وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

امام محمد باقر علیه‌ السلام

امام محمد باقر علیه‌ السلام

 

الباقر، امام محمد بن علی علیه‌السلام، ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم‌السلام، امام پنجم از ائمّه اثنا عشر و یکی از چهارده معصوم می‌باشد.

کنیه امام باقر (علیه‌السلام

راویان و محدثان شیعه غالباً با کنیه ابوجعفر از امام باقر علیه‌السلام یاد کرده‌اند.
برای تمایز احادیث منقول از امام نهم، حضرت محمّد بن علی الجواد علیه‌السّلام، که او نیز کنیه ابوجعفر داشته است، از روایات امام باقر علیه‌السّلام، لفظ «ثانی» را به کنیه امام نهم افزوده‌اند. [۱]

القاب امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

لقب مشهورشان « باقر » یعنی شکافنده علوم است (رجوع کنید به دنباله مقاله)، امّا القاب دیگری چون «هادی» و «شاکر» هم داشته‌اند. [۲]
نقش انگشتری ایشان نیز، به روایت ابن عساکر ، [۳] «اَلْقُوَّةُ للّهِ جمیعاً» بوده است.

نسب امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

حضرت باقر علیه‌السلام از سوی پدر ، نوه امام حسین علیه‌السلام و از سوی مادر ، نوه امام حسن علیه‌السلام است.

مادر امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

مادرشان فاطمه دختر امام حسن علیه‌السلام بود، ازین‌رو در حقّ او گفته‌اند: علویی بود که از دو سوی علوی بود و فاطمیی بود که از دو سوی فاطمی بود. [۴]

← فضایل مادر حضرت

فاطمه بنت الحسن ، که به امّ‌عبداللّه (یا امّ‌عبد ، یا امّ‌حسن ) شهرت داشت، بانویی جلیل القدر بود و از حضرت صادق علیه‌السلام درباره او نقل شده است که «او صدّیقه بود و در آل حسن زنی چون او نبوده است». [۵]

← اقوال درباره نام مادر حضرت

 

←← سبط ابن جوزی

برخی از متأخّران چون سبط ابن جوزی (متوفی ۶۴۵) [۶] و ابن خلّکان (متوفّی ۶۸۱) [۷] مادر امام پنجم را دختر حسن مثنّی و نوه امام مجتبی علیه‌السلام دانسته‌اند.
این قول صحیح نیست، زیرا مورّخان قرن سوّم و از جمله یعقوبی [۸] [۹] و نیز علوی عمری ، نَسب شناس قرن پنجم، [۱۰] تصریح کرده‌اند که او دختر امام مجتبی علیه‌السلام بوده است.

←← اربلی

اِرْبِلی [۱۱] نیز به نقل از حافظ عبدالعزیز جُنابذی (متوفّی ۶۱۱)، مادر امّ‌عبداللّه را امّ‌فَرْوه دختر قاسم بن محمّد ابی بکر (متولّد ۳۷) دانسته، که اشتباه است.
زیرا به تصریح علما، از جمله شیخ مفید [۱۲] [۱۳] امّ‌فروه همسر امام باقر علیه‌السلام بوده است.
منشأ این اشتباه خطایی است که در کتابت و نقل رخ داده و بر اثر حذف شدن قسمتی از روایت ، عبارت راجع به فرزندان امام باقر علیه‌السلام (یعنی امام صادق علیه‌السّلام و عبداللّه بن محمّد ) به خطا به مادر آن حضرت نسبت داده شده است.
این اشتباه عیناً در بحار الانوار [۱۴] تکرار شده است، ولی عبارت درست و کامل را ابن سعد [۱۵] و ابن جوزی [۱۶] آورده‌اند.
اربلی، نیز عبارت ابن جوزی را در صفحات بعد [۱۷] نقل کرده است.

تولد امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

همه منابع محل تولد آن حضرت را مدینه نوشته، ولی در سال ولادتشان اختلاف دارند.
بیشتر منابع شیعی تولد آن حضرت را در ۵۷ هجری دانسته‌اند [۱۸] [۱۹] [۲۰] ( مجلسی [۲۱] بیشتر اقوال را آورده است)، و برخی از مورخان اهل سنت نیز بر این قول‌اند، [۲۲] امّا عدّه‌ای سال ۵۶ را ذکر کرده‌اند. [۲۳] [۲۴] [۲۵]
در روز تولد ایشان نیز اختلاف است.
شیخ طوسی [۲۶] فضل بن حسن طبرسی [۲۷] و دیگران [۲۸] روز ولادت آن حضرت را روز جمعه اول ماه رجب و به گفته طبرسی بعضی تولّد ایشان را در سوم صفر می‌دانند.
از معاصران نیز، سید محسن امین [۲۹] و حاج شیخ عباس قمی [۳۰] آن را سوم صفر یا اول رجب؛ و از اهل سنّت، ابن خلّکان [۳۱] سوم صفر ضبط کرده‌اند.

شهادت امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

تاریخ رحلت امام باقر علیه‌السلام را با اختلاف پنج سال، از ۱۱۳ تا ۱۱۸، ذکر کرده‌اند.
ابن سعد [۳۲] نخست با نقل خبری از استاد خود واقِدی تاریخ رحلت آن حضرت را سال ۱۱۷ و مدت عمرشان را ۷۳ سال ذکر می‌کند، سپس می‌گوید که رحلت ایشان را در ۱۱۸ و ۱۱۴ هم دانسته‌اند.
ابن اثیر [۳۳] نیز عمر حضرت باقر علیه‌السلام را ۷۳ سال ثبت کرده و ۵۸ سال را نیز نسبت داده است.
امّا بیش‌تر مورخان شیعی و سنی وفات آن حضرت را در ۱۱۴ و اکثر سیره نویسان شیعه عمر وی را ۵۷ سال دانسته‌اند ( [۳۴] [۳۵] [۳۶] و منابع دیگر).
به هر حال، ۷۳ سال یقیناً نادرست است، زیرا در آن صورت باید در سال ۴۴ متولد شده باشند.
امّا چون عموم مورخان تولّد پدرش علی بن حسین علیه‌السلام را در سال ۳۸ نوشته‌اند و بنا بر این در سال ۴۴ آن حضرت بیش از شش سال نداشته است، امکان تولّد حضرت باقر علیه‌السلام در سال ۴۴ منتفی است.
یعقوبی [۳۷] هر چند وفات حضرت باقر علیه‌السلام را به سال ۱۱۷ می‌داند، می‌گوید که وی ۵۸ سال عمر کرده و در واقعه عاشورا چهار ساله بوده است.
امّا چون واقعه عاشورا در سال ۶۱ هجری بوده، وفات آن حضرت سال ۱۱۴ می‌شود نه ۱۱۷.
به نظر می‌رسد که چون مورخان اهل سنّت، ولادت را سال ۵۶ و وفات را ۱۱۴ ثبت کرده‌اند، باید عمر امام باقر علیه‌السلام را ۵۸ سال بدانند. [۳۸]

← ماه و روز شهادت

در ماه و روز رحلت آن حضرت نیز اختلاف است و آن را در ربیع الاوّل و هفتم ذی الحجه و ربیع الاخر گفته‌اند. [۳۹] [۴۰] [۴۱]
برخی از مورخان، از جمله ابن خلّکان [۴۲] و صفدی [۴۳] محل وفات او را ده‌کده‌ای به نام حُمَیْمَه واقع در منطقه شراة بین راه مدینه به دمشق [۴۴] دانسته‌اند.

← محل شهادت

در باره محل دفن آن حضرت، گورستان بقیع در مدینه، اختلافی دیده نمی‌شود.
در روایت ابوبصیر از حضرت صادق علیه‌السلام که کلینی [۴۵] و به نقل از او مجلسی [۴۶] آورده است، آن حضرت می‌فرماید که پدرم به سال ۱۱۴ وفات یافت و پس از پدر نوزده سال و دو ماه زنده بود.
چون رحلت امام سجاد علیه‌السلام را بیش‌تر مورخان در محرم نوشته‌اند، ظاهراً رحلت امام باقر علیه‌السلام در ربیع الاول بوده است.
ولی از ظاهر تعبیرِ بیشترِ مورخان و صریح عبارت شهید اوّل (مجلسی [۴۷] به نقل از الدّروس) و قمی [۴۸] برمی آید که هفتم ذی الحجه را برگزیده‌اند.

سوانح حیات امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

بنا بر اشهر اقوال، تولد امام باقر علیه‌السلام در سال ۵۷ و وفات آن حضرت در ۱۱۴ است و مدت عمر او ۵۷ سال و مدت امامتش ۱۹ یا ۲۰ سال (محرّم ۹۴ تا ربیع الاوّل یا ذی الحجه ۱۱۴) است.

← ائمه زمان حضرت

چهار سال از حیات جدّ خود امام حسین علیه‌السلام و ۳۷ سال از زندگی پدر خود حضرت علی بن حسین علیه‌السلام را درک کرد.

← خلفای زمان حضرت

دوران زندگیش با حکومت ده تن از خلفای اموی (از معاویة بن ابی سفیان تا هشام بن عبدالملک) و ایام امامتش با حکومت پنج تن از ایشان ـ ولید بن عبدالملک (متوفی ۹۶) و سلیمان بن عبدالملک(متوفی ۹۹) و عمر بن عبدالعزیز (متوفی ۱۰۱) و یزید بن عبدالملک (متوفی ۱۰۵) و هشام بن عبدالملک (متوفی ۱۲۵) مقارن بود.
پس این‌که بعضی از جمله ابن شهر آشوب [۴۹] و مجلسی به نقل از او در بحارالانوار، [۵۰] سال‌های امامت او را تا زمان خلافت ولید بن یزید بن عبدالملک (مقتول ۱۲۶) و یزید بن ولید بن عبدالملک (متوفی ۱۲۶) و برادرش ابراهیم بن ولید (مخلوع در ۱۲۷) بسط داده‌اند، اشتباه کرده‌اند. [۵۱]
مسعودی [۵۲] ضمن آن‌که وفات امام باقر علیه‌السلام را به دوران حکومت ولید بن یزید نسبت داده، گفته است که بعضی وفات ایشان را در روزگار یزید بن عبدالملک دانسته‌اند.

← فعالیت‌های فرهنگی

بنا بر آن‌چه از منابع معتبر به دست می‌آید، دوران زندگی امام پنجم بیش‌تر در شهر مدینه به نشر معارف دینی و ارشاد شیعیان و تربیت شاگردان گذشت.

← احضار شدن به شام

به روایت کلینی، [۵۳] [۵۴] یک بار در دوران هشام بن عبدالملک (حک: ۱۰۵ـ۱۲۵) آن حضرت و فرزندش امام صادق علیه‌السلام از مدینه به شام احضار شدند.
این ماجرا بعد از مراسم حجّ ، که هشام و امام باقر علیه‌السلام هر دو در آن حضور داشتند، روی داده و ظاهراً قصد هشام از این کار ارعاب امام بوده است.
بیهقی [۵۵] به نقل از کسایی و نقلِ او از هارون خلیفه عباسی ، سفر دیگر آن حضرت را به شام به دعوت عبدالملک مروان (حک: ۶۵ـ۸۶) گزارش کرده که البته پیش از دوران امامت او بوده است. (در باره این دو سفر و آن‌چه میان امام و خلفای اموی گذشت رجوع کنید به دنباله مقاله) ابن عساکر [۵۶] نیز دعوت عمر بن عبدالعزیز (حک: ۹۹ـ۱۰۱) از ایشان را به شام، به منظور رای‌زنی برخی از مسائل دانسته است.
به گفته او، عمر بن عبدالعزیز به فقها علاقه فراوان داشت و آنان را نزد خود دعوت می‌کرد که از جمله ایشان امام باقر علیه‌السلام بود.

فرزندان امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

ابن سعد [۵۷] فرزندان حضرت باقر علیه‌السلام را چهار پسر و دو دختر نوشته است.
مفید و طبرسی پنج پسر و دو دختر به این شرح نوشته‌اند: ابوعبداللّه جعفر (امام صادق علیه‌السلام) و عبداللّه (ابن شهر آشوب [۵۸] به اشتباه او را عبداللّه افطح خوانده است) که مادر این دو اُمّ‌فَروه دختر قاسم بن محمّد بن ابی بکر بود؛ ابراهیم و عبیداللّه که در کودکی درگذشتند و مادرشان امّ‌حکیم دختر اُسید (اسد و سیّد هم ثبت شده است) بن مغیرة الثّقفی بود؛ علی و زینب و امّ‌سلَمه که مادرهایشان کنیز بوده‌اند.
اِرْبلی ضمن نقل کامل سخن مفید، از ابن طلحه شافعی روایت کرده است که او فرزندان امام را سه پسر و یک دختر دانسته است. [۵۹]
علوی عمری [۶۰] فرزندان امام را سه دختر و شش پسر ذکر کرده، اما سوّمین دختر را نام نبرده و نام پسر ششم را، که با ابراهیم و عبیداللّه از یک مادر بوده، زید نوشته است.
نسل ایشان، هم‌چنان‌که علوی عمری [۶۱] نیز یادآوری کرده، فقط از فرزند برومندش امام صادق علیه‌السلام باقی ماند.

شمایل امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

امام باقر علیه‌السلام میانه بالا و گندم‌گون و لاغرمیان بود.
پوستی شاداب و نرم و مویی مجعّد داشت.
صدایش نیکو بود و بر گونه‌اش خالی دیده می‌شد. [۶۲]
محمّد بن منکدر ایشان را تنومند وصف کرده است. [۶۳]

سیره امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

 

← میزان بهره‌مندی از دنیا

در منابع شیعی روایاتی نقل شده است که بر طبق آن‌ها امام باقر علیه‌السلام از پوشیدن لباس خوب و پاکیزه و تهیّه غذاهای خوب در خانه دریغ نداشت و خصوصاً برای رعایت حال برخی از افراد خانه این کار را لازم می‌دید. [۶۴] [۶۵] [۶۶]
این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که در روزگار ایشان برخی گرایش‌های ترک دنیا پیدا شده بود.
و شاید به همین دلیل است که این موضوع در منابع نقل شده است.

← کشاورزی

امام با آن‌که از مرتبت بلند اجتماعی برخوردار بود و به گفته ذهَبی [۶۷] سروَری و دانش و رفتار صحیح را یک‌جا جمع کرده بود، شخصاً در گرمای حجاز در مزرعه کار می‌کرد و انگیزه این کار را اطاعتخدا و بی نیاز شدن خود و خانواده‌اش از مردم می‌دانست. [۶۸]

← هزینه زندگی

از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است که فرمود پدرم از سایر افراد خاندان خود درآمد کمتری داشت، ولی هزینه زندگی او از همه بیش‌تر بود. [۶۹]

← مردم‌داری

آمد و شد خویشانش او را دل‌گیر نمی‌کرد و از آنان با خوراک‌های خوب پذیرایی می‌کرد و جامه‌های نیکو و مال نقد می‌بخشید. [۷۰]
این روش را با دیگران نیز به کار می‌گرفت و هرگز از بخشش به برادران و متقاضیان و کسانی که به امیدی نزد وی آمده بودند، دریغ نمی‌کرد. [۷۱]
هم‌چنین خدمت‌کاران خود را در کارهای دشوار، یاری می‌کرد. [۷۲]
هرگاه می‌خواست به سائلی کمک مالی کند او را «یا سائل» نمی‌خواند، بلکه «یا عبداللّه» (ای بنده خدا) می‌گفت. [۷۳]

← زهد

امام باقر علیه‌السلام را از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده‌اند.
ابونعیم با عبارت «الحاضرُ الذّاکر، الخاشعُ الصّابر» از ایشان یاد کرده است. [۷۴]
عطّار کتاب تذکرة الاولیاء [۷۵] خود را با یاد این امام خاتمه داده و، به پیروی از هُجویری ، [۷۶] از آن حضرت به «برهان ارباب مشاهدت» و «امام اولاد نبی» و «گزیده نسل علی» تعبیر کرده است.

← بیان حقایق عرفانی

علاوه بر زهد عملی، بیانات آن حضرت در تفسیر الفاظی چون عبادت ، محبّت ، غنا ، تقوا ، توکّل و دنیا راه‌گشای کسانی بوده که دین را از وجهه معنوی و عرفانی می‌نگریسته‌اند.
به گفته ابن حجر هیتمی [۷۷] امام باقر علیه‌السلام در ترسیم مقامات عارفان و بیان حقایق عرفانی سخنانی دارد که زبان از وصف آن عاجز است.

← ذکر

کلینی از امام صادق علیه‌السلام نقل کرده است که فرمود پدرم همواره ذکر خدا می‌گفت و افراد خانواده خود را هم به این کار سفارش می‌کرد. [۷۸] [۷۹]
در سفر حجّ او را دیدند که غسل کرد و با پای برهنه وارد منطقه حرم شد، چون به مسجد الحرام رسید، به کعبه نگریست و با صدای بلند گریه کرد.
آن‌گاه طواف کرد و بعد از نماز سر به سجده نهاد، هنگامی که سر از زمین برداشت محلّ سجده از بسیاریِ اشک مرطوب شده بود. [۸۰] [۸۱]

← مواجهه با مصائب

در برابر مصائب تسلیم بود و همواره می‌ترسید که مبادا نعمت‌های خدا را ناسپاسی کرده باشد.
زمانی یکی از افراد خانواده او بیمار شد و سپس درگذشت.
امام که از بیماری او ناراحت بود، بعد از مرگ وی هرگز اظهار جزع نکرد و فرمود: آن‌چه را دوست می‌داریم از خدا می‌خواهیم، امّا وقتی آن‌چه برای ما ناگوار است روی دهد، نسبت به آن‌چه خدا برای ما پسندیده است، مخالفت نمی‌کنیم. [۸۲] [۸۳]

← فروتنی

آن حضرت در برابر دوستان فروتنی می‌کرد و بد زبانی افراد را نادیده می‌انگاشت. [۸۴]

← عبادت

ذهبی [۸۵] نقل کرده است که امام باقر علیه‌السلام در شبانه روز صد و پنجاه رکعت نماز می‌گزارد، و از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است که پدرش را بنا بر وصیّتِ خود او، در جامه‌ای که هنگام نماز بر تن می‌کرد به خاک سپردند. [۸۶] [۸۷]

مقام علمی امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

 

← وجه تسمیه به باقر

همه مؤلّفان در ادیان شیعه و سنّی سبب ملقب شدن آن حضرت را به « باقر » دانش فراوان او دانسته‌اند؛ و غالباً این نام‌گذاری را از پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم می‌دانند که جابر بن عبداللّه انصاری از آن حضرت نقل کرده است.

←← روایت پیامبر

ابن قتیبه [۸۸] به مناسبت نقل دیدار زید بن علی بن حسین با هشام بن عبدالملک و اعتراض او به هشام به سبب تعبیر توهین آمیز وی نسبت به امام باقر علیه‌السلام، از زید نقل می‌کند که لقبباقر را پیامبر صلّی‌اللّه‌وآله‌وسلّم بر محمّد بن علی نهاد.
سپس زید از جابر بن عبداللّه نقل کرده که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از عمر طولانی جابر تا نایل شدن به دیدار فرزندشان «باقر» خبر داده و از او خواسته بود که چون آن فرزند را دید سلام پیامبر را به او برساند.
در این روایت از زبان پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم وجه این نام‌گذاری نقل شده است: یَبْقَرُ الْعِلْمَ بَقْراً. [۸۹]
ابن بابویه [۹۰] نیز همین روایت جابر را با اندکی تفاوت با سند از جابر بن یزید جعفی آورده که جابر بن یزید این توضیح را افزوده بوده است: لاِ نّه بَقَرَ الْعِلْمَ، أی شَقَّهُ شَقّاً. [۹۱]
شیخ مفید نیز این روایت را آورده است.

←← نظر ابن عماد

ابن عماد [۹۲] آن حضرت را از فقهای مدینه بر شمرده که به سبب دانش فراوان و شناختن ریشه و درون آن، او را باقر خوانده‌اند.

←← نظر ابن خلکان

ابن خلّکان، [۹۳] صَفَدی [۹۴] و ذهبی [۹۵] نیز همین توضیح را آورده‌اند.

←← نظر ابن منظور

ابن منظور نیز ذیل مادّه «بقر» گفته است که به محمّد بن علیّ بن حسین، رضوان‌اللّه‌علیهم، از آن‌رو باقر گفته می‌شد که علم را می‌شکافت و ریشه آن را شناخته بود و فروع آن را استنباط می‌کرد و در دانش « تبقّر » می‌نمود.
سپس می‌گوید: «تبقّر» به معنای توسعه در دانش و مال آمده است.

←← نظر زبیدی

مرتضی زَبیدی نیز ذیل ماده «بقر» روایت جابر را از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم در باره آن حضرت نقل کرده است.

← فقه و حدیث حضرت

زمان امام باقر علیه‌السلام، یعنی دهه‌های آخر قرن اوّل و دهه‌های اوّل و دوم قرن دوم هجری، زمان ظهور فقهای بزرگ مخصوصاً در مدینه بود.
در این دوران، مسلمانان که از فتوحات خارجی و جنگ‌های داخلی تا حدودی فراغت یافته بودند (و فقط خوارج و برخی شورشیان، خراسان و مناطقی دیگر را در ناآرامی نگاه داشته بودند) از اطراف و اکناف سرزمین‌های اسلامی برای فراگرفتن احکام الهی و فقه اسلامی به مدینه، که شهر حضرت رسول صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم و اصحاب و تابعان ایشان بود، روی می‌نهادند.
فقها و محدّثان بزرگی از جمله سعید بن مسیّب (متوفّی ۹۴)، عروة بن زبیر (متوفّی ۹۴)، خارجة بن زید بن ثابت (متوفّی ۹۹)، ربیعة الرأی (متوفّی ۱۳۶)، سفیان بن عُیَیْنه و محمّد بن شهاب زُهْری(متوفّی ۱۲۴) در این شهر جمع بودند.
به خصوص که منع کتابت حدیث در زمان عمر بن عبدالعزیز لغو شده بود. [۹۶]
در این دورانِ شکوفایی فقه و حدیث بود که دانش و معرفت امام باقر علیه‌السلام و نیز فرزند او امام صادق علیه‌السلام، بر همگان آشکار شد و اصول و مبانی کلام و فقه و سایر معارف دینی شیعه، که این دو امام بیش از همه مبیّن آن بودند، تدوین و توسّط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراکنده شد.
بسیاری از مجتهدان و مؤسّسان مذاهب فقهیِ دیگر از این دو امام فیض برده‌اند و به همین جهت، رایج شدن لقب «باقر» برای امام پنجم، که لقبی کاملاً علمی است، بسیار پر معنی است.

←← نظر نسایی

نسایی از محدّثان بزرگ اهل سنّت آن حضرت را از «فقهای بزرگ تابعین» در مدینه شمرده است [۹۷] و به گفته او، همه حافظان حدیث در استناد و احتجاج به قول آن حضرت اتّفاق دارند.

←← نظر ذهبی

ذهبی [۹۸] او را جامع مقام علم و عمل و بزرگی و شایسته مقام خلافت دانسته است.

←← نظر شیخ مفید

شیخ مفید [۹۹] در باره جای‌گاه علمی آن حضرت می‌نویسد که بازماندگان صحابه و بزرگان تابعان و رؤسای فقهای مسلمانان از آن حضرت در مسایل دینی روایت کرده‌اند.
به نوشته او، امام اخبار پیشینیان و پیامبران را روایت می‌کرد.
مردم از او در باب مغازی و سیرت و سنّت رسول صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم حدیث می‌آموختند و در مناسک حجّ ، که از پیامبر نقل می‌کرد، بر او اعتماد داشتند و از ایشان تفسیر قرآن بر می‌نوشتند.

←← نظر عبدالله مکی

از عبداللّه بن عطاء مکّی نقل شده است که دانشمندان را در هیچ مجلسی کوچک‌تر از آن ندیده‌ام که در محضر ابوجعفر دیده‌ام؛ حکم بن عُتَیبْه (از فقهای بزرگ کوفه، متوفی ۱۱۵) [۱۰۰] را در پیش‌گاه او به سان شاگردی نزد استاد دیدم. [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳]
سبط ابن جوزی [۱۰۴] این مطلب را به عطا نسبت داده که ظاهراً خطا در نقل یا در کتابت است.
سید محسن امین [۱۰۵] نیز این اختلاف را یادآوری کرده است.

راویان امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

ابونعیم، ذهبی و ابن شهر آشوب شماری از محدّثان و فقها را به عنوان راویان امام باقر علیه‌السلام نام برده‌اند، که از آن جمله‌اند: اوزاعی (متوفّی ۱۵۱)، أعْمش (متوفّی ۱۴۴)، ابن جُرَیْج (متوفّی حدود ۱۵۰)، عطاء بن ابی رَباح (متوفی ۱۱۴ یا ۱۱۵)، حجّاج بن أرطاة ، ربیعة الرأی،عَمرو بن دینار (متوفّی ۱۲۶)، محمّد بن شهاب زُهْری، جابر بن عبداللّه انصاری (متوفّی ۷۸)، ابواسحاق سبیعی(متوفّی ۱۲۷)، عبدالرحمن بن کیسان الاعرج ، ابوبکر لیث بن سُلیَم کوفی (متوفّی ۱۳۸ یا ۱۴۳) و ابوحنیفه نُعمان بن ثابت (متوفّی ۱۵۰).
بنا بر این، عبارتِ ابن سعد [۱۰۶] که ضمن اذعان به مقام علمی امام باقر علیه‌السلام (و کانَ ثِقَةٌ کثیرَ الْعِلْمِ)، گفته است: راویان آن حضرت کسانی نیستند که مقبولیّت داشته باشند (لَیْسَ یَرْوی عَنْهُ مَْن یُحْتَجُّ بِهِ)، قابل تأمّل و شگفت انگیز است (رجوع کنید به دنباله مقاله).
در کتاب‌های رجالی شیعه نام‌های راویان امام باقر علیه‌السلام ثبت شده و از جمله شیخ طوسی [۱۰۷] آن‌ها را بر اساس حروف تهجّی ذکر کرده که بالغ بر ۴۶۶ تن می‌شود.
البتّه با تتبّع در اسانید روایات ، ممکن است بر شماری بیش از این دست یافت، هم‌چنان‌که احتمال دارد برخی از این نام‌ها به اصحاب امام جواد علیه‌السلام بر می‌گردد.
برخی از راویان آن حضرت، مانند جابر بن یزید جُعفی، عبداللّه بن عطاء مکّی و ابان بن تَغْلِب از نظر محدّثان اهل سنّت نیز محترم بوده‌اند.

یاران خاص امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

در این میان، یاران و پروردگان خاصّ مکتب امام باقر علیه‌السلام که ناشر و مبیّن آراء و اقوال آن حضرت بوده‌اند، جای‌گاه ویژه‌ای دارند.
از معروف‌ترین آنان علاوه بر جابر بن یزید و ابان بن تغلب، می‌توان از کسانی چون ابوحمزه ثمالی ، حُمران بن اَعْیَن ، محمّد بن مسلم ثَّقفی ، زُرارة بن اَعْین ، معروف بن خرّبوذ ، بُرَیْد العِجْلی ، ابوبصیر اسدی و فُضیل بن یَسار نیز نام برد.
به ابوحمزه ثمالی کتاب‌هایی در حدیث و تفسیر نسبت داده شده و گروهی از بزرگان اهل سنّت از او اخذ حدیث کرده‌اند.
جابر بن یزید که به گفته خود فقط ۰۰۰، ۷۰ حدیث از امام باقر علیه‌السلام فرا گرفته بود [۱۰۸] از آن حضرت غالباً با عنوان «وصّی الاوصیاء و وارث علم الانبیاء» یاد می‌کرد. [۱۰۹]
هم‌چنین از محمّد بن مسلم روایت شده که از امام باقر علیه‌السلام در باره ۰۰۰، ۳۰ مطلب سؤال کردم. [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲]
در میان عالمان شیعه شش نفر اخیر از داناترین دست‌پروردگان امام باقر علیه‌السلام و فرزندش، حضرت صادق علیه‌السلام شناخته شده‌اند و زُراره برترین آن‌هاست. [۱۱۳]
از آن‌ها و دوازده تن دیگر اصطلاحاً به عنوان اصحاب اجماع یاد می‌شود.

احادیث امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

 

← کتب اهل سنت

مطالب منقول از امام باقر علیه‌السلام در صحاح و سنن اهل سنّت اندک است [۱۱۴] مثلاً بخاری فقط سه حدیث در باب غسل را از آن حضرت نقل کرده که از جابر بن عبداللّه روایت کرده بوده‌اند. [۱۱۵][۱۱۶]
امّا در متون حدیثی و فقهی شیعه، اعمّ از امامیّه و اسماعیلیه ، [۱۱۷] بالاترین رقم حدیث به این امام و فرزندش اختصاص دارد.

←← علل کم بودن احادیث

علّت اصلی کم بودن احادیث امام باقر علیه‌السلام، و‌ به طور کلی امامان شیعه در کتاب‌های اهل سنّت، چند چیز است.
از جمله بیش‌تر راویان این احادیث، شیعیان ، و به تعبیر اهل سنّت رافضیان، بوده‌اند؛ و حال آن‌که به نقل روایت از قول رافضه، اعتراض و آن را منع کرده‌اند. [۱۱۸]
دیگر این‌که امام باقر علیه‌السلام بسیاری از مطالب دینی و احکام فقهی را بی آن‌که به صورت حدیث به پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم نسبت دهد، بیان می‌کرده است، و این از نظر شیعیان کاملاً پذیرفته است.
زیرا امام باقر علیه‌السلام را امام معصوم و جانشین پیامبر می‌دانند که دانش او به واسطه پدرانش به پیامبر می‌رسیده است.
حتّی بنا بر یک روایت [۱۱۹] [۱۲۰] آن حضرت گفته است که من همه آن‌چه را که می‌گویم به واسطه پدرانم از حضرت پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم روایت می‌کنم که ایشان آن را از فرشته وحیو او آن را از خدا دریافت کرده است.
امّا نویسندگان کتب حدیث اهل سنّت فقط منقولاتِ از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم صحابه را نقل می‌کرده‌اند و بالتَّبَع منقولاتشان از امامان شیعه بسیار اندک بوده است.

←← نوع روایات نقل شده

گفتنی است که تعداد زیادی روایت نیز از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که ایشان به واسطه پدرانش از پیامبر نقل کرده است.
روایات منقول از امام باقر علیه‌السلام در کتب اهل سنّت غالباً از این دست است.
مثلاً احمد بن حنبل در، قسمت راجع به علی بن ابی‌طالب ، [۱۲۱] هفت حدیث نقل کرده که امام پنج تای آن‌ها را از پدران خود و دو تا را از محمّد بن حنفیّه روایت می‌کند. [۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵]
هم‌چنین حاکم نیشابوری از ایشان دَه حدیث نقل کرده که هفت مورد آن را به واسطه پدران خود روایت کرده است. [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵]

←← نقل امام از افراد

البتّه در برخی از کتاب‌های اهل سنّت نام کسانی چون ابن عبّاس ، ابوسعید خُدری ، سعید بن مسیّب و جابر بن عبداللّه انصاری (از جمله به این منبع رجوع کنید [۱۳۶]) به عنوان مشایخ حدیثی امام باقر علیه‌السلام ذکر شده و نشان می‌دهد که امام از آن‌ها نقل حدیث کرده است، امّا محقّقان امامیّه بر اساس این اعتقاد که امامان شیعه علوم خود را فقط از طریق منابع وحیانی کسب می‌کرده‌اند، توضیح داده‌اند که نقل امام از این افراد، بر فرض صحّت، بنا بر مصالحی بوده است. [۱۳۷]
بنا بر بررسی ذهبی [۱۳۸] در صحاح ستّه ، امام باقر علیه‌السلام به جز پدرش امام سجّاد علیه‌السلام فقط از عبداللّه بن عمر و جابر انصاری روایت کرده است.
با این‌همه به کم نقل شدن احادیث روایت شده از امام باقر علیه‌السلام و دیگر امامان اهل بیت پیامبرصلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم در کتب صحاح و سُنن اهل سنّت، انتقاد شده است.

← موضوعات احادیث امام

آن‌چه از امام باقر علیه‌السلام روایت شده در همه زمینه‌های علوم اسلامی است، اعمّ از تفسیر و علوم قرآنی ، فقه، کلام، اخلاق ، تاریخ ، سیره و مسائل نظام آفرینش که گاهی برخی از شاگردان آن حضرت آن‌ها را به صورت کتاب مستقلّی تدوین کرده‌اند.

← تفسیر منسوب به امام

ابن ندیم [۱۳۹] کتابی را در تفسیر به امام باقر علیه‌السلام نسبت می‌دهد که ابوالجارود از او و ابوبصیر اسدی از ابوالجارود روایت کرده است.
این تفسیر در کتب رجال و حدیث بیش‌تر به تفسیر ابوالجارود مشهور است، ولی چنان‌چه نجاشی [۱۴۰] نیز تصریح کرده، از امام باقر علیه‌السلام روایت شده است.
آقابزرگ طهرانی [۱۴۱] [۱۴۲] احتمال داده که این تفسیر، املاء امام بر ابوالجارود بوده است.
اعتماد بزرگانی از محدّثان و دانشمندان نیز شاهدی بر صحّت منقولات آن است.
یکی از شاگردان علی بن ابراهیم قمی روایات این تفسیر را در تفسیر علی بن ابراهیم درج کرده و البتّه، به استنباط آقابزرگ طهرانی [۱۴۳] این شخص، که انگیزه اصلی او افزودن منقولات از امام باقر علیه‌السلام به تفسیر علی بن ابراهیم بوده است، به گونه‌ای عمل می‌کرده که بین روایات دو تفسیر تفکیک شود و خوانندگان به خطا نیفتند.

اهداف حلقه‌های درسی امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

پیدایش مذاهب کلامی چون مُرجئه و معتزله و خوارج ، و آشنایی مسلمانان با آراءِ ادیان دیگر، و حضور پراکنده پیروان سایر ادیان در میان مسلمانان ، و ظهور اختلافات فقهی بر اثر عدم دسترسی فقهای متأخّر به سنّت نبوی به سبب ممنوعیت طولانی روایت و کتابت حدیث [۱۴۴] و انحرافات عملی و فکری سران سرزمین اسلامی از تعالیم پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم و توجیه حکومت امویان، از طریق ارائه ناقص و تحریف شده تعالیم اسلام ، از مهم‌ترین وقایع دوران امام باقر علیه‌السلام بود.
گذشته از این، آن دسته از صحابه و تابعان که به پیروی از امام علی علیه‌السلام و جانشینان او معتقد بودند، یا به دست حاکمان اموی کشته شده یا بدون امکان انتقال دانسته‌های خود به نسل بعد درگذشته بودند.
این خلا از یک سو راه هر نوع اقدام را برای امام باقر علیه‌السلام دشوار ساخته و از سوی دیگر راه را برای جاعلان حدیث و غالیان هموار کرده بود.
مراقبت‌های پنهانی مأموران حکومت اموی از آل علی و امام باقر علیهم‌السلام، به فرد شاخص این خاندان، تهدیدی جدّی برای تلاش‌های آن حضرت به شمار می‌رفت.
در این شرایط، امام به عنوان عالمی که دانش خود را از طریق پدرانش از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم دریافته، حلقه‌های درسی بزرگی را در مدینه تشکیل داد.
او در این کار چهار هدف عمده را پی گرفت:

← عرضه دیدگاه‌های اسلامی

عرضه دیدگاه‌های اسلامی در همه زمینه‌ها، به خصوص در باره پرسش‌هایی که دانشمندان سایر ادیان مطرح می‌کردند.
این مطالب هم سبب استواری ایمان پیروان دین می‌شد و هم غیرمسلمانان را به برتری اسلام معترف می‌کرد.
بنا بر نقل مفید [۱۴۵] امام باقر علیه‌السلام با هر یک از پیروان عقاید گوناگون (اهل الاراء) که بر او وارد می‌شد، مناظره می‌کرد و مردم مطالب بسیاری را در علم کلام از او فرا گرفتند.
اشاره به «اهل آراء» در کلام مفید حایز اهمیت است.
در روزگار امام باقر علیه‌السلام گرایش‌ها و مذاهب مختلف کلامی پدید آمد و نیز پیروان ادیان دیگر در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کردند و میان ایشان و مسلمانان برخوردهای فکری روی می‌داد.
بدین طریق، پرسش‌ها و بحث‌های کلامی مطرح می‌شد و حضرت باقر علیه‌السلام، گذشته از مقام امامت و زعامت شیعیان ، به عنوان یکی از دانشمندان بزرگ زمان خود، که همه دانشمندان اسلامی به برتری علمی او معترف بودند، به پرسش‌ها پاسخ می‌گفت و در بحث‌ها شرکت می‌جُست.
به همین دلیل، موضوع بسیاری از احتجاجات آن حضرت و نیز احادیثی که از ایشان روایت شده، مسائل کلامی است و آن‌چه امام در این باره فرموده، هم اساس اعتقادات شیعه را تشکیل می‌دهد و هم در دیدگاه‌های کلامی مسلمانان اثر جدّی داشته است.

← روشن‌گری درباره انحرافات

روشن‌گری نسبت به اشتباهات و انحرافات فقهی و کلامی و تفسیری و تاریخی و اخلاقی که یا وابستگان حکومت اموی آن را پدید آورده بودند و یا از عدم اتّصال به سنّت نبوی ناشی می‌شد.
بنا بر این، بیشتر مطالب امام علیه‌السلام به ابوابی از علوم اسلامی اختصاص یافته که در جامعه اسلامی به صورت نادرست عرضه و به کار بسته می‌شده است.
بر همین اساس، گفته شده که شمار زیادی از روایات منقول از امام باقر علیه‌السلام، و نیز سایر امامان شیعه، در حکم تعلیقه یا نقد فقه و کلام و سایر علوم اسلامی متداول در روزگار آنان بوده است، به طوری که در موارد زیادی فهم درست بیانات این امامان بدون آگاهی از نظریات سایر مذاهب اسلامی تا حدّی دشوار است. [۱۴۶]

← گشایش ابواب علمی غیرمطرح

گشایش ابوابی از معرفت دینی که حاکمان آن روز جامعه اسلامی از طرح آن‌ها جلوگیری کرده بودند و آگاهی مردم از آن‌ها سلطه نظام حاکم سیاسی را متزلزل می‌کرد. [۱۴۷]
در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که امویان مردم را در آموزش مباحث ایمان آزاد گذاشتند، امّا فراگیری آن‌چه را به شرک بر می‌گشت منع کردند، تا اگر مردم را به کارهای شرک آمیز وادارند (ناروایی) آن را در نیابند.
به نظر می‌رسد که وجود همین تعالیم، علاوه بر بیانات صریحی که رویارویی با حکّام و وابستگان آن‌ها را توصیه می‌کرده، یکی از مهم‌ترین عوامل مقاومت روانی پیروان این مذهب در برابر جریانات سیاسی حاکم بر جوامع اسلامی بوده باشد.

← پروزش دانشمندان اسلامی

گزینش و پرورش گروهی از دانشمندان اسلامی بر مبنای دیدگاه‌های امام باقر علیه‌السلام، و گسیل کردن آنان به شهرهای بزرگ اسلامی به منظور ارائه درست نظریات آن حضرت، و در نتیجه خنثی کردن تبلیغات دراز مدت امویان در معرفی اهل بیت پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، و نیز نفی گرایش‌های غلو آمیز برخی از پیروان اهل بیت، برخورد صریح و قاطع با غالیان و اظهار بیزاری از سران آنان، از جمله مغیرة بن سعید و بیان بن سمعان (هر دو مقتول در ۱۱۹) جزو اقدامات مهم ایشان به شمار می‌رود. [۱۴۸]

مناظرات امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

آن حضرت برای دست‌یابی به هدف‌ها و نیز اجرای مقاصد دیگری که برخود فرض می‌دید، گذشته از برپایی حلقه‌های متعدد درس عمومی و خصوصی، به مناظره با دانشمندان برجسته شهرهای اسلامی و پیشوایان فکری فِرَق مهم آن روزگار و عالمان سایر ادیان و برخی مدعیان راهبری معنوی مردم عنایت خاصی داشت.
هم‌چنین از مراسم حجّ برای گفتگو با مسلمانان مناطق مختلف اسلامی بهره فراوان می‌برد.

← مناظرات گردآوری شده

مجلسی ، [۱۴۹] [۱۵۰] احمد بن علی طبرسی [۱۵۱] و امین [۱۵۲] شماری از مناظرات آن حضرت را گرد آورده‌اند.

← مناظرات مشهور

در میان مناظرات امام باقر علیه‌السلام از مناظره با پیشوای مسیحیان شام ، قتادة بن دعامه (فقیه بزرگ بصره)، بزرگان کیسانیه ، عمر بن ذَرّ قاضی ، نافع مولی ابن عمر و مهم‌ترین راوی سخنان وی، [۱۵۳] [۱۵۴] طاوس الیَمانی و محمّد بن مُنْکَدِر از زهّاد و تارکین دنیا، ابوحنیفه یکی از ائمّه اهل سنّت و عبداللّه بن نافع ازرق از مدافعان تفکّر خوارج می‌توان نام برد.

← بررسی مناظره با نافع

امّا مناظره‌ای که مفید [۱۵۵] به آن حضرت نسبت داده، قابل تأمّل است.
این مناظره ظاهراً با نافع بن ازرق ، رهبر فرقه ازارقه از خوارج، صورت گرفته و درباره مسئله حکمیّت و جنگ صفّین است و نافع در برابر اعتراض امام به روش خوارج در برخورد با امام علی علیه‌السلام ومُباح دانستن خون آن حضرت، پاسخی نمی‌یابد.
مشکل این روایت که مفید آن را بدون ذکر سند نقل کرده آن است که نافع در سال ۶۵ در واقعه دولاب (درنزدیکی اهواز) به قتل رسیده است. [۱۵۶]
امام باقر علیه‌السلام به هنگام گفتگو با او باید کم‌تر از هشت سال داشته باشد و این بعید می‌نماید، زیرا اگر چنین بود، قطعاً باید در شمار معجزات امام نیز از آن یاد می‌شد و حال آن‌که منابع مختلف در این باره سخنی نگفته‌اند.
از سوی دیگر، کلینی [۱۵۷] با ذکر سند، مناظره‌ای را بین امام و نافع مولی ابن عمر نقل می‌کند که بخش انتهایی آن درباره خوارج و مسئله حکمیّت است.
این نافع که ایرانی تبار است و از فقهای بزرگ مدینه به شمار می‌رود، بنا بر قول اصحّ در ۱۱۷ درگذشته [۱۵۸] و به گفته مجلسی [۱۵۹] به خوارج متمایل بوده و با امام علی علیه‌السلام دشمنی می‌نموده است.
علی بن ابراهیم قمی که همین مناظره را با همین سند در تفسیر خود (بنا بر نقل مجلسی [۱۶۰]) نقل کرده قسمت اخیر آن را در باره خوارج، نیاورده است و از نافع مذکور به صورت نافع بن ازرق یاد می‌کند.
هم‌چنین کلینی، [۱۶۱] در حدیثی دیگر با سند مشابه از شخصی به نام نافع بن ازرق نام برده است که از امام باقر علیه‌السلام در بحث خداشناسی سؤال کرده است.
این شخص نزد محقّقان علم رجال شناخته نیست، ولی مامقانی و شوشتری احتمال داده‌اند که او همان نافع مولی ابن عمر باشد، [۱۶۲] چنان‌که از تعبیر علیّ بن ابراهیم نیز چنین بر می‌آید، در هر صورت، مناظره آن حضرت یا نافع مولی ابن عمر، به اشاره هشام بن عبدالملک ، انجام گرفته است که هیچ نسبتی با رهبر ازارقه ندارد.
و نیز مناظره امام باقر علیه‌السلام با عبداللّه بن نافع به سند دیگری نقل شده و اتحاد آن با این مناظره بسیار بعید است، به خصوص که مناظره نخست در مسجد الحرام و مناظره دوم در مدینه روی داده است.

مواضع و اقدامات سیاسی امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

 

← جای‌گاه اجتماعی امام

امام باقر علیه‌السلام که بارزترین شخصیّت اهل بیت و از نظر شیعیان امام پنجم بود، طبعاً از نظر سیاسی بسیاری از مردم و مخالفان حکومت اموی به او روی آوردند و به همین جهت از سوی حکومت به شدت مراقبت می‌شد.

← تقیه امام

البته به سبب وضع خاصی که بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام پدید آمد، امام باقر علیه‌السلام بیش‌تر روش تقیّه را پیش می‌گرفت و بیش‌تر به تبیین مبانی نظری خود در قالب درس می‌پرداخت.
ازین‌رو و از آن‌جا که همه فعّالیت‌ها و جزئیات زندگی آن حضرت در منابع تاریخی، ثبت نشده است، نمی‌توان اقدامات سیاسی چندانی از ایشان سراغ گرفت.

← مواجهه با هشام

با وجود این، چند خبر موجود نشان می‌دهد که امام باقر علیه‌السلام در مسایل سیاسی بر اساس ملاک‌ها و مبانی خود موضع‌گیری داشته و در برخورد با مسائل اجتماعی و سیاسی، به ارشاد پیروان و گاهی سران حکومت می‌پرداخته است.
مثلاً در منابع [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵] آمده است که هشام بن عبدالملک در موسم حجّ در مسجد الحرام امام باقر علیه‌السلام را دید که در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال می‌کنند.
این توجّه و علاقه مردم نظر او را جلب کرد، از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده، گفت : «همان که مردم عراق فریفته اویند» یا «امام مردم عراق!».
در روایتی دیگر [۱۶۶] آمده است که هشام (گویا بعد از همین موسم حجّ) امام باقر علیه‌السلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیه‌السلام به شام فرا خواند.
امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یک‌جا سلام کرد، بر خلاف رسم متعارف، خلیفه اموی را امیرالمؤمنین نخواند و بدون کسب اجازه نشست.
هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به امامت خود فرا می‌خوانید.
حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند.
آن‌گاه امام صریحاً از جای‌گاه اهل بیت پیامبر در دین و این‌که آنان عهده دار هدایت مردم‌اند، سخن گفت، هم‌چنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد.
هشام ابتدا او را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن آنان به مدینه شد.
از این دو گزارش بر می‌آید که حرکت امام باقر علیه‌السلام در دعوت به سوی امامت اهل بیت و معرفی مقام و نقش آنان در دین و نیز نفی حقانیت خلافت اموی ـ که هشام از آن به ایجاد اختلاف در میان امّت تعبیر کرده است ـ حرکتی گسترده و غیر قابل انکار بوده و لااقل در بخشی از سرزمین اسلامی تأثیر جدی گذاشته بوده است.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که مطرح کردن مرجعیّت علمی اهل بیت پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم ـ که امام باقر علیه‌السلام شخصیت برجسته ایشان در آن دوره بود ـ در حقیقت، به معنای تبیین جای‌گاه سیاسی آنان نیز بوده است و خلیفه اموی، یا امام باقر علیه‌السلام و یا دیگران، این دو را از یکدیگر جدا نمی‌دانسته‌اند.

← گزارش ابن ابی الحدید

در گزارش دیگری که ابن ابی الحدید [۱۶۷] نقل کرده است، امام به افشاگری کارهای امویان از ابتدا تا روزگار خود پرداخته و شیوه‌های حکّام اموی را در بازداشتن مردم از گرایش به اهل بیت، ساختناحادیث دروغین ، آزار رساندن به شیعیان ، تخریب شخصیت امامان اهل بیت و به شهادت رساندن آن‌ها آشکار کرده است.
امام در این گفتار از تاریخِ سراسر رنج و ناملایمِ بعد از رحلت پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم سخن گفته، به دوره امامت حضرت علی علیه‌السلام و ضدیت‌های معاویه با آن حضرت، دوران امام حسنعلیه‌السلام و خیانت مردم به او که به صلح با معاویه منجر شد، دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه‌السلام و پیمان شکنی آن‌ها اشاره، و از راویان دروغ‌پردازی که با دریافت مال به سود امویانحدیث‌سازی کردند، و نیز آزارهای گوناگونی که بر دست حکّام اموی بر پیروانشان رفته، شکوه کرده است.

← گزارشات دیگر

انتقاد صریح امام از خلیفه اموی در برخی موارد و در حضور طرف‌داران او (از جمله به این منبع رجوع کنید [۱۶۸])، نهی برخی شیعیان از قبول مناصب رسمی از آن‌رو که ممکن است در اقدامات نابه‌جای حاکمان ظالم شریک شوند [۱۶۹] و تکریم او از برادرش زید [۱۷۰] نیز از جمله گزارش‌هایی است که در دست است.

← پرهیز از اقدام سیاسی عمومی

با این‌همه آن حضرت از هر گونه اقدام سیاسی عمومی پرهیز می‌کرد و به پیروان نزدیک خود می‌گفت که اعتماد کافی به مردم عراق ندارد.
هنگامی که بُرَیدِ عجْلی از بسیاری شیعیان در عراق و آمادگی آن‌ها برای فرمان‌برداری از امام سخن گفت، آن حضرت ضمن تأیید کثرت شیعیان عدم اعتماد خود را به آن‌ها بیان و تصریح کرد که هنوز شرط لازم برای فداکاری در راه حقّ را احراز نکرده‌اند. [۱۷۱]

← راهنمایی حاکمان اموی

به علاوه، هر جا که مصلحت امّت ایجاب می‌کرد از راهنمایی حاکمان اموی نیز دریغ نداشت؛ توصیه او به عبدالملک مروان برای ضرب سکّه به جای استفاده از سکّه‌های رومی، در پاسخ به تهدید امپراطور روم، در برخی منابع نقل شده است.
نکته جالب توجّه در این ماجرا آن است که عبدالملک نه از روی رغبت، از روی ناچاری حضرت باقر علیه‌السلام را با احترام به شام آورد و آن حضرت نیز با تأکید بر حقّانیّت اسلام او را راهنمایی کرد. [۱۷۲] [۱۷۳]

امامت امام باقر(علیه‌السلام) در میان شیعیان
[ویرایش]

از منابع راجع به فرق اسلام و فرق شیعی مانند کتاب‌های علی بن اسماعیل اشعری ، [۱۷۴] سعد بن عبداللّه اشعری [۱۷۵] و نوبختی [۱۷۶] و نیز متون حدیث و آثار کلامی امامیّه بر می‌آید که در میان شیعیان نسبت به امامت حضرت باقر علیه‌السلام اختلاف اساسی وجود نداشته است و فقط گروهی اندک بعدها از امامت او برگشته و به بتریّه پیوسته بودند. [۱۷۷]
این امر اساساً از دیدگاه شیعه به مسئله امامت ناشی می‌شود که آن را همانند نبوّت منصبی الهی می‌دانند و در اثبات آن به نصّ جلّی، تصریح بر عصمت و صدور معجزه و کرامت استناد می‌کنند.
بنا بر این، اکثریت مسلمانان آن روز که برای اثبات جانشینی پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم و زعامت مسلمانان به ملاک‌هایی دیگر چون شورا ، انتخاب اهل حلّ و عقد و اجماع مردم مدینه معتقد بودند، هیچ‌گاه امامت امام باقر علیه‌السلام را مگر در مقام بیان شایستگی‌های آن حضرت، مطرح نمی‌کرده‌اند.

← مخالفان امامت حضرت از شیعیان

 

←← کیسانیه

در میان شیعیان نیز بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام گروهی به نام کیسانیه محمّد بن حنفیّه را امام خواندند و سپس مدّعی زنده بودن و غیبت او شدند.. [۱۷۸] [۱۷۹] [۱۸۰]

← سرحوبیه

سَرحوبیّه نیز گروهی دیگر بودند که امامت را در فرزندان امام حسن یا امام حسین علیهماالسّلام بدون تعیین و معرّفی، مستمر دانستند.
این‌ها چندان نپاییدند و در قیام زید به او پیوستند. [۱۸۱] [۱۸۲]

←← زیدیه

در این میان بیشترین افراد شیعه معتقد به امامت حضرت علی بن الحسین علیه‌السلام شدند و بعد از وفات او به فرزندش امام باقر علیه‌السلام گرویدند.
امّا زیدیّه که خود را پیرو زید بن علی بن الحسین می‌دانند، گذشته از این‌که در دو دوره متأخّر بر زمان امام باقر علیه‌السلام و زید شکل گرفته‌اند (زید هرگز داعیه امامت نداشته است [۱۸۳] [۱۸۴]) اساساً با دیدگاه‌های شیعه توافق ندارند.
آن‌ها به نصّ بر امامت و تصریح بر عصمت معتقد نیستند و زید را از آن‌رو که « قیام به سیف » کرد، امام می‌دانند.
به این ترتیب، با ملاک‌های شیعی برای امامت، فرد دیگری جز ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسین به جانشینی امام چهارم معرّفی نشده و هیچ‌یک از برادران او ادّعای امامت نداشته است.
این اختلاف نسبت به برخی از امامان پیش آمده است.

←← ولد الحسن

البتّه از برخی احادیث می‌توان دریافت که شماری از فرزندان امام مجتبی علیه‌السلام ( وُلْد الحسن ) مدّعی امامت و سرپرستی اهل بیت بوده و از قبول امامت حضرت باقر علیه‌السلام با آن‌که به مقام او اقرار داشته‌اند، تن می‌زده‌اند. [۱۸۵] [۱۸۶]

← احادیث اثبات امامت حضرت

برای اثبات امامت حضرت باقر علیه‌السلام، به چندین حدیث معتبر از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم امام‌های پیشین، خصوصاً امام سجاد علیه‌السلام، استناد شده و حتی برخی از متکلّمان آن‌ها رامتواتر خوانده‌اند. [۱۸۷]
در این احادیث هم به عصمت آن حضرت و هم به امامت او تصریح شده است. [۱۸۸] [۱۸۹] [۱۹۰] [۱۹۱]
برخی [۱۹۲] [۱۹۳] با توجّه به این احادیث، ضمن یادآوری دیدگاه زیدیّه در باره امامت و تفاوت آن با نظرگاه شیعی، امامت زید بن علی را که نصّی بر عصمت او وجود ندارد، نفی کرده‌اند.

← دلایل کلامی امامت حضرت

گذشته از نصّ بر عصمت و امامت، در کتاب‌های کلامی به دانش فراوان امام باقر علیه‌السلام ـ که هرگز مورد رد و انکار نشد ـ استناد شده و بروز معجزات و کرامات شاهدی دیگر بر این امر خوانده شده است. [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷] [۱۹۸] [۱۹۹] [۲۰۰]
آن‌چه اربلی [۲۰۱] به نقل از حمیرَی از ابوبصیر در شمار معجزات امام باقر علیه‌السلام روایت کرده و مجلسی نیز [۲۰۲] به پیروی از او همین کار را انجام داده، متضمّن چند اشتباه تاریخی است و به ظنّ قوی، راجع به امام صادق علیه‌السلام می‌شود.

فرق شیعه بعد از امام باقر (علیه‌السلام)
[ویرایش]

بعد از وفات امام باقر علیه‌السلام جز اکثریّت پیروان او که امامت حضرت صادق علیه‌السلام را پذیرفتند.

← پیروان نفس زکیه

گروهی به امامت محمّد بن عبداللّه بن حسن معروف به نفس زکیّه (مقتول در ۱۴۵) معتقد شدند.
اینان مرگ یا قتل او را انکار و ادّعا می‌کردند که وی از دیده‌ها پنهان شده و همان مهدی است که خروج خواهد کرد.
مُغیرة بن سعید از مبلّغان این نظر بود و حتّی برخی او را امام بعد از حضرت باقر علیه‌السلام می‌دانستند که پس از او امامی نخواهد آمد تا محمّد بن عبداللّه بن الحسن خروج کند.

← پیروان ابومنصور عجلی

گروهی نیز به ابومنصور عِجْلی پیوستند و او را جانشین امام باقر علیه‌السلام خواندند. [۲۰۳] [۲۰۴] [۲۰۵] [۲۰۶]

← باقریه

برخی از نویسندگان متأخّر، از جمله بغدادی [۲۰۷] و شهرستانی [۲۰۸] از فرقه‌ای به نام باقریّه یاد کرده‌اند که پس از امام باقر علیه‌السلام فرد دیگری را به امامت نپذیرفته‌اند.
بغدادی در باره این گروه می‌نویسد که آن‌ها ابوجعفر محمّد بن علی را مهدی منتظر می‌دانند و در اثبات ادّعای خود به حدیث معروف جابر از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم استدلال می‌کنند.
به موجب این حدیث، که پیشتر نیز به آن اشاره شد، پیامبر به جابر خبر داده بود که محمّد بن علی را خواهد دید و از او خواسته بود که سلام او را به وی برساند.
بغدادی از قول آنان نوشته است که سلام رساندن پیامبر به حضرت باقر علیه‌السلام دلالت بر مهدویّت او می‌کند.
وی سپس این استدلال را ردّ کرده و مسلّم بودن وفات امام باقر علیه‌السلام را نیز شاهد بر نادرستی آن ادّعا دانسته است.
صَفَدی [۲۰۹] نیز همین مطالب را آورده است.
امّا شهرستانی باقریّه را معتقدان به رجعت حضرت باقر می‌داند و آن‌ها را از آن‌جا که آن حضرت را آخرین امام خوانده‌اند، با وصف « واقفه » (توقّف کنندگان) یاد می‌کند.
با این‌همه، مهمّ این است که در مآخذ شیعی یا منابع متقدّم ملل و نحل، فرقه‌ای به این نام ذکر نشده و معلوم نیست که این نام از کی و بر چه اساسی وارد کتاب‌های ملل و نحل متأخّر شده است.

رابطه امام باقر (علیه‌السلام) و شیعیان
[ویرایش]

شاگردان و پیروان امام باقر علیه‌السلام از جهات گوناگون اختلاف مرتبت داشتند.
اوضاع خاصّ اجتماعی ـ سیاسی و وجود مخالفانی با انگیزه‌های مختلف، پای‌داری شیعیان را بر اعتقاد خود دشوار کرده بود تا آن‌جا که برخی از آن‌ها به دستاویز موضوعی بی اهمیّت، دچار دودلی شدند و از امامت آن حضرت برگشتند. [۲۱۰]
در این شرایط، آن حضرت از تربیت کسانی که ضمن پای‌داری بر اعتقاد شیعی بتوانند مبیّن و مدافع آرای شیعی در جامعه اسلامی باشند، به هیچ روی فروگذاری نمی‌کرد و به خصوص نسبت به کسانی چون محمّد بن مسلم ، زرارة بن اعین ، حمران بن اعین و فُضَیْل بن یسار که از فرصت‌های مختلف برای فراگیری دانش‌های اسلامی از امام باقر علیه‌السلام بهره می‌جستند و در نشر آن‌ها می‌کوشیدند، تقدیر می‌کرد و با این‌همه از آنان می‌خواست که همه آموخته‌های خود را به هر کسی نگویند و خصوصاً مراقب مأموران دستگاه خلافت باشند. [۲۱۱] [۲۱۲] [۲۱۳] [۲۱۴]
هم‌چنان‌که فرزندش حضرت صادق علیه‌السلام نیز از آن‌ها به نیکی یاد می‌کرد و آن‌ها را احیاکنندگان آثار پدرش می‌خواند. [۲۱۵]
امام هم‌چنین شاعرانی چون کُمَیْت را که با سرودن اشعار در نشر افکار شیعه تلاش می‌کردند، تشویق می‌کرد. [۲۱۶] [۲۱۷]
به این ترتیب بود که اقدامات و روش‌های مختلف امام باقر علیه‌السلام به شکل‌گیری مجدّد جامعه شیعی انجامید.

 

فهرست منابع
[ویرایش]

(۱) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (مصر) ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/۱۹۶۵ـ۱۹۶۷.
(۳) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/۱۹۷۹ـ۱۹۸۲.
(۴) ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۵.
(۵) ابن جوزی، صفة الصفوة، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۶) ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، بیروت ۱۳۹۰/۱۹۷۱.
(۷) ابن حجر هیتمی، الصواعق المخرفة فی الرد علی اهل البدع والزندقه، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
(۸) ابن حنبل، مسند، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۹) ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قاهره ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
(۱۰) ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ ادوارد سخو، لیدن ۱۳۲۱ـ۱۳۴۷.
(۱۱) ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۴، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۷۹).
(۱۲) ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین علی بن الحسین علیه‌السلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمدالباقر علیه‌السلام من تاریخ مدینة دمشق، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۴۱۳.
(۱۳) ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۱۴) ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، بیروت (بی تا).
(۱۵) ابن منظور، لسان العرب، بیروت ۱۹۵۵ـ۱۹۵۶.
(۱۶) ابن ندیم، کتاب الفهرست، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۱۷) احمد بن عبداللّه ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۱۸) علی بن عیسی اربلی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۹) سعد بن عبداللّه اشعری، کتاب المقالات و الفرق، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۲۰) علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، (بی جا) ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۲۱) محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۲) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، استانبول ۱۹۸۱.
(۲۳) عبدالقاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، بیروت (بی تا).
(۲۴) احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، بیروت ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
(۲۵) علی بن یونس بیاضی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۴.
(۲۶) ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (تاریخ مقدمه ۱۳۸۰/۱۹۶۱).
(۲۷) محمدتقی تستری، قاموس الرجال، قم ۱۴۱۰.
(۲۸) محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت (بی تا).
(۲۹) محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة بالفصوص و المعجزات، چاپ هاشم رسولی، ج ۵، با شرح و ترجمه فارسی احمد جنتی، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۳۰) محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۱) محمد بن موسی دمیری، حیاة الحیوان الکبری، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
(۳۲) محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت ۱۴۰۲ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۲ـ۱۹۸۸.
(۳۳) محمد بن احمد ذهبی، الکشاف فی معرفة من له روایة فی الکتب السّتّه، چاپ عزت علی عید عطیه و موسی محمد علی موشی، قاهره ۱۳۹۲/۱۹۷۲.
(۳۴) محمود بن عمر زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، چاپ سلیم نعیمی، قم ۱۴۱۰.
(۳۵) سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۳۶) محمد بن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل والنحل، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
(۳۷) خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ویسبادن ۱۹۶۲ـ۱۹۷۹.
(۳۸) احمد بن علی طبرسی، الاحتجاح، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۳۹) فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۴۰) محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، چاپ حسین بحر العلوم، قم ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
(۴۱) محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
(۴۲) محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۴۳) مرتضی عسکری، معالم المدرستین، تهران ۱۴۰۵.
(۴۴) محمد بن ابراهیم عطار، کتاب تذکرة الاولیاء، چاپ نیکلسون، لیدن ۱۹۰۵، (تهران، بی تا).
(۴۵) علی بن حسین علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، احمد حسینی، قم ۱۴۱۱.
(۴۶) علی بن محمد علوی عمری، المجدی فی انساب الطالبین، چاپ احمد مهدوی دامغانی، قم ۱۴۰۹.
(۴۷) محمد فاضل لنکرانی، «مصاحبه با استاد آیت اللّه حاج شیخ محمد فاضل»، نور علم، دوره ۳، ش ۶ (فروردین ۱۳۶۸).
(۴۸) نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام، چاپ آصف بن علی اصغر فیضی، (قاهره) ۱۹۶۳ـ۱۹۶۵.
(۴۹) عباس قمی، منتهی الامال، تهران (بی تا).
(۵۰) محمد بن عمر کشی، اختیار معرفة الرجال، (تلخیص) محمد بن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ ش.
(۵۱) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
(۵۲) عبداللّه مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲.
(۵۳) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، بیروت ۱۴۰۳.
(۵۴) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۵۵) محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ عبدالستار احمد فراج (و دیگران)، کویت ۱۳۸۵ـ۱۴۰۶/۱۹۶۵ـ۱۹۸۶.
(۵۶) علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ۱۳۸۵/۱۹۶۴ـ۱۹۶۵.
(۵۷) محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، قم ۱۴۱۳.
(۵۸) احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعة المشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
(۵۹) حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۶۰) علی بن عثمان هجویری، کشف المحجوب، چاپ ژوکوفسکی، تهران ۱۳۵۸ ش.
(۶۱) احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت (بی تا)؛

پانویس
[ویرایش]
۱.
↑ مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۲، ص۴۳۴-۴۳۵.
۲.
↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۲۹.
۳.
↑ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین علی بن الحسین علیه‌السلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمدالباقر علیه‌السلام من تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۱۴۱۱۴۱۳.
۴.
↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۳۸.
۵.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۹.
۶.
↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ج۱، ص۳۰۲.
۷.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۴.
۸.
↑ یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۵.
۹.
↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴۷.
۱۰.
↑ علوی، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبین، ج۱، ص۲۰.
۱۱.
↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۳۱.
۱۲.
↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۷۶.
۱۳.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۶.
۱۴.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۸.
۱۵.
↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، ج۵، ص۳۲۰.
۱۶.
↑ ابن جوزی، عبدالرحمان بن علی، صفة الصفوة، ج۲، ص۱۰۸.
۱۷.
↑ ابن جوزی، عبدالرحمان بن علی، صفة الصفوة، ج۲، ص۳۵۹.
۱۸.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۹.
۱۹.
↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۲۸.
۲۰.
↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸.
۲۱.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۲۲۱۹.
۲۲.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۴.
۲۳.
↑ حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۷۲.
۲۴.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۱.
۲۵.
↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۷۷.
۲۶.
↑ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ج۱، ص۸۰۱.
۲۷.
↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۹۸.
۲۸.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۲ ۲۱۹.
۲۹.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۴۵.
۳۰.
↑ قمی، عباس، منتهی الامال، ج۲، ص۹۶.
۳۱.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۴.
۳۲.
↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، ج۵، ص۳۲۴.
۳۳.
↑ ابن اثیر، ابوالحسن، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۱۸۰.
۳۴.
↑ حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۷۲.
۳۵.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۱.
۳۶.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۲۲۱۹.
۳۷.
↑ یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۲۰.
۳۸.
↑ حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۷۲.
۳۹.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۲۲۱۹.
۴۰.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۴۵.
۴۱.
↑ قمی، عباس، منتهی الامال، ج۲، ص۱۳۵.
۴۲.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۴.
۴۳.
↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۷۷.
۴۴.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۷۸.
۴۵.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۷۲.
۴۶.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۷.
۴۷.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۷.
۴۸.
↑ قمی، عباس، منتهی الامال، ج۲، ص۱۳۵.
۴۹.
↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۴۰.
۵۰.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۱۶.
۵۱.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۴۵.
۵۲.
↑ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۲۳۲.
۵۳.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۷۱۴۷۲.
۵۴.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۰۶۳۲۰.
۵۵.
↑ بیهقی، ابراهیم بن محمد، المحاسن و المساوی، ج۲، ص۲۳۲ـ۲۳۶.
۵۶.
↑ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین علی بن الحسین علیه‌السّلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمدالباقر علیه‌السّلام من تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۱۲۷ـ۱۲۸.
۵۷.
↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، ج۵، ص۳۲۰.
۵۸.
↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۲۱۰.
۵۹.
↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۳۰.
۶۰.
↑ علوی، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبین، ج۱، ص۹۴.
۶۱.
↑ علوی، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبین، ج۱، ص۹۴.
۶۲.
↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۳۹.
۶۳.
↑ مفید، محمد بن محمدT الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۶۱.
۶۴.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۰، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۶۵.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۶۶.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۸، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۶۷.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۲.
۶۸.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۶۲، قم ۱۴۱۳.
۶۹.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۴، بیروت ۱۴۰۳.
۷۰.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۰۲۹۱، بیروت ۱۴۰۳.
۷۱.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۸۸، بیروت ۱۴۰۳.
۷۲.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۰۳، بیروت ۱۴۰۳.
۷۳.
↑ ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، ج۲، ص۲۰۸، بیروت (بی تا).
۷۴.
↑ احمد بن عبداللّه ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۳، ص۱۸۰، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۷۵.
↑ محمد بن ابراهیم عطار، کتاب تذکرة الاولیاء، ج۲، ص۳۳۹، چاپ نیکلسون، لیدن ۱۹۰۵، (تهران، بی تا).
۷۶.
↑ علی بن عثمان هجویری، کشف المحجوب، ج۱، ص۹۲ـ۹۳، چاپ ژوکوفسکی، تهران ۱۳۵۸ ش.
۷۷.
↑ ابن حجر هیتمی، الصواعق المخرفة فی الرد علی اهل البدع والزندقه، ج۱، ص۲۰۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۷۸.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۹۹، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۷۹.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۷، بیروت ۱۴۰۳.
۸۰.
↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۲۹، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۸۱.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۹۹۳۰۰، بیروت ۱۴۰۳.
۸۲.
↑ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین علی بن الحسین علیه‌السّلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمدالباقر علیه‌السّلام من تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۱۶۱، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۴۱۳.
۸۳.
↑ ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، ج۳، ص۵۷، بیروت (بی تا).
۸۴.
↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۳۷.
۸۵.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۳.
۸۶.
↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، ج۵، ص۳۲۳.
۸۷.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۲۰.
۸۸.
↑ ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، ج۱، ص۲۱۲، بیروت (بی تا).
۸۹.
↑ الذخیرة فی علم الکلام، احمد حسینی، قم ۱۴۱۱.
۹۰.
↑ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۲۳۳، نجف ۱۳۸۵.
۹۱.
↑ الذخیرة فی علم الکلام، احمد حسینی، قم ۱۴۱۱.
۹۲.
↑ حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۷۲.
۹۳.
↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۷۴.
۹۴.
↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۷۷.
۹۵.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۲.
۹۶.
↑ مرتضی عسکری، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۴، تهران ۱۴۰۵.
۹۷.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۳.
۹۸.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۲.
۹۹.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۵۷، قم ۱۴۱۳.
۱۰۰.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۲۰۸۲۱۳.
۱۰۱.
↑ احمد بن عبداللّه ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۳، ص۱۸۶، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۱۰۲.
↑ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین علی بن الحسین علیه‌السّلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمدالباقر علیه‌السّلام من تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۱۴۲، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۴۱۳.
۱۰۳.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۰۶، قم ۱۴۱۳.
۱۰۴.
↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ج۱، ص۳۰۲، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۰۵.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۴۶.
۱۰۶.
↑ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، ج۵، ص۳۲۴.
۱۰۷.
↑ محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، ج۱، ص۱۰۲ـ۱۴۲، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.
۱۰۸.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۴۰، بیروت ۱۴۰۳.
۱۰۹.
↑ علی بن عیسی اربلی، ج۲، ص۳۳۷، به نقل از مفید، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۱۰.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۶۳.
۱۱۱.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۹۱.
۱۱۲.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۲۸.
۱۱۳.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۵۰۷.
۱۱۴.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۲.
۱۱۵.
↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۶۸، استانبول ۱۹۸۱.
۱۱۶.
↑ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۶۹، استانبول ۱۹۸۱.
۱۱۷.
↑ دعائم الاسلام، چاپ آصف بن علی اصغر فیضی، (قاهره) ۱۹۶۳ـ۱۹۶۵.
۱۱۸.
↑ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۱، ص۱۰ـ۱۲، بیروت ۱۳۹۰/۱۹۷۱.
۱۱۹.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۶۷، قم ۱۴۱۳.
۱۲۰.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۸۸، بیروت ۱۴۰۳.
۱۲۱.
↑ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۷۵ـ۱۶۰، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۲۲.
↑ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۷۷ـ۸۰، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۲۳.
↑ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۹۰، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۲۴.
↑ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۰۱، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۲۵.
↑ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۰۳، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۱۲۶.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۲.
۱۲۷.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۲۸.
۱۲۸.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۵۸۸.
۱۲۹.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴۴.
۱۳۰.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۳.
۱۳۱.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۷۳.
۱۳۲.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۵۱۶.
۱۳۳.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۵۶۸.
۱۳۴.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۲۲.
۱۳۵.
↑ حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۳۴۵.
۱۳۶.
↑ احمد بن عبداللّه ابونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۳، ص۱۸۸، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۱۳۷.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۵۱.
۱۳۸.
↑ محمد بن احمد ذهبی، الکشاف فی معرفة من له روایة فی الکتب السّتّه، ج۳، ص۷۹ـ۸۰، چاپ عزت علی عید عطیه و موسی محمد علی موشی، قاهره ۱۳۹۲/۱۹۷۲.
۱۳۹.
↑ ابن ندیم، کتاب الفهرست، ج۱، ص۳۶، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
۱۴۰.
↑ احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعة المشتهر برجال النجاشی، ج۱، ص۱۷۰، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
۱۴۱.
↑ محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۵۱، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۲.
↑ محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۰۳، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۳.
↑ محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۰۳ـ۳۰۶، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۴.
↑ مرتضی عسکری، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۴۵۸، تهران ۱۴۰۵.
۱۴۵.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۶۳، قم ۱۴۱۳.
۱۴۶.
↑ محمد فاضل لنکرانی، «مصاحبه با استاد آیت اللّه حاج شیخ محمد فاضل»، ج۱، ص۱۴، نور علم، دوره ۳، ش ۶ (فروردین ۱۳۶۸).
۱۴۷.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۱۵۴۱۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۴۸.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۲۳ـ۲۲۸.
۱۴۹.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۳۳۲۸۶.
۱۵۰.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۴۷۳۵۹.
۱۵۱.
↑ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاح، ج۲، ص۳۲۱ـ۳۳۱، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۵۲.
↑ امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۴۷.
۱۵۳.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۲۰، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۵۴.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۹۵.
۱۵۵.
↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۶۴۱۶۵.
۱۵۶.
↑ ابن اثیر، ابوالحسن، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۹۴.
۱۵۷.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۲۰.
۱۵۸.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۱۰۱.
۱۵۹.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۲۰.
۱۶۰.
↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۶۱.
۱۶۱.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۸۸.
۱۶۲.
↑ تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۹، ص۱۸۳ـ۱۸۴.
۱۶۳.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۲۰.
۱۶۴.
↑ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۵.
۱۶۵.
↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۶۳۱۶۴.
۱۶۶.
↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۷۱.
۱۶۷.
↑ معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۳۴۴.
۱۶۸.
↑ زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ج۳، ص۵۱۴.
۱۶۹.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۰۴.
۱۷۰.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۳۱ـ۲۳۲.
۱۷۱.
↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۳، ص۴۲۵.
۱۷۲.
↑ بیهقی، ابراهیم بن محمد، المحاسن و المساوی، ج۲، ص۲۳۲ـ۲۳۶.
۱۷۳.
↑ دمیری، محمد بن موسی، حیاة الحیوان الکبری، ج۱، ص۹۰ـ۹۲.
۱۷۴.
↑ اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، ج۱، ص۸۸ـ۹۷.
۱۷۵.
↑ اشعری، سعد بن عبداللّه، کتاب المقالات و الفرق، ج۱، ص۷۴ـ۷۶.
۱۷۶.
↑ نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ج۱، ص۹۱ـ۹۴.
۱۷۷.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۵۰۵.
۱۷۸.
↑ حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ج۱، ص۴۷ـ۶۰، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۷۹.
↑ علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، ج۱، ص۹۰ـ۹۶، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، (بی جا) ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۸۰.
↑ سعد بن عبداللّه اشعری، کتاب المقالات و الفرق، ج۱، ص۲۵ـ۴۴، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۸۱.
↑ حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ج۱، ص۸۵ـ۸۸، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۸۲.
↑ سعد بن عبداللّه اشعری، کتاب المقالات و الفرق، ج۱، ص۷۱ـ۷۲، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۸۳.
↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، ج۲، ص۱۷۲، قم ۱۴۱۳.
۱۸۴.
↑ محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۴، ص۲۵۹ـ۲۷۶، قم ۱۴۱۰.
۱۸۵.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۵۳۰۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۸۶.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۳، ص۳۲۴، تهران ۱۳۶۳ ش.
۱۸۷.
↑ محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۴، ص۱۹۴، چاپ حسین بحر العلوم، قم ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۱۸۸.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۵۳۰۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۸۹.
↑ علی بن یونس بیاضی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۲، ص۱۶۱ـ۱۶۲، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۴.
۱۹۰.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۲۹۲۳۳، بیروت ۱۴۰۳.
۱۹۱.
↑ محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة بالفصوص و المعجزات، ج۵، ص۲۶۱ـ۲۶۵، چاپ هاشم رسولی، ج ۵، با شرح و ترجمه فارسی احمد جنتی، تهران ۱۳۵۷ ش.
۱۹۲.
↑ علی بن حسین علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، ج۱، ص۵۰۳، احمد حسینی، قم ۱۴۱۱.
۱۹۳.
↑ محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۴، ص۱۹۳، چاپ حسین بحر العلوم، قم ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۱۹۴.
↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۹۴۷۲، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۹۵.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۵۶ـ۳۶۰.
۱۹۶.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۴۸.
۱۹۷.
↑ علی بن یونس بیاضی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۲، ص۱۸۲ـ۱۸۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۴.
۱۹۸.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۳۳۲۸۶، بیروت ۱۴۰۳.
۱۹۹.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۰۶۳۲۰، بیروت ۱۴۰۳.
۲۰۰.
↑ محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة بالفصوص و المعجزات، ج۵، ص۲۶۹ـ۳۲۲، چاپ هاشم رسولی، ج ۵، با شرح و ترجمه فارسی احمد جنتی، تهران ۱۳۵۷ ش.
۲۰۱.
↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمّه فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۵۰۳۵۱، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۰۲.
↑ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۶۹، بیروت ۱۴۰۳.
۲۰۳.
↑ علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، ج۱، ص۶۸ـ۷۵، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، (بی جا) ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۰۴.
↑ علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، ج۱، ص۹۶ـ۹۷، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، (بی جا) ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۰۵.
↑ حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ج۱، ص۹۴ـ۹۶، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۲۰۶.
↑ سعد بن عبداللّه اشعری، کتاب المقالات و الفرق، ج۱، ص۷۶ـ۷۷، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
۲۰۷.
↑ عبدالقاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۵۹ـ۶۰، چاپ محمد محی الدین عبدالحمید، بیروت (بی تا).
۲۰۸.
↑ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل والنحل، ج۱، ص۱۴۷، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
۲۰۹.
↑ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۷۷.
۲۱۰.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۳۸.
۲۱۱.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۶۲.
۲۱۲.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۷۸.
۲۱۳.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۹۳.
۲۱۴.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۱۳.
۲۱۵.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۳۶ـ۱۳۷.
۲۱۶.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۰۷ـ۲۰۸.
۲۱۷.
↑ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۴۵.

 

منبع
[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «امام باقر علیه‌السلام»، شماره۲۷۴.
آثار اسلامی مکّه و مدینه، ص۳۳۷-۳۳۸، رسول جعفریان.

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.