وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تفاوت پیامبر اکرم با دیگر پیامبران

آیت الله جوادی آملی: قرآن، خاتميت پيغمبر اسلام را مسجّل كرده است/رسول اكرم (ص) زيور همه انبيا و خاتم آنان است/صحيفه نبوت پيامبران به وسيله آن حضرت، به پايان رسيد. مقصود از خاتميت، هم تأخر و خاتميّت زماني و هم خاتميّت رتبي در قوس صعود است.

تفاوت پیامبر اکرم با دیگر پیامبران از منظر حکیم متاله حضرت آیت الله جوادی آملی

حضرت آيت الله جوادي آملي
حضرت آيت الله جوادي آملي

شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران(۱)

 

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دربخشی از کتاب «سیره رسول اکرم (ص) در قرآن» به بیان ویژگی ها و عظمت خاتم رسولان پرداخته اند که در این مجال به گوشه ای از آن اشاره می شود.

ايشان يكي از مزایای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را، خاتمیّت پیامبر می دانند و مرقوم داشته اند: از مزاياي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم خاتميّت اوست، قرآن كريم در اين مورد مي فرمايد: ﴿ما كان محمد أبا أحد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين﴾[۱]. گذشته از اين، شواهد ديگري نيز دلالت قطعي بر خاتميت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم دارد كه صحيفه نبوت پيامبران به وسيله آن حضرت، به پايان رسيد. مقصود از خاتميت، هم تأخر و خاتميّت زماني و هم خاتميّت رتبي در قوس صعود است.

 

معظم له با بیان اینکه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم زيور همه انبيا و خاتم آنان بوده، مرقوم داشتند:  «خاتم» يعني مُهر، كه در پايان نوشته ها قرار مي گيرد؛ وقتي نويسنده هر آنچه لازم بود بيان داشت و مقاصد خود را عنوان كرد، پايان نوشتار خود را مهر كرده، ختم آن را اعلام مي دارد؛ خداي سبحان كه با جهانيان سخن مي گويد، از راه فرستادن وحي براي هدايت انسانها برنامه دارد لذا نه تنها عيساي مسيح، بلكه همه انبيا كلمات الهي هستند منتها در باره حضرت يحيي آمده است كه: ﴿مصدّقاً بكلمة من الله﴾[۲] و در باره حضرت عيسي آمده است كه: ﴿يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسي آبن مريم﴾[۳] انبيا كتاب حقّ و كلام حقّند.

 

خداي سبحان با فرستادن آنها براي جوامع بشري پيام مي فرستد. پس از پايان گفتار و كلماتش، سلسله نبوتشان را با فرستادن پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ختم، و صحيفه رسالت آنان را با وجود مبارك خاتم المرسلين مهر كرده است پس هرگز جا براي نبوت و رسالت ديگري نيست لذا مي فرمايد: رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم زيور همه انبيا و خاتم آنان بوده، و سلسله نبوت، با آن حضرت مهر شده و پايان پذيرفته است.

 

ايشان ادامه دادند: پس همان طور كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در قوس نزول سر سلسله انسان هاي كامل است چون «أوّل ما خلق الله»[۴] است، در قوس صعود نيز، اوج و قلّه غايي رسالت است چون خاتم انبياست. ازاين جمله، نه تنها استفاده مي شود كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم واجد همه مزاياي مشترك، و مزاياي فرد فرد انبيا، و بعضي از خصايص ويژه است كه انبياي قبلي فاقد آن بوده اند بلكه نكته ديگري هم استفاده مي شود كه تا روز قيامت احدي بهتر از پيغمبر اسلام نخواهد آمد، زيرا رسول خدا انسان كامل است و هر چند ميليونها سال بگذرد كاملتر از او نخواهد آمد، و اگر كاملتر از وي يافت مي شد، حتماً او به مقام خاتميّت مي رسيد نه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، و چون تالي باطل است پس مقدّم هم، به شرحي كه مي آيد، باطل خواهد بود.

 

ايشان در اثبات خاتمیت پیامبر، همچنین بیان داشتند: اثبات اين مطلب، به صورت «قياس استثنايي» قابل تبيين است به اين نحو كه: اگر برتر از پيغمبر خاتم، انساني تا روز قيامت ظهور كند، قطعاً پيغمبر اسلام، پيغمبر خاتم نيست، زيرا اگر خدا انساني بيافريند كه علماً و عملاً اكمل و افضل از پيغمبر اسلام باشد هر گز آن انسان اكمل و افضل، از اين انسان كامل و فاضل پيروي نكرده جزو امت او نيست چون اگر انساني كمالي برتر داشت مطاع و متبوع خواهد بود و ديگران را نيز به مقام خود و آن كمال برتر، هدايت مي كند، و او بايد شاهد جهانيان و اسوه امتها باشد نه پيغمبر اسلام ! لذا اگر تا روز قيامت انساني كاملتر از پيغمبر اسلام بيايد ديگر رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، خاتم الأنبيا نيست و چون آن حضرت به طور قطعي خاتم پيامبران است پس افضل از آن حضرت وجود نخواهد يافت.

 

آیت الله العظمی جوادی آملی نتیجه گیری فرمودند: بر اين اساس، قرآن خاتميت پيغمبر اسلام را مسجّل كرده، هم در باره گذشته تاريخ اظهار نظر، و هم در باره آينده تاريخ، داوري قاطع مي كند، همان گونه كه مي تواند بگويد از بامداد آفرينش انسانيت تا زمان پيغمبر خاتم هيچ كس هم سطح و هم سنگ پيغمبر نيامده، مي تواند داوري كند كه از عصر نبي اكرم تا شامگاه خلقت انسانها، احدي همتاي پيغمبر اسلام نخواهد آمد؛ آنگاه تنها حضرت رسول، چنانكه امام همه پيامبران الهي بوده، شاهد جهانيان، شاهد شهدا و شهيد شاهدان خواهد بود.

خداي سبحان مي فرمايد: ﴿فكيف إذا جئنا من كل اُمة بشهيدٍ و جئنا بك علي هؤلاء شهيداً﴾[۵]: ما در قيامت از هر امتي شاهدي بر اعمال آنها آورده (كه در دنيا حوادث را تحمّل كرده، در آخرت شهادت مي دهد) و تو را به عنوان شاهد همگان مي آوريم. يعني امت ها هر چه در دنيا انجام داده اند، تو مشاهده كرده شهادت خواهي داد، تو بر بينش همه انبيا سيطره داري و گواهي مي دهي، تو نه تنها شهيد امت خود، بلكه شهيد انبيا و امتهاي آنان هستي.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: سیره رسول اکرم(ص) در قرآن، ص ۲۳

[۱]  ـ سوره احزاب، آيه ۴۰.
[۲]  ـ سوره آل عمران، آيه ۳۹.
[۳]  ـ همان، آيه ۴۵.
[۴]  ـ قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «أوّل ما خلق اللهُ نوري» (بحار، ج۱، ص۹۷، ح۷)
[۵]  ـ سوره نساء، آيه ۴۱.

شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران(۲)؛

 

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دربخشی از کتاب «سیره رسول اکرم (ص) در قرآن» به بیان ویژگی ها و عظمت پیامبر گرامی اسلام و شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران پرداخته اند که در این مجال به یکی از دیگر از آن خصیصه ها اشاره می شود که پیامبر گرامی اسلام، جز وحی نمی گوید.

معظم له با بيان اينكه پیامبر گرامی اسلام، جز وحی نمی گوید، مرقوم داشتند: خصيصه ديگري كه خداي سبحان، براي معرفي پيامبرش ذكر مي كند اين است كه مي فرمايد: او حاملي است كه كلام و سكوتش مظهر كلام و سكوت خداست، هر چه مي گويد وحي است، و هر آنچه با وحي دريافت نموده به مردم ابلاغ مي كند، نه از وحي مي كاهد و نه غير از وحي چيزي مي گويد: ﴿وما ينطق عن الهوي ٭ إن هو إلّا وحي يوحي﴾[۱] آنچه را كه به عنوان سنت و سيرت و گفتار ديني از او مي شنويد، وحي است.

ايشان ادامه دادند: از اين جمله معلوم مي شود در قانونگذاري و مسائل مربوط به سعادت مردم، اگر چيزي وحي نبود هوي است و هوي به باطل منتهي خواهد شد. از تقابل بين وحي و هوي معلوم مي شود كه سخن، يا حقّ است و يا باطل؛ اگر حقّ شد برابر با وحي است و گرنه هوي و هوس. و چون گفته هاي نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حقّ است پس آنچه را كه در مسائل ارشادي و جهان بيني و هدايت بيان مي دارد وحي است، بحث در باره جزئيّات دنيايي نيست، و اين جمله، ناظر به مدعاي اوّل، يعني وحي بودن همه گفته هاي ديني آن حضرت است.

 

آیت الله العظمی جوادی آملی درباره اینکه پیامبر اسلام هر چه به عنوان وحي دريافت كرده به مردم ابلاغ نموده و چيزي را كتمان نكرده، فرمودند: در قرآن کریم آمده است: ﴿و ما هو علي الغيب بضنين﴾[۲] يعني پيامبر، وحي و غيب را، كه عاليترين كمالات انساني است، به شما مي رساند و در ابلاغ آن هرگز ضنّت و بخل روا نمي دارد. علومي را كه فراگرفته به شما مي آموزد، او معلم شماست كه اگر توان يادگيري داشته باشيد به درجات برتري نايل خواهيد شد، پس پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم هر چه را يافت به شما گفت و هر چه به شما گفت وحي بود، او هم در اثبات، معصوم است و هم در سلب، منتها افراد بايد در پرتو ارتقاي فكري، آنها را دريافت كرده بفهمند، اين دو اصل نيز از يكديگر جداست، يكي ناظر به امين بودن اوست كه هرگز رسالت را ناقص نكرده، هرچه به او گفتيم ابلاغ مي كند. و اصل ديگر ناظر به آن است كه هر چه مي گويد گفتار ماست، از خود چيزي بر وحي نمي افزايد.

ايشان در بخش دیگری از مطالب خود با بیان اینکه پیامبر اسلام در سنت و سیره مصونیت دارند، مرقوم داشتند: نزاهت در اثبات و سلب مخصوص گفتار ظاهري آن حضرت نيست و كريمه ﴿وما ينطق عن الهوي﴾[۳] اختصاصي به لفظ و لسان ندارد بلكه مصونيت منطق، رفتار، سنت و سيره او را نيز مي رساند.

فرضاً از اين آيه نتوان اين معناي وسيع و فراگير را استنباط كرد، از آيه سوره انعام و ساير آياتي كه مي گويد: پيغمبر جز از وحي تبعيّت نمي كند، مي توان به خوبي استظهار كرد: ﴿إن أتّبع إلّا ما يوحي إلي﴾[۴] سيره رسول خدا چه در گفتار و رفتار وچه در املا، كه كتاب تسبيبي است هيچ گاه بدون اذن وحي نيست و در ابلاغ وحي نيزهرگز ضنّت نمي ورزد. اگر مي بينيم بعضي از دانشمندان معلوماتشان را كتمان مي كنند براي آن است كه از بند آز و طمع رهايي نيافته اند. بعضي، هنر يا صنعت را احتكار كرده راضي نمي شوند آن را به ديگران تعليم دهند، اين گروه در مسائل علمي ضنّت مي ورزند، مانند ثروتمندي كه گرفتار بخل شده از بخشش و انفاق مال به ديگران دريغ مي ورزد.

 

منبع: سيره رسول اكرم(ص) در قرآن، ص ۳۲

[۱]  ـ سوره نجم، آيات ۴ ـ ۳.
[۲]  ـ سوره تكوير، آيه ۲۴.
[۳]  ـ سوره نجم، آيه ۳.
[۴]  ـ سوره انعام، آيه ۵۰.
۳۲

[۱]  ـ سوره نجم، آيات ۴ ـ ۳.
[۲]  ـ سوره تكوير، آيه ۲۴.
[۳]  ـ سوره نجم، آيه ۳.
[۴]  ـ سوره انعام، آيه ۵۰.

شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران(۳)؛

 

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دربخشی از کتاب «سیره رسول اکرم (ص) در قرآن» به بیان ویژگی ها و عظمت پیامبر گرامی اسلام و شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران پرداخته اند که در این مجال به دو ویژگی خاص رسول اکرم اشاره می شود.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به دو ویژگی خاص پیامبر گرامی اسلام اشاره دارند و مرقوم داشتند: ويژگي خاتميت و منت بودن بعثت تنها در خصوص پيامبر خاتم آمده است.

ايشان در این باره می فرمایند: خداوند پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را شخصيتي جهاني دانسته و در باره قلمرو رسالت او مي ‏فرمايد: ما تو را براي جهانيان فرستاديم امّا بر مؤمنان منّت نهاديم. اين دو نكته در باره قرآن كنار هم آمده است كه قرآن كتابي جهاني است: ﴿شهر رمضان الذي اُنزل فيه القران هدي للناس و بيناتٍ من الهدي و الفرقان﴾[۱] ليكن تنها اهل‏تقوا از آن طرفي مي‏ بندند: ﴿ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتّقين﴾[۲] اين كتاب براي همه آمده، ولي عده‏ اي به عمد خود را از آن محروم كرده‏اند، كتابي جهاني است ولي اهل‏تقوا و فضيلت از آن بهره مي ‏گيرند.

در باره رسول خدا نيز اين دو تعبير را دارد، از طرفي می فرمايد: تو پيامبري جهاني هستي: ﴿وما أرسلناك إلا كافةً للناس﴾[۳]، و از طرف ديگر مي‏ فرمايد: ﴿لقد منّ الله علي المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم﴾[۴]: خداوند بر مؤمنان منّت نهاده پيامبري را از خودشان در ميان آنها برانگيخت.

معظم له در معنای «منّت» آورده اند: «منّت» عبارت است از نعمت سنگين و بزرگي كه تحمّل آن آسان نيست، تنها مؤمن از عهده پذيرش نعمت پيامبري و اطاعت از آن، به خوبي برمي‏ آيد، نعمت ايمان، رسالت و ولايت چنين است. در باره اصل ايمان مي‏ فرمايد: ﴿بل الله يمنّ عليكم أن هديكم للإيمان﴾[۵] و در باره اصل امامت: ﴿ونريد أن‏نمنّ علي الذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمة﴾[۶]: ما مي‏ خواهيم بر مستضعفان منت نهاده از بين آنها افرادي را بر انگيخته به مقام امامت بر زمين برسانيم. و در باره رسالت نيز فرمود: ﴿لقد مَنّ الله علي المؤمنين… ﴾. علت منحصر ساختن منت بر مؤمنان، با اينكه رسول خدا پيامبري جهاني است، عدم پذيرش نعمت از ناحيه ديگران است، از اين رو در سوره سبأ مي‏ فرمايد: ﴿و لكنّ أكثر الناس لا يعلمون﴾[۷] وقتي اكثر مردم آگاه نباشند و از اين نعمت خود را محروم سازند پس منّتي هم نيست زيرا نعمت را تحمّل نكردند.

آیت الله العظمی جوادی آملی سپس نتیجه گیری فرمودند: حاصل آنكه: رسالت پيامبر براي همه انسانها تا روز قيامت هست ولي تنها مؤمنان از فيض رسالت بهره‏ مند مي‏ شوند و خدا تنها بر آنان منت نهاده و رسول، از بين آنها مبعوث شده است. گرچه بعثت همه انبيا منّت است امّا دو ويژگي خاتميت و منت بودن بعثت تنها در خصوص پيامبر خاتم آمده است.

منبع: سیره رسول اکرم (ص) در قرآن، ص ۵۹

[۱]  ـ سوره بقره، آيه ۱۸۵.
[۲]  ـ همان، آيه ۲.
[۳]  ـ سوره سبأ، آيه ۲۸.
[۴]  ـ سوره آل عمران، آيه ۱۶۴.
[۵]  ـ سوره حجرات، آيه ۱۷.
[۶]  ـ سوره قصص، آيه ۵.
[۷]  ـ سوره سبأ، آيه ۲۸.

شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران(۴)؛

 

 

عبودیت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم

آیت الله العظمی جوادی آملی در این باره مرقوم داشتند: قرآن كریم وقتی می خواهد تعبیر «عبد» را نسبت به سایرانبیا بكار ببرد همراه با ذكرنام آنها بكارمی برد، ولی پیامبر خاتم را بدون نام یاد می كند، عبد مطلق، به آن فرد كامل انصراف دارد، وقتی عبد مطلق گفته می شود، عبد كامل به ذهن می آید و آن رسول خداست.

ایشان در این باره می فرمایند: خدای سبحان در باره رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ﴿و أن إلی ربك المنتهی﴾[۱] (همراه با الف ولام) خدا، رب العالمین است ولی بعضی از انسانها تحت تدبیر اسمای جزئیه حقّند، مثلاً بعضی درحقیقت،عبدالرزّاق،عبدالباسط،عبدالقابض، عبدالكریم، یا عبدالجلیل هستند اما پیامبر اسلام «عبدُه» است و پروردگاری مدبّر و مربّی شخصی وی است كه نهایی ترین مرتبه را داراست، و در قوس صعود، مقامی برتر از مقام مربوبیت شخص رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نیست، و آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم منتسب به عالیترین اسم از اسمای حسنای خدای سبحان است، یعنی «هو» كه همان هویت مطلقه است، چون كاملترین عبودیت از آن اوست، جامع ترین كلمه به او اشاره دارد و حضرت در قوس نزول از نزد همان مقام تنزّل كرده و هویت مطلقه مبدأ ارسال رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است: ﴿هوالذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله﴾[۲].

معظم له در ادامه آورده اند: قرآن كریم وقتی می خواهد تعبیر «عبد» را نسبت به سایرانبیا بكار ببرد همراه با ذكرنام آنها بكارمی برد مثلاًمی فرماید: ﴿واذكر عبادنا إبراهیم وإسحق ویعقوب أولی الأیدی والأبصار﴾[۳] یا می فرماید: «یاد كن بنده ما داود را»[۴]. «یاد كن بنده ما ایوب را»[۵]. «بنده ما نوح را تكذیب كردند»[۶] و… ولی پیامبر خاتم را بدون نام یاد می كند، عبد مطلق، به آن فرد كامل انصراف دارد: ﴿تبارك الذی نزّل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیراً﴾[۷] گرچه تورات موسی(علیه السلام) نیز «فرقان» است: ﴿و إذ اتینا موسی الكتاب و الفرقان … ﴾[۸] امّا وقتی عبد مطلق گفته می شود، عبد كامل به ذهن می آید و آن رسول خداست. می فرماید: خدایی متبارك است كه فرقان را بر بنده اش نازل كرد. نه قبل از كلمه «عبد» نام مبارك پیغمبر را می برد و نه بعد از آن، تا بگوییم نام آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم محذوف به قرینه است؛ و نیز نمی گوید «عبدنا»: بنده ما، كه ناظر به كثرت باشد، بلكه می فرماید: ﴿عَبْدِه﴾ كه ناظر به مقام وحدت است، این كلمه از «عبد الله» نیز بالاتر است، زیرا این عبودیت، حاكی از هویت مطلقه است كه بالاتر از مقام الوهیت است.

و نیز در ابتدای سوره «إسراء» می فرماید: ﴿سبحان الذی أسری بعبده لیلاً… ﴾[۹]: خدایی سبّوح است كه بنده اش را در پاسی از شب به معراج برد. دیگران عبد مقید، یعنی بنده تعینات مقیده اند، ولی رسول اكرم بنده آن مقام اطلاق است. خداوند، از رسولش به عنوان «عبده» یاد می كند، نه به خاطر اینكه كلمه «الذی» از موصولات است و عاید می خواهد، زیرا این مطلب را با الفاظ دیگر نیز می توان بیان نمود؛ اگرمتكلم بخواهد آن معارف بلند وعبودیت مطلقه رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را تفهیم كند، از عبودیت وی با الفاظ دیگریاد می كند. در ابتدای سوره «كهف» نیز تعبیری مشابه تعبیر همین آیه دارد: ﴿الحمد لله الذی أنزل علی عبده الكتاب﴾[۱۰] جز اینكه در آنجا سخن ازتسبیح بود ودراینجا سخن از تحمید است. چون عبد محض می تواند در اثر عبودیت تامه مظهر «سبّوح» بشود، چنانكه می تواند در اثر عبودیت كامله، مظهر «حمید» قرار گیرد[۱۱].

نظیر آیه اول سوره كهف، آیه اول سوره فرقان است: ﴿تبارك الذی نزّل الفرقان علی عبده﴾ جز اینكه در اینجا سخن از تبارك است و آنجا سخن از حمد، در اینجا می فرماید: خدای سبحان بر بنده اش فرقان نازل كرده و در سوره كهف می فرماید: «كتاب» فرستاده. «كتاب» جنبه ثابت كلام الله است و «فرقان» جنبه فَرْق و تغیر. بین كلام و كتاب، قرآن و فرقان فرق است، به لحاظ توحید كثرتها و جمع تفصیل ها آن را قرآن، و از آن جهت كه فارق بین حق و باطل است و تفصیل اجمال و تكثیر وحدت می كند فرقانش می نامند.

می فرماید: «حمد و ستایش برای خدایی است كه بر بنده خویش كتاب را فرو فرستاده». در این آیه نیز نكات گذشته اعمال شده، نام حضرت رسول اكرم را قبل یا بعد از كلمه عبد نبرده، عبد به عنوان مطلق، بر او حمل شده، و آن را به هویت مطلقه خود نسبت داده است نه به اسمی از اسمای خاصه؛ و آنچه در صدر آیه قرار گرفته، از قبیل تسبیح یاتحمید، اثر خاصّ خود را خواهد داشت، و در ذیل فرموده: ﴿لیكون للعالمین نذیراً﴾ او نذیر عالمان و الگوی جهانیان است، از این رو هیچ كمالی از كمالات برای انسان متكامل فرض نمی شود جز اینكه پیامبر، به آن مقام نایل آمده است.

 

منبع: سیره رسول اکرم (ص) در قرآن ، ص ۲۶

[۱]  ـ سوره نجم، آیه ۴۲.

[۲]  ـ سوره توبه، آیه ۳۳.

[۳]  ـ سوره ص، آیه ۴۵.

[۴]  ـ همان، آیه ۱۷.

[۵]  ـ همان، آیه ۴۱.

[۶]  ـ سوره قمر، آیه ۹.

[۷]  ـ سوره فرقان، آیه ۱.

[۸]  ـ سوره بقره، آیه ۵۳.

[۹]  ـ سوره إسراء، آیه ۱.

[۱۰]  ـ سوره كهف، آیه ۱.

[۱۱]  ـ «حمید» ازاسمای جمالیه خداوند، و «سبوح قدّوس» از اسمای جلالیه اوست. آنچه در سوره «إسراء» است تسبیح و جلال، و آنچه در سوره «كهف» آمده، تحمید و جمال است.

 

شاخصه های برتری رسول اکرم بر پیامبران(۵)؛

 

رأفت و رحمت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم

آیت الله العظمی جوادی آملی در این باره مرقوم داشتند: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مظهر رأفت و رحمت خدا برای مؤمنان است. رحمت و رأفت، صفت فعل حقّ است و هر صفت فعل را از مقام فعل موصوف، انتزاع می كنند نه از مقام ذات وی، جایگاهی كه محلّ انتزاع رأفت و رحمت است، جایگاهی امكانی است، و همان جایگاه می شود، رئوف و رحیم، و بارزترین مصداق و مظهر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

معظم له در این باره می فرمایند: خداوند در مورد بعضی از انبیا تعبیر برادر كرده می فرماید: «برای قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم[۱]، «برای قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم»[۲]، «…آن هنگام كه برادرشان نوح آنها را گفت… »[۳] ولی درباره پیامبر اسلام تعبیر برادر نیامده، بلكه می فرماید: ﴿هو الذی بعث فی الأمّیین رسولاً منهم﴾[۴] یا اینكه می فرماید ﴿لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزیزعلیه ما عنتّم حریص علیكم بالمؤمنین رؤف رحیم﴾[۵]: پیامبری برای شما آمده كه از جانتان برخاسته، انحراف شما برای او بسیار سخت است، با حرص و شوق كوشش می كند تا شما مؤمن بشوید، او مظهر رأفت و رحمت خدا برای مؤمنان است. رحمت و رأفت، صفت فعل حقّ است و هر صفت فعل را از مقام فعل موصوف، انتزاع می كنند نه از مقام ذات وی، جایگاهی كه محلّ انتزاع رأفت و رحمت است، جایگاهی امكانی است، و همان جایگاه می شود، رئوف و رحیم، و بارزترین مصداق و مظهر آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. صفات فعلیه به صفات ذاتیه متّكی است، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فعلی است از افعال خدا كه به ذات خدا تكیه دارد، او مانند سایر فقرا، ربط محض و فقر صرف است ولی مظهر رأفت و رحمت خداست.

 

ایشان در تبیین رحمت عامه و رحمت خاصه، آورده اند: خداوند برای خود رحمتی عامه ورحمتی خاصه قایل است واین دوخصوصیت را برای قرآن و پیامبر نیز بیان داشته، از طرفی می فرماید: من رحمت عامه ای دارم: ﴿رحمتی وسعت كل شی ء﴾[۶] یعنی هر چه مصداق شی ء است مشمول رحمت من است. و از طرف دیگر می فرماید: متّقیان، از رحمت ویژه ام برخوردارند: ﴿فسأكتبها للذین یتّقون﴾[۷]. رحمت عامّه مقابل ندارد، ولی مقابل رحمت خاصه، غضب است كه زیر پوشش رحمت عامه است چنان كه رحمت خاصه زیر پوشش رحمت عامه است،اینكه ما خدا را به رحمت فراگیرش سوگند می دهیم[۸] ناظر به همان رحمت مطلقه ای است كه مقابل ندارد. قرآن نیز مظهر رحمت عامه است زیرا گرچه برای هدایت مردم است ولی سایر موجودات نیز كه به تبع مردم آفریده شده اند از فیض قرآنی بهره مند می شوند.

 

آیت الله العظمی جوادی آملی با بیان اینکه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ، رحمت عامه ای است كه همگان از او استفاده تكوینی و بهره غیر تكوینی می برند، به نقل حدیثی از امیرالمومنین پرداخته و آورده اند: از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است كه: در خدمت پیغمبر، از جایی عبور می كردیم، به هیچ درخت و سنگی نمی رسیدیم جز اینكه به آن حضرت سلام عرض می كردند[۹] ! آری، همه چیز در پیشگاه رحمت خاصه خاضع است. هر فضیلتی كه مكتبهای غیر الهی دارند محصول بهره گیری از تعلیمات انبیاست، با این تفاوت كه آنها جهت مردمی ره آورد انبیا را گرفته و جهت الهی آن را وانهادند، گرچه جهات الهی آمیخته با جهات مردمی است امّا مكاتب غیر الهی بین خدا و پیغمبر و بین ره آورد انبیا جدایی افكندند، بعضی را پذیرفته و نسبت به بعضی دیگر كفر ورزیدند: ﴿ویقولون نؤمن ببعضٍ و نكفر ببعض﴾[۱۰]، پس هر حرف حقی در جهان، محصول رسالت انبیاست كه: «الحجة قبل الخلق»[۱۱] قبل از اینكه دیگران بیایند، صاحبان وحی آمدند و گفته های نغز و دلنشین خود را عرضه كردند و دیگران بر سر سفره آنها نشسته و از گفته هایشان مدد گرفتند، لذا انبیا هم می توانند مظهر رحمت عامه خدا باشند و هم مظهر رحمت خاصه وی.

 

[۱]  ـ سوره اعراف، آیه ۷۳.

[۲]  ـ سوره هود، آیه ۵۰.

[۳]  ـ سوره شعراء، آیه ۱۰۶.

[۴]  ـ سوره جمعه، آیه ۲.

[۵]  ـ سوره توبه، آیه ۱۲۸.

[۶]  ـ سوره اعراف، آیه ۱۵۶.

[۷]  ـ همان.

[۸]  ـ همان.

[۹]  ـ كافی، ج۱، ص۴۴۶.

[۱۰]  ـ سوره نساء، آیه ۱۵۰.

[۱۱]  ـ بحار، ج۲۳، ص۳۸، ح۶۶.

 

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.