وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

جایگاه رفیع حضرت زهرا(س) از منظر علامه جوادی آملی

جایگاه رفیع حضرت زهرا(س) از منظر علامه جوادی آملی

با عرض تعزیت و تسلیت ایام شهادت صدیقه كبرا فاطمه زهرا(صلوات الله علیها) به پیشگاه بقیة الله(ارواح من سواه فداه) و عموم علاقمندان خاندان عصمت و طهارت، فرازهایی از بیانات ارزشمند آیت الله العظمی جوادی آملی با موضوع تبیین مقام رفیع حضرت صدیقه كبرا(سلام الله علیها) را از نظر می گذرانیم؛

آیت الله العظمی جوادی آملی بیان می دارند:

درباره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از دو محور باید سخن گفت؛ یك محور مربوط به جنبه علمی است كه برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی فقهی و حقوقی ما نیز هست و محور دوم آن بخشی است كه ما باید به ایشان تاسی كنیم و آن حضرت را اسوه و الگوی خود قرار دهیم.

بررسی مقام منیع فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از جنبه مسائل اعتقادی و علمی

آن بخشی كه مربوط به مسائل اعتقادی است و برای ما ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو(سلام الله علیها) است که بفهمیم ایشان همتای قرآن كریم، همتای نبوت، همتای رسالت و همتای ولایت است، چیزی از ولی الله المطلق كم ندارد و اینها یك نورند. این گونه از مباحث برای ما ثمره اعتقادی و ثمره علمی دارد و پشتوانه علمی بخش دوم که همانا الگو قرار دادن آن حضرت است، خواهد بود.

سرّ اینكه این بانو(سلام الله علیها) حجت بر ائمه(علیهم السلام) است و اگر علی بن ابی‌طالب(سلام الله علیه) نبود احدی همتای آن حضرت نبود، این است كه آن حضرت مثل خود قرآن كریم در مقام حدوث و بقاء شكل گرفت، قرآن این سه ویژگی را دارد؛ اولاً از زمین برنخاست و از آسمان نازل شد و ثانیاً نزولش ۲۳ سال طول كشید و ثالثاً برای ابد می ماند و اینطور نیست كه ـ معاذ الله ـ قابل زوال و از بین رفتنی باشد؛ «لا یأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ».

وقتی هویت انسان كامل مخصوصاً فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را ارزیابی می‌كنیم می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود؛ ایشان از زمین برنخواست و از آسمان نازل شد و تقریبا همسفر قرآن كریم بود.

توضیح این مطلب آن است که وقتی وجود مبارك پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) به مقام شامخ نبوت بار یافتند به معراج رسیدند در معراج غذایی میل كردند وقتی از معراج نازل شدند و به زمین آمدند دیگر تماسی نداشتند مگر اینكه آن غذا به صورت نطفه در بیاید آن میوه آسمانی غیبی و بهشتی وقتی در سلب مطهر رسول اكرم به صورت نطفه فاطمه(سلام الله علیها) درآمد در قرار مكین خدیجه(سلام الله علیها) مستقر شد منتها این چند سالی كه طول كشید تا این نطفه مستقر بشود این مقدمه انعقاد نطفه است، باید وحی نازل بشود باید پیامبر به آن مقام وحی یابی برسد باید آن انقطاع وحی به عنوان آزمون فرا برسد باید نوبت معراج فرا برسد باید پیغمبر به معراج برود باید در معراج آن میوه بهشتی را میل كند بعد آن نطفه بشود تا بشود فاطمه(س)، وقتی هم كه از معراج آمدند یك سال یا كمتر طول كشید تا وجود مبارك فاطمه(سلام الله علیها) متكون بشود این طلیعه پیدایش و تجلی آن بانو در عالم طبیعت است.

ضلع دوم این مثلث آن است كه طی ۲۳ سالی که قرآن به تدریج نازل شد وجود مبارك فاطمه(سلام الله علیها) از چندین راه با قرآن رابطه داشت؛ راه مستقیمش این بود كه از وجود مبارك پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) آیات را فرا گرفت و هر روز این دو شاگرد را به پیشگاه رسول گرامی می‌فرستاد یعنی حسن و حسین سفیران فاطمه بودند، بعد از آنها استنطاق می‌كرد كه امروز چه آیه ای نازل شد؟ پیغمبر چه فرمود؟ آیه را چگونه معنا كرد؟ این آیه را با آن آیه چگونه هماهنگ كرد؟ اینها را گزارش می‌دادند در تكمیل گزارش با پدر بزرگوارش هم مذاكره می‌كرد، سفیر سومی كه وجود مبارك فاطمه(سلام الله علیها) داشت علی بن‌ابی‌طالب بود كه باب مدینه علم بود آن هم مرتب گزارش می‌داد، امروز این آیه نازل شد ،پیغمبر اینچنین معنا كرد، اینچنین تفسیر كرد و مانند آن، همچنین وجود مبارك بی بی(سلام الله علیها) راه دیگری نیز داشتند که هر كسی می‌تواند آن را داشته باشد، بحسب ظاهر انسان ارتباط مستقیمی هم با ذات اقدس الهی دارد آن راه را هم خدا وعده داد كه اگر تقوا پیشه كنید از یك سو خداوند معلم شما می‌شود از سوی دیگر «اتَّقُوا اللّهَ وَ یعَلِّمُكُمُ اللّهُ» این بی بی(سلام الله علیها) در اثر آن تقوای كامل، شاگرد مستقیم ذات اقدس الهی بود معارفی را از آنجا فراگرفت و از اینكه در سوره انفال خدا وعده داد «إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانًا» این بی بی(سلام الله علیها) مثل اعلای تقوا بود لذا ذات اقدس الهی فرقان بین حق و باطل را به او عطا كرده است.

این مجموعه اینقدر ادامه داشت تا قرآن به پایان برسد همین كه در اواخر عمر مبارك پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) قرآن به پایان رسید دیگر آیه‌ای ناز ل نشد طولی هم نكشید كه این پدر و آن دختر هر دو رحلت كردند. بی بی(سلام الله علیها) بیش از ۷۵ روز یا ۹۵ روز بعد از رحلت رسول گرامی(سلام الله علیهما) نماند. تقریبا وقتی نازل شدن قرآن تمام شد عمر این بی بی هم تمام شد. او با قرآن نفس می‌كشید با قرآن كامل می‌شد با قرآن مترقی بود با قرآن مانوس بود منتها قرآن آمد كه بماند این بی بی هم آمد كه بماند، بدنش البته رحلت كرده است و اما جان او همچنان زنده است.

سر ماندگاری فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

سر اینكه در پایان بخش اول به این نتیجه رسیدیم كه وجود مبارك آمد كه بماند نه آمد كه برود. اگر امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) درباره عالمان دین فرمود: «العلماء باقون ما بقی الدهر» مصداق كامل و بالذات این علما خود معصومین‌اند، اما اینكه زهرا(سلام الله علیها) آمد كه بماند تحلیل بخش پایانی سوره كوثر می‌تواند سند این بحث باشد.

در جریان سوره كوثر یعنی «إِنّا أَعْطَیناكَ الْكَوْثَرَ ٭ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ٭ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ» مستحضرید كه غالب مفسران شیعه و سنی گفتند كه عده‌ای از سنادید قریش، مشركان بدخواهان و معاندان روی همان سنتهای باطلی جاهلیت گفتند پیغمبر بعد از مردن، نام او و مكتب او و یاد او از بین می‌رود برای اینكه درباره دختر باورشان این بود كه «بنونا بنو ابناءنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الاوائلی» این شعر شعار رسمی جاهلیت بود می‌گفتند كه پسران ما و نوه‌های پسری ما اینها فرزندان ما هستند اما نوه‌های دختری ما فرزند ما نیستند ،اینها فرزند مردان دیگرند «و بناتها بنوهن ابناء الرجال الاوائلی» اینها برای زن حرمتی قائل نبودند برای فرزندهای دختر حرمتی قائل نبودند و می‌گفتند چون پیغمبر پسرش قبلاً مرد و اكنون پسری ندارد و در اواخر عمر به سر می‌برد و جز دختر چیزی از او نمانده است با مردن او مكتب او و نام او و دین او سپری می‌ شود و از بین می‌رود آنها یك چنین شناعتی و یك چنین سرزنشی داشتند ذات اقدس الهی فرمود به اینكه تو برای همیشه می‌مانی برای اینكه من به تو چیزی دادم كه هیچ كسی نمی‌تواند آن را از بین ببرد و به تو فرزندی دادم كه حافظ و مجری آن چیز است. آن چیزی كه به تو دادم قرآن است و آن كسی هم كه حافظ قرآن مفسر قرآن مبین قرآن معلم قرآن مجری احكام و حدود قرآن است فرزندان همین دخترند فرمود «إِنّا أَعْطَیناكَ الْكَوْثَرَ» این كوثر مصادیق فراوانی دارد دین هست، قرآن هست و ولایت هست «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ» یعنی آنهایی كه تو را شماتت می‌كردند بدی تو را می‌خواستند انقطاع نسل تو را می‌خواستند ابتر بودن تو را در نظر داشتند آنها ابترند نه تو! آنها منقطع النسل‌اند، تو منقطع النسل نیستی، نام و یاد آنها از بین می‌رود و نام تو و یاد تو همیشه ماند.

بنابراین این بانو توانست حافظ قرآن باشد چون خودش هم همتای با قرآن از غیب به زمین آمد اولاً تا قرآن ادامه داشت او هم تدریجا متكامل بود ثانیاً وقتی قرآن منقطع شد او هم رحلت كرد ثالثاً قرآن آمد كه برای ابد بماند این بانو هم نازل شد كه برای ابد بماند.

دلیل حجت بودن فاطمه زهرا(س) بر ائمه(علیهم السلام)

اگر گفته می‌شود این بانو حجت بر ائمه(علیهم السلام) است برای این جهت است كه در حجیت نبوت یا رسالت یا امامت لازم نیست آنچه كه محور حجیت است عصمت است اگر یك انسانی معصوم بود ما یقین داریم حرف او فعل او تقریر او سكوت او و قیام او و قعود او حجت خداست، اینكه در زیارت آل یس به پیشگاه ولی عصر(ارواحنا فداه) و به تك تك حالات او سلام عرض می‌كنیم برای این است که تك تك حالات او معصومانه است «السلام علیك حین تقوم و تقعد حین تقرء و تبین حین تركع و تسجد» آن وقتی كه برمی‌خیزی آن وقتی كه می‌نشینی آن وقتی كه سخن می‌گویی آن وقتی كه تقریر می‌كنی آن وقتی كه ركوع داری آن وقتی كه سجود داری جامع همه اینها همان است كه در سورهٴ مباركهٴ «انعام» آمده است كه «قُلْ إِنَّ صَلاتی وَ نُسُكی وَ مَحْیای وَ مَماتی» لذا اگر كسی معصوم بود حیات و مماتش این است و ما به تك تك این شئون معصومانه معصوم عرض ادب می‌كنیم، معیار حجیت عصمت است نه نبوت و نه رسالت و نه امامت و چون این بانو(سلام الله علیها) معصوم است حجت خداست اینكه در نهج‌البلاغه گاهی علی بن ابیطالب(سلام الله علیه) به سخنان بی بی استشهاد می‌كند كه فاطمه چنین گفته است این استدلال به قول حجت الله است اما سرّ اینكه او حجت بر معصوم هم هست این است كه ائمه(علیهم السلام) عالم غیب‌اند «بما كان و بما یكون و بما هو كائن الی یوم القیامة» اما منابع علمی را اینها گاهی از رسول اكرم شنیدند گاهی از باطن قرآن كمك می‌گیرند و گاهی از مصحف فاطمه؛ وقتی امام معصوم(سلام الله علیه) دارد که خبر غیب می‌دهد، از ائمه سؤال می‌كنند این خبر غیب را از كجا گرفته‌ای می‌گوید در مصحف مادرمان، خب این مصحف فاطمه چیست؟ همان است كه جبرئیل(سلام الله علیه) نازل می‌شد و این معارف را می‌فرمود و وجود مبارك فاطمه(سلام الله علیها) تلقی می‌كرد بعد به امیر المومنین می‌داد، امیر المومنین املای او را می‌نوشت و كتابت می‌كرد. مصحف فاطمه آن وحی تشریعی بود كه با انقطاع عمر مبارك رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) به پایان رسید. اگر در نهج‌البلاغه آمده است كه وجود مبارك امیر المومنین درباره رحلت پیغمبر(سلام الله علیهما) فرمود: «لقد انقطع بموتك ما لم ینقطع بموت احد من اخبار السماء» آن ناظر به وحی تشریعی است وگرنه وحی تسدیدی، تعریفی، انبائی انواع و اقسام وحی كه الی یوم القیامة مخصوصا در شبهای قدر نازل می‌شود این دوام دارد این گونه از وحی‌ها در شبهای جمعه، در لیالی قدر بر ائمه(علیهم السلام) نازل می‌شد و بر وجود مبارك ولی عصر(ارواحنا فداه) هم نازل می‌شود، این وحی قطع نشده است، این گونه از معارف غیبی به وسیله جبرئیل(سلام الله علیه) نازل می‌شد فاطمه(سلام الله علیها) تلقی می‌كرد و اینها را حفظ می‌كرد و برای امیرالمؤمنین املا می‌فرمود وجود مبارك امیرالمومنین(سلام الله علیه) اینها را می‌نوشت، شده مصحف فاطمه، این می‌ شود حجت خدا بر خلق اجمعین مخصوصا در معارف غیبی نسبت به ائمه اطهار(سلام الله علیهم اجمعین).

وظیفه ما در الگوبرداری از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

ما موظفیم و وظیفه داریم و مامور هستیم که به این بانو اقتدا كنیم و راهش هم ممكن است. این بانو(سلام الله علیها) هم در اعتقادات هم در اخلاق هم در حقوق هم در فقه مطالبی فراوانی را فرمودند و عمل كردند و تعلیم دادند و دستور عمل كردن را هم به ما دادند .

این بانو برای همه ما اسوه است، ما موظفیم مثل آن حضرت حركت كنیم منتها این در حد آفتاب ما در حد شمس، این فضای كل جهان را روشن می‌كند منتها ما در زندگی خاص خود مثل شمع نور می‌دهیم و زندگی خود را روشن می كنیم.

ذکر مصیبت

ما همین كه آمدیم اینجا گفتیم «صلّ الله علیك یا بنت رسول الله السلام علیك و علی ابیك و علی بعلك و بنیك و علی السر المستودع فیك» همین كه آمدیم عرض حاجت كردیم از عنایت است، وجود مبارك امیرالمؤمنین در مراسم تجهیز زهرا اشك ریخت. فرمود یا رسول الله برای من بسیار گران و سخت و تلخ است كه این مصیبت را تحمل كنم، یا رسول الله این دخترت كه زود به شما ملحق شدند تمام جریان سقیفه و غیر سقیفه را به عرض شما می‌رساند كه من هیچ كوتاهی نكردم هر چه دستور دادی عمل كردم، بعد عرض كرد یا رسول الله برای كوبیدن فاطمه(سلام الله علیها) تنها هیئت حاكم قیام نكرد اینها مردم را هم شوراندند همه جمع شدند و اجماع كردند تا زهرا را منزوی كنند؛ یكی گفت آتش بیاور! یكی گفت آتش بزن! یكی گفت غلاف شمشیر بیاور! یكی گفت غلاف شمشیر بزن! یكی گفت فدك را بگیر! درحالی که اینها مكرر از پیغمبر شنیدند كه رضای زهرا رضای خداست غضب زهرا غضب خداست رضا و غضب فاطمه(سلام الله علیها) رضا و غضب پیغمبر است رضا و غضب پیغمبر رضای خداست، مقام این بی بی چیست؟ ظاهرا مرحوم شیخ مفید نقل می‌كند وقتی بی بی(سلام الله علیها) آمده علی بن ابی‌طالب را آن وضع با سر برهنه زیر منبر بالای سرش شمشیر دید فرمود: دست از پسر عموی من بردارید وگرنه سرم را برای نفرین كردن برهنه می‌كنم مرحوم شیخ مفید نقل می‌كند كه وجود مبارك علی بن ابی‌طالب به سلمان فرمود یا سلمان همین كه زهرا تصمیم نفرین گرفت من می‌بینم دو طرف مدینه دارد می‌لرزد این فاطمه است.

حالا شما خطبه زینب كبرا(سلام الله علیها) را در كوفه قرائت كنید می‌بینید بسیاری از جمله‌های بلند آن خطبه از مادرش گرفته شده، اگر مرحوم صدرالمتألّهین(رضوان الله علیه) در آن رساله شریفش می‌گوید حسین بن علی را در سقیفه بنی ساعده شهید كردند همین است! ایشان می‌گوید اگر نبود آن آتش زدن یا آتش آوردن در خانه فاطمه هرگز خیمه‌های بچه‌های ابی عبد الله را آ تش نمی‌زدند.

اللهم نسئلک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم…

منبع: هدانا برگرفته از سایت رسمی معظم له.

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.