وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اگر امامت از اصول دین هست چرا در قرآن نیامده

اگر امامت از اصول دین هست چرا در قرآن نیامده

امامت در قرآن‏

پرسش :  اگر امامت از اصول است، چرا قرآن در این مورد سخن نگفته است؟

 

پاسخ : در این که مدیریت جامعه پس از پیامبر گرامى(صلى الله علیه و آله) به شخصیت والایى نیازمند است، جاى گفتگو نیست و خرد هر انسان منصفى بر این اصل داورى مى کند، و اتفاقاً قرآن- بر خلاف نظر پرسشگر- رهبرى امّت (امامت) را به صورت کلى مطرح مى کند.

آیاتى که امامت را مطرح مى کنند:پ

۱۱. آیه«ولایت‏»:

 «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُوْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ».(۱)
ولىّ شما تنها خداو پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند، همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند»

شان نزول آیه را بسیارى از مفسران و اهل حدیث چنین نقل کرده اند: «سائلى وارد مسجد شد و درخواست کمک کرد. کسى به او چیزى نداد، امام على(علیه السلام) در حالى که دررکوع بود، با انگشت خود که انگشترى در آن بود به فقیر اشاره کرد که انگشترى را از دست او درآورد و رفع احتیاج نماید. او نیز جلو آمد و انگشتر را از دست امام درآورد و دنبال کار خود رفت».

در این هنگام خبربه پیامبر(صلى الله علیه و آله) رسید. وى از خداچنین درخواست نمود: «پروردگارا همان طور که براى موسى از خاندانش وزیرى معین نمودى، براى من نیز از اهل بیتم وزیرى معین فرما». در این لحظه فرشته وحى فرود آمد و آیه یاد شده را براى پیامبر خواند.

این شان نزول را علاوه بر علماى شیعه، ۶۶ تن از محدثان و متکلمان بزرگ اهل سنتبا مختصر تفاوتى، در کتاب هاى خود آورده اند. محقق فرزانه علّامه امینى مصادر آن را در کتاب شریف «الغدیر» آورده است.(۲)
اکنون باید دید چگونه این آیهمساله امامترا مطرح مى کند:

توضیح این که: «ولىّ» در آیه یاد شده به معنى سرپرست و کسى است که زمام امور را به دست گیرد، لذا، پدر و حاکم را ولىّ مى خوانند و مى گویند: «الاب ولىّ الطفل»، و «الحاکم ولىّ القاصر». از آنجا که محور سخن «ولى مومنان» است، طبعاً، مقصود از «ولیکم اللّه» امام و حاکم آنها خواهد بود، حتى قرائن موجود در آیه و شان نزول آن، روشن ترین گواه است که مراد از «ولى»، امامت و سرپرستى است.

 

اینک قرائن:

۱. اگر مقصود از «ولىّ» در «ولیّکم» غیر از ولایت و زعامت دینى و مقام‏ سرپرستى باشد، مثلًا گفته شود مقصود از آن «محبّ» و «ناصر» است، در این صورت منحصر کردن مقام به سه فرد، بى جهت خواهد بود، زیرا همه افراد با ایمان، محب و دوست و ناصر و یار یکدیگرند و اختصاص به این سه نفر ندارد.

۲. ظاهر آیه این است که تنها این سه تن بر جامعهمسلمانان ولایتدارند، در این صورت باید گروهى که ولایتدارند، غیر از گروهى باشند که تحت ولایتهستند. اگر ولىّ را به معنى رهبر و سرپرست امور مسلمانان بگیریم، طبعاً این دو گروه از هم جدا و متمایز مى شوند، امّا اگر آن را به معنى دوست و یاور بگیریم، این دو گروه، یکى مى شوند، زیرا همه افراد، محب و دوست یکدیگر و ناصر و یاور هم هستند.

۳. هرگاه مقصود دوستى و نصرت باشد، مى بایست تنها به «الّذینَ آمَنُوا» اکتفا شود و دیگر به آوردن این جمله که «در حال رکوع زکات مى دهند»، نیازى نمى باشد، زیرا در جامعه باایمان همه افراد با یکدیگر دوست و یاور هم هستند، خواه در حالت رکوعزکات بدهند یا نه.

از این رو مفاد آیه، همان است که پیامبر گرامى(صلى اللهعلیه و آله)، در یکى از سخنانش فرموده است:
«یا عَلِىُّ اَنْتَ وَلِىُّ کُلِ مُوْمِن مِنْ بَعْدى».(۳)
(اى على! تو پس از من ولىّ هر فرد با ایمان هستى)

لفظ «بعدى» گواه بر این است که مقصود از «ولىّ» همان مقام رهبرى و حکومت و سرپرستى در امور دینى و دنیوى است، نه محبت و دوستى، زیرا اگر دوستى بود، به زمان درگذشت پیامبر(صلى اللهعلیه و آله) اختصاص نداشت.

۲. آیه«اولوا الامر»:

آیه پیشین تنها آیهاى نیست که امامتو ولایترا به صورت یک اصلمطرح مى کند، بلکه آیه اطاعت «اولو الامر» نیز نمونه اى دیگر است، چنان که مى فرماید:
«یا اَیُّها الّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَاَطیعُوا الرَّسُول وَاُولى الامْرِ مِنْکُمْ…».(۴)
(اى کسانى که ایمانآورده اید، خدارا اطاعت کنید و از پیامبر و اولیاى امر خود فرمان برید…)

«اولو الامر» در آیهکه به معناى «فرمانروایان» است، حاکى از فرمانروایى گروهى است که اطاعت آنان در کنار اطاعت خداو رسول، قرار گرفته است. فخررازى در تفسیرخود، بیان شیوایى دارد و مى گوید: از این که اولوالامر در کنار خداو رسول، قرار گرفته، باید گفت که صاحبان این منصب، معصوم از گناه و پیراسته از خطا بودند، زیرا (گذشته از این که در کنار دو فرد معصوم (خدا و پیامبر) واقع شده اند و باید با آ ن دو همگون باشند)، از این که اطاعت «اولو الامر» بدون قید و شرط لازم شمرده شده، باید گفت این فرمانروایان، انسان هاى معصومى هستند که پیراسته از گناهو خطا مى باشند و اگر غیر آن بود، حتماً باید حدود اطاعت آنها محدود گردد، در حالى که قرآن، بدون حدّ و مرز اطاعت آنها را لازم شمرده است. (۵)

این دو آیه(آیه هاى ولایتو اولو الامر) مساله امامترا به طور مستقل مطرح مى کند، در حالى که برخى از آیات هر چند مساله امامترا مطرح نمى کند ولى شان نزول آن حاکى است که در این مورد نازل شده است، مانند آیه«اکمال».

۳۳. «آیه اکمال‏ دین»: 

 

«الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً…». (۶)
(امروز دین شما را براى شما کامل ساختم و نعمت خویش را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین براى شما پسندیدم…).
مفسران و گروهى از محدّثان، نزول این آیهرا در حجة الوداع در- روز غدیر خم- روزى که على(علیه السلام) به مقام امامتمنصوب گشت، یادآور شده اند. (۷)
با توجه به این سه آیه پاسخ سوال روشن مى شود که مساله امامتو ولایتدر قرآنمطرح است، و هرگز قرآنآن را ناگفته نگذاشته است.(۸)

منبع : هدانا برگرفته از سایت آیت الله مکارم شیرازی.

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.