجیل را تحریف کرده اند و مسیح را پسر خدا می دانند کفر آمیز می داند (قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ ) و افرادی که یه این افکار آلوده هستند را لعنت می کند که چطور به خداوند مشرک هستند.
      یا این اعتقاد تثلیث که خلاف عقل هست را خداوند اینگونه نکوهش می کند «لَّقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٍۢ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۚ وَإِن لَّمْ يَنتَهُوا۟ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» مائده/۷۳٫
      آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست» (نیز) بیقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید.
      در هر حال توصیه می کنیم حتما یکدور مباحث اعتقادی و توحیدی را با عقل برهانی داشته باشید، همین عقل قیامت حجت است و خواهیت دید که مسیحیت کنونی آن مسیحیت حضرت مسیح نیست، پس از آن درباره ضرورت نبوت تحقیق کنید و خواهید یافت که اسلام تنها دین واقعی است که اگر خود حضرت مسیح علیه السلام هم می بود برای آن تبلیغ می کرد و بدان ایمان می آورد. همه ما همانطور که انبیاء پیشین هم بشارت داده اند موظف هستیم که به اسلام و رسول ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم ایمان بیاوریم.و توصیه می کنم کتاب بشارات عهدین آقای محمد صادقی تهرانی را حتما بخوانید.
      آنچه توضیح داده شد، بنابر اختصار بود، شما می توانید بخش مسیحیت پژوهی سایت را پیگیر باشید. ضمنا این نکته مهم را عرض کنم که هیچ دلیلی بر نبوت حضرت مسیح علیه السلام بجز از طریق اسلام در دسترس نیست، و شما هیچ معجزه ای که اکنون بتوان بدان استناد کنید در دست ندارید بجز یک گزارش تاریخی از انجیل، که آنهم تحریف شده و بی اعتبار هست. در مورد اعتبار انجیل ها بازهم تاکید می کنیم که هرگز دلیل معتبری از سوی مسیحیان بر اعتبار انجیل ها ارائه نشده است و فقط یک ادعا هست!. اما معجزه فعلی پیامبر اسلام و اسناد تاریخی معتبر و براهین عقلی هم اکنون هست و ما از طریق گزارش پیامبر یقین می کنیم که حضرت مسیح بوده که اوصاف خاصی داشته است، نه از طریق انجیلهای دست نوشته تحریف شده بدون سند و اعتبار شما!. در هر حال بنده قصد آن را ندارم که به صورت تفصیلی بنیادهای متزلزل مسیحیت کنونی را بیش از این نقد کنم، اما اگر اهل تفکر هستید به تعبیر عمان سامانی «تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل»!.

      وفقکم الله لکل الخیر

      1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

        سلام علیکم برادر مسیحی عزیز
        امیدوارم مطالب قبل که خدمت شما عرض شد را با دقت خوانده باشید. هرچند با مشغله فراوان و حجم کاری بالا همواره سعی در پاسخ کوتاه داریم و همیشه توصیه می کنیم سوالات به صورت مشخص و کوتاه باشد اما باتوجه به احترامی که برای شما قائلیم چند نکته را خدمت شما دوست عزیز به صورت خلاصه و فشرده عرض می کنیم.
        متاسفانه جواب سوالات ما را در دیدگاه قبل ندادید و همانند شیوه همیشگی مسیحیان موضوع اصلی را عوض کردید. دقت کنید، اصل بحث ما روی این پیش فرض ذهنی شماست که این کتابی که دست شماست را بدون دلیل و اثبات کتاب آسمانی می دانید؟!، در صورتی که شما و تاریخ اناجیل بهتر می دانید که این کتابها نوشته شما مسیحیان است و ربطی به حضرت مسیح ندارد!.

        ۱-نکته بعدی اینکه شما متاسفانه لوازم حرف و اعتقادات خود را قبول ندارید، از یک سو می گویید شما به قرآن به عنوان کتاب آسمانی ایمان دارید و از سوی دیگر مسیحی هستید؟!. ببینید اعتقاد به قرآن کریم از لوازمش این است که دستورات اسلام را بپذیرید و بدانید که با آمدن رسول خاتم یعنی حضرت محمد ص دیگر تمام ادیان گذشته نسخ و تماما باید به ایشان ایمان بیاورند و این دستور خداوند بزرگ است. به تعبیر قرآن کریم مسیحیانی که پیامبر را بشناسند و ایمان نیاورند و دستورات پیامبر اسلام را اجرا نکنند لعنت خداوند برای آنهاست«فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ». پس به زبان ساده اگر کسی قبول کرد که عدد ۴ هست، لوازم آن یعنی زوج بودن را باید حتما بپذیرد، از لوازم دین اسلام و قرآن کریم که کلام خداست نسخ تمام ادیان گذشته هست، حال شما چطور انتظار دارید که هم اسلام حق باشد، هم مسیحیت، هم یهودیت!، دقت کنید همانند این هست که قانونی تصویب شود، پس از چند سال قانون گذار قانون بهتری را متناسب با وضع مردم جعل کند و قانون قبلی را نسخ کند، بعد شما ادعا کنید که هم قانون قبلی و هم قانون فعلی آزادید که عمل کنید!، بدیهی است که با نسخ قانون قبل و عدم رعایت قانون فعلی چنین شخصی مجرم هست!، مثلا در اسلام هر روز خداوند واجب کرده که ۵ نوبت به کیفیت خاص نماز بخوانند، حالا شما بروید و کار دیگری را بکنید که خدا آن را نسخ کرده، چطور انتظار دارید که خدا از شما بپذیرد.

        ۲-اینکه می فرمایید «از نظر ما این که در ادیان الهی تفاوت جزئی وجود دارد»، این ادعای شما خیلی دور از واقع هست، تفاوت جزئی؟!، برعکس تفاوت ها از زمین تا آسمان است. خدایی که در الهیات مسیحی هست با خدایی که در اسلام است از زمین تا آسمان تفاوت دارد. احکام اسلامی که همان دستورات خداست در اسلام بسیار تکامل یافته تر و همراه با شرح و بسط بیشتر است و مضافا اینکه اناجیل اصلی و مسیحیت واقعی از بین رفته و آنچه شما اعتقاد دارید با تحقیق متوجه می شوید ارتباطی به حضرت مسیح ندارد بلکه شما به دست نوشته های پدران کلیسا ایمان دارید نه حضرت مسیح، چطور ادعا می کنید که پیرو حضرت مسیح هستید در صورتی که نمی توانید عدم تحریف انجیل را اثبات کنید؟!، بزرگان مسیحی خودشان به صراحت اعتراف می کنند که انجیل دستخوش تغییرات است و پر است از افسانه ها و اسطوره ها!!!.

        ۳-فراموش نکنید راه حق یکی است نمی توان چند دین را تصور کرد که همه با هم تعارض دارند و با این تعارض قائل به پلورالیسم دینی شویم و بگویم همه حق می گویند، حتی مشرکان هم حق می گویند، اگر اسلام می گوید مسیح شراب نمی خورد و خداوند لعنت کند کسانی را که به مسیح علیه السلام این نسبت گناه بزرگ شرابخواری را دادند، این حق است و معتقد به چنین عقیده ای به بهشت می رود و در مقابل شخص مسیحی براساس همین انجیل تحریف شده بگوید مسیح شراب ساخت و شراب خورد و این هم به بهشت برود!، یعنی دو دیدگاه متناقض هر دو صحیح باشند. اگر منطق خوانده باشید می گویند در تناقض محال است هر دو موضوع تناقض درست باشدیعنی هم‌ستیزی عبارت است از ناسازگاری منطقی بین دو گزاره. هرگاه قضیه‌ای صادق و درست باشد، نقیض آن کاذب و نادرست خواهد بود و برعکس.!!!، حالا برادر عزیز شما ادعا می کنید که هر کسی هر دینی را انتخاب کرد، با این همه تناقضات که با هم دارند، همه اینها راه درست را می روند، بدیهی است که چنین اعتقادی باطل هست و مضحک!. همین اعتقاد متناقض شما سرچشمه از انجیل تحریف شده دارد که خلاف عقل است. لطف کنید کمی به لوازم حرفهای خود فکر کنید، در این تناقضاتی که دامنگیر شما می شود فکر کنید، در اشکالاتی که به انجل وارد کرده ایم تعقل کنید!.

        ۴- انتخاب دین باید بر اساس واقعیت باشد چون یک امر واقعی است، نه یک امر ذوقی!، یعنی مانند رنگ لباس نیست که بنده سفید بپوشم، و شما مشکی، بلکه انتخاب دین بر اساس همان ضرورت نبوت می باشد که با اعجاز اثبات می باشد که الان هیچ اعجازی از حضرت مسیح وجود ندارد، و اناجیل هم نمی توانند خود را اثبات کنند تا چه رسد به اعجاز حضرت مسیح را!، یهود هم همین وضعیت را دارد، هیچ متکلم و دانشمند مسیحی ادعا نکرده که معجزه فعلی حضرت مسیح الان موجود هست، لذا هیچ دلیلی بجز گزارش تاریخی و این اناجیل فعلی برای اثبات دین مسیحیت و یهودیت ندارید. عملا هیچ دینی بجز اسلام در زمان حاضر ادعای اعجاز ندارد، و نیست و ما از طریق اسلام هست که متوجه می شویم که حضرت مسیح دین داشته، یا حضرت موسی دین داشته، نه از طریق خود مسیحیت و یهودیت تحریف شده با اینهمه تاریخ آشفته اناجیل!. فراموش نکنید زمانی که از طریق اسلام آنها را اثبات کردید قبلش اسلام را پذیرفته اید که اسلام با احترامی که به آنها قائل است آنها را نسخ شده می داند و خداوند اجازه نمی دهد که با وجود اسلام شخص دلبخواهی دین دیگری برگزیند، مخصوصا دین مسیحیت فعلی و یهودیت فعلی که آثار شرک در آن فراوان است و بجز اسمی و انتسابی از حضرت مسیح در آن نیست!.

        ۵- اینکه می فرمایید «وگرنه خداوند از همان ابتدا تمامی پیامبران را امر میفرمود که دین اسلام را بیاورند و اکنون این همه تغییر دین های متفاوت در دنیا موجود نبود.»، بله خداوند تمام انبیاء را امر کرده که اسلام و دین رسول خاتم را تبلیغ کنند،و اگر می بینید ادیان دیگر هم هست، بخاطر تحریف از سوی منحرفان است که خداوند در قرآن کریم آن ها را لعن کرده است. و یکی دیگر از علتهای این انحراف عدم تحقیق پیروان این ادیان است که بر اساس تقلید از پدارن بدون تحقیق دین خود را برگزیده اند. همین الان بنده از شما می پرسم چه دلیل عقلانی بر نبوت حضرت مسیح دارید؟! اگر بخواهید از انجیل مثال بزنید خب خود انجیل تحریف شده و تاریخ آشفته اید دارد و به اصطلاح اهل منطق شما دچار دور می شوید که نبوت مسیح را با انجیل و انجیل را بانبوت مسیح اثبات کنید. ثانیا میلیونها مشرک و بت پرست نیز در عالم وجود دارد، بر اساس استدلال شما اگر چون خداوند از ابتدا امر نکرده که به دین الهی بگروند اکنون اینهمه بت پرست وجود دارد!، در صورتی که خود بهتر می دانید که تمام انبیا به دین الهی دعوت کرده اند اما انسان مشرک آزاد است که راه عقل را برود یا راه هوس!، همچنین خدا الان امر به اسلام کرده حالا مسیحیت مختار است به انجیل تحریف شده و بدون دلیل ایمان بیاورد یا به اسلام بگرود. اما اگر هر مسیری غیر عقل و اسلام را طی کرد باید بداند که سرانجام آن بهشت نخواهد بود. چون بهشت برای کسانی است که دستور خدا را عمل کنند، نه دستور پدران تحریف کننده انجیل را!.

        ۶- این نکته مهم را هم عرض کنم اینکه می فرمایید «بحث اصلی من این بود که همگی کتاب ها کلام خدا هستند و در قرآن کریم گفته شده که کلام پروردگار را تغییر دهنده ای نیست »؛ در جواب عرض می کنم، در پاسخ قبل جواب این پندار شما را دادیم، اما متاسفانه عنایت لازم را نداشتید، خداوند هیچ کجا نفرموده که حافظ انجیل و تورات بوده، بلکه بزرگان مسیحی و یهودی را لعن کرده که کلام خدا را بخاطر دنیا تحریف کرده اند. متاسفانه شما با زیرکی آیه ای که برای حفاظت از قرآن کریم است را به انجیل نسبت می دهید، از همه اینها گذشته شما که اعتقادی به قرآن ندارید و بهتر از هر شخص دیگری می دانید که نسخه های متعدد انجیل، و تاریخ پر آشوب انجیل واقعیتی است که قابل انکار نیست!، شما در پشتوانه های مسیحیت کنونی چیزی برای ارائه ندارید تاریخ مسیحیت بهترین حاکم عادل میان بنده و شماست. تا اثبات کند حق با بنده است که انجیل کنونی کتاب آسمانی نیست بلکه آنقدر تغییر کرده که بجز اسطوره ای چیزی باقی نمانده!. بزرگان مسیحیت هم همین حرف ما را می زنند اما شما این واقعیت را نمی بینید و یا بهتر بگویم نمی خواهید ببینید و بپذیرید.

        ۷- درباره تثلیث فعلا بنده قصد اظهار نظر ندارم، ای کاش نگاهی به بزرگان متکلمان مسیحی می کردید و می دیدید که چه خبر است و ما در نوشتاری مستقل به شما این قول را می دهیم که تثلیث مسیحی را به نقد و بررسی خواهیم نشست در هر حال تنها به همین نقد در کلام شما بسنده می کنیم که «خداوند واحد خدایی که یکتاست در قالب سه شخص قرار گرفت» و اینکه می فرمایید «روح خداوند که به عیسی(ع) داده شد مستقیما دارای ذات خدایی است و از این رو ما به صورت معنوی میگوییم که چون عیسی روح خدا را بدون واسطه و پدر مادی و آمیزش جنسی دریافت کرده است پس ذات خدا را هم دارد و آن را به صورت معنوی پسر خدا میخوانیم.» این اعتقاد شرک است، ذات خداوند قابل تجزیه و اعطا نیست که حضرت عیسی دارنده آن باشد!!، این یکی از اشکالات ما به مسیحیت است. جای تعجب و خجالت است که چنین حرفهای شرک آلودی را به حضرت مسیح و خدا نسبت می دهید!.

        اینکه می فرمایید «بودن سه خدا رد میکنیم بلکه بر وجود روح مطهر خدا در سه شخصیت تاکید داریم»، اشکال ما سر اینکه خدا را قبول دارید نیست بلکه روی ادامه آن حرف است که تاکید شما بر وجود روح خدا در سه شخص دارای اشکال است و التزام به این حرف در عمل یعنی شرک و همتا قرار دادن برای خدا.، مشرکان هم می گویند خدا یکی است، اما برای خدا واسطه ای به عنوان بت قرار می دادند. شما در تناقضی آشکار می گویید خدا یکی است و بعد می گویید ذات خدا العیاذ بالله در سه چیز حلول کرده!!!، اصلا خلاف براهین عقلی است! و این عین کفر و شرک است، پناه بر خدا از این نسبت دروغ که به خدا می بندید.
        این که می فرمایید «خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روح‌القدس می‌باشند، این سه، ذات یکسانی داشته ولی از هم متمایز می‌باشند». بحث ما سر همین حرفهاست که خلاف عقل است و خلاف ادیان الهی است. اجازه دهید حرف شما را مستند بیان کنم،

        در کتاب اصول اعتقادات کاتولیک تثلیث چنین تعریف شده‌است: «تثلیثْ واحد است. ما قائل به سه خدا نیستیم، بلکه به یک خدای واحد در سه شخص، یعنی «تثلیثِ هم‌ذات» [معتقد هستیم]. شخص‌های الهی در الوهیتِ یکتا شریک نیستند، بلکه هر یک از آنها، خدای کامل است: «پدر همانی است که پسر است، و پسر همانی است که پدر است، و پدر و پسر همانی هستند که روح‌القدس است، یعنی در طبیعت خود، یک خدای واحد.هر یک از این سه شخص همین واقعیت است، یعنی ذات، جوهر، یا ماهیت الهی.».
        بدیهی است که التزام به این اعتقادات باطل است واز نظر ذات و جوهر هیچگاه این سه نمی توانند یکی باشند و با خدا یکی شوند! این عین شرک و خلاف توحید و یگانگی خداست.

        خداوند بزرگ و متعال تثلیث یعنی همین اعتقاد بی پایه شما را به روشنی رد می‌کند. آنجا که خداوند در آیه ۱۷۱ سوره نساء می‌فرماید:

        يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۖ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ ۚ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ ۚ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ۘ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (۱۷۱)ای اهل کتاب، در دین خود اندازه نگه دارید، و درباره خدا جز به راستی سخن نگویید؛ در حق مسیح عیسی بن مریم جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهی است که به مریم فرستاده و روحی از عالم الوهیت است؛ پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (پدر و پسر و روح القدس را خدا نخوانید)، از این گفتار شرک باز ایستید که برای شما بهتر است، جز خدای یکتا خدایی نیست و منزّه و برتر از آن است که او را فرزندی باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانی (همه موجودات) کافی است.

        یا اینکه می گویید «منظور از این عبارت آن است که عیسی خود خداست یعنی روح عیسی(ع) خداست و روح خداوند بر زمین نازل گشته در غالب جسم تا بشر را هدایت کند »، این هم از انحرافات مسیحیت است، در مباحث فلسفی و عقلی به اثبات رسیده، همان عقلی که قبل از دین و با آن دین را اثبات باید کرد که روح خدا در زمین نازل نمی شود، و درشخصی حلول نمی یابد. و خداوند بخاطر همین اعتقادات شرک آمیز است که مسیحیت را مورد نکوهش قرار می دهد: «كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه تاست» (نیز) بیقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید.

        برادر عزیز اینکه تاکید می کنید روح عیسی همان روح خداست این کفر است، ذات خدا قابل تجزیه و تفکیک نیست العیاذ بالله! و اصلا خداوند روح به این معنا که انسان روح دارد را ندارد. شما بر اساس چه دلیل و منطقی می گویید که روح عیسی روح خداست!!. لطف کنید دلیل بیاورید؟! به تعبیر امام رضا علیه السلام در مناظره ای که با عالم مسیحی داشتند فرمودند چرا شما درباره حضرت آدم علیه السلام همان حرف که درباره مسیح را می زنید نمی گویید، او هم از پدر و مادر زاییده نشد!، در صورتی که حضرت عیسی از مادر زایید شد و فقط پدر ندارد اما حضرت آدم هم پدر و هم مادر ندارد (و با این استلال مسیحیت باید حضرت آدم مقام بالاتری داشته باشد).

        عیسی علیه السلام بنده خداست، و خدا را عبادت می کرد و اگر روح و ذات خدا در او بود نیازی نداشت به تعبیر امام رضا علیه السلام که خدا را عبادت بکند چون ذات خدا در او بود!. ما معتقدیم که عیسی بنده صالح خدا همانند سایر انبیاء هست خلقت او همانند خلقت آدم است و هیچ برتری از این جهت بر سایر انبیا ندارد و اگر بدون پدر زائیده شده برای آن است که نشانه ای باشد برای مردم زمان خودش و هر پیامبری نشانه ای برای زمان خود داشته است.

        در آخر اگر نمی دانید بدانید که خود متکلمان مسیحی متوجه تناقضات عقلانی تثلیث شده اند و روی این مسئله که چگونه می‌توان هم عیسی را خدا حساب آورد و هم به واحد بودن خدا اعتقاد داشت بحث های مفصلی کرده اند که هیچ گاه به نتیجه درستی نرسیده چون از اساس اعتقاد به تثلیث با همین توضیحات شما دارای اشکال است.

        شما بر اساس انجیل های تحریف شده که همچو آفتاب عالم تاب هویداست که سند و اعتبار ندارد اعتقادی را به حضرت عیسی نسبت می دهید که هم خلاف عقل است و هم خلاف ادیان آسمانی و هیچ سندی هم ندارد، در قیامت چه دلیلی و جوابی برای این اعتقاد بی اساس خواهید آورد!. همان دلیل را امروز به ما نشان بدهید؟! بجای تقلید کورکورانه از گذشتگان دعوت می کنیم که فارق از بحث ادیان یکدوره خداشناسی را عقلانی کار کنید، خدا را اثبات کنید، اوصاف خدا را با عقل اثبات کنید و بعد ضرورت نبوت را اثبات کنید، و پس از آن که فهمیدید در عصر حاضر باید پیامبری باشد که راه هدایت خدا را نشان بدهد تحقیق کنید کدام پیامبر هست و نشانه ((کارت شناسایی معتبر) یا همان معجزه ای از سمت خدابه شما نشان می دهد، قطعا مسیحیت و یهودیت الان هیچ معجزه ای ندارند که شما یقین کنید دین خدا هستند و شما را به خدا دعوت کنند. پس از تعقل خواهید دید تنها دینی که روی کره زمین الان ادعای اعجاز و توحید عقلانی را دارد اسلام است. و تنها کتابی که دستورات خدا و راه هدایت خدا وجود دارد قرآن کریم است. لذا با وجود راه راست و روشن اگر کسی خلاف این مسیر را رفت در ضلالت و گمراهی است. امیدواریم با روحیه تحقیقی که دارید بدور از پیش فرضهای غلط راه راست را که اسلام باشد انتخاب و به رسول اسلام و مسیح واقعی که درود خدا بر او باد ایمان بیاورید و از نسبتهای ناروا و شرک آلودی که پدران کلیسا به این پیامبر خدا می دهند رویگردان شوید.
        وفقکم الله لکل الخیر

  16. مهسا می گوید

    سلام خسته نباشید بابت مطلبی که نوشته اید.
    ولی من یک سوالی داشتم… به نظر شما آیا این که به دینی که بیشتر مردم جهان پیرو آن هستند اهانت کنیم کار درستی است؟
    اگر شما در کشوری به دنیا می آمدید و پدر و مادرتان مسیحی بودند هم به فکر خودتان و نظر خودتان مسیحیت را از همه دین ها بهتر میدانستید، یهودی هم همینطور و حتی بودایی.
    این کار از نظر انسانی واقعا درست نیست. چرا اسلام اگر دین کاملی است اجازه نمیدهد مردم خودشان تصمیم بگیرند؟
    شما در مطلبتان اهانت بزرگی کردید. مسیحیت الهی نیست؟؟؟
    من تماما کتاب مقدس را مطالعه کرده ام و در هیچ جای آن اسمی از محمد نبرده است.
    اگه امکانش هست به سوال من پاسخ بدید چون من سوال های زیادی دارم که اگه جواب بدید از شما خواهم پرسید.
    ممنون از شما

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      هیچ کجا به هیچ دینی اهانت نکرده ایم. اینکه واقعیت را مطرح کنیم کجا اهانت هست، زمانی که خود علمای مسیحی قائل به تحریف انجیل هستند، یا اعتقاد به تثلیث قابل دفاع نیست و نوعی شرک هست و از آفتاب در آسمان هم روشن تر هست شما چرا به تعبیری کاتولیک تر از پاپ می شوید و این اشکالات مسیحیان را اهانت حساب می کنید!. در ثانی باید از شما بپرسیم شما چه اصراری دارید که از اهانت کنندگان به حضرت مسیح دفاع کنید؟!.
      اگر بنده یا شما در هر کشوری باشیم، وظیفه داریم درباره دین خود تحقیق کنیم و فردای قیامت هم از ما می پرسند بر چه اساس اسلام،مسیحیت،بودیزم و … را انتخاب کرده اید. اگر دقت کرده باشید در روایات آمده اولین سوال شب اول قبر این هست، «من ربک»؟، خدای تو کیست، چه خدایی را انتخاب کرده ای؟، شما آنجا نمی توانی بگویی من بت پرستم یا مسیحی هستم و قائل به تثلیث و بعد انتظار داشته باشی به بهشت بروید؟!.
      اسلام این اجازه را به شما داده که آزادانه دین خود را انتخاب کنید، اما اگر کسی آزادانه راه کفر و شرک را انتخاب کرد قطعا تبعات آن را نیز باید بپذیرد. همانطور که افراد در جامعه آزاد هستند که راه درست را انتخاب کنند یا راه دزدی و شرارت را؟!، اما اگر راه شرارت در جامعه را کسی رفت قانون با او برخورد می کند.

      بارها عرض شده است، مسیح علیه السلام از انبیاء الهی است و هیچگاه دعوت به تثلیث و شراب (العیاذ بالله) نگرده است و هیچ پیامبری هم دعوت به این گناه نکرده است. رسالت حضرت مسیح علیه السلام تبلیغ دین اسلام و نبوت پیامبر گرامی اسلام است. آنچه مورد نقد ماست اناجیل فعلی و اعتقادات خلاف عقلی است که به حضرت مسیح نسبت می دهند!، این مسیحیت نیست این تحریف انبیاء هست.
      مسیحیت الهی است اما مسیحیت کنونی با آن مسیحیت اصلی از زمین تا آسمان تفاوت دارد!، مسیحیت کنونی کتبش دست نوشته صاحبان کلیساست نه حضرت مسیح!، لطف کنید تاریخ اناجیل را بخوانید، با این توضیح که اربابان کلیسا این کتابها را نوشته اند شما چه اصراری دارید این کتابها را به خدا نسبت بدهید؟!!!. آیا این مسیحیت الهی می شود!.
      آن کتابهایی را که شما مطالعه کرده اید اول تقدسش را و تاریخ تحریفش را نگاه کنید، بعد بفرمایید اسم پیامبر اسلام بوده یا نبوده؟!، بدیهی است شما کتاب تحریف شده ای که هیچ نسبتی با حضرت مسیح ندارد را خوانده اید و ادعا می کنید نام پیامبر ما در آن نیست!، خب اساس مطالعه شما دارای اشکال هست و اول تقدس آن کتب را اثبات کنید بعد دنبال موارد دیگر در آن باشید.
      از همه اینها گذشته شما ابتدا مسائل توحیدی را و براهین شناخت خدا را کار کنید، ببینید که اوصاف خدا چیست، و پس از آن این کتابها را نگاه کنید شرک را به عینه در برخی از این کتابها خواهید دید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  17. جواد می گوید

    سلام حاجی الان که به اسم مسلمانیت قشنگه تو ایران که همه مسلمان هستن همه دزد شدن دادگستری ایران که میری شده پارتی و پارتی بازی هر کسی که اشنا داشته و پول حرف اول رو میزنه حاجی که لباس پیغمبر رو تن کرده دروغ میگه پارتی میگیره من که واقعا خجالت میکشم اینا رو میبینم بگم من مسلمانم خدا شاهده اینجا مسیحی مسلمان رو میبینه به خاطر انسان بودنش کمک میکنه اما ایران رو ندیدم من یک مسلمانم

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      اینکه در جامعه اشکالاتی هست بحثی نیست، اما نباید تمام مردم را بد دید و با بدبینی به مردم نگاه کرد. میلیونها نفر هستند در همین ایران زمین مومنانه با اعتقاد به خدا و عشق اهل البیت علیهم السلام زندگی می کنند وواقعا به نظر بنده بی نظیر هستند.

      اما راه اصلاح جامعه چیست؟، راه این هست که ما و شما خوب باشیم و تا می توانیم خودمان را اصلاح کنیم. اگر فقط به دیگران اشکال کنیم که جامعه چه شده و چه شده، این یعنی به دنبال بهانه هستیم تا خود ما نیز اشتباهات خود را نبینیم و توجیه کنیم. خب فلان روحانی بد، اما شما چقدر از روحانیون خوب مثل آیت الله بهجت تبعیت کرده اید؟!. حالا یک پزشک خطای پزشکی کرد یا رشوه گرفت؛ تمام پزشکان را که بد نمی دانند.
      من و شما چقدر خود را به این روایت شبیه کرده ایم تا انتظار داشته باشیم جامعه اصلاح شود:
      امام باقر عليه السلام فرمود: سوگند به خدا! شيعه ما نيست مگر كسى كه تقواى الهى داشته باشد و از او اطاعت كند. اى جابر! شيعيان، شناخته نيستند مگر به تواضع و فروتنى و امانتدارى و زياد ياد خدا كردن و روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و تعهد نسبت به همسايگان فقير و زمينگير و مقروض و يتيمان و راستگويى و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از گفت و گوى در مورد مردم، جز نيكى آنها. آنان، در همه كارها، امين اطرافيان شان هستند.كافى ۲/۷۴/۳٫ و دهها توصیف شیعه در روایات… .

      ضمنا شما تاریخ قرون وسطی و جنایات مسیحیت رو ببینید!، در همین زمان ما کشورهای با مردم مسیحی همواره منادیان جنگ و غارت سایر کشورها آسیایی و افریقایی و … بوده اند و همین مردم مهربان به اسم دموکراسی هزاران نفر را به قتل رسانده و هزاران نفر دیگر را آواره کرده اند و دریغ از یک اخم بر حاکمان خود!. و بدتر از همه اینها نسبتهای دروغ و شرکی هست که در اناجیل مسیحی به خداوند متعال و حضرت مسیح نسبت می دهند!.(پناه بر خدا)
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. فایزه می گوید

        اخه بدبختی اینه که همونا که از همه خوب تر بودند و جا نماز اب کش تر بودند اینهمه فساد کردند.وگرنه والا ما که نماز و روزه و حداقل ۸۰درصد تکالیف دین خودمون رو انجام میدیم و راه خودمون رو می ریم.اما درد اینه که اونا که چهار تار موی ما رو گناه کبیره می دونستند اینهمه فساد کردند و اعتماد رو از بین بردند.

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          اینکه برخی با لباس روحانیت به دین خدا خیانت کنند که ما بیشتر از شما ناراحت هستیم اما واقعا این تعداد معدود و کم هست، شما چرا هزاران انسان خوب و فاضل ودرسخوانده را نمی بینید. چرا ما امثال آیت الله بهجت را نبینیم. خواهرگرامی در درگاه خداوند هم با وجود جبرئیل و میکائیل یک شیطان هم پیدا می شود حالا ما این همه فرشته را نبینیم و به دنبال شیطان حرکت کنیم، بهانه خوبی نیست!. البته منظور شما این نیست اما بنده کلی عرض کردم.
          پس واقع بین باشیم تا بوده بد و خوب بوده، اصلا ذات دنیا همین است، و اگر ما قواعد زندگی در دنیا را یاد نگیریم قطعا دچار بحران می شویم، اما واقعا خوبان روحانی انسانهای بسیار عالی هستند که تعدادشان هم کم نیست من بارها همین روحانیون را دیده ام که ساعتها برای مشاوره و حل مشکلات مردم وقت گذاشته اند، شما حتی با حساب و کتاب دنیایی یا ساعت مشاوره ها هم بسنجید که غیر روحانیون از مردم پول می گیرند باز می بینید روحانیون زیادی دلسوزانه برای مردم کار می کنند حتی بدون اینکه گاهی مردم یک تشکر خشک و خالی هم بکنند!.
          بنده وسایر روحانیون عاشق مردم هستیم، عاشق به تمام معنی، شده از وقت خودم بگذارم و غصه مشکلات برخی مخاطبان را داشته باشم یا در مکاتبات ایمیلی یا تلفنی حداقل گوش شنوایی برای مردم خوب باشم و اگر هم شد مشکلات را رفع کنیم با اینکه برای مثل منی درآمدهای بهتر بدون لباس روحانیت مهیاست، اما من در آن ها عشق نمی بینم. این لباس پیغمبر است که برای بنده و هزاران روحانی دیگر از هر گنجی پر ارزش تر است. امیدوارم در آینده بیشتر با روحانیون اصیل آشنا بشوید، آثارشان را بخوانید. حتما سخنرانی های استاد پناهیان را گوش کنید.
          در باره یک تار و دو تار مو، بحث سر این نیست بحث اصلی این هست که ما باید به دستورات خدا عمل کنیم و خداوند خیر و صلاح ما و شما را می خواهد، خدا می داند چقدر نامه ها و ایمیلها در سایت هست بخاطر همین ساده انگاری ها که خود خانمها آسیب دیده اند، شما هیچگاه اگر بخواهید به مسافرت بروید با یک ماشینی که اندازه سر سوزن سوراخ است یا اشکال فنی دارد به سفر نمی روید، گناه خطرش برای حیات معنوی ما و شما بالاتر از اینهاست.
          حرف ما این هست که چرا خواسته های زنان مومن ما باید اینقدر پایین بیاید که اگر چهار تار مو داخل بود احساس کنند که خدا نامهربان است و سطح خواسته ها را در این مباحث پایین بیاورند!… خدا می داند انسان چقدر می تواند در همین دنیا به کمالات و مقامات و کرامات معنوی برسد و با خدا باشد، اما همه را رها کرده و به چهار گناه کوچک، یا مد و پز های توخالی دلخوش کرده!، حرف ما این هست که چشم خود را به افق بیندازید، ما برای ابد خلق ششده ایم، در این مدت کم دنیا آمده ایم خیلی رشد کنیم شما ببینید که در این مسیر چه خواسته ها و چه کسانی به شما کمک خواهند کرد. به دنبال این مسائل مهم باشید.
          از خداوند بهترین ها را برای شما و سایر خوانندگان محترم آرزومند هستم.
          وفقکم الله لکل الخیر

  18. مینا می گوید

    سلام ببخشید من چند روز پیش ازتون سوال پرسیدم که میخوام با یک اقای مسیحی ایتالیایی ازدواج کنم…من حرف های شمارو براش توضیح دادم و این اقا قبول کردن که قلبا مسلمان شوند،میشه بگید باید چیکار کنه که مسلمان شه؟روش خاصی داره؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      خبر بسیار خوبی هست، قطعا کار بسیار بزرگی انجام داده اید که زمینه هدایت ایشان را فراهم نموده اید، توصیه می کنیم مطالعات اسلامی خودتان را هم بالاتر ببرید تا انشاالله بتوانید موثر تر اسلام را نشان بدهید و قطعا زمینه توفیقات شما در دنیا و آخرت هست. اگر بتوانید خوب مطالعه و معرفی کنید نوعا شاهدیم همین افراد تازه مسلمان شده بهتر از سایر مسلمانان مبلغ اسلام هستند و اطرافیان خودشان را هم به اسلام دعوت می کنند.
      برای ورود به اسلام ابتدا اعتقاد قلبی و گفتن شهادتین بر زبان هست. یعنی این جملات را بگوید: «اشْهَدُ انْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّه وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه (الله) نیست و شهادت می دهم که محمد (ص) پیامبر وفرستاده خداست.
      بهتر است شهادت بر ولایت امیر المومنین علی علیه السلام نیز گفته شود (واشهد ان عليا و الائمة من ولده حجج الله) که نشان تشیع هست.
      توصیه کنید در ایتالیا یا نزدیک ترین شهر در اروپا که مراکز شیعه هست حضور یابند و می توانند آنجا نیز شهادتین را بگویند، کتابها و راهنمایی هایی در زمینه تشیع به ایشان به صورت دقیق تر داده می شود و هستند روحانیونی که به سوالات ایشان درباره اسلام دقیق تر پاسخ بدهند.
      بهترین ها و لحظات زیبایی را برای شما و ایشان و تمام مومنین از خداوند خواهانیم.
      وفقکم الله لکل الخیر.

      1. مینا می گوید

        سلام خیلی ممنونم از کمکایی که بمن کردید چشم حتما به توصیه هاتون گوش میکنم،خدا خیرتون بده برامون دعا کنید?

  19. مینا می گوید

    سلام من میخواستم با یه اقای مسیحی ازدواج کنم،من خدا و معصومین رو دوست دارم و واقعا هم قبولشون دارم،ایا میتونم واسه ازدواج فقط زبونی دینم رو تغییر بدم ولی قلباً مسلمان باشم؟ایا روش خاصی داره؟ایا باز هم جهنمی میشم؟این اقا حضرت محمد رو خیلی قبول دارن،چرا ازدواج با یک مرد مسیحی حرام ولی با زن مسیحی نشکلی نیست؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      ازدواج زن مسلمان با مرد مسیحی باطل هست. و اجازه بدهید صریح بگویم اصلا ازدواج نیست بلکه رابطه ای … .
      تغییر دین بدهید زبانی و بعد ازدواج کنید!!!، واضح هست که چنین کاری باطل در باطل هست. تغییر دین یعنی ارتداد.
      شما چه اصراری دارید مسیر اشتباه را بروید، بجای این کارها آیا بهتر نیست بجای اینکه شما خودتان را تغییر بدهید(و وارد مسیر کفر بشوید)؛ طرف مقابل خودش را بخاطر شما تغییر بدهد.
      شما می توانید با توضیحات و تحقیقات زمینه مسلمان شدن طرف مقابل را ایجاد کنید، چرا از این ظرفیت استفاده نمی کنید!.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. مینا می گوید

        سلام ممنون از توضیحاتتون،اقایی که قراره باهاشون ازدواج کنم ایتالیا زندگی میکنن من واسه ازدواج تو کشور اونا لازم نیست دینمو عوض کنم درسته که از نظر دین ما ازدواج محسوب نمشه ولی واسه اقامت لازم است، ولی من شرعی بودن رابطه برام مهمه،اگر این اقا زبانن مسلمان بشه ولی جایی ثبت نشه فقط واسه اینکه ازدواجمون درست باشه،ایا این ازدواج هم باطله؟

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          اینکه سوال می کنید نشان از روحیه دینی بسیار خوب شماست. دقت کنید دو بحث هست یک بحث ازدواج شما یک بحث اعلام دین برای اقامت.
          در بحث اول شرعا شوهر شما باید مسلمان باشد. صرفا اسلام آوردن زبانی کافی نیست، بلکه ایشان باید مسلمان شود و اعتقاد به اسلام داشته باشد. نیازی هم به ثبت شدن ندارد. هر زمان که ایشان پذیرفت قلبا مسلمان بشوند و اعتقاد به اسلام داشته باشند شما می توانید با او ازدواج کنید برای ازدواج شرعی هم نیاز به ثبت در هیچ جایی ندارید. و اگر ازدواج کنید و بعد مسیحی شود، خب بدیهی است که ازدواج شما خود به خود باطل می شود. پس مسئله اسلام و پذیرفتن اسلام به صورت دین؛ رکن ازدواج شماست که بدون آن ازدواج صورت نمی پذیرد.
          وفقکم الله لکل الخیر,

          1. مینا می گوید

            سلام واقعا ممنونم از راهنمایی هاتون الان کاملا متوجه شدم،کمک بزرگی بهم کردید?

  20. محمدرضا می گوید

    سلام عليكم، ببخشيد با توجه به فرمايش ذكر شده در مورد تغيير دين، و اين نكته كه تا زمانى كه تبليغ و تشويقى صورت نگيريد جان و مال فرد مرتد محفوظ است، آيا تغيير دين از طرف مراجع قانونى قابل قبول است يا خير؟ اين سوال را از آن جهت ميپرسم كه يكى از دوستان ميخواهد با يك خانم غير ايرانى مسيحى در خارج از كشور ازدواج كند، حال ميخواستم بدانم كه اگر ايشان تغيير دين به مسيحيت انجام دهند و مادامى كه تبليغ نكنند آيا اين تغيير دين پذيرفته است؟ و ازدواج ايشان قانونى و مورد تاييد سفارت واقع ميشود يا خير؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      تغییر دین از نظر هیچ کدام از مراجع قابل قبول و مورد تایید نیست. تغییر دین به مسیحیت کنونی که تحریف شده هست یعنی تغییر دین از دین خدا به کفر!. کاملا مشخص است چنین فردی زمینه های دینی و شخصیتی ضعیفی دارد، بهتر است در زمینه دین مطالعه کند و طرف مقابل را به اسلام دعوت کند نه اینکه مرتد شود. ضمنا برخی از مراجع اجازه ازدواج با زن مسیحی را می دهند یعنی مسلمان بودن خود را حفظ کند و ازدواج کند هرچند برخی از مراجع چنین اجازه ای را هم نمی دهند.
      دقت کنید باز تاکید می کنم تغییر دین پذیرفته شده نیست چه تبلیغ کند و چه نکند، چنین کاری یعنی جهنمی شدن!، کدام عقل سالمی مخالف فرمان خدا که اسلام است می ایستد و مخالفت می کند و به کفر گرایش پیدا می کند!.
      در هر حال برای اقامت و غیره اگر ضرورتی هست می توانند زبانی اقدام کنند و قلبا و در رفتار مسلمان باشند که در استفتائات توضیح داده شده است.
      وفقکم الله لکل الخیر

  21. علی می گوید

    اقا الان تو ایران کی دین داره؟ اسلام واقعا دین خوبیه ولی نه فقط حرفشو بزنیم. مسیحیت تحریف شده ولی شما ببین چقدر اسایش دارن تو مملکتشون. دین راه و روش درست زندگی کردنه که ما تو ایران داریم به سختی زندگی میکنیم. اشتباه میگم؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      تا حدودی با حرف های شما موافقیم اما شما خیلی بد بین هستی به کشور خودت و متوهمانه درباره غرب نگاه می کنی!، فقط کافی هست که یک نگاهی به آمار تجاوز به زنان در سوئد و اتریش و یا آمار سرقت در انگلیس و یا آمار فقر در امریکا که ۴۰ میلیون فقیر دارد بیندازید!. ثانیا تاریخ اونها رو نگاه کنید همین مسیحیت چقدر از غرب تا شرق عالم را استثمار کرد! و قرنهاست دارند خون سایر کشورهای آسیایی و افریقایی رو می مکند. در کشور ما نزدیک به ۴۰ سال هست حکومت دست دین مداران با این همه خائن به کشور افتاده، ثابت هم کرده که میشه با دین عزتمندانه زندگی کرد . قبل از این کشور دست یک سری نوکر غربی بود، حدودا ۴۰ درصد همین کشور در دویست یا سیصد سال اخیر از کشور جدا شده و ایران شده این، آخرین بخش جدا شده هم که بحرین بود!، خب با تفکر امام و شهدا این مملکت حفظ شد و الان در دنیا عزت دارد.
      انصاف داشته باشیم، و تلاش کنیم نقصها رو برطرف کنیم. با تلاش بنده و شما و امید به خدا می توان این کشور رو خیلی بالاتر از این هم برد، اینهمه کشتار در ویتنام و هیروشیما و … را ببینید اینها همان ثمره مسیحیت تحریف شده و بی خاصیت هست که مردمش دربرابر ظلم حاکمان صبر کره اند و بدان راضی بودند که قطعا حضرت مسیح (ع) از چنین کارهایی مبرا و اگر بودند یاری از یاران پیامبر اسلام می شدند و اسلام ناب را ترویج می کردند.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. حسام می گوید

        حاج آقا خداروشکر که فقر فساد و تجاوز همش تو دین مسیحیت خیالمون از بابت دین اسلام راحت شد من از فردا میخوام بشم مسلمان

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم برادر عزیز

          مسیحیت واقعی دعوت کننده به آیین رسول خاتم هست.
          اما درباب خیال شما، ببینید درباب دین محتوا را بدور از خیال پردازی ببینید، روایات ما دستورات دین همه و همه واضح و روشن است، اینکه دروغ نگو، ظلم نکن، فکر گناه نکن، خیر خواه همه باش و… سیر امیر المومنین علی علیه السلام گواه و یزرگترین سند ماست. اما مشکل کجاست که با داشتن این تراث عظیم مشکلاتی داریم؟

          مشکل وجود افراد نق زنی هست که همواره انتظار دارند دیگران خوب باشند و خودشان هیچ گامی بر نمی دارند. اگر ما هم مثل شهید باکری بودیم، یا مثل حاج همت یا شهید چمران بدیهی است خیال شما بیش از اینها راضی می شد.
          تجربه من به من می گوید انسانهای تنبل زمانی که نمی توانند راه بزرگان و راه خدا را بروند، دیگران را تخطئه می کنند تا گناه و تنبلی خود را توجیه کنند و مسئولیت را از خود باز کنند.
          بزرگ همت باشید اگر مشکلاتی هست و الگویی نیست شما جلو بیفتید و الگو شوید بر اساس سیره امیر المومنین علی علیه السلام و این مسلمانی واقعی است.
          وفقکم الله لکل الخیر

  22. عرفان می گوید

    سلام.خواستم بگم وقتی شما ادیان مسیحیت و یهودیت رو دین گمراهی میخوانید،در اصل دارید به پیامبران خدا توهین میکنید.همون انجیل و توارت سخنان خدا هستن،کاری با تحریف این کتب ندارم،[****].

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز
      ظاهرا شما دچار مغلطه اسمی شده اید.
      برادر عزیزم ما هیچگاه مسیحیت و یهودیت را دین گمراهی نمی دانیم، حضرت مسیح و حضرت موسی از انبیاء اولوالعزم هستند که نامشان و یادشان در قرآن کریم آمده است. آنچه ما قبول نداریم همان قسمت دوم هست که شما به راحتی از کنار آن گذشته اید!. ما مسیحیت و یهودیتی که دعوت به شراب و زنا کند یا یهودیتی که با خدا العیاذبالله کشتی بگیرد را گمراه و تحریف شده توسط شیاطین می دانیم و اصلا دین نیست این تحریفات!. دو بحث شد. انجیل اصلی کامل از بین رفته و این انجیل هیچ شباهتی بجز نام با انجیل حضرت عیسی ندارد.(اینجا کلیک کنید و دلایل تحریف انجیل را بخوانید).
      مسیحیت اصلی دعوت به پیامبر اسلام می کند مسیحیت گمراه دعوت به تثلیث و منیت و دور شدن از دستورات خداوند می کند. دستورات خداوند در قرآن هست و مسیر مستقیم الهی همین است و بقیه راهها به ضلالت است.خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏» (آل عمران، ۱۹) . دین یگانه نزد خداوند فقط اسلام است.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. صلح ادیان می گوید

        سلام…اشتباه یا شبهه ای ک شما درباره یهودیت متوجه شدید ترجمه کاملا اشتباه این داستانه ..کشتی گرفتن یعقوب با الوهیم هست . کلمه الوهیم ب معنی فقط خدا نیست بلکه معنی فرشته,ریئس,داور,قاضی و.. نیز هست . چرا ک همین کلمه در دیگر قسمت های تورات نیز بگونه دیگر معنی شده و در اینجا عمدا و اشتباها خدا ترجمه شده در صورتی ک در آیات قبل گفته شده فرشته بعد مترجمان مینویسند خدا ک این ترجمه اصلا مورد تایید یهودیت و یهودیان نیست و از دید یهودیت قرار دادن جسمیت برای قدوسیت خداست ..در کتاب هوشع نبی نیز دوباره این داستان ذکر شده و حتی گفته شده فرشته..
        کلمه الوهیم را حتی موجودات الهی نه خدا نیز معنی میکنند. کلمه خدا در یهودیت مانند اسلام ی اسم دارد.
        ی.ه.و.ه= الله
        ک این نام از بودن می اید ..تفسیر اسم : بوده, هست و خواهد بود..معنی ازلی بودن.

        * ب امید صلح ادیان فارغ از تعصب

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          از توضیحات خوب شما تشکر می کنیم، چند نکته را محضر شما عرض می کنیم.
          ۱- بین ادیان الهی جنگی نبوده و نیست تا بخواهد صلحی باشد. آنچه هست جریان جنگ حق و باطل هست، بدیهی است که دین حق اسلام است و بر اساس ادله فراوان عقلی و نقلی تمام ادیان و پیامبران مبلغ و بشارت دهنده دین پیامبر خاتم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستند. مشکل از آنجایی شروع شده که عده ای سودجو کتب انبیاء پیشین را تحریف کرده و عده ای ساده لوح هم پذیرفته اند. در هر حال خود یهودیان و مسیحیان نیز اذعان دارند که این متون دستخوش تحریف بوده و حتی سالها پس از ایشان به دست بشر نگاشته شده است.

          ۲-آنچه شما نوشته اید که کشتی با خدا نبوده و با الوهیم هست، حرف تازه ای نیست شما همان ادعای مرکز کلیمیان تهران را مطرح می کنید، اگر شما در موارد مختلف تورات نگاه کنید الوهیم به معنای خداوند نیز در همین تورات محرف مطرح شده است. در سایت رسمی کلیمیان تهران عینا این جمله هم نقل شده است «کلمه الوهیم به مفهوم فرد یا شخصی که دارای قدرت می باشد. از صفات و کنیه های خداواند نیز می باشد و به معنای خدایی که همه نیروها از او منشا گرفته، بکار می رود» ، حالا یا شما این جمله را ندیده اید یا نخواسته اید ببینید!. لذا دقت کنید اینکه می گویید کلمه خدا در یهودیت مانند اسلام فقط یک اسم دارد، غلط هست و خود یهودیان چیز دیگری می گویند!. و اینکه در اسلام خدا فقط یک اسم دارد؟!، این حرف را مجدد فکر کنید خیلی مبهم هست، ظاهرا خود شم هما متوجه این حرف نیستید.

          ۳- آنچه در ادامه می آید عینا متن تورات ترجمه شده انجمن کلیمیان هست که از (تورات، سفر برشیت، فصل ۳۲، آیات ۲۵ تا ۳۳) کپی می شود:«۲۵٫ يَعقُوو (یعقوب) تنها باقي ماند، مردي تا سپيده‌دم با او كشتي گرفت.۲۶٫ (آن مرد) ديد عهده‌اش نمي‌آيد به مفصل ران او صدمه زد. درحالي‌كه با او كشتي مي‌گرفت، مفصل ران يَعقُوو (یعقوب) از جا در رفت. ۲۷٫ (به يَعقُوو (یعقوب)) گفت نظر به اينكه سپيده دميده است روانه‌ام كن. گفت: روانه‌ات نخواهم كرد مگر اينكه دعايم كني. ۲۸٫ به او گفت نامت چيست؟ گفت يَعقُوو (یعقوب). ۲۹٫ گفت نظر به اينكه با فرشته و با انسان‌ها كشمكش داشتي و پيروز گشتي ديگر نامت يَعقُوو (یعقوب) گفته نشود مگر ييسرائل (اسرائیل). ۳۰٫ يَعقُوو (یعقوب) پرسيده گفت: تقاضا دارم نامت را بگويي. گفت: براي چه نام مرا مي‌پرسي؟ او را آنجا دعا نمود.۳۱٫ يَعقُوو (یعقوب) نام آن محل را پِني‌اِل گذاشت زيرا (باخود گفت) فرشته‌اي را رو در رو ديدم و جانم رهايي يافت.۳۲٫ موقعي كه از پِنوئِل رد شد. آفتاب (شفا) براي او طلوع نمود و از رانش مي‌لنگيد.»

          انجمن کلیمیان برای فرار از اشکال هرچند که قبول دارند الوهیم صفت خداست و در جای جای تورات منظور خداست، در آیه ۲۹ که الوهیم آمده فرشته ترجمه می کنند!؛ اما اگر به متون و تفاسیر تورات رجوع کنید متوجه می شوید که مترجمان تورات درست ترجمه کرده و این جدیدی ها هستند که بخاطر برخی اشکالات بر یهود آن را انکار می کنند. رجوع کنید به واژه‌نامه عبری به عبری، کتاب «המליון העברי המרוכז» تألیف آوراهام اون‌شوشان در ذیل واژه الوهیم، در این کتاب صفحه ۲۵ ذیل مدخل به هیچ وجه نامی از מלאך (فرشته) نیامده است و به معنی خداست.
          و باید دقت داشت مترجمان تورات که مسلمان نبوده اند!، بلکه یهودی الاصل و آشنا به مفاهیم تورات، لفظ الوهیم را خدا ترجمه کرده اند لذا این ادعا که به عبری آشنایی نداشته یا یهودیت را نمیشناخته اند، ادعای هست که به این راحتی قابل پذیرش نیست.
          از همه اینها گذشته خود یهودیان اذعان دارند که این کتاب دارای تحریفات هست و به دست بعدی ها در سالها و قرن های پس از حضرت موسی نوشته شده است، این را بدون تعصب چه می کنید!. لذا با تعقل متوجه می شوید یهودیت فعلی دین الهی نیست که امیدی به صلح با آن بسته باشید.
          وفقکم الله لکل الخیر

  23. ک.ع می گوید

    حاج اقا اگر فردی از دین اسلام خارج شود باختیار حود و به دین مسبح یا بهود بپیوندد حکمش چیست؟ مکر انتخاب دین ارادانه نیست . در ضمن اگر تغییر دین بدهد قطعا دوستان و اشنایان و همکاران بدون شک مطلع میشوند . به نظر شما انصاف و عدالت است که چنین فردی مرتد و اعدام شود . مگر هر شخصی اختیار عقاید شخصی خود را ندارد؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      اولا مسیحیت یا یهودیت فعلی دین نیست!، و اگر با پیروان آنها به عنوان دین نگاه می شود بخاطر جهات خاص دیگری است وگرنه اگر شخص مسلمان مرتد شود جایگاهش جهنم است و همانند مشرکین محشور می شود.
      -شما در سایر انتخابها هم آزاد هستید اما این به این معنا نیست که بی قانونی حاکم باشد، مثلا کسی که دزدی را در زندگی انتخاب می کند به این معنی نیست که قانون هم برخورد می کند. انسان تکوینا آزاد است نسبت به رفتارش اما این به این معنی نیست که تشریعا هم آزاد باشد، همان دزد اگر دزدی کند قانون و شرع مجازات می کند.
      هیچ کشوری اجازه نمی دهد سلامت غذایی یک کشور مثلا با مواد غذایی فاسد شده به خطر بیفتد مثلا شخص نادانی بخواهد مواد غذایی را به داخل کشورقاچاق کند یا بفروشد، درست است که آزادانه می تواند این کار را بکند اما قطعا قانون برخورد می کند و آزادی هایی که زمینه آسیب به دیگران است را محدود می کند. ارتداد آسیب روانی به جامعه است، لذا برای اعلام کردن علنی آن به نحوی که دیگران بفهمند جرم سنگین الهی است.
      مجازات مرتد یک دستور الهی است و قطعا مطابق عدالت است، عدل و انصاف که بر اساس میل شما نیست!. خدای متعال شرک را بزرگترین گناه دانسته که هیچگاه نمی بخشد، ترویج بزرگترین گناه و نابود کردن اعتقادات مردم نیز بزرگترین گناه است و این کمترین مجازات است که اگر مرتد کفر خود را علنی کند خداوند به مجازات آن دستور داده است، مجازات اخروی قطعا سخت تر است.
      وفقکم الله لکل الخیر

  24. Sh می گوید

    با سلام
    آیا دولت اسلامی حق خرج مالیات مردم رو برای خارج از کشور بدون درمیان گذاشتن آن با مردم دارد؟
    و
    هرکس که مسلمان زاده باشد و بخواهد از اسلام برگردد باید طبق قانون کشته بشه؟
    با تشکر از سایت خوبتون و التماس دعا

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      دولت اسلامی بر اساس نظر کارشناسان می تواند در اموری که به نفع مردم و منافع ملی است در داخل و خارج از کشور بیت المال را مصرف کند.
      از اسلام برگشتن حکمش اعدام نیست بلکه اعلام آن که نوعی دعوت به کفر و الحاد است مجازات سنگین اعدام را خواهد داشت.
      وفقکم الله لکل الخیر

  25. نیهان می گوید

    ایا روش حقوقی هم باید رعایت شود ؟؟؟؟؟ منظور این است که ایا اقداماتی هم چون اقدامات تغییر نام و… دارد ؟؟؟؟؟؟

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      فقط به سوالات شرعی پاسخ می دهیم.
      وفقکم الله لکل الخیر

  26. ثنا رستمی می گوید

    سلام خسته نباشید
    سوالی در کلاس درس برای من پیش آمد و هم اکنون با وجود منابع گوناگون مربوطه نمیتوانم پاسخ خود را بیابم.
    یکی از شاگردان سوال کرد حکم تغییر دین به دین الهی غیر اسلامی (مسیحیت و…) اعدام است؟ معلم و دیگر شاگردان پاسخ مثبت دادند و گفتند اگر شخصی مسلمان زاده باشد و به هر دین دیگری ایمان آورد حکم ان اعدام است.
    و شما نیز می گویید ادیان دیگر دستخوش انحرافات فراوان شده و دینی الهی محسوب نمی شود و گرایش به هر دینی غیر از اسلام پا گذاشتن در مسیر شیطان است.
    اما مگر نه این است که بعضی افراد با وجود مسلمان بودن،به تکالیف واجب در دین خود نمی پردازند؟ بحث من در رابطه با افراد معدود که پای خود را بسیار فراتر گذاشته اند نیست امروزه بیشتر مسلمانان از خواندن نماز،گرفتن روزه و رعایت حجاب و غیره امتنا می کنند؟ و همچنین مسیحیانی نیز هستند که چه بسا حق خود را نسبت به دینشان بهتر از یک مسلمان ادا می کنند. هر شخصی در هر دینی که باشد کاری را که بخاهد انجام دهد،انجام خواهد داد حتی با وجود محدودیت های دینی.
    در حقانیت اسلام و برتری ان نسبت به سایر ادیان هیچ شکی نیست اما هنگامی که این سوال در کلاس درس پرسیده شد، پاسخ آن با آموخته های ما تعارض داشت و تعدادی از شاگردان که از این مطلب اگاهی نداشتند اندوهگین شدند و همچنین عقل خود پاسخگوی این سوال نیست همانگونه که همه چیز را همگان دانند.
    بسیار سپاسگزار خواهم شد اگر با استدلال و پاسخ های منطقی و عقلانی جواب من را بدهید و مطلب بنده را صرفا از زاویه یک سوال بنگرید.
    با تشکر

    1. مهدي يوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      چند بحث هست، صرف اینکه کسی مرتد بشود اعدام نمی شود، بلکه اگر آمد و تبلیغ ارتداد را کرد، یا اعلام کرد من مرتد شده ام، بخاطر تبلیغ راه کفر خداوند او را مستحق عقاب در دنیا و آخرت می داند و برای اینکه دیگران را وادار به کفر و انحراف نکند چنین حکم سنگینی قرار داده شده است.
      نکته دوم،اگر کسی اصل دین را و خدا را قبول داشت اما نماز نخواند، کافر نیست و مسلمان است، اما مسلمانی است که ضعیف است و در عبادات کوتاهی می کند.
      اینکه می فرمایید مسیحیانی هستند که حق خود را نسبت به دینشان بهتر از یک مسلمان ادا می کنند، توجه کنید آنچه عمل می کنند حق نیست! یک دین تحریف شده است و خدایی هم که قبول دارند اصلا خدا نیست و نوعی شرک است!، ما تثلیث را قبول نداریم. اما مسلمانی که خدا را بر اساس اسلام قبول کرد مسلمان است و احکام اسلام بر او بار می شود. دقت کنید هر دینی واقعی نیست!، غیر از اسلام سایر ادیان راه گمراهی و شیطان است و تنها دین واقعی دنیا اسلام است.
      دین اسلام تنها راه سعادت است، حالا کسی این راه را قبول کرد و نرفت خودش ضرر کرده، اما کافری که راه کفر را، راه تثلیث و مسیحیت و یهودیت را انتخاب کرد باید توجه کند که کتب آنها پر است از اعتقادات ضد خدا و گاهی شیطانی، مثلا در برخی از این کتب آمده که فلان پیامبر با خدا کُشتی گرفت!!! شما نمی توانید بگویید مسلمانان به راه خود بروند و مسیحیان به راه خود، کشتی گرفتن خداوند عین گمراهی است. پس اول توجه کنید در میان هزاران راه، یک راه به سمت بهشت و بقیه فرقه ها به سمت گمراهی هستند. حالا اگر کسی راه درست را فهمید و ایمان آورد و مسلمان شد، احکام مسلمان را دارد، جان و مالش ارزش دارد، در قبرستان مسلمین دفن می شود، می توان با او ازدواج کرد، اما اگر همین مسلمان در مسیر خدا با اینکه می دانست راه درست است حرکت نکرد، در قیامت مورد سوال واقع و عقاب می شود.
      سایر فرقه ها حتی اگر با اعتقاد اعمال خود را انجام بدهند، چون اصل آن اعتقاد انحراف است اعمال آنها پوچ و بی ارزش است، مثل اینکه العیاذ باالله کسی خدا را شبیه یک انسان زیبا بداند، هزار سال هم این خدا را عبادت کند هیچگاه مستحق بهشت نمی شود، چون اصلا خدا و دین خدا را نشناخته است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ(آل عمران/۹). همانا دین راستین و حق نزد خداوند فقط اسلام است نه سایر ادیان.
      وفقکم الله لکل الخیر

  27. .. می گوید

    اگر یک مسلمان زاده مسیحی شود اما اعتقادش نزد خودش محفوظ باشد مرتد است و در اخرت گناهکار شمرده میشود؟

    1. مهدي يوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      کدام اعتقاد!
      دین حق اسلام هست و دین واقعی که قیامت از آن سوال می شود، اسلام هست… مسیحیت کنونی تحریف شده، و ارتباطی با حضرت مسیح ندارد. اناجیل کنونی به اعتراف خود کلیسا نوشته دست بشر است نه کلام خدای متعال!.
      در هر حال ارتداد از مسیر حق از بزرگترین گناهان کبیره هست.
      اگر منظور شما تغییر دین صوری و اسمی برای دریافت پناهندگی هست، بحث دیگری است.
      در هر حال دین الهی که قیامت از آن سوال می شود همین اسلام هست و باید بر اساس آن اعتقاد داشت و عمل کرد.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. میلاد می گوید

        اگر برای گرفتن پناهندگی و صورت صوری باشد و اعتقاد در دل همان اسلام باشد باز هم ایراد دارد؟

        1. مهدي يوسف وند می گوید

          سلام علیکم
          چنانچه تغییر دین صرفا زبانی بوده و قلبا از اسلام برنگشته اید در حکم مرتد نیستید اما تا ضرورتی نباشد نباید این کار بکنید ولی در صورت ضرورت به صورت ظاهری مانعی ندارد ولی باید قلبا به اعتقادات اسلامی پایبند باشید.
          وفقکم الله لکل الخیر

نظرات بسته شده است.