وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تفاوت نظر قرآن و تورات درباره علم

تفاوت نظر قرآن و تورات درباره علم

پرسش : تفاوت دیدگاه قرآن و تورات را در بابعلم بیان نمایید؟

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

پاسخ اجمالی

در نگاه قرآن و تورات(تحریف شده)، تفاوت های زیادی در مورد جایگاه «علم و دانش» وجود دارد. تورات می گوید: «آدم» به خاطر استفاده از درخت «نيك و بد» و علم پیدا کردن از بهشت رانده شد؛ در مقابل قرآن، ارزش مقام انسان را در «علم الاسماء» می داند. در افسانه های تورات نسبت جهل، حسد، بخل، دروغ و جسم بودن به خدا داده شده است و …

پاسخ تفصیلی

اگر قرآن را با تورات (تحریف شده) بسنجیم و نظر هر یک را راجع به دانش بررسى کنیم، خواهیم دید، اسلامعلم را در چه جایگاهى قرار داده و تورات در چه جایگاهى.

گفته شده تورات به بیش از ۱۰۰۰ زبان منتشر شده و مورد احترام یهودیت و مسیحیت است، وقتى به فصل دوم و سوم سِفر تکوین (پیدایش) مى رسیم، مى گویند:

آدم را به خاطر این ازبهشت راندند که از درخت علم و معرفت خورد و چشمش باز شد و دید عریان است و پشت درخت پنهان شد، خدا پرسید کجائى؟ گفت پشت درخت، گفت: «چرا آنجا رفته اى؟» گفت: «برهنه ام»، گفت: «از کجا فهمیدى زشت است؟»

معلوم مى شود از آن درخت خورده اى و عقل به کله ات آمده، سپس دستور داد، بیرونش کنید، که بهشتجاى عاقلان نیست، البته این بیانى که کردیم بیان عامیانه به زبان خودمان بود، و حال ترجمه بعضى از مطالب فصل دوم و سوم سِفر تکوین را بیان مى کنیم:

در فصل دوم آمده است: «پس خداوند خداآدم را از خاک زمین صورت داد و نسیم حیات را بر دماغش دمید و آدم جان زنده شد؛ و خداوند خدا هر درخت خوش نما و به خوردن نیکو، از زمین رویانید، و هم درخت «حیات» در وسط باغ و درخت «دانستن نیک و بد» را… و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت که از تمامى درختان باغ مختارى که بخورى، اما از درخت «دانستن نیک و بد» مخور، چه در روز خوردنت از آن مستوجب مرگ مى شوى…».

و در فصل سوم چنین آمده است:

«و آواز خداوند را شنیدند که به هنگام نسیم روز در باغ مى خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدادر میان درختان باغ پنهان کردند و خداوندخداآدم را آواز کرده وى را گفت که کجائى؟! او دیگر جواب گفت که آواز تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا که برهنه ام، به جهت آن پنهان شدم و خدابه او گفت که: تو را که گفت که برهنه اى؟ آیا از درختى که تو را امر کردم، نخورى و خوردى؟! و آدم گفت: زنى که از براى بودن با من دادى، او از آن درخت به من داد که خوردم؛ و خداوند خداگفت که: اینک آدم نظر به دانستن نیک و بد چون یکى از ما شده، پس حال مبادا که دست خود را دراز کرده هم از درخت حیات بگیرد، و خورده دائماً زنده ماند. پس از آن سبب خداوند خدااو را [از] باغ عدن راند تا آنکه در زمینى که از آن گرفته شده بود فلاحت نماید».

همانطور که مشاهده فرمودید، این «افسانه زننده» که در تورات کنونى به عنوان یک واقعیت تاریخى آمده است، علت اصلى اخراج آدم(علیه السلام) از بهشتو گناهبزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نیک و بد مى داند. و چنانچه آدم(علیه السلام) دست به شجره «نیک و بد» دراز نمى کرد و تا ابد در جهل باقى مى ماند، تا آنجا که حتى نداند برهنه بودن زشت و ناپسند است، براى همیشه در بهشتباقى مى ماند.
به این ترتیب مسلماً آدم نباید از کار خود پشیمان شده باشد، زیرا از دست دادن بهشتى که شرط بقاى در آن، ندانستن نیک و بد است، در برابر به دست آوردن علم و دانش، تجارت پرسودى محسوب مى گردد، پس چرا آدم(علیه السلام) از این تجارت نگران و پشیمان باشد؟!
بنابراین افسانه، تورات درست در نقطه مقابل قرآن که ارزش مقام انسان و سرّ آفرینش او را در «علم الاسماء» معرفى کرده قرار دارد.
از این گذشته در افسانه مزبور مطالب زننده عجیبى درباره خداوند و یا مخلوقات او دیده مى شود که هر یک از دیگرى حیرت انگیزتر است، و آن عبارت است از:

۱ـ نسبت دروغ به خداوند (چنانکه در جمله شماره ۱۷ فصل دوم مى گوید: «خداوند گفت از آن درخت نخورید که مى میرید» در حالى که نمى مردند؛ بلکه دانا مى شدند).

۲ـ نسبت بخل به خداوند (چنانکه در جمله ۲۲ فصل سوم مى گوید: «که خدانمى خواست آدم و حوّا از درخت علم و حیات بخورند و دانا شوند و زندگى جاویدان پیدا کنند»).

۳ـ نسبت حسد به خداوند (چنانکه از همان جمله استفاده مى شود که خداوند بر این علم و دانشى که براى آدم پیدا شده بود رشک برد).

۴ـ نسبت جسم به خداوند (چنانکه از جمله ۸ فصل سوم استفاده مى شود که خداوند به هنگام صبح در خیابان هاى بهشت مى خرامید).

۵ـ خداوند از حوادثى که در نزدیکى او مى گذرد بى خبراست (چنانکه در جمله ۹ مى گوید: «صدا زد آدم کجائى؟ و آنها در لابلاى درختان، خود را از چشم خداوند پنهان کرده بودند»).(۱)

مطلبى که ذکر آن خالى از لطف نیست، این است که مراد از «شجره منهیّه» (درختى که حضرت آدم(علیه السلام) از آن نهى شده بود) چیست؟

صاحب تفسیر«اطیب البیان» در ذیل این آیات گوید:

«بعضى گفتند: حنطه(گندم) و بعضى عنب(انگور) و بعضى زیتون و بعضى کافور و بعضى شجره علم خیر و شر و بعضى شجره خلد دانسته اند، و قائل به شجره علم خیر و شر، «کلبى» است و او از تورات رائج اخذ نموده، و قصه تورات به جهاتى محرّف است و قائل به شجره خلد، «ابن جذعان» است، و این نیز قول باطلى است، براى اینکه اولا ماخوذ از قول شیطان است که گفت: «هَلْ اَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لَّایَبْلَى». (۲)

و ثانیاً اگر شجره خلد بود، باید آدم و حوّا در بهشت جاودان باشند نه اینکه خارج شوند؛ و اخبار در این باره مختلف است و در بعضى اخبار دارد که همه اینها حق است؛ زیرا درخت بهشتى شامل همه انواع خوراکیها هست،(۳) و آنچه به نظر اقرب است، این که شجره از چیزهائى بوده که خوردن آن با ماندن در بهشتمناسبتى نداشته، و بعید نیست که همان حنطه(گندم) بوده است».(۴)،(۵)

پی نوشت:

(۱). قرآن و آخرين پيامبر: تجزيه و تحليل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دريچه هاى گوناگون‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، ‏تهران‏ ۱۳۸۵ شمسی، ‏چاپ: چهارم‏، ص ۱۲۷، قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح مي كند؛ تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الإسلامية، تهران، ۱۳۷۴ شمسی، چاپ: اول، ج ‏۱، ص ۱۹۱، (۳ – مقايسه معارف قرآن با تورات).(۲). سوره طه، آيه ۱۲۰.
(۳). عيون أخبار الرضا(عليه السلام)‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، نشر جهان‏، تهران،‏ ۱۳۷۸ قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏۱، ص ۳۰۶، باب ۲۸ (فيما جاء عن الإمام علي بن موسى ع من الأخبار المتفرقة).
(۴). اطيب البيان في تفسير القرآن، طيب، سيد عبد الحسين، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ شمسی، چاپ: دوم، ج ‏۱، ص ۵۱۷، سوره بقره، آيه ۳۵.
(۵). گردآوری از کتاب: اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: اكبر خادم الذاكرين‏، نسل جوان‏، قم‏، ۱۳۸۵ شمسی، چاپ: اول‏، ج ۲، ص ۵۷.

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
🔗 لینک کوتاه
:کلیک کنید

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.