وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اگر مردم از حکومت اسلامی حمایت نکنند

اگر مردم از حکومت اسلامی حمایت نکنند

نارضايتى مردم

 اگر روزى جمهورى اسلامى، كه منطبق با اصول اسلامى است و بر اين اساس تحقق يافته است، مورد علاقه مردم نباشد و مردم با اقدام عليه آن بخواهند اين حكومت را سرنگون كنند، آيا ما بايد تسليم بشويم؟ وظيفه ما در اين زمينه چيست؟

در پاسخ به اين سؤال، يكى از راه ها اين است كه به سيره اميرالمؤمنين (علیه السلام)  مراجعه كنيم. همه ما مى دانيم كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  مى بايست  اميرالمؤمنين (علیه السلام)  متصدى امر حكومت شوند. عقيده ما اين است كه آن حضرت حق داشتند، اما به حقشان نرسيدند؛ به دليل اين كه مردم نخواستند. باز مى دانيم كه حضرت پس از حدود ۲۳ سال حكومت را پذيرفت.

اما چندى پس از تأسيس حكومت اسلامى، برخى از اصحاب پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  و پسر عمّ خود على (علیه السلام)  و همان كسانى كه قبل از همه با على (علیه السلام) بيعت كرده بودند، جنگ جمل را راه انداختند. طلحه و زبير خدمت آن حضرت آمدند و خواستار حكومت بصره و كوفه شدند. آن حضرت صلاح ندانست كه حكومت را به آنها واگذار كند. به دنبال اين مسئله، آنها به سراغ همسر پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  عايشه رفتند و ايشان را به بصره بردند وجنگ جمل، اولين جنگ در حكومت على (علیه السلام)  را به راه انداختند. معاويه هم در شام، حكومت على (علیه السلام)  را نپذيرفت و آماده جنگ با على (علیه السلام)  شد.

اما اميرالمؤمنين (علیه السلام)  با آنها چگونه رفتار كرد؟ آيا فرمود حال كه اين گونه مى خواهيد، بياييد حكومت را تقسيم كنيم و عراق متعلق به شما، حجاز هم از آنِ من و شام هم دستِ معاويه باشد؟ آيا در اين شرايط على (علیه السلام)  تسليم آن مردم شد؟ نه، چنين نبود. چرا؟ براى اين كه حكومت اسلامى تشكيل شده بود، حكومت حق، وجود داشت؛ حكومتى با پشتوانه مردمى كه از آن حمايت مى كردند. اين عده كه بر دولت اسلامى خروج كرده بودند آشوب گر و ياغى بودند و حضرت على (علیه السلام)  هم به روى آنها شمشير كشيد.

آن حضرت در طول حكومتش، در سه جنگ با ناكثان، قاسطان و مارقان جنگيد. هيچ گاه نگفت كه بياييد با هم بنشينيم، حكومت را تقسيم كنيم يا به روى هم لبخند بزنيم! آن حضرت شمشير كشيد تا آنجا كه فرمود: «إِنِّي فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ»[۱۰۹]؛ «من چشم فتنه را درآوردم» و كارى كردم كه كسى جز من نمى توانست  آن را انجام دهد (اشاره به جنگ با خوارج). امام على (علیه السلام)  نمى بايستى با خوارج از در صلح درآيد و پيمان صلح امضا كند؛ چرا؟ چون حكومت عدل وجود داشت و كسانى هم بودند كه از حكومت عدل پيروى و پشتيبانى كنند و در چنين شرايطى نمى توان در مقابل دشمنان تسليم شد.

اگر روزى تاريخ تكرار شود و اشخاص و گروه هايى بخواهند عليه حكومت اسلامى قيام كنند و دولت اسلامى را تجزيه كنند؛ در اين صورت از اسلام خارج شده و عنوان شورشى بر آنها صدق پيدا مى كند و حاكم اسلامى بايد از حاكميت اسلامى در تمام سرزمين اسلام دفاع كند. آرى، اگر مردم در صحنه نبودند و دست از حمايت حكومت اسلامى كشيدند، ديگر اصرارى بر تصدى حكومت اسلامى نيست؛ چون ديگر «قيام الحجة بوجود الناصر» نيست و حكومت يار و ياورى ندارد. اگر چنين شرايطى پيش بيايد ما نيز مثل آن دوران ۲۳ سال خانه نشينى على بايد خانه نشين شده و خون دل بخوريم. البته مقصود از خانه نشين شدن، چشم پوشى از حكومت است، نه آن كه در گوشه انزوا بنشينيم و در را به روى خود ببنديم.

پس مردم نقش اساسى را در تشكيل حكومت دارند ومادامى كه حكومت و امام حق را يارى كنند او بايد از كيان اسلام دفاع كند و تن به تجزيه و آشوب ها ندهد و تسليم مخالفان نگردد.

اكنون نيز به بركت پشتيبانى مردم، حكومت اسلامى تشكيل شد به طورى كه بدون كمك و خواست مردم حكومت اسلامى تشكيل نمى شود. اينك بعد از تشكيل حكومت اسلامى، كسى حق آشوب گرى و فتنه جويى و تجزيه طلبى  ندارد و بايد با او جنگيد و جنگ با آنها يكى از اقسام جهاد است. اما اگر عموم مردم برگشتند و جز عده اندكى، حكومت اسلامى را نخواستند، ديگر حجت بر امام تمام نيست و بايد از آن كناره گيرى كند.

[۱۰۹]. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خ ۹۲.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان، پرسش ها و پاسخ ها «ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران .»

حتما بخوانيد

ویژه نامه احکام جامع سایت هدانا 

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.