وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تفاوت وحي با كشف و شهود

وحى و عارفان

پرسش 15 . آيا انسان با كشف و شهود و سير و سلوك مى تواند به وحى برسد؟

«وحى» در لغت داراى معانى مختلف است؛ از جمله: اشاره، كتابت، نوشته، رساله، پيغام، سخن پوشيده و اعلام در خفا157. اين واژه در قرآن كريم در چهار مورد به كار رفته است: اشاره پنهانى،158 هدايت غريزى159، سروش غيبى (الهام)160 و وحى رسالى.161
اين واژه در اصطلاح دو كاربرد دارد: يكى عام و ديگرى خاص.

«وحى» به معناى عام، سخن پوشيده و اعلام در خفا است كه در همه موجودات ـ اعم از حيوان، جماد، انسان و شيطان ـ وجود دارد.
معناى عام وحى، نوعا همان معناى لغوى وحى است. در معناى خاص، وحى معرفتى است كه به صورت ويژه بر پيامبران و معصومان القا مى شود. اين فقط مختص رسولان و امامان (علیه السلام)  است؛ نه غير آنان.162

بر اين اساس اگر مقصود از وحى؛ معناى عام آن باشد، بلى، انسان با كشف و شهود و سلوك معنوى، مى تواند به مقام سروش غيبى برسد كه از آن به الهام و گاه به كشف معنوى تعبير مى شود. اما اگر مراد، وحى به معناى خاص آن باشد، خير؛ زيرا صرف سلوك معنوى آدمى را به مقام انبيا و ائمه (علیه السلام)  نمى رساند و چنان معرفتى براى وى حاصل نمى شود؛ زيرا:

يكم. وحى آن نوع شناخت و دريافت معارف و قوانين تشريعى جامع و بى بديل است كه از سوى آفريدگار عالم ـ با توجه به آگاهى از سيستم وجود انسان و نيازهاى گوناگون حيات مادى و روحانى او ـ در تمام مراحل مختلف زندگى افاضه مى شود و جهت راهبرد هماهنگ و معقول جامعه انسانى، در روند حيات فردى و جمعى است. در حالى كه محتواى مكاشفه اى كه از سلوك معنوى به دست مى آيد، اغلب ناقص و يك جانبه است و براهين اطمينان بخش براى صاحب كشف و ديگران ندارد. علاوه بر آنكه وحى ناظر به سعادت همگان است؛ در حالى كه كشف عرفانى محض، در صدد رفع مشكل صاحب كشف است.

دوم. در وحى خاص، پيامبر، فرشته (كه واسطه پيام است) را مى بيند؛ ولى در وحى عام اگر حامل پيام فرشته باشد، سالك او را مشاهده بصرى نمى كند.

سوم. نبى بايد شهود خويش را به ديگران گفته و آن را تبليغ كند؛ ولى براى سالك چنين شرطى وجود ندارد.163

چهارم. وحى، مقامى اعطايى است كه خداوند افاضه فرموده و تحت مشيت و اراده او قرار دارد؛ امّا در مكاشفه، سالك هر چند حقايق عوالم غيب را دريافت مى دارد؛ ولى اين «آخذا من اللّه » و از طريق اعطا نيست.

بنابراين انسان با سلوك معنوى، نمى تواند به وحى ـ به معناى خاصّ آن ـ دست يابد؛ گرچه به وحى به معناى عام آن نايل شود.

 

157. لسان العرب، ج 15، ص 380.
158. مريم 19، آيه 13.
159. نحل 16، آيه 68 ـ 69.
160. قصص 28، آيه 7؛ طه (20)، آيه 37 ـ 40.
161. شورى 42، آيه 7.
162. جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 454.
163. اين موارد با استفاده از منابع ذيل استخراج شده است: عرفان نظرى، ص366؛ مفاتيح الغيب، ص338؛ شرح مقدمه قيصرى، ص 590 و 591؛ شرح فصوص الحكم، ص111؛ مبانى نظرى تجربه دينى، ص 154 ـ 159؛ تحليل وحى از ديدگاه اسلام و مسيحيت، ص52 ـ 72.

  • منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش ها و پاسخ ها «عرفان و عشق»  .

حتما بخوانيد

ویژه نامه عرفان و مکاتب عرفانی

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.