وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اگر قرآن حق آشکار است، چرا این همه با آن مخالفت مى کنند؟

علت مخالفت دشمنان با قرآن

پرسش : اگر قرآن حق آشکار است، چرا این همه با آن مخالفت مى کنند؟

پاسخ اجمالی

لجاجت، خودسرى، تقلید کورکورانه و گناه، چشم حقیقت بین انسان را کور، گوش او را کر و عقل و قلب او را از کار مى اندازد. چنین کسى اگر تمام انبیاء و اولیاء و فرشتگان براى هدایتش بسیج شوند، بى اثر خواهد بود؛ آری انسان تا روح حق طلبى و خضوع در برابر فرمان خدا را نداشته باشد هرگز گوش به سخنان پیامبران(ص) نخواهد داد.

پاسخ تفصیلی

در آیه۷۹ سوره«نمل» مى خوانیم: بر خداتوکل کن و از مخالفت هاى دشمنان نترس (چرا که تو بر حق آشکار هستى)؛ «اِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ».
در اینجا ممکن است این سوال مطرح شود که: اگر قرآن حق آشکار است، پس چرا این همه با آن مخالفت مى کنند؟
آیات بعد، در واقع جوابگوى این سوال است؛ مى فرماید: اگر آنها این حق مبین را پذیرا نمى شوند و سخنان گرم تو در قلب سرد آنها اثر نمى کند جاى تعجب نیست؛ (چرا که تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى!)؛ «اِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى».(۱) مخاطب تو زندگانند، آنها که روحى زنده، بیدار و حق طلب دارند، نه مردگان زنده نما که تعصب، لجاجت و استمرار بر گناه فکر و اندیشه آنها را تعطیل کرده است.
(حتى کسانى که زنده اند اما گوش هاى آنها کر است نمى توانى سخن خود را به آنها برسانى، مخصوصاً هنگامى که پشت کنند و از تو دور شوند)؛ «وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ اِذا وَلَّوْا مُدْبِرِین». باز اگر نزدیک تو بودند، ممکن بود سر در گوش آنها بگذارى و فریاد کشى و کمى از امواج صوت تو در سامعه سنگین آنها منعکس گردد، اما آنها کرانى هستند که روی بر تافته و مرتباً دور مى شوند. باز اگر آنها به جاى گوش شنوا چشم بینائى داشتند، در این صورت گرچه صدا به گوش آنها نمى رسید، اما ممکن بود با علامت و اشاره، صراط مستقیم را پیدا کنند، اما افسوس که آنها نابینا هم هستند (و تو نمى توانى نابینایان را از گمراهیشان بازگردانى و هدایت کنى)؛ «وَ ما اَنْتَ بِهادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ». و به این ترتیب، تمام راه هاى درک حقیقت به روى آنها بسته است، قلب هاشان مرده، گوش هاشان کر و چشم هاشان نابینا است.
تو (تنها سخنان حق خود را به گوش کسانى مى توانى برسانى که به آیات ما ایمان مى آورند و روح تسلیم و خضوع در برابر حق دارند)؛ «اِنْ تُسْمِعُ اِلاّ مَنْ یُوْمِنُ بِآیاتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ». در حقیقت دوآیهفوق، مجموعه روشنى از عوامل شناخت و طرق ارتباط انسان با جهان خارج را بازگو مى کند. «حس تشخیص»، و عقل بیدار، در مقابل دل مردگى. «گوش شنوا» براى جذب سخنان حق از طریق سمع، و «چشم بینا» براى مشاهده چهره حق و باطل از طریق بصر. اما لجاجت، خودسرى، تقلید کورکورانه و گناه، چشم حقیقت بین انسان را نابینا و گوش او را کر و گاه عقل و قلب او را نیز از کار مى اندازد، و چنین کسانى اگر تمام انبیاء و اولیاء و فرشتگان براى هدایتشان بسیج شوند بى اثر خواهد بود؛ چرا که ارتباطشان با عالم بیرون به کلى قطع است و تنها در خود فرو رفته اند!. نظیر این تعبیر در سوره«بقره» و سوره«روم» و بعضى دیگر از سوره هاى قرآن آمده است. ضمناً این نکته را یادآور مى شویم که منظور از ایمان و تسلیم، این نیست که حقایق دین را قبلاً پذیرفته باشند تا تحصیل حاصل شود، بلکه هدف این است که: انسان تا روح حق طلبى و خضوع در برابر فرمان خدارا نداشته باشد هرگز گوش به سخنان پیامبران نخواهد داد.(۲)

پی نوشت:

(۱). جمعى از مفسران، اين جمله و جمله ‏هاى بعد را به عنوان دليلى بر لزوم توكل و عدم يأس پيامبر گرفته ‏اند، در حالى كه، ظاهر اين است: پاسخ به سؤالى است كه در مورد «حق مبين» بودن قرآن مطرح مى‏ گردد.
(۲). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و پنجم، ج ۱۵، ص ۵۷۰.

🔗 لینک کوتاه

نظرات بسته شده است.