وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب

اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب

آسمان بازگرداننده

«وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»: سوگند به آسمان بازگرداننده

آيه كريمه «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»[۱] سوگند به آسمان بازگرداننده كه در ميانه سوره طارق آمده است از آيات قسم به شمار مى آيد. سوگند در قرآن تنها بيانگر اهميت موضوع است و گرنه خداوند نيازى به سوگند خوردن براى بندگان ندارد.

مفسران گفته اند كه منظور از بازگردانندگى آسمان، باران است و به اين سبب آسمان، بازگرداننده خوانده شده كه بخار آب از زمين به آسمان رفته، متراكم شده و در روندى مستمر به صورت باران به زمين باز مى گردد. اينان در اينجا «رجع» را باران ترجمه كرده اند .

ما نيز ضمن پذيرش اين نتيجه گيرى مى پرسيم: اگر مقصود از عبارت رجع السماء باران است پس چرا قرآن كريم به جاى «مطر» لفظ «رجع» را مورد استفاده قرار داده است ؟ چرا به جاى تعبير «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ» از تعبير «وَ السَّماءِ ذاتِ المَطَر» استفاده نشده است؟

آنچنان كه پيداست ـ و خدا داننده حقيقى است ـ واژه رجع، معانى ديگرى نيز به جز نزول باران ـ با وجود اهميت آن در تداوم حيات بر روى زمين ـ دارد و همين امر سبب شده تا خداوند بدان سوگند ياد كند. حال مى پرسيم معناى «رجع» در اين آيه كريمه چيست؟

به نظر مى آيد كه يكى از معانى «رجع» در اين آيه باز گرداندن باشد؛ بدين معنى كه از ويژگى هاى بارز آسمان، باز گردانندگى آن است يعنى آسمان، بسيارى از چيزهايى را كه از زمين به سوى آن مى رود دوباره به زمين باز مى گرداند؛ همچنان كه بسيارى از چيزهايى را كه از قسمت هاى بالاتر به سمت آن فرود مى آيد به مكان اصلى آن باز مى گرداند. بنابراين باز گرداندن يكى از صفات بارزى است كه خداوند در آسمان قرار داده است به گونه اى كه اگر اين ويژگى نبود هيچگونه حياتى در زمين شكل نمى گرفت؛ به همين علت قرآن به اين صفت سوگند ياد كرده تا ما را متوجه عظمت آن و حكمت آفريدگار نمايد.

نظر مفسران درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان :

ابن كثير «رجع السماء» را باران قلمداد نموده است و ابن عباس هم بر اين رأى است ؛ او همچنين مى گويد: منظور از «رجع» ابرهاى داراى باران است، همچنين ابن كثير به نظر قتاده اشاره مى كند. قتاده معتقد است كه آسمان همه ساله روزى بندگان را بدان ها باز مى گرداند و در صورت عدم وجود اين نعمت، مردم و چهارپايانشان نابود مى شوند. صابونى نيز بر همين باور است.

مخلوف مى گويد: «و السماء» به معناى سايبان و «ذات الرجع» به معناى باران مى باشد و بدين علت رجع ناميده شده كه ابرها حامل آب ناشى از بخار درياها و رودها هستند و آنگاه آن را به صورت باران به زمين باز مى گردانند.

آسمان در قرآن كريم :

واژه «السماء» سيصد و ده بار در قرآن ذكر شده است: صد وبيست بار به صورت مفرد «السماء» و صد و نود بار به صورت جمع «السماوات». در بيشتر مواقع به كار بردن واژه جمع السماوات براى اشاره به كل هستى آمده است. در سى و هشت مورد از موارد مفرد آمدن آسمان «السماء»، اتمسفر گازى زمين به همراه ابرها، بادها و ساير قسمت هاى آن فهميده مى شود و از هشتاد و دو مورد باقيمانده غالبا آسمان دنيا و گاه هستى فهميده مى شود.

قرآن در بيست مورد به آسمان ها و زمين و مابين آنها اشاره كرده است ؛ بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه منظور از مابين آسمان ها و زمين به طور عام اتمسفر گازى زمين و به طور خاص قسمت پايينى آن يعنى تروپوسفر است. اين نتيجه گيرى به خاطر سخن پروردگار است كه مى فرمايد: «وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»[۲]؛

ابرها در تروپوسفر ـ كه ضخامت آن در خط استوا و از روى سطح دريا از ۱۶ كيلومتر تجاوز نمى كند ـ به حركت در مى آيند؛ ۷۵% مواد اتمسفر گازى زمين در اين قسمت يافت مى شود. قرآن كريم در چند آيه به بارش باران از آسمان اشاره مى كند و واضح است كه منظور از آسمان در اين گونه موارد قسمت داراى ابر يعنى تروپوسفر است.

كيهان شناسى و رَجعُ السَّماء :

منظور از «و السماء ذات الرجع» در سوره طارق مى تواند يكى از قسمت هاى اتمسفر گازى زمين باشد. مطالعه اين اتمسفر گازى ثابت كرده است بسيارى از مواد كه به صورت ماده يا انرژى از زمين به سمت اتمسفر بالا مى روند مانند: گرد و غبارهاى بسيار ريز، بخار آب، گازهاى مونو اكسيد كربن، دى اكسيد كربن، اكسيدهاى نيتروژن، نوشادر، متان، امواج حرارتى مانند اشعه مادون قرمز، امواج راديويى، امواج صوتى، پرتوهاى مغناطيسى و… دوباره به زمين باز مى گردند؛ همچنين بسيارى از مواد و انرژى هاى مختلف كه از بالا بر اتمسفر گازى زمين فرود مى آيند به واسطه تعدادى از لايه هاى حمايتى كه براى محافظت از ما و ساير جانداران روى زمين آفريده شده اند به بالا باز گردانيده مى شوند.

ممكن است منظور از آسمان بازگرداننده در اين سوره مباركه همه آسمان دنيا با ستارگان و سيارات زينت بخش آن باشد. دانش  كيهان شناسى ثابت كرده است كه خداوند، اجرام آسمانى را از دود كيهانى «دود آسمان» آفريده است؛ اين دود، ناشى از انفجار عظيمى است كه قرآن كريم آن را شكافتن يا جدا كردن پيوستگى ها ناميده است. چرخه حيات همه اجرام آسمان دنيا از طريق انفجار يا پراكنده شدن، به دود منتهى مى شود.

سپس اجرام جديد از اين دود آسمانى تشكيل شده تا اين چرخه بارها و بارها با تبادل ماده و انرژى ميان اجرام آسمانى و دود آنها تكرار گردد. دود آسمانى  به ماده موجود ميان ستارگان در يك كهكشان، كهكشان ها و گروه هاى مختلف آنها در پهنه آسمان دنيا و شايد در همه كيهان اطلاق مى شود.

اين، تصويرى حيرت آور از «رجع» يعنى قدرت بازگرداندن است كه در دهه هاى پايانى قرن بيستم پس از كشف چرخه حيات ستارگان معلوم گرديد. حال منظوراز «رجع آسمان» چه يكى از دو حالت مذكور و چه هر دوى آنها باشد نشان دهنده پيشى گرفتن حيرت آور قرآن در ذكر يك حقيقت كيهانى است كه تنها چند دهه از كشف آن توسط دانشمندان مى گذرد. اين امر نشان دهنده الهى بودن منبع قرآن و صدق كلام پيامبر خاتم (صلی الله علیه وآله)  است.

لايه هاى اتمسفر گازى زمين :

يك اتمسفر گازى به ضخامت تقريبى چند هزار كيلومتر، اطراف زمين را احاطه كرده است. فشار در اتمسفر همراه با ارتفاع، كاهش مى يابد به گونه اى كه تقريبا از يك كيلوگرم بر سانتى متر مكعب در سطح دريا شروع و تقريبا در ارتفاع ۶۰ كيلومترى از سطح دريا به نزديك صفر مى رسد. اتمسفر گازى بر اساس درجه حرارت از پايين به بالا به چند لايه تقسيم مى شود.

۱. تروپوسفر (لايه هواى پيرامون ما)

اين لايه از سطح دريا تا ارتفاع ۱۶ كيلومترى از روى خط استوا امتداد مى يابد. ضخامت آن در روى قطبين تا حدود ده كيلومتر و در روى خط استوا به ۷ تا ۸ كيلومتر كاهش مى يابد. هنگام حركت هوا از خط استوا به سمت قطبين، هوا بر روى اين منحنى ميانه فرود آمده، سرعت آن افزايش مى يابد.

چرخش زمين به دور محور خود از غرب به شرق جريانات هوا را وادار مى كند تا با سرعت فوق العاده به سمت شرق حركت كنند؛ اين بادها را جريان بادهاى دائمى «آليزه»[۳] مى نامند. درجه حرارت تروپوسفر همراه با ارتفاع كاهش مى يابد به طورى كه دما در بالاترين قسمت اين لايه ۶۰ درجه سانتى گراد زير صفر است؛ اين امر به خاطر دور شدن از سطح زمين رخ مى دهد.

سطح زمين ۴۷% اشعه خورشيد را جذب كرده و درجه حرارت آن افزايش مى يابد، آنگاه سطح زمين دوباره حرارت موجود را به شكل اشعه مادون قرمز به اتمسفر گازى زمين و بخصوص بخار آب و مولكول هاى دى اكسيد كربن باز مى گرداند؛ از اين رو درجه حرارت تروپوسفر همراه با افزايش ارتفاع، به دليل دور شدن از منبع گرما ـ يعنى سطح زمين ـ كاهش مى يابد.

بدين معنا كه زمين مانند يك واسطه عمل مى كند. هنگامى كه هواى سرد روى هواى گرم جمع مى شود جريانات هوا استقرار خود را از دست داده و هواى سرد پايين مى آيد؛ در اين حالت هواى گرم بالا رفته و جريانات هوا در اين لايه شكل مى گيرد «چرخش هوا». اگر كاهش مستمر دما در اين لايه نبود زمين به تدريج آب خود را از دست مى داد و زندگى بر روى آن غير ممكن مى شد.

۲. استراتوسفر

اين لايه از روى تروپوسفر آغاز و تا ارتفاع حدود ۵۰ كيلومترى سطح دريا امتداد مى يابد. دما در اين لايه افزايش مى يابد به طورى كه از ۶۰ درجه سانتى گراد زير صفر به صفر درجه سانتى گراد در بالاترين قسمت آن مى رسد. علت افزايش دما آن است كه مولكول هاى ازُن متمركز در قاعده اين لايه «در ارتفاع ۱۸ تا ۳۰ كيلومترى» اشعه ماوراى بنفش خورشيد را جذب و تبديل نموده، لايه اى به نام ازُن را تشكيل مى دهند.

۳. مزوسفر (لايه ميانى)

اين لايه از روى استراتوسفر آغاز و تا ارتفاع ۸۰ الى ۹۰ كيلومترى سطح دريا ادامه مى يابد. دماى اين لايه تا ۱۲۰ درجه زير صفر كاهش مى يابد. «به علت عدم انجام فرايندهاى حرارت زايى»

۴. ترموسفر (گرم لايه)

اين لايه از روى مزوسفر آغاز و تا قسمتهاى فوقانى امتداد مى يابد. دماى اين لايه مدام افزايش مى يابد و در ارتفاع يك صد و بيست كيلومترى از سطح دريا به ۵۰۰ درجه سانتى گراد بالاى صفر مى رسد. در اين ارتفاع، دما تا ارتفاع بيش از ۱۰۰۰ كيلومتر از سطح دريا ثابت مى ماند؛ اما در دوره هاى فعاليت لكه هاى خورشيدى دماى آن به ۱۵۰۰ درجه مى رسد.

در قسمتى از اين لايه «از ارتفاع ۱۰۰ كيلومترى تا ۴۰۰ كيلومترى از سطح دريا» مولكول هاى گاز در اثر اشعه ماوراى بنفش و اشعه ايكس خورشيد، يونيزه «داراى بار الكتريكى» مى شوند؛ به همين دليل اين قسمت را لايه يونوسفر[۴] مى نامند. در بالاى لايه يونوسفر قسمتى به نام اگزوسفريا لايه بيرونى[۵] قرار دارد؛ در اين لايه فشار آنقدر كاسته مى شود كه با دود آسمان «فضاى خارجى» در هم آميخته مى شود.

۵. ماگنتوسفر[۶]

اين لايه شامل دو جفت كمربند هلالى شكل بوده و پيرامون خط استوا ضخامت آنها افزايش و در قطب ها به شدت كاهش مى يابد. اين كمربندها حاوى تعداد بسيار زيادى پروتون و الكترون هستند كه توسط ميدان مغناطيسى زمين شكار شده اند. جفت داخلى اين كمربندها پيرامون ارتفاع ۳۲۰۰ كيلومترى از دريا متمركزند و جفت خارجى اين كمربندها پيرامون ارتفاع ۲۵۰۰۰ كيلومترى از سطح دريا قرار دارند.

برخى ويژگى هاى بازگردانندگى آسمان :

اگر منظور از آسمان در آيه مورد بحث اتمسفر گازى زمين مى باشد مى توان انواع بازگرداندن آسمان را در اين قسمت چنين برشمرد:

۱. بازگردان لرزشى هوا(صداها) و پژواك آن:

پايين ترين لايه اتمسفر گازى زمين «لايه تروپوسفر» ۷۵% مجموع اتمسفر زمين را به خود اختصاص داده است؛ اين لايه اساسا از گاز نيتروژن ۷۸% و اكسيژن ۹۵/۲۱% به مقدار اندكى بخار آب، دى اكسيد كربن، ازُن، گرد و غبار و مقادير بسيار اندكى از هيدروژن، آرگون، هليم و برخى تركيبات گوگرد تشكيل شده است.

همه تركيبات شيميايى و ويژگى هاى فيزيكى اين لايه براى وجود حيات در زمين، اساسى و براى لرزش هاى ايجاد كننده صوت و پژواك آن مهم به شمار مى روند. لرزش تارهاى صوتى ما فشارهايى را در هوا ايجاد مى كند كه به صورت امواج متحرك در فضاى پيرامون در تمام قسمت ها پخش مى شوند؛ پرده صماخ «پرده گوش» ساير افراد اين لرزش ها را دريافت و به وضوح مى شنوند. اگر تركيب شيميايى و صفات فيزيكى اين لايه نبود هيچ كس چيزى نمى شنيد و زندگى غير ممكن مى شد.

صدا در خلأ منتقل نمى شود؛ زيرا در خلأ مولكول هاى هوا كه بتوانند امواج صوتى را منتقل كنند وجود ندارد. امواج صوتى در هوا با سرعت ۱۲۰۰ كيلومتر در ساعت در سطح دريا به حركت در مى آيند. در صورت افزايش تراكم محيط حركت صوت، سرعت آن نيز افزايش مى يابد ودر صورت كم شدن چگالى، سرعت صوت كم مى شود. سرعت صوت در آب تقريبا ۴ برابر سرعت آن در هواست.

در لايه هاى بالايى اتمسفر گازى زمين سرعت صوت آنچنان كم مى شود كه به زحمت مى توان آن را شنيد و به همين علت، فضانوردان از طريق امواج راديويى با هم صحبت مى كنند؛ زيرا اين امواج مى توانند در خلأ حركت كنند. هنگام برخورد امواج صوتى با اجسام داراى چگالى بيشتر نسبت به هوا، اين امواج به صورت پژواك صدا باز مى گردد. بازگردان لرزشى هوا به شكل صوت و پژواك، نخستين شكل «رجع السماء» است و در صورت عدم وجود اين ويژگى قادر به شنيدن نبوديم و زندگى بر روى زمين شكل نمى گرفت.

۲. بازگرداندن آب:

آب كمى بيش از ۷۱% كل مساحت كره زمين را پوشانده است. مقدار آب موجود در زمين ۳۶/۱ ميليارد كيلومتر مكعب است كه ۲/۹۷% آن در اقيانوس ها و درياها، ۱۵/۲% آن به شكل يخ در قطب ها وقله كوه ها و ۶۵/۰% آن در مجارى مختلف آب مانند رودها، نهرها، درياچه هاى آب شيرين و مخازن زيرزمينى يافت مى شود. همه اين آب در اصل از دل زمين و از طريق فعاليت آشفشان ها بيرون آمده است؛ آنگاه در قسمت هاى بالايى تروپوسفر كه داراى سرماى شديد است متراكم شده و دوباره به زمين بازگشته و رودهايى را تشكيل داده است كه در قسمت هاى كم ارتفاع زمين جارى شده اند و همين طور حركتى پيوسته را ميان زمين و لايه هاى زيرين اتمسفر آغاز كرده و موجب عدم تعفن و از دست رفتن آن در لايه هاى بالاى جو شده است.

سالانه ۰۰۰/۳۸۰ كيلومتر مكعب از آب زمين تبخير مى شود؛ از اين مقدار ۰۰۰/۳۲۰ كيلومتر مكعب از سطح درياها و اقيانوس ها و ما بقى از سطح خشكى ها تبخير مى شود. باد اين بخار را به حركت در مى آورد و ابرها آن را به لايه زيرين اتمسفر گازى زمين مى برند؛ بخار آب در اينجا متراكم شده و اكثرا به صورت باران، برف، تگرگ و در برخى موارد به صورت شبنم يا مه به زمين باز مى گردد.

پس از بازگشت بخار آب از جو به زمين، بخشى از آن در مجارى مختلف آب در خشكى ها به حركت در مى آيد و اين مجارى نيز وارد درياها و اقيانوس ها مى شوند؛ همچنين بخشى از آب بازگشتى به زمين به طبقات قابل نفوذ زير زمين وارد شده و آب هاى زيرزمينى را تشكيل مى دهد. بخشى از آب نيز دوباره تبخير شده و به جو باز مى گردد.

آب هاى زير زمينى هم دائما در حال حركت هستند، به گونه اى كه در تغذيه برخى رودها، درياچه ها و باتلاق ها شركت كرده و گاه به صورت چشمه از دل زمين مى جوشند و يا در نهايت امر، وارد درياها و اقيانوس ها مى شوند. همه ساله آب باران در چرخه اى اعجازآميز و بسيار پيشرفته و دقيق با ميانگين ۰۰۰/۲۸۴ كيلومتر مكعب بر سطح اقيانوس ها و درياها و با ميانگين ۰۰۰/۹۶ كيلومتر مكعب بر سطح خشكى ها فرو مى ريزد.

از نشانه هاى دقت اين چرخه آن است كه تبخير سالانه آب از سطح اقيانوس ها و درياها «تبخير بالقوه» بيش از مقدار بارش بر سطح آن مى باشد و ميزان بارندگى سالانه بر روى خشكى ها، بيش از مقدار تبخير از آن مى باشد «تبخير واقعى».

براى آنكه مقدار آب درياها و اقيانوس ها در يك دوره زمانى، ثابت بماند آب ناشى از بارندگى از راههاى مختلف دوباره به درياها و اقيانوس ها باز مى گردد. اين چرخه اعجاز آميز آب در اطراف زمين نمونه اى ديگر از موارد قدرت بازگردانندگى آسمان است. در صورت عدم وجود چنين توانى، تمام آب موجود در زمين فاسد شده و سياره ما روزها دچار گرماى كشنده و شب ها بسيار سرد مى شد.

۳. باز گرداندن حرارت از فضا به زمين و بالعكس به وسيله ابرها:

در هر لحظه از تابش خورشيد، مقادير بسيار زيادى انرژى به زمين مى رسد. اتمسفر گازى زمين همانند يك زره در طول روز از ما در برابر حرارت خورشيد محافظت مى كند؛ همچنانكه شب ها همانند يك پوشش مانع از پراكنده شدن حرارت زمين مى شود «اثر گلخانه اى».

ذرات و مولكولهاى اتمسفر گازى زمين، طول موجهاى مشخصى از اشعه خورشيد را از همه سو جذب و به همه جهات مى فرستند؛ ۵۴% اشعه ارسالى خورشيد به سمت زمين توسط اتمسفر گازى زمين جذب، پراكنده و باز پرتو مى شود؛ صخره ها و سطح زمين ۴۷% باقيمانده را جذب مى نمايند. اگر اين وظيفه اتمسفر به درستى انجام نمى شد اشعه خورشيد تمامى اشكال حيات را در روى زمين نابود ،آب ها را تبخير و هوا را رقيق مى كرد.

درست به عكس اين مسئله، ابرها كه در روزهاى تابستانى مانع رسيدن حرارت خورشيد به زمين مى شوند، به محض غروب خورشيد، گرما را به ما باز مى گردانند. صخره هاى زمين در طول روز با جذب ۴۷% اشعه خورشيد گرم شده و دماى آن به طور متوسط به ۱۵ درجه سانتى گراد مى رسد؛ به محض غروب خورشيد صخره هاى زمين حرارت خود را به شكل امواج اشعه مادون قرمز باز پس مى دهند؛ آنگاه مولكولهاى بخار آب و دى اكسيد كربن، اين حرارت را جذب و اتمسفر گازى زمين را گرم مى كنند.

ابرها نيز ۹۸% امواج طولانى را به سطح زمين باز مى گردانند و با اين كار مانع از يخ زدن سطح زمين پس از غروب خورشيد مى شوند. اگر اتمسفر گازى زمين نبود اين حرارت در پهنه كيهان پراكنده شده و زمين با همه اشكال حيات در نيمكره تاريك آن يخ مى زد. باز گرداندن حرارت به سمت داخل و خارج سبب شده آسمان داراى صفت باز گردانندگى شود.

۴. باز گرداندن گاز، بخار و گرد و غبار دور شده از سطح زمين

هنگام فعال شدن آتشفشان ها ميليون ها تن گاز، بخار و گرد و غبار به جوّ مى رود كه به سرعت به زمين باز مى گردد. همچنين تشكيل توده هاى كم فشار و پر فشار جوّى موجب مى شود هوا به صورت افقى حركت كرده و باد تشكيل شود. چندين عامل «پس از اراده الهى» وزش بادها را كنترل مى كنند از جمله: ميزان تفاوت ميان فشار جوى در دو منطقه مجاور، چرخش غرب به شرق زمين حول محور خود، تنوع چين خوردگى هاى زمين و موقعيت جغرافيايى منطقه.

اكثريت قريب به اتفاق توده هاى هوايى كم فشار همراه با حركت زمين «از غرب به شرق» با سرعت ۲۰ تا ۳۰ كيلومتر در ساعت به حركت در مى آيند. هنگام عبور اين توده هاى كم فشار از روى خشكى ها مقدارى از سرعت آنها كاسته مى شود؛ در اين هنگام توده هاى كم فشار، مقدارى از گرد و غبار سطح زمين را با خود مى برند. پس از برخورد اين توده ها با رشته كوه ها، سرعت آنها بيشتر كاهش يافته و حركت صعودى آنها تقويت مى شود.

در ارتفاع ۴۸ كيلومترى از سطح دريا فشار هوا به يك هزارم حد معمول آن در سطح دريا مى رسد. اين فشار در ارتفاع هزار كيلومترى به يك صد هزارم حد معمول در سطح دريا كاهش مى يابد. كاهش فشار موجب كم شدن قدرت هوا در حفظ گرد و غبارى مى شود كه از زمين به آنجا رفته است و اين امر سبب مى شود تا گرد و غبار دوباره به زمين باز گردد و با حكمت عظيم الهى در سطح زمين پخش شود. البته در اين روند نبايد از نقش جاذبه زمين غافل شد.

۵. بازگرداندن اشعه ماوراى بنفش به وسيله لايه ازن:

لايه ازن موجود در ابتداى لايه استراتوسفر، اشعه ماوراى بنفش خورشيد را به وسيله مولكولهاى ازن، جذب و تغيير شكل مى دهد و بدين ترتيب مقدار زيادى از اشعه ماوراى بنفش خورشيد را به خارج از لايه استراتوسفر باز مى گرداند.

۶. بازگردان اشعه هاى راديويى به وسيله لايه باردار:

در لايه باردار «در ارتفاع ۱۰۰ تا ۴۰۰ كيلومترى از سطح دريا» فوتون هاى فعال كه اشعه خورشيد را همراهى مى كنند، همانند اشعه ايكس جذب مى شوند و اين امر موجب افزايش دما و يونيزه شدن عناصر موجود در اين لايه مى گردد. گسترده بودن الكترون هاى آزاد در اين لايه سبب مى شود اشعه هاى راديويى امواج بلند، منعكس و به زمين بازگردانده شوند؛ در نتيجه اين عمل پخش تماس هاى راديويى آسان مى گردد. اين امر از نمونه هاى بارز خاصيت باز گردانندگى آسمان به شمار مى رود.

۷. باز گرداندن اشعه هاى كيهانى به وسيله كمربندهاى شعاعى و ميدان مغناطيسى زمين.

اتمسفر گازى زمين، ابرى از اشعه هاى اوليه كيهانى موجود در هستى را كه به زمين فرستاده مى شود توسط كمربندهاى شعاعى و ميدان مغناطيسى به فضاى خارج منعكس مى كند؛ بنابراين هيچكدام از اشعه هاى كيهانى به زمين نمى رسد؛ اما اين امر باعث تشكيل اشعه هاى ثانوى مى شود كه برخى از آنها به سطح زمين مى رسند؛ در نتيجه برخى پديده ها مثل پديده شفق قطبى ايجاد مى شود كه باعث ايجاد روشنايى در تاريكى شب مى گردد.

انواع مختلف پرتوهاى كيهانى به موازات خطوط ميدان مغناطيسى زمين حركت كرده، به صورت مايل وارد دو قطب مغناطيسى زمين مى شوند؛ اين بدان سبب است كه توان عبور از ميدان مغناطيسى زمين را ندارند. اين امر منجر به بازگرداندن تعداد زيادى از پرتوهاى كيهانى به خارج از اتمسفر گازى زمين مى شود كه خود نمونه اى از خاصيت باز گردانندگى آسمان است.

موارد متعدد مذكور درباره قدرت بازگردانندگى اتمسفر گازى زمين در دهه هاى اخير قرن بيستم كشف شده است؛اما قرآن كريم هزار و چهارصد سال پيش، آسمان را با ويژگى باز گردانندگى توصيف نموده است و اين امر شهادتى بر الهى بودن منبع قرآن و نشانه صدق دعوى پيامبر (صلی الله علیه وآله)  در ارتباط با وحى است.

[۱]. سوره طارق: آيه ۱۱.
[۲]. سوره بقره: آيه ۱۶۴؛ و ابرهاى مسخر و رام در ميان آسمان و زمين.
[۳] ۱. The jet stream.
[۴] ۱. the Ionosphrer.
[۵] ۲. the exosphrer.
[۶] ۳. the rodiation Belts.

 

منبع: سایت هدانا برگرفته از اعجاز علمى قرآن كريم ـ مقالاتى از: دكتر زغلول نجار ـ دكتر نظمى خليل ابوعطا – دكتر منصور العبادى و هارون يحيى

ترجمه: على عباسى و آيت اله خزائى، کارشناس زمین شناسی : عزت الله محمدپور، کارشناس زیست شناسی : محسن رسولی.

 

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب اعجاز قرآن درباره ويژگى بازگردانندگى آسمان و چرخه آب

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.