وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

توبه نصوح در بیان آیت الله جوادی آملی

توبه نصوح در بیان آیت الله جوادی آملی

حضرت آیت الله جوادی آملی
حضرت آیت الله جوادی آملی

توبه نصوح و مفهوم آن
فرع بعدي آن است كه در سورهٴ «تحريم» ما را به توبهٴ نصوح دستور دادند كه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً﴾[۷] اين توبهٴ نصوح يعني چه? ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً﴾ براي نصوح چند وجه ذكر كردند: يكي اينكه از نصيحت است خودِ اين توبه شخص را نصيحت مي‌كند يا ديگران را دعوت مي‌كند به «اخلاص العمل لله» واز «نُصْح» است؛ نصيحت است، نصيحت يعني خلوص [كه] اين يكي از معاني اوست. مثلاً وقتي گفتند عسلي است نَصُوح، نُصحِ عسل، عسل منصوح يعني عسلِ خالص از موم، عسلِ مصفّا، اين نُصح يعني خلوص. اين توبه هم انسان را از آلودگي خالص مي‌كند و هم در اين دعوتش شائبه‌اي نيست، لذا مي‌شود نصوح.

معناي توبه نصوح در روايات امام صادق (عليه­السلام)
و [از كافي نقل مي‌كند كه] از امام صادق(سلام الله عليه) سؤال كردند كه توبهٴ نصوح چيست? فرمود: «يتوب العبد عن[۸] الذنب ثمّ لا يعود فيه»[۹]؛ بنده از گناه توبه كند و ديگر آلوده به گناه نشود يعني واقعاً و خالصاً از گناه بيرون بيايد، هم از خود گناه، هم از علاقهٴ به گناه بيرون بيايد. اين معناي اول است كه دعوتش خالص است، معناي دومش اين است كه نصوح، «خالصاً لوجه الله» است كه مي‌گويند: عسلِ نصوح يعني عسلِ خالص از غير؛ خالص از موم كه اين دو وجهِ جداي از هم است.

 

بيان محقق طوسي و ردّ قول شيخ بهايي(ره)
اينجاست كه آن سخن محقّق طوسي را مرحوم شيخ بهايي نقل مي‌كنند و رد مي‌كنند. مرحوم محقّق طوسي داشتند كه اگر كسي از گناه توبه كند براي ترس از جهنم، اين نَصوح نيست، اين خالص نيست. براي اينكه از گناه توبه نكرد، چون گناه بد است و بر خلاف گفتهٴ خداست، بلكه از ترس جهنم توبه كرده است، پس اين خالص و نصوح نيست[۱۰]. بعد خودِ ايشان در نقد محقّق طوسي مي‌فرمايند: همان رواياتي كه عبادتِ عابدان را به سه قِسم تقسيم كرد، فرمود يك عده از ترسِ جهنم خدا را عبادت مي‌كنند؛ اما بالأخره عبادت خداست. همان روايت تثليث، دليل بر صحّت اين‌گونه از عبادات است. بنابراين اگر كسي براي ترس از جهنم هم توبه بكند، توبهٴ او قبول است.

 

وجه سوم اين است كه نَصوح از نصاحت به معناي خياطت است. خياطت يعني دوختن؛ انسانِ تبهكار، آن پردهٴ بندگي را كه دريد حالا با توبه خياطت مي‌كند؛ مي‌دوزد و همان طوري كه خيّاط، قطعات جدا شدهٴ ثوب و پارچه را جمع مي‌كند، اين شخص آن بريدگيها و انفصالها را جمع مي‌كند.

 

وصف تائب بودن خصوصيات بيان شده

وجه ديگر آن است كه اين نَصوح، وصف تائب است نه توبه و إسنادش به توبه، اسناد مجازي است و منظور از نصوح آن است كه شما خودتان را به اكمل وجه خالص كنيد نه توبه، خالص باشد [بلكه] خودتان را خالص كنيد، با زدودن غبارها. آن‌گاه به اين وجه اخير، آن حديثي كه مرحوم سيد رضي(رضوان الله عليه) در كتاب شريف نهج‌البلاغه ذكر كرده‌اند، آن در اينجا سازگار است كه وجود مبارك حضرت امير ديد كسي گفت: «استغفرالله» حضرت طبق اين نقل فرمود: «ثكلتك أُمّك أَتَدْرِي ما الاستغفار» براي استغفار، شش درجه ذكر كرد[۱۱] كه آ‌ن را مسبوقيد و نيازي به خواندن ندارد.

 

بعضي از بزرگان فرمودند: توبهٴ از هر گناه به ترميم آن گناه است. مثلاً اگر كسي در مسجد گناه كرد، آ‌ن قدر در مسجد معتكف بشود و عبادت كند كه جبران كند. اگر با گوش لهو و لَعب شنيد، آيات قرآن را بشنود كه جبران بكند. اگر با دست گناه كرد نسبت به قرآن، اين قدر قرآن كريم را با وضو دست بزند و ببوسد و تلاوت كند كه جبران بكند و مانند آن، اين يك كار ذوقي است البته نه نشانهٴ فقهي كه راهِ جبران اين باشد.

منبع: تقریرات و یادداشتهای حجت الاسلام مهدی یوسف وند از جلسه تفسیر سوره نساء حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی؛ سایت هدانا.

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.