وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حجاب حضرت زینب پس از اسارت

حجاب حضرت زینب پس از اسارت

در هیچ یک از نقل های روایی و تاریخی مطلبی مبنی بر برهنه بودن سر زنان اهل بیت(علیهم السلام) مطرح نگردیده و تنها مطلبی که یافت می شود نمایان بودن چهره زنان و عبور دادن خاندان نبوت از میان نامحرمان می باشد که این امر خود بزرگ ترین حرمت شکنی بر این خاندان محسوب می گردید.

 

آیا در عصر عاشورا که چادر حضرت زینب(سلام الله علیه) و دیگر زنان اهل‌بیت(علیهم السلام) را از سرشان کشیدند؟ آیا با این عمل آنها بی حجاب شدند و موهای ایشان دیده می شد؟

 

پیش از پاسخ باید به این نکته توجه داشت که برخی از مطالب مشهور میان مردم، به دلیل عدم اطلاع کافی از تاریخ و مسائل پیرامون آن بوده و یا به دلیل عدم تحلیل صحیح از یک موضوع تاریخی می باشند و چه بسا همین امر موجب بروز شبهه در ذهن افراد گردیده است.

اما آنچه در در منابع تاریخی مسلم است حمله لشکر عمر سعد به خیمه‌های اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و تاراج خیمه خاندان آن حضرت می‌باشد. چنانچه در برخی منابع آمده است: دشمنان به سوی خاندان امام حسین(علیه السلام) و اموال و اثاثش هجوم آوردند و لباس‌ها و شتر[هایشان] را به غارت بردند.[۲۸۶]

در برخی از منابع تاریخی نیز به صراحت از به غارت رفتن مقنعه و چادر زنان سخن به میان آمده به عنوان نمونه در لهوف سید بن طاووس چنین آمده است:

«تَسَابَقَ الْقَوْمُ عَلَی نَهْبِ بُیُوتِ آلِ الرَّسُولِ وَ قُرَّةِ عَیْنِ الْبَتُولِ حَتَّی جَعَلُوا یَنْتَزِعُونَ مِلْحَفَةَ الْمَرْأَةِ عَلَی ظَهْرِهَا…»[۲۸۷]؛

«مردم برای غارت خانه های اولاد پیغمبر و نور چشم زهرا حمله بردند حتّی چادری که زن بکمرش بسته بود کشیده و می بردند»

در مثیر الاحزان آمده است:

«ثم اشتغلوا بنهب عیال الحسین و نسائه حتی تسلب المرأة مقنعتها من رأسها أو خاتمها من إصبعها أو قرطها من أذنها و حجلها من رجلها. و جاء رجل من سنبس إلی ابنة الحسین(علیه السلام) و انتزع ملحفتها من رأسها و بقین عرایا…»[۲۸۸]؛

«و آن گاه غارتگران اموی به غارت سرا پرده حسین و خاندان و کودکانش پرداختند و در این راه به چنان شقاوت و شرارتی دست یازیدند که از روسری و مقنعه بانوان، انگشتر و گوشواره زنان، و دستبند و پابند دختران خردسال نیز نگذشتند و آنها را با وقاحت و سنگدلی بهت آوری از سر، انگشت، گوش و دست و پای آن آزاده های آواره بیرون کشیدند»

مردی از قبیله «سنبس» به یکی از دختران خردسال حرم اهل بیت هجوم برد و چادر او را از سرش کشید و به غارت برد و بدین صورت آنان را بدون روپوش و مقنعه و چادر گذاشتند…»

اما باید توجه داشت که ذکر این موارد به معنی بی حجاب شدن حضرت زینب(سلام الله علیه) و اهل بیت امام(علیه السلام) و بیرون بودن موی سر آنها نیست چرا که:

اولاً: حضرت زینب و دیگر زنان اهل بیت(علیهم السلام) با توجه به دستورات قرآنی و سیره حضرت زهرا(سلام الله علیه)، جهت رعایت عفاف و حجاب نهایت دقت را می نمودند از همین‌رو تنها به چادر اکتفا ننموده و علاوه بر چادر دارای خمار و پیراهن و شلوار بودند و حتی از پارچه هایی جهت پوشاندن صورت خود استفاده می نمودند. بنابراین برداشته شدن چادر از سر آنها به معنی خارج شدن از حجاب کامل و یا خروج از حدود شرعی نیست بلکه این بزرگواران با برداشته شدن چادر نیز حجاب کامل را داشتند.

ثانیاً: در هیچ یک از نقل های روایی و تاریخی مطلبی مبنی بر برهنه بودن سر زنان اهل بیت(علیهم السلام) مطرح نگردیده و تنها مطلبی که یافت می شود نمایان بودن چهره زنان و عبور دادن خاندان نبوت از میان نامحرمان می باشد که این امر خود بزرگ ترین حرمت شکنی بر این خاندان محسوب می گردید.

در لهوف سید بن طاووس نحوه انتقال اسرا را چنین نقل می نماید:

«حَمَلَ نِسَاءَهُ ص عَلَی أَحْلَاسِ أَقْتَابِ الْجِمَالِ بِغَیْرِ وِطَاءٍ مُکَشَّفَاتِ الْوُجُوهِ بَیْنَ الْأَعْدَاء ِ- وَ هُنَّ وَدَائِعُ خَیْرِ الْأَنْبِیَاءِ»[۲۸۹]؛

«سپس اهل و عیالی را که از امام حسین(علیه السلام) باقی مانده بودند حرکت داد. زنان را بر شتران بی جهاز سوار کرد. زنان در میان دشمنان با صورت های باز بودند، در صورتی که آنان امانت های بهترین پیامبران بودند»

در امالی صدوق نیز کیفیت ورود خاندان رسالت به دمشق چنین توصیف گردیده:

«فَلَمَّا دَخَلْنَا دِمَشْقَ أُدْخِلَ بِالنِّسَاءِ وَ السَّبَایَا بِالنَّهَارِ مُکَشَّفَاتِ الْوُجُوهِ»[۲۹۰]؛

«چون بشام رسیدیم روز روشن زنان و اسیران را صورت های باز وارد کردند»

ثالثاً: آنچه که از رفتار و سخنان حضرت زینب و دیگر زنان اهل بیت(علیهم السلام) بر می آید آن است که در این جریان تنها چادر رویین و یا نقاب از صورت زنان برداشته شده نه این‌که سرهای زنان برهنه شده باشد ازاین‌رو می بینیم حضرت زینب و دیگر زنان اهل بیت(علیهم السلام) در سخنان خود از بیرون بودن موی سر خود شکایتی نکرده اند بلکه از این‌که صورت هایشان پوشیده نبوده و مانند دیگر زنان در سراپرده قرار نداشتند اظهار نارضایتی شدید می نمودند.

به عنوان نمونه در خصوص حضرت سکینه(سلام الله علیه) چنین آمده:

«و کانت سکینه تستر وجهها بزندها لانها لم تکن عندها خرقة تستر بها وجهها»[۲۹۱]؛

«هنگام ورود به آن مجلس رسمی، سکینه صورت خود را با آستین خود پوشانده بود چون پارچه ای نداشت که با آن صورت خود را بپوشاند»

این در حالی است که اگر موی سرشان معلوم می بود بر ایشان از لحاظ شرعی واجب بود که سرخود را به نحوی بپوشانند قبل از این‌که صورت خود را بپوشانند.

علاوه بر این نیز حضرت زینب(سلام الله علیه) نیز در مجلس یزید از این‌که اهل بیت(علیهم السلام) را مکشوفه الوجوه در میان مردان آورده بودند و آنها را مانند دیگر زنان در سراپرده قرار نداده بودند اعلام نارضایتی نموده و خطاب به یزید ملعون فرموده اند:

«أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَنَاقِلُ وَ یَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَنَاهِلِ وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ وَ الْغَائِبُ وَ الشَّهِیدُ وَ الشَّرِیفُ وَ الْوَضِیعُ وَ الدَّنِیُّ وَ الرَّفِیع »[۲۹۲]؛

«ای پسر کسانی که جدّمان (پیامبر(ص) در فتح مکّه) اسیرشان کرد و سپس آنها را آزاد نمود، آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانی، پوشش و حاجب آنان را بدرّی و روی آنان را بگشایی تا دشمنان آنان را از شهری به شهری ببرند و بومی و غریب چشم به آنها دوزند و نزدیک و دور، شریف و پست، چهره آنها را بنگرند»

بنابراین با توجه به مجموع آنچه گفته شد معلوم می شود زنان و دختران مانند حضرت زینب(سلام الله علیه) پس از واقعه عاشورا حجاب و پوشش داشته اند و نهایت مطلبی که می توان در مورد زنان اسیر گفت این است که پس از واقعه عاشورا «مکشفة الوجوه» بودند یعنی صورت آنان باز بود و این‌که می بینیم در برخی از نقل ها آمده که زنان، سرهایشان پوشیده نبود به معنی بیرون بودن موهای آنها نبوده بلکه این سخن به خاطر نداشتن چادر رویین از سوی زنان اهل بیت(علیهم السلام) اظهار گردیده است.

[۲۸۶]. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۳.

[۲۸۷]. اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۱۳۲.

[۲۸۸]. مثیر الأحزان، ص ۷۷.

[۲۸۹]. اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۱۴۳ ؛ بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۱۰۷.

[۲۹۰]. أمالی الصدوق، ص۱۶۶.

[۲۹۱]. حایری، محمد مهدی، معالی السبطین ، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳. ج ۲، و کتاب طریحی صاحب کتاب مجمع البحرین که از اعاظم پیشوایان مذهب امامیه می باشد.

[۲۹۲]. الإحتجاج علی أهل اللجاج ج ۲، ص ۳۰۸ ؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۱۸۲.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها «نگاهی دوباره به مسئله حجاب»

حتما بخوانيد

ویژه نامه موضوعات گوناگون و متفرقه

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.