وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

انواع تشبيهات و تمثيلات در قرآن

انواع تشبيهات و تمثيلات در قرآن

تمثيلات در قرآن

لطفا در مورد تشبيهات و تمثيلات در قرآن، علت، معنا و تفسير آن من را راهنمايى كنيد.

قرآن داراى «مثل»هاى آسمانى است و بيشترين تأثير را در عبرت آموزى و تحريك انديشه ها دارد:
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»۴۹؛ «اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى كرديم، آن را در برابر قرآن خاشع و از خوف خدا متلاشى شده مى ديدى، اينها مثال هايى است براى مردم مى زنيم تا در آنها بينديشند».

 

لازم است بدانيم؛ «مثل» دو معنا دارد:

۱. سخن حكيمانه كه به مناسبتى در موردى گفته مى شود، و به تدريج در فرهنگ مردم وارد مى شود و سينه به سينه از نسلى به نسلى منتقل مى گردد تا رنگ «مثل» به خود مى گيرد.

 

۲. «مثل» به معناى تمثيل است كه اساس آن را تشبيه و استعاره، كنايه و مجاز تشكيل مى دهد، و چنين تمثيلى ارتباطى به مَثَل به معنى نخست ندارد و نيازى به گذشت زمان و به تدريج ضرب المثل شدن ندارد. «مَثَل»هاى قرآنى بيشتر از اين مقوله مى باشند.

 

اقسام تمثيل ها:
اكنون كه روشن شد مثل هاى قرآن از مقوله تمثيل است، شايسته است به اقسام تمثيل اشاره كنيم؛

 

۱. تمثيل رمزى
مقصود از تمثيل رمزى آن داستان هايى است كه از زبان پرندگان و گياهان حتى سنگ ها و صخره ها بيان مى شود، و كتاب كليله و دمنه، نوع بارز از اين تمثيل رمزى است.

برخى صاحب نظران؛ قصص قرآنى را به ويژه آنچه كه مربوط به داستان آدم و پيروزى شيطان بر او و سرگذشت قابيل و هابيل و يا سخن گفتن مورچه با سليمان را از مقوله تمثيل رمزى بدانند، در حالى كه يك چنين تفسيرى بر خلاف تصريح قرآن است. زيرا اين كتاب اصرار مى ورزد كه قصص خود را يك رشته حقايق و بيان واقعيت بداند. و سجده فرشتگان بر حضرت آدم عليه السلام فراتر از يك داستان سمبليك و رمزى است، بلكه به طور حقيقى اتفاق افتاده است.

 

۲. تمثيل قصصى
مقصود از «تمثيل قصصى»، داستان هايى است كه بيانگر سرگذشت اقوام پيشين است به منظور اين كه آيندگان از آن عبرت بگيرند و قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم همگى از اين مقوله بوده، و در حقيقت نوعى تشبيه مخفى در بر دارند و آن تشبيه آيندگان به گذشتگان است، قرآن مى فرمايد:

«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلاَ النّارَ مَعَ الدّاخِلِينَ»۵۰؛ «خداوند براى كسانى كه كفر ورزيده اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند و كارى از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شويد».

 

۳. تمثيل طبيعى
مقصود از «تمثيل طبيعى»، تشبيه غيرمحسوس به محسوس است مشروط بر اين كه آنچه به آن تشبيه شده، از امور آفرينشى باشد، چنانكه مى فرمايد:

«إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ اْلأَرْضِ مِمّا يَأْكُلُ النّاسُ وَ اْلأَنْعامُ حَتّى إِذا أَخَذَتِ اْلأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلاً أَوْ نَهارًا فَجَعَلْناها حَصيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِاْلأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»۵۱؛ «در حقيقت، مثل زندگى دنيا، بسان آبى است كه آن را از آسمان فرو ريختيم پس گياه زمين از آنچه مردم و دام ها مى خورند با آن درآميخت. تا آنگاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند، شبى يا روزى فرمان (ويرانى) ما آمد و آن را چنان درو شده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشت هاست. اين گونه نشانه هاى خود را براى مردمى كه انديشه مى كنند، به روشنى بيان مى كنيم».

 

خلاصه سخن اين كه: مثل هاى قرآن يا از مقوله تمثيل قصصى است يا تمثيل طبيعى است و هرگز در قرآن تمثيل رمزى به معناى غيرواقعى وجود ندارد.

امامان عليهم السلام نيز به تدبر در مثل هاى قرآنى اهميت داده و در سخنان و ادعيه خود به آن اشاره نموده اند:
اميرمؤمنان على عليه السلام مى فرمايد: «كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ مُبَيِّناً حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ»۵۲؛ «كتاب پروردگارتان در ميان شماست، بيانگر حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، جايز و واجب، خاص و عام، عبرت ها و مثال هاى آن است».

 

هم چنين اميرمؤمنان عليه السلام فرموده اند: «نزل القرآن اَربعُ اَرباعا رُبعٌ فينا و رُبعٌ فى عَدُوِّنا، و رُبعٌ سُنَنٌ و أَمثالٌ، و رُبعٌ فرائضٌ و أحكامٌ»۵۳؛ «قرآن در چهار بخش فرو فرستاده شده است: يك چهارم آن در حق ما، و يك چهارم ديگر در مورد دشمنان ما، و يك چهارم آن سنت هاى الهى و مثل هاى آن است و يك چهارم آن فرايض و احكام مى باشد».۵۴

۴۹. حشر ۵۹، آيه ۲۱.
۵۰. تحريم ۶۶، آيه ۱۰.
۵۱. يونس ۱۱، آيه ۲۴.
۵۲. نهج البلاغه، خطبه ۸۱.
۵۳. بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۳۰۵، باب جواب تأويل ما نزل فيهم، ح ۱.
۵۴. جهت آگاهى بيشتر ر.ك: مكارم شيرازى ناصر، مثل هاى زيباى قرآن.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

 

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.