وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تعارض بین آیات زندگی سخت افراد کافر و ثروت کافران در قرآن!

تعارض بین آیات زندگی سخت افراد کافر و ثروت کافران در قرآن!

آيا بين ۲ آيه «و من أعرض عن ذكرى فإن له معيشه ضنكا»(طه/۱۲۴) و آيه «لجعلنا لمن يكفر بالرحمن لبيوتهم سقفا من فضه»(زخرف/۳۳) و آيه ۱۳۱ طه تعارض نيست. چون يك جا مى گويد معرض از ذكر داراى معيشه ضنك است و در جايى ديگر مى گويد كافر اين همه مال و آسايش دارد؟

در ابتدا توجه شما را به دو آيه ديگر جلب مى كنيم:

مَنْ كانَ يُريدُ الْعاجِلَه عَجَّلْنا لَهُ فيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُريدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُومًا مَدْحُورًا (۱۸) وَ مَنْ أَرادَ اْلآخِرَ] وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (۱۹) هر كس خواهان [دنياى‏] زودگذر است به زودى هر كه را خواهيم [نصيبى‏] از آن مى‏دهيم آنگاه جهنم را كه در آن خوار و رانده داخل خواهد شد براى او مقرر مى‏داريم (۱۸) و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد آنانند كه تلاش آنها مورد حق‏شناسى واقع خواهد شد (۱۹)

از اين آيه شريفه به خوبى استفاده مى شود هر كس در اين دنيا فعاليتى داشته باشد، بهره و برداشت خود را خواهد داشت و طبيعى است اگر كسى بيشتر فعاليت كند، برداشت بيشترى خواهد داشت.

از آنجا كه كافران بيشتر فعاليت خود را متوجه دنيا مى كنند طبيعى است كه برداشت و بهره بيشترى داشته باشند. در حالى كه مؤمنان به دليل عبادت ها و مسئوليتهاى دينى مانند جهاد و رعايت تقوا و معنويت گرايى، وقت كمترى براى دنيا مى گذارند و از سوى ديگر مؤمنان به جهت رعايت احكام الهى، دست يابى به مال را از هر طريقى جايز نمى دانند اما كافران محدوديت شرعى ندارند.

لذا طبيعى است كه كافران از دارايى بيشترى برخوردار باشند. البته اگر با اين مقدار وقت گذارى و فعاليت از ياد خدا و اهرمهاى معنوى نيز استفاده مى كردند چه بسا دارايى بيشترى نصيب آنها مى شد. چنان كه برخى مؤمنان فعال نيز داراى دارايى فراوان هستند.

بنابراين آيه سوره طه بيانگر يك واقعيت است. و اما آيه سوره زخرف به طور مشروط مطرح شده است. و بيانگر كم ارزش جلوه دادن مظاهر دنيا نسبت به پاداشهاى آخرت است. علاوه بر اينكه خداوند هر تلاشى را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. و از آنجا كه كافران از پاداشهاى بهشتى بهره اى ندارند. اگر مؤمنان گرفتار ضعف ايمان نمى شوند خداوند آنها را از زيور آلات دنيا به طور كامل بهره مند مى كرد.

بين آيات فوق تعارضى نيست آيه «و من اعرض عن ذكرى فان له معيشه ضنكا» به بيان ديگر در صدد بيان اين نكته است كه اعراض از ياد خدا سبب سختى و تلخى و تنگى معيشت مى شود و اين در هر صورتى صادق است اعراض كننده از ياد خدا در هر صورت معيشت ضنك دارد يعنى، گاهى تنگى معيشت به خاطر اين نيست كه درآمد كمى دارد، اى بسا پول و درآمدش هنگفت است، ولى بخل حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى كند. اصولا تنگى زندگى بيشتر به خاطر كمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است به خاطر عدم اطمينان به آينده و ترس از نابود شدن امكانات موجود و وابستگى بيش از حد به ماديات است و آن كس كه ايمان به خدا دارد و دل به ذات پاك او بسته، از همه اين نگرانى ها در امان است.

ياد خدا مايه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموش كردن او مايه اضطراب و ترس و نگرانى است زيرا طمع و حرص آدمى حدى ندارد هر چه بدست مى آورد باز درصدد ديگرى است و شخص بى خبر از خدا چون پيوسته به تمايلات نفس متوجه است و هر چه تلاش كند آنها را راضى نمى تواند كرد لذا با وجود وسعت نعمت و وسائل پيوسته در تنگى است ولى آنان كه به دنيا با ديده ديگرى نگاه مى كنند و در ياد خدا هستند، اين طور نيستند.

بنابراين معيشت ضنك لزوما به معنى فقر و تنگدستى و كمى مال نيست بلكه با وسعت مال و فراوانى امكانات هم (اعراض كننده از ياد خدا) داراى معيشت ضنك است. مال و ثروت هميشه خوشبختى نمى آورد بهره مندى صحيح و انسانى شرط است. ممكن است انسان خانه اى از خشت هاى طلا و نقره هم براى خود فراهم كرد و انواع وسائل رفاه و آسايش را هم جور كند ولى باز معيشت او سخت و تنگ باشد. چون آرامش واقعى ندارد روح او قانع نشده. بسيارى از افراد را ديده ايم كه در كاخها زندگى مى كنند ولى زندگى آنها نكبت بار و سخت است حاضرند با كوخى در روستايى عوض كنند و آرامش واقعى و زندگى انسانى بدون اضطراب و دلهره داشته باشند.

در نتيجه اين آيه (سوره طه) با آيه سوره زخرف تعارض ندارد، زيرا آن كسى هم كه خانه آن چنانى دارد باز معيشت او ضنك است.

اما آيه: «وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النّاسُ أُمَّهً واحِدَهً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّهٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ‏»(۱)

در صدد بيان معيار نبودن مال و ثروت و مقامات مادى در نظام ارزشى اسلام است و بيان اين كه سرمايه هاى مادى و وسائل تجملاتى دنيا به قدرى در پيشگاه پروردگار بى ارزشى است كه مى بايست تنها نصيب افراد بى ارزش هم چون كفار و منكران حق باشد و اگر مردم كم ظرفيت و دنيا طلب به سوى بى ايمانى و كفر متمايل نمى شدند. خداوند اين سرمايه ها را تنها نصيب اين گروه مى كرد تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست.

آيه ديگر سوره طه: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجًا مِنْهُمْ زَهْرَه الْحَياهِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ»(۲)

هم دستور مى دهد به پيامبر اكرم و عموم مسلمانان كه هرگز چشم خود را به نعمت هاى مادى كه به گروه هائى از آنها داديم ميفكن كه اينها شكوفه هاى زندگى دنياست و براى آن است كه آنان را با آن بيازمائيم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است.

بديهى است كه بسيارى از كفار و مخالفان زندگى مرفه و پر زرق و برقى داشته و دارند قرآن كريم پيامبر و مسلمان ها را دلدارى مى دهد و امر به شكيبائى و صبر مى دهد كه اين ظواهر فريبنده مانند شكوفه هائى است كه زود مى شكفد و پژمرده مى گردد و بر روى زمين مى ريزد و چند صباحى بيشتر پايدار نمى ماند.

در واقع دو آيه اخير (زخرف- طه) در مقام بيان بى ارزشى متاع دنيا نسبت به آخرت است. و بيان اين كه آن چه خداوند به پيامبر و مسلمان ها داده بهتر و پايدارتر است كه عبارتند از: ايمان، اسلام، قرآن و آيات الهى و روزى هاى حلال و پاكيزه و سرانجام نعمت هاى جاودان آخرت.

نكته ديگر آن است كه كفار در اين جا از زندگى ظاهرى بهره مند مى شوند و در آخرت عاقبت بدى در انتظارشان است ولى مؤمنين در اين جا گرچه به ظاهر بهره مند نيستند لكن در همين دنيا آزمايش شده و خالص مى شوند و عاقبت نيكى در انتظار آنها است.

نكته بعدى آن است هدف قرآن در اين آيات مورد بحث شكستن ارزش هاى دروغين است، هدف اين است كه مقياس شخصيت انسان ها را ثروت و زينت آن ها نشمارند، نه اين كه امكانات مادى بد چيزى است مهم اين است كه به آنها به صورت يك ابزار نگاه شود نه يك هدف متعالى و نهائى.

بنابراين نه بهره مند بودن گروهى از كفار و ظالمان از اين مواهب مادى دليل بر شخصيت آنها است، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از اين امور در حد معقول، به صورت يك ابزار، ضررى به ايمان و تقواى انسان مى زند و اين است تفكر صحيح اسلامى و قرآنى.

در نتيجه كافر مال زياد دارد ولى آسايش ندارد. آسايش و آرامش در سايه ايمان است: «الا بذكر الله تطمئن القلوب و من اعرض عن ذكرى فان له معيشه ضنكا»

(۱) (زخرف، ۳۳)
۰۰۰ (۲) (طه، ۱۳۱) /پرسمان.

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

بدون نظر
  1. ناشناس می گوید

    امتیاز بینندگان:4 ستاره