وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اگر خدا خلقتي انجام نمي داد، چه اتفاقي مي افتاد؟ آيا باز هم اطلاق خدا بر او صحيح بود؟

پرسش:اگر خدا خلقتي انجام نمي داد، چه اتفاقي مي افتاد؟ آيا باز هم اطلاق خدا بر او صحيح بود؟

پاسخ(حجت الاسلام ایمانی):

امام صادق (ع) در وصف خداوند متعال فرمودند: «… عَالِمٌ إِذْ لَا مَعْلُومَ وَ خَالِقٌ إِذْ لَا مَخْلُوقَ‏ وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبَ وَ كَذَلِكَ يُوصَفُ رَبُّنَا وَ فَوْقَ مَا يَصِفُهُ الْوَاصِفُون ــــ خدا عالم بود آنگاه که معلومی نبود و خالق بوده آنگاه که مخلوقی نبود و پروردگاری داشت آنگاه که پرورده ای نبود ؛ پروردگار ما این چنین توصیف می شود و برتر از آن چیزی است که توصیف کنندگان توصیف می کنند.» ( بحار الأنوار ، ج‏۵۴، ص: ۱۶۶)

برخی افراد از این روایت و امثال آن چنین برداشت نموده اند که زمانی خدا بود ولی هیچ مخلوقی نداشت ، آنگاه خدا شروع به آفرینش نمود. امّا نه طبق براهین عقلی و نه طبق شواهد نقلی نمی توان چنین برداشتی از این روایت نمود ؛ چون لازمه ی چنین برداشتی این است که خداوند متعال زمانی خالق نبوده باشد یا دارای استعداد و قوّه ی خالقیّت بوده باشد و لازمه ی داشتن قوّه و استعداد ، مادّیّت است. همچنین اگر زمانی بوده که خدا خالق نبوده پس خود زمان هم نبوده ، پس چگونه گفته می شود: « زمانی بوده که خدا خالق نبوده » ؟!! از اینجا معلوم می شود که مراد امام (ع) این نبوده که خدا زمانی مخلوق نداشته است ؛ طبق براهین عقلی و شواهد نقلی نیز خدا همواره مخلوق داشته و همواره مخلوق خواهد داشت. منظور امام (ع) از این کلام این بوده که خدا در مرتبه ی خدایی خود ، تنها بوده و تنها هست و همواره تنها خواهد بود و جز او در رتبه ی خدایی هیچ نیست و او در همان مرتبه خالق مخلوقات است بی آنکه مخلوقی در آن رتبه  باشد و عالم معلومات است بی آنکه معلومی در آن رتبه باشد. امّا در مرتبه ی پایین تر از رتبه ی واجب الوجود ، که رتبه ی ممکن الوجودهاست ، خالقیّت خدا همواره ظهور داشته از ازل تا ابد مخلوق داشته است.

نتیجه اینکه:

۱ـ ذات خدایی همواره اقتضای خلق دارد و تعبیر «خدای غیر خالق» ، مثل  تعابیر « بخشنده ی خسیس » و « عدد چهار فرد » ، تعبیری است متناقض ؛ لذا خدای غیر خالق لفظی است که نمی تواند محتوای صحیح داشته باشد کما اینکه « بخشنده ی خسیس » و « عدد چهار فرد » فرض ندارند.

۲ـ با وجود خدای ذاتاً خالق و ذاتاً علّت فاعلی تامّ ، وجود عالم نیز ازلاً و ابداً ضروری است ؛ چرا که محال است علّت تامّه موجود باشد ولی معلول آن تحقّق نیابد.

۳ـ بنا بر این ، قیامت پایان عالم فعلی ماست نه پیان خلقت ؛ بلکه به حکم عقل و نقل بعد از قیامت نیز باز عالم خواهد بود ، کما اینکه قبل از آن نیز عالم بوده است. « جابر بن يزيد، گوید: از امام باقر(ع) تفسير قول خدای عزّ و جلّ را پرسيدم که می فرماید:«آيا درمانده شديم به آفرينش نخست ؟! بلكه آنان هر روز در پوششى از آفرينشى تازه‏اند » (ق: ۱۵) ؛ امام پاسخ فرمودند: اى جابر تأويلش اين است كه چون خدای عزّ و جلّ اين خلق و اين عالم را پايان دهد ؛ و اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ جا كنند ، خدای عزّ و جلّ عالمی غیر اين عالم را از نو بيافريند، و عالمی نو به پا می کند  بدون ‏نر و ماده ای ، که او را می پرستند و يگانه می شناسند، و زمينى جز اين زمين براى آنها بيافريند كه روى آن باشند، و آسمانى جز اين آسمان كه بر آنها سايه افكند. شايد تو پندارى كه خدای عزّ و جلّ فقط اين يك عالم را آفريده، يا اينكه خدای عزّ و جلّ آدمى جز شما نيافريده است؟! آرى به خدا سوگند البته خدای تبارك و تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم (ابو البشر) آفريده و تو دنبال اين همه عالمها و اين همه آدميانى »( بحار الانوار ، ج۸ ، ص  ۳۷۵  )

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.