وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تشخیص وظیفه در دوران کنونی

تشخیص وظیفه در دوران کنونی

حضرت آیت الله مصباح یزدی

هدف از آفرينش و زندگي انسان بر روي زمين چيست؛ آن هم زندگي در کنار موجودي به نام ابليس که قبل از انسان وجود داشته و دائماً در پي فريب دادن انسان بوده است. هدف اصلي از خلقت ما چيست؟ مسئوليت و وظيفه ما در جهت رسيدن به اين هدف چيست؟ آيا مسئوليت ما فردي است يا اجتماعي است؟ اگر ما اين مسائل را نفهميم، با ابهام‌هايي روبرو مي‌شويم که جواب روشني براي آنها نخواهيم يافت.

تقابل همیشگی حق و باطل

به عنوان نمونه همگان اصلاح امور جامعه را كاري خوب و پسنديده مي‌دانند و تصور مي‌کنند که اگر دولت کارش را خوب انجام دهد، يا روحانيت وظيفه‌اش را بدرستي انجام دهد، همه مشکلات حل مي‌شود؛ اما بايد توجه داشت گاهي عده‌اي با علم به بطلان و انحراف خود، نمي‌خواهند به مسير اصلاح بازگردند و براي توجيه رفتار خود همیشه به ديگران دروغ می‌گویند؛ اين مسأله همواره بوده و در آينده هم خواهد بود. مثلاً فرعون مي‌دانست که اوخدا نيست، اما مي‌گفت: «انا ربکم الأعلی».

در طول تاریخ، همیشه چنین كساني بوده‌اند؛ زمانی فرعون و نمرود، روزي هم يزيد، امروز هم چنین افرادی هستند كه از بزرگترین شخصیت‌های سیاسی جهان به شمار می‌روند، اما در پي فريب دادن ديگران هستند. مي‌شود حدس زد در آينده هم فرعون‌صفتاني با اسم‌هاي مختلف پيدا شوند و موسی‌هايي در مقابلشان بایستند و اين جريان تقابل حق و باطل هميشه برقرار خواهد بود.

مردم‌سالاري ديني، استقلال، آزادي و نظایر آن از جمله مفاهیم کلی مورد قبول اكثريت جامعه است،اما اگر سوال شود آزادی يعني چه، آيا آزادی نسبی است یا مطلق، مرز آزادی کجاست، چه کسی باید مرز آن را مشخص کند و آیا خود ما حق داريم برای آزادی‌مان مرزي تعيين کنیم، پاسخ روشني نخواهيم شنيد؛ با وجود اينکه آزادی یکی از اصلي‌ترين شعارهایی است که از ابتدای انقلاب بر آن تأکید شده است.

 

مثال بالاتر براي ابهام در مسائل بنيادین در باره دين است؛ اصلاً دین یعنی چه؟ کارکرد دین در جامعه چیست؟  اگر دین در جامعه نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟  اگر مردم بدون دين باشند، اما حريم و حقوق يكديگر را رعايت کنند و با هم زندگی مسالمت‌آمیزي داشته باشند، مشکلي پيش خواهد آمد؟ گمان نکنید که این مسأله براي كسي مطرح نيست؛ در عمق دل اکثر سیاستمداران عالم همین تصور وجود دارد؛ هر چند آن را به زبان نياورند.

 

ما که حاضريم براي انقلاب اسلامي جان بدهيم، هنوز نقش و کارکرد دين را در جامعه نشناخته‌ايم،از اينجا مي‌توان دريافت كه بزرگترين ضعف جامعه ما فقر علمي و فرهنگي است. این در حالی است که انسانيت انسان به فرهنگ و شناخت اوست و از همين رو برخي جامعه‌شناسان انسان را «حيوان فرهنگي» معرفي می‌کنند.

 

متاسفانه نه فقط دانشگاه‌ها، بلكه حوزه‌ها نیز كمتر به این مباحث بنیادین می‌پردازند. تا این مسائل زيربنايي حل نشود نمی‌توان مشكلات فكري فرعی‌تر را حل کرد و هرگونه بحث و تحقيقي در باره آنها در نهایت به بن بست می‌رسد.
به واسطه حل نشدن مسائل کلی و بنيادين است که با وجود آنکه ولایت فقیه را قبول داریم، اما چون فهممان از اين موضوع دقيق و كامل نيست، انتقاداتي را در باره برخي امور مطرح مي‌كنيم.

تا زماني كه سوالات بنیادین پاسخ داده نشود، مسائل دیگر حل نمی‌شود،كساني با وجود اينکه مسائل زيربنايي برایشان حل نشده، براحتی احکام اسلام را زیر سؤال می‌برند و صراحتاً می‌گویند مگر انسان، حيوان است که بتوان او را شلاق زد! این رفتارها ناشی از حل نشدن مسائل کلی است.

 

لزوم شناخت وظیفه در وضعیت حاضر

زندگی بشر در ابتدا بسيار ساده بود؛ در حدي كه مسأله‌اي به عنوان پوشش برايش مطرح نبود و بر اساس آیات قرآن، حتی لباسی هم به تن نداشت. بعد از خوردن ميوه ممنوعه آدم و حوا متوجه برهنگی بدن خود و زشتي آن شدند و با برگ درختان، خود را پوشانیدند. اما امروز زندگی بشر، بسیار پیچیده شده و روز به روز بر اين پيچيدگي افزوده مي‌شود. به عنوان مثال، آيا ما سي سال پيش تصوري از وضعيت زندگي امروز خود داشتيم؟ آیا باورمان مي‌شد که با وسيله‌اي به اندازه کف دست، بتوان از آن سوي دنيا با خبر شد؟

ما در هر وضعيت و شرائطي كه هستيم، بايد وظيفه خود را بشناسيم و به آن عمل کنيم؛ البته هرگز تکليف شاقي از ما خواسته نشده است؛ چون خداوند در آيات متعددي از قرآن فرموده كه تکليف هر كس در حد وسع و توان اوست و بيش از آن بر عهده‌اش نيست.

ابزار، تکنولوژی و وسائل ارتباطی امروز از نعمت‌های خداوند است. امکان انتقال اطلاعات از یک گوشه دنیا به گوشه‌اي دیگر در کمترین زمان نعمت بزرگی است و ما باید از این نعمت به درستي استفاده کنیم. بخواهیم يا نخواهیم، این ابزار وجود دارد؛ اين ما هستيم كه باید وظیفه خود را در برابر اين امكان و نحوه استفاده از آن بشناسیم. البته وظیفه افراد مختلف مثل هم نیست و بسختی می‌توان دو نفر را یافت که وظیفه یکسانی داشته باشند؛ قدرت بدني، علم و شناخت، قدرت تشخیص، سلیقه‌ها و عوامل ديگري كه در تعيين وظيفه مؤثر هستند، در افراد، متفاوت است.

گاهی وظیفه، فردی است و فقط به خود شخص ارتباط دارد،اما برخی وظیفه‌ها بعد وسیع‌تری دارد و شامل خانواده، منطقه، شهر و حتی تمام دنیا می‌شود. امروز ما حتي نسبت به انسان‌هاي ديگري که در فلان گوشه دنيا حضور دارند، وظيفه داريم؛ البته وظيفه هر كسي متوقف بر قدرت و در حد توان اوست و طبيعتاً نخبگان بايد راه‌هاي کم هزينه‌تر و سودمندتري را برای انجام وظیفه بيابند.

 

هرکسی باید جایگاه خود را در عالم خلقت بیابد تا بر اساس آن وظیفه خود را بشناسد،روشن است كه عقل به تنهايي برای شناختن وظیفه کافي نيست؛ اگر عقل کافي بود، اين همه پيامبران براي چه از سوي خدا آمدند؟ پس، هم بايد عقل را به کار بگيريم و مراقب باشيم در استدلالات عقلي مرتكب اشتباه نشويم، هم از دين برای شناختن وظیفه استفاده کنيم.
البته دين هم داراي ابعاد مختلفي است. کساني ده‌ها سال ازعمرشان را برای آموختن یک بعد از دین، یعنی فقه صرف می‌کنند، اما در نهايت خودشان اعتراف می‌کنند که هنوز همه مسائل فقهی را با تمامي جزئيات آن به خوبي نشناخته‌اند. از همین رو نمی‌توان توقع داشت يك طلبه پس از مدت كوتاهي تحصيل همه ابعاد دین را بیاموزد و بلافاصله به کارهای دیگر مشغول شود.

 

تقسیم قوای حکومتی به سه بخش توسط منتسکیو، حقوقدان فرانسوی انجام شده و از منابع اسلامي اخذ نشده است، تقسیم کار، یک مسأله عقلائی است و نمی‌توان انتظار داشت یک نفر همه امور را بر عهده بگیرد؛ البته تقسیم کار در جامعه اسلامی به صورت يك هرم ترسیم می‌شود که در رأس آن ولی فقیه قرار دارد؛ اما این بدان معنا نیست که هر تخلفی صورت گرفت، ولی‌فقیه مسئول پاسخگويي آن باشد.برخي گمان مي‌کنند كه هر اتفاقي كه در جامعه رخ مي‌دهد مسئولیتش با ولي‌فقيه است؛ این در حالی است که هيچ كس حتي پيامبر و امام (ع)نيز چنين مسئولیتی را براي خودشان عنوان نکرده‌اند.

 

به هر حال نمي‌توان يک نفر را مسئول همه امور دانست؛ اما هر کسي بايد وظيفه‌ای که خدا برای او تعیین کرده را بشناسد و ابتدا به انجام آن بپردازد. چون انجام برخي از وظایف وقت انسان را به طور كامل پر می‌كند و فرد نمی‌تواند به کار دیگری بپردازد؛ اما گاهي بخشی از وقت يك فرد برای انجام وظیفه اصلي او كافي است؛ در اين صورت او مي‌تواند بقيه وقتش را به انجام وظیفه دیگري اختصاص دهد.

 

تشخيص وظيفه بر اساس ويژگي‌هاي جسمي، سني، فکري، توانمندي و دیگر ویژگی‌های افراد صورت مي گيرد،لذا هر يك از ما بايد به اين فکر باشيم که ابتدا جايگاه خود رادر عالم هستي دريابيم و بفهمیم که خداوند ما را در چه موقعيتي قرار داده و از ما چه خواسته، تا بر اين اساس  وظيفه خود را بشناسيم.

 

همه نعمت‌ها قالبي دارند كه چگونگي بهره‌برداري از آنها بستگي به روح تنيده شده در آن دارد؛ روح يك نعمت، انگيزه، نيت و جهت‌گيري موجود هنگام استفاده از آن است. فضاي مجازي يكي از اين نعمت‌ها است كه بايد در جهت نشر محتواي فرهنگي صحيح به كار گرفته شود.

 

اگر وقت ما صرف استفاده از فضاي مجازي شود، بدون آنکه محتواي صحيحي از آن حاصل شود، مانند بدن فردي قوي هيكل است كه از عقل بي‌بهره است. ابزار و محتوا بايد هر يك، ديگري را تقويت كند و جدا كردن آنها از يكديگر موجب لطمه ديدن نتيجه كار مي‌شود.

کیهان، بیانات آيت‌الله مصباح يزدي (دام ظله)  در ديدار با جمعي از فعالان عرصه رسانه و فضای مجازی؛ قم ؛۲۶/۱۰/۹۶

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.