وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تحقیق در اصول دین چرا و چگونه

تحقیق در اصول دین چرا و چگونه ؟           
 

 در مورد دین تعاریف فراوانی ارائه شده، از جمله اینکه دین مجموعه ای از آموزه های اعتقادی، اخلاقی و عملی است. از بین این سه مجموعه، آموزه های اعتقادی، اساسی ترین بخش هر دین را تشکیل می دهند. بین این آموزه های اعتقادی نیز برخی آموزه ها، نقش زیر بنایی داشته، بار تمام آموزه های دین را بر دوش می کشند؛ به نحوی که اگر یکی از این آموزه ها سست شوند، تمام آموزه های دین فرو می ریزند لذا این گونه آموز ها را اصول دین یا ارکان اعتقادی دین می نامند…

 

 

 

بنابراین کسی که احساس نیاز کرده در پی یافتن دین حق است در مرتبه اول باید به سراغ اصول ادیان رفته، صحت و سقم آنها را ارزیابی نماید و بر اساس صحت و سقم اصول ادیان درباره آنها قضاوت نماید. اما سوال اینجاست که اساسا چرا باید در مورد دین تحقیق کرد؟ چه لزومی دارد که در مورد وجود و عدم خدا اندیشه کنیم؟ چه ضرورتی دارد که درباره نبوت و مدعیان آن کنکاش نماییم؟ و چه چیز ما را وا می دارد که بحث معاد را جدی بگیریم؟ و به طور کلی چه انگیزه ای آدمی را به سوی تحقیق در اصول سوق می دهد؟

 

 

 

 

به نظر علمای اسلام دو عامل عمده و دو پیشرانه قومی در وجود خود آدمی است که او را به سمت کشف جواب سؤالات فوق به حرکت درمی آورد؛ آن دو نیروی محرکه درونی عبارتند از فطرت و عقل. انسان ذاتا موجودی حقیقت جو و کمال طلب است. هیچ انسانی روی کره خاکی یافت نمی شود که حقیقتا از یافتن حقیقت ناخرسند یا از کمال بیزار باشد، انسان در سایه همین حس درونی، همواره در پی پاسخ این پرسش بوده که آیا عالم مبدائی دارد یا نه؟ و اگر مبدأیی هست و همه کمالات وجودی ناشی از اوست، آیا می توان به فیض او متضل گشته از کمالات وی بهره افزونتری جست یا نه؟ این کسانی که مدعی ارتباط با او بوده خود را نبی می نامند در ادعای خود صادقند یا خیر؟ و آیا آدمی در پس عمر چند روزه اش بقا خواهد داشت یا نیست و نابود خواهد شد؟

 

 

 

 

 اینها سؤالاتی است که هر انسان سالم الذهنی در مدت عمر خود بارها با آن مواجه می شود و هیچ انسان عادی نیست که این سوالات را برای او مطرح نباشد. اما موضع گیری افراد نسبت به این سوالات متفاوت است. برخی به این ندای درونی پاسخ مثبت داده درصدد تحقیق برمی آیند ولی برخی دیگر تنبلی کرده این سوالات را با شعبده بازیهای نفس اماره چنان در لابلای دهها و صدها توجیه پنهان می کنند که گویی از اساس چنین سوالاتی مطرح نبوده است، برخی دیگر برای گریز از پیامدهای بعدی این سوالات خود را به جاده خاکی زده، جوابهایی باب میل نفس خود برای این سوالات پیدا نموده با چسب فرضیه های علمی و به زور بازیهای لفظی به ریش این سوالات می بندند.

 

 

 

 

عامل درونی دوم که آدمی را به تحقیق درباره اصول دین سوق می دهد،‌ عقل است. زمانی که آدمی با احتمال وجود خدا و نبوت و معاد روبرو می شود، از خود می پرسد: اگر خدا حقیقتا وجود داشته باشد چه؟ اگر مدعیان در ادعای خود صادق باشند چه؟ اگر معادی در کار باشد چه؟ عقل می فهمد که اگر این احتمالات درست باشند و انسان به آنها اعتنا نکند با ضرر فوق العاده ای مواجه خواهد شد.

 

 

 

 

لذا عقل برای دفع ضرر احتمالی بر خود واجب می داند که به دنبال تحقیق در اصول دین باشد. اگر کسی احتمال دهد که داخل کفش او عقربی وجود دارد، به این احتمال ترتیب اثر می دهد، پس چگونه به این سوال های فوق العاده مهم ترتیب اثر ندهد در حالی که نفع و ضرر مربوط به این سوال های فوق العاده عظیم و ابدی است. بنابراین حس کمال جویی و نفع طلبی و حب ذات و حب کمال ذات از یک سو و حس تنفر از ضرر و نقص از سوی دیگر عقل برمی انگیزد که فقط به وجوب تحقیق در اصول دین را صادر نماید.

 

 

 

چرابیشتر انسان هادنبال تحقیق نیستند؟

 

 

در اینجا ممکن است سوال شود که اگر پی جویی این سوالها از یک سو فطری و از سوی دیگر فتوای عقل است، پس چرا عده زیادی هیچ گاه دنبال تحقیق در این وادی نیستند؟

 

 

 

 

حکما در جواب گفته اند آدمی تا فایده چیزی را تصدیق نکند، اقدام به آن نمی کند. پس اگر در موردی دو امر مفید با هم تعارض پیدا کنند، انسان دنبال آن موردی می رود که نفع آن بر نفع دیگری ترجیح می دهد. به همین علت برخی با اینکه ضررهای اعتیاد به مخدرات را می دانند، باز آن را استعمال می کنند چون در ذهن خود منافعی برای آن توهم نموده و منافع آن را بیشتر از ضررش می پندارند.

 

 

 

 

درباب تحقیق در اصول دین نیز بسیاری از افراد به علت تصور سرسری منافع آن و در مقابل تصور غلیظ منافع دنیایی، دنبال دنیا رفتن را ترجیح می دهند. اگر منافع تحقیق در اصول دین و ضررهای ترک آن برای این گونه افراد به درستی شرح داده شود و فضای ذهن آنها را پر کند، در آن صورت دنبال این کار مهم خواهند رفت. اکثر مردم در این وادی مانند کودک بیماری هستند که از داروی تلخ گریزان است، چون تصور درستی از منافع دارو ندارند. اگر مرگ برای چنین کودکی تصویر شود و ربط بین نخوردن دارو و مرگ برای او بیان شود، او نه تنها از خوردن دارو فرار نخواهد کرد بلکه خود، طالب خوردن دارو خواهد بود. اگر ضرر عظیم ترک تحقیق در بنیانهای دین نیز برای کسی به درستی معلوم شود، مشتاقانه در پی آن خواهد رفت.

 

 

 

 

چگونه باید تحقیق کرد؟

 

 

حال که ضرورت تحقیق در ارکان اعتقادی دین معلوم شد این سوال پیش می آید که چگونه باید تحقیق نمود؟

 

 

 

 

راه های شناخت شش مورد است که عبارتند از: شناخت حس تجربی، شناخت شهودی، شناخت تقلیدی از راه وحی(کتاب و سنت)، شناخت فطری و شناخت عقلی.

 

 

 

 

از بین این راه ها آنکه حجیت ذاتی داشته و اساس دیگر شناختها است، شناخت عقلی است و تنها این شناخت است که از انکار آن تناقض لازم می آید. شناخت حسی تجربی اکثرا ظنی و کارکرد آن منحصر در امور محسوس بوده، تکیه بر شناخت عقلی دارد، شناخت شهودی نیز محتاج به معیار صدق است و معیار صدق آن عقل و وحی است.

 

 

 

اصول دین از راه وحی نیز دور باطل است به خصوص در اثبات خدا و نبوت شناخت تقلیدی نیز مفید یقین نبوده در اصول دین فاقد کاربرد است. شناخت فطری نیز اولا محدود و ثانیا مبهم است لذا تنها راه شناخت در حیطه اصول دین استدلال عقلی مبتنی بر قضایای بدیهی است که حجیت آنها ذاتی بوده از انکارش سفسطه لازم می آید. پس طالب دین ابتدا باید اصول اعتقادی ادیان گوناگون و دلائل قائلین آنها را ملاحظه نموده و آنها را به عقل منطقی عرضه کند و از بین آنها منطقی ترینشان را برگزید و به این ترتیب خود را برای همیشه از تردید برهاند و مطمئن باشد که دینی بهتر از آنچه او انتخاب نموده وجود ندارد.

اگر پیروان تمام ادیان چنین رویکردی به اصول دین داشتند و تحقیق نکرده دین خود را حق مطلق نمی پنداشتند، یقینا امروز اثری از ادیانی چون بودیسم و یهودیت و مسیحیت و آیین زرتشت بر پهنه زمین نبود. چرا که اصول همه این ادیان با مشکلات عقلی جدی مواجه اند. لذا در اکثر این ادیان عقل مورد مذمت و تأکید تنها بر ایمان است در حالی که قرآن کریم به فراوانی از تعقل و تحقیق تمجید نموده و مردم را به تعقل و حقیقت جویی فرا می خواند.

ادامه دارد …

حتما بخوانيد

ویژه نامه دین پژوهی

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.