وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تسخير جن

تسخير جن

آيا اجنه را مى توان به تسخير گرفت به چه نحوى؟ آيا مى توان از آنها به نفع اهداف شوم استفاده كرد؟ اگر مى شود آيا اين با عدالت خدا ناسازگارى ندارد؟

ابتدا مناسب است اطلاعاتى از جن مطرح گردد: در عالم هستى برخى از موجودات غيرمحسوس‏اند و به حواس طبيعى و عادى قابل درك نيستند. يكى از اين موجودات جن است. جن كه در اصل معنا مفهوم «پوشيدگى» دارد، از چشم انسان پوشيده است. قرآن وجود اين موجود را تصديق كرده و سوره‏اى به نام «جن» نيز در قرآن وجود دارد. در قرآن گاهى از اين موجود به «جان» نيز ياد مى‏شود (الرحمن، آيه ۳۹ و حجر، آيه ۲۷).

۱ جن موجودى است كه از آتش آفريده شده، بر خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است. «وخلق الجان من مارج من نار» (الرحمن/ ۱۵ (

۲ داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل، و قدرت منطق و استدلال است. (آيات مختلف سوره جن (

۳ داراى تكليف و مسؤوليت است. ((ذاريات، آيه (۵۶

۴ گروهى از آنها مؤمن صالح، و گروهى كافرند. «و إنا منا الصالحون و منا دون ذلك» (جن، آيات ۱۱ و ۱۴ و ۱۵- احقاف، آيه ۳۱ (

۵ آنها داراى حشر و نشر و معادند. «وأما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا» (جن/ ۱۵ (

– ۶ آنها زندگى مى‏كنند و مى ‏ميرند (احقاف، آيه ۱۸ (

۷ آنها قدرت نفوذ در آسمانها و خبرگيرى و استراق سمع داشتند، و بعدا از اين كار منع شدند و قدرت خود را از دست دادند. «و إنا كنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجد له شهابا رصدا» (جن/ ۹ (

۸ آنها مى توانند با بعضى انسانها ارتباط برقرار كنند، و با آگاهى محدودى كه نسبت به بعضى از اسرار نهانى دارند، به اغواى انسانها بپردازند. «وإنه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا» (جن/ ۶ (

۹ در ميان آنها افرادى يافت مى شوند كه از قدرت زيادى برخوردارند، همانگونه كه در ميان انسانها نيز چنين است. «قال عفريت من الجن أنا آتيك به قبل أن تقوم من مقامك» يعنى يكى از گردنكشان جن به سليمان گفت من تخت ملكه سبا را، پيش از آنكه از جاى برخيزى، از سرزمين او به اينجا مى آورم. (نمل/ ۳۹ (

۱۰ مسخّر انسان مى‏گردند. البته در اين رابطه تنها در قرآن به قضيه حضرت سليمان اشاره شده است كه علاوه بر پرندگان، وحوش و انسان‏ها، جن‏ها نيز در اختيار و به فرمان حضرت سليمان بودند) نگا: نمل آيات ۱۷ تا ۳۹- سبأ، آيه ۱۴- ۱۲- انبياء، آيه ۸۲- ۸۱)

۱۱ خلقت آنها در روى زمين قبل از خلقت انسانها بوده است. «و الجان خلقناه من قبل» (حجر، آيه ۲۷- الرحمن، آيه ۱۵)

۱۲- بعضى از آنها مرد و مذكر و پاره‏اى ديگر زن و مؤنث هستند و توليد نسل نيز مى‏كنند (جن، آيه ۶ (

در روايات آمده است كه جن مؤمن براى پيامبران و امامان، مسخر مى‏شوند و خدمت مى‏كنند و كسانى كه به اذن الهى ولايتى دارند نيزمى‏توانند جنيان كافر را تحت فرمان خويش درآورند،) نگا: مصباح يزدى، محمد تقى، معارف قرآن، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، قم، چاپ دوم ۱۳۷۸- ص ۳۱۲ ج ۳۱۳ (از پاره‏اى آيات قرآنى و روايات معلوم مى‏شود كه جنيان به پيامبر خدا (ص) ايمان آورده‏اند (جن، آيه ۱- احقاف، آيه (۳۲ (۲۹-

ويژگيهاى ديگرى هم مى توان با جستجوى در قران و روايات از جن و جنيان بدست آورد. بعلاوه از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه، بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است كه آنها را از ما بهتران مى دانند، انسان نوعى است برتر از جن به دليل اينكه تمام پيامبران الهى از انسانها برگزيده شدند، و اين اجنه بودند كه موظف به ايمان به پيامبر اسلام و تبعيت از او شدند. اصولا واجب شدن سجده در برابر آدم (ع) بر شيطان، كه بنا به تصريح قرآن در آن روز از بزرگان طايفه جن بود (كهف/ ۵۰)، دليل بر فضيلت نوع انسان بر نوع جن مى باشد.

با در نظر گرفتن مطالب فوق، به نكات ذيل نيز توجه نمائيد:

الف) جن از آن جهت كه جسم لطيف و از جنس آتش است، كارهايى مى تواند انجام بدهد كه انسان قادر به انجام آن نيست، و از اينرو از لحاظ قدرت، تا حدى و از جهاتى بر انسان برترى دارد ولى از جهت توان علمى انسان بالا تر است.

ب) انسان بر جن برترى داشته و اشرف مخلوقات است. از اينرو نبايد خود را تحت تسخير آنان قرار دهد. لذا آنچه امروزه به نام تسخير جن ناميده مى شود، در واقع، از نظر ماهيت تسخير انسان است و نه جن، و از نظر ارزشى نيز كار صحيحى نيست، چرا كه تسخير كننده با آن، در حقيقت، جن را بر خود مسلط كرده است.

ج) معمولا، جن هاى صالح به دنبال رابطه با انسان نيستند، بلكه در پى انجام تكاليف الهى خود هستند ولى جن هاى ناصالح با انسان رابطه برقرار كرده و در مقابل اطلاعات و يا خدماتى كه به انسان مى رسانند، از او تقاضاى انجام اعمال خلاف و گناهان كبيره اى همچون بى احترامى به مقدسات و أ مى كنند. گاهى از شروط ارتباط انسان با آنها، انجام چنين اعمالى است، و حتى جن ها از اين طريق انسان را به كفر كشانده و او را گمراه مى كنند كما اينكه در آيات قرآن به آن اشاره شده، مانند آيه شريفه: «وأنه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا» يعنى اينكه مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مى بردند، و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مى شدند. (جن/ ۶) و همچنين آيه شريفه: «قالوا سبحانك أنت ولينا من دونهم بل كانوا يعبدون الجن أكثرهم بهم مؤمنون» يعنى آنها يعنى ملائكه مى گويند: [خدايا] تو منزهى [از اينكه همتايى داشته باشى‏] تنها تو ولى و ياور مايى، نه آنها يعنى كفار [ما را پرستش نمى كردند] بلكه جن را پرستش مى نمودند، و اكثرشان به آنها ايمان داشتند. (سبأ/ ۴۱)

د) بله انسانهاى كمال يافته اى هستند كه با جن ها رابطه داشته و جن در خدمت آنها است، ولى اين يك موهبت و عنايت خاصى است كه خداوند نسبت به آنها دارد، والا آنها سعى در تسخير جن و أ نداشته اند. بر خلاف ديگران كه از راه و بى راهه سعى مى كنند تا با جن رابطه برقرار كرده و او را تسخير كنند.

تسخير جن

يكى از مسائل مهم و دقيق در خصوص جن و شيطان، تسخير آن‏ها است، يعنى آيا مى‏توان بر آن‏ها مسلط شد و از آنان در امور زندگى كمك خواست؟ مسلم است كه تسخير جن ممكن بوده وعده‏اى توانسته‏اند جن و حتى شيطان را مسخر كنند و به استخدام خويش درآورند. اگر چه نمى‏توان براى تسخير جن يك قاعده و اسلوب مشخص و كلى داد اما گروهى كه در اين باره تلاش كرده و به نتائجى دست يافتند، مرتاضان و ساحران بودند كه با رياضت‏هاى مخصوص و غالبا غير شرعى قادر بر امورى شدند، حتى افرادى بعضى جنيان را براى امور دنيوى دست يابى به برخى امور پنهانى از قبيل پيدا كردن اموال مسروقه به خدمت مى‏گرفتند.

البته هر كسى كه در اين دنيا دست به تلاش بزند نتيجه تلاشش را بدست مى آورد همانطور كه خداوند در قرآن منى فرماييد: «كسيكه زندگى و زينت دنيا را بخواهد نتيجه عمالش را به او ميرسانيم وضرر نمبيند اينها در اخرت جز اتش بهراى ندارند و كردار انها بى ارزش وباطل خواهد بود» (سوره هود ۱۵- ۱۶) در اين بحث نيز افرادى مه به خود سختى روا دارند و رياضتهاى سخت بكشند به امورى مانند تسخير جن دست مى يابد اما در جهان آخرت جايگاهى آتش را براى خود مهيا نموده اند.

ولى راه خدا و انبيا و راه مردم صالح با عقل و منطق سازگار است قرآن مجيد نشان مى دهد كه اگر كسى از اين راه هم برود ميتواند از امور غيبى و آينده خبر دهد.

انسان موجودى مختار است و همانطور كه ممكن است فردى با بكار گيرى وسيله اى هدف و امرى شر و ناپسند را محقق سازد، ممكن است با تلاش فراوان بتواند جنى را در تسخير خود درآورد و كار ناپسند و شومى را محقق سازد. خداوندى كه به انسان اختيار و توانايى داد اگر مانع او گردد بايد در حكمت و آگاهى او ترديد كرد چراكه اگر قرار بود مانع اعمال ناپسند انسانها گردد چرا به آنها توانايى و اختيار داد.

مشيت و حكمت خداوند بر اين استوار گشته كه موجودى مختار با توانايى هاى ويژه ج كه قادر به اطاعت و عصيان اوست ج خلق كند تا در اين شرايط آنان را امتحان نماد و خوبانشان را از بدانشان جدا كند. عدالت خدا اين نيست كه مانع انجام كار ناپسند شود بلكه عدالت او آنجاست كه هر كس به جزاى كارهاى خود برسد.

خلاصه اين كه به تسخير در آورده شدن جن توسط افرادى براى انجام كارها و اهداف شوم هيچ ربطى به عدالت الهى ندارد، همانطور كه ظلم ظالمين، خدشه اى به عدالت او وارد نمى سازد. \پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.