اعجاز قرآن درباره زمين جايگاه امن و آرامش

اعجاز قرآن درباره زمين جايگاه امن و آرامش

 

 

«اللّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً»: خدا كسى است كه زمين را جايگاه امن و آرامش شما قرار داد.

اين موضوع دوبار در قرآن ذكر شده است؛ يك بار در سوره نمل كه مى فرمايد: «أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ»[۱۵]؛ آيا آن كس كه زمين را جايگاه امن و آسايش شما قرار داد، در درون آن رودها گذاشت، كوه ها براى آن قرارداد و ميان دو دريا مانعى نهاد آيا معبود ديگرى همراه خدا هست؟ بلكه اكثر مردم نمى دانند.

بار دوم اين حقيقت در سوره غافر آمده و مى فرمايد: «اللّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[۱۶]؛ خدا كسى است كه زمين را جايگاه امن و  آسايش و آسمان را همچون سقفى بالاى سرتان قرار داد، شما را صورتگرى كرد و صورتتان را نيكو آفريد و از نعمتهاى پاك، شما را روزى داد؛ اين است خداوند، پروردگار شما كه بلند مرتبه و بزرگ است. خداوندى كه پروردگار جهانيان است. واضح است كه تعبير «جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً» به معناى امن بودن خود زمين و امنيت حيات بر سطح آن مى باشد؛ اين دو مسئله هر چند با هم تفاوت دارند ولى كاملا با هم مرتبط هستند.

۱. «جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً» به معناى امن بودن ذاتى زمين است.

زمين سومين سياره اى است كه به دور خورشيد مى گردد. دو سياره عطارد و زهره به ترتيب از زمين به خورشيد نزديك ترند و سيارات دورتر از خورشيد نسبت به زمين به ترتيب عبارتند از: مريخ، مشترى، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو. علاوه بر اين ها مدارى مربوط به سياراتى كوچك ميان مريخ و مشترى وجود دارد كه گمان مى رود بقاياى دهمين سياره منظومه شمسى باشد كه مدت ها قبل منفجر شده است.

همچنين محاسبات نجومى تعدادى از ستاره شناسان روسى احتمال وجود يازدهمين سياره با نام بروسوپينا يا برينا را مطرح كرده كه البته هنوز چنين سياره اى رصد نشده است.

زمين سياره اى صخره اى و شبه كروى با ابعاد زير است:

ميانگين قطر زمين: ۷۴۲/۱۲ كيلومتر، ميانگين محيط زمين: ۴۲/۴۰۰ كيلومتر، مساحت سطح زمين: ۰۰۰/۰۰۰/۵۱۰ كيلومتر مربع است كه ۱۴۹ ميليون كيلومتر مربع آن خشكى و ۳۶۱ ميليون كيلومتر مربع آن را آب تشكيل مى دهد. حجم زمين: ۰۰۰/۰۰۰/۱۰۸ كيلومتر مكعب، متوسط چگالى زمين: ۵۲/۵ گرم بر سانتى متر مكعب، جرم زمين: ۵۲۰/۵ ميليون ميليون ميليون تن، ميانگين چگالى سنگهاى پوسته زمين: ۲/۵ گرم بر سانتيمتر مكعب، ميانگين چگالى سنگهاى گرانيتى تشكيل دهنده قارات: ۲/۷ گرم بر سانتيمتر مكعب، ميانگين چگالى سنگهاى بازالتى تشكيل دهنده كف اقيانوس ها :۲/۹ گرم بر سانتيمتر مكعب است.

آيا كسى زمين را جايگاه امن قرار داده است؟

ميانگين چگالى سنگهاى تشكيل دهنده پوسته زمين بين ۲/۵ تا ۲/۹ گرم بر سانتى متر مكعب است. مقايسه اين ميانگين با ميانگين چگالى كلى زمين (۲۵/۵ گرم بر سانتى متر مكعب) نشان مى دهد كه چگالى ماده تشكيل دهنده زمين دائما در حال افزايش از سطح به مركز زمين است؛ به گونه اى كه چگالى مركز زمين ۱۰ تا ۵/۱۳ گرم بر سانتى متر مكعب است. علت بالا بودن ميانگين چگالى در نزديكى مركز زمين، وجود مقدار زيادى آهن و عناصر سنگين در دل زمين است، در حالى كه ميزان اين عناصر سنگين به تدريج به سمت پوسته زمين، روند نزولى به خود مى گيرد.

آهن تقريبا ۹/۳۵ از مجموع جرم زمين را تشكيل مى دهد؛ بنابراين ميزان آهن موجود در زمين نزديك به هزار و پانصد ميليون ميليون ميليون تن مى رسد. اين مقدار آهن به شكل يك گلوله عظيم از آهن (۹۰%) و نيكل (۹%) و برخى عناصر سبك مانند سيليكون، كربن، فسفر و گوگرد (۱%) در دل زمين جا گرفته است. اين قسمت، هسته زمين ناميده مى شود و جرم آن معادل ۳۱% جرم زمين و قطر آن حدود ۵/۵ قسمت از طول قطر زمين مى باشد؛ اما بقيه آهن زمين (۹/۵ از وزن زمين) در ساير قسمتهاى زمين با ضخامت تقريبى سه هزار كيلومتر (۸۹۵/۲ كيلومتر) پراكنده است. اين مقدار آهن (۹/۵) مدام در حال كاهش بوده و ميزان آهن در پوشش صخره اى زمين را به ۶/۵ مى رساند. تمركز اين مقدار عظيم آهن و ساير عناصر سنگين در دل زمين يكى از عوامل استقرار و امن بودن سياره زمين است.

اشاره قرآنى به حقيقت امن بودن زمين نشان مى دهد كه قرآن كلام الهى بوده و پيامبر خاتم (صلی الله علیه وآله)  در دعوى خود مبنى بر ارتباط با وحى، صادق بوده است؛ زيرا هيچكس در زمان پيامبر و تا قرنهاى متمادى پس از ايشان اطلاعى از اين حقيقت علمى نداشت؛ حقيقتى كه انسان قرن بيستم آن را كشف نمود. خداوند در اين مورد مى فرمايد: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها»[۱۷]؛ آنگاه كه زمين به شدت بلرزد و بارهاى سنگين خود را بيرون ريزد.

هرچند منظور از زلزله در اينجا زلزله آخرت به هنگام برانگيخته شدن انسانهاست اما واقعيت همراه با زلزله يكسان مى باشد. مفسرين در گذشته مى پنداشتند كه منظور از بارهاى سنگين در اين آيه، اجساد مردگان و بار گناهان آنها ست كه زمين آنها را براى حساب و كتاب الهى از درون خود بيرون مى اندازد اما بايد گفت منظور از (أثقالُ الأرض: بارهاى سنگين زمين) تنها مورد مذكور نمى باشد، بلكه بر طبق كشفيات علمى جديد، زمين در درون خود بارهايى سنگين دارد. آيه مذكور هم نشان دهنده پيشى گرفتن قرآن بر علوم بشرى است؛ زيرا تا قرن بيستم هيچكس نمى دانست زمين در درون خود بارهاى سنگين دارد.

ميانگين فاصله زمين از خورشيد حدود صدو پنجاه ميليون كيلومتر برآورد شده است. وزن زمين با تدبير عظيم الهى بر اساس قانون جاذبه اين فاصله را مشخص كرده است. قانون جاذبه مى گويد: نيروى جاذبه ميان دو جسم با وزن هر دوى آنها رابطه مستقيم و با مربع فاصله ميان آن دو رابطه معكوس دارد. اين امر با فرمول زير قابل نمايش است:

R2m1F=Gm

بدين معنى كه در صورت افزايش وزن هر كدام از دو جسم، قوه جاذبه ميان آن دو افزايش و در صورت افزايش فاصله، نيروى جاذبه ميان آن دو كاهش مى يابد. هماهنگى ميان نيروى جاذبه و نيروى گريز از مركز كه زمين اوليه را به سمت خورشيد سوق داد موجب شد تا با مشيت الهى فاصله زمين از خورشيد مشخص گردد.

ارتباط مستحكم و منظم ميان وزن زمين و خورشيد بدين معناست كه هرچقدر وزن يكى از اين دو تغيير يابد وزن ديگرى هم همان مقدار تغيير مى يابد. اين امر از جمله عوامل تثبيت فاصله زمين از خورشيد، استقرار زمين در چرخش به دور محور خود و چرخش آن به دور خورشيد در يك مدار معين است. موارد مذكور سبب تثبيت ميزان انرژى دريافتى زمين از خورشيد مى شود و همين امر به نوبه خود موجب آمادگى و امنيت و ثبات زمين براى حيات مى شود؛ زيرا ميزان انرژى دريافتى سيارات از خورشيد با فاصله آنها از خورشيد و سرعت حركت آنها به دور خورشيد رابطه معكوس دارد؛ چنانكه ويژگيهاى فيزيكى، شيميايى و فلكى بى نظير زمين سبب شده تا مهد حيات گياهان، حيوانات و انسان ها شود.

مطالعات فيزيك زمين ثابت كرده است كه زمين از تعدادى لايه هاى متمركز پيرامون گلوله اى از آهن و نيكل به نام هسته زمين يا هسته داخلى زمين ساخته شده است. اين لايه ها بر اساس تركيب شيميايى يا صفات مكانيكى آنها به اين صورت تقسيم بندى مى شود.

۱. پوسته زمين

پوسته زمين از صخره هاى آتشين و محكمى تشكيل شده كه در بيشتر مواقع با روكشى نازك از سنگهاى رسوبى يا رسوبات (خاك) پوشانده شده است. سنگهاى اسيدى و فوق اسيدى مانند گرانيت و صخره هاى گرانيتى (با ميانگين چگالى ۷/۲ گرم بر سانتى متر مكعب) بيشتر در سطح قاره ها يافت مى شود همچنانكه صخره هاى بازيك و فوق بازيك مانند بازالت و گابرو (با ميانگين چگالى ۹/۲ گرم بر سانتى متر مكعب) كف درياها و اقيانوس ها را پوشانده اند. ميانگين ضخامت پوسته زمين در سطح قاره ها بين ۳۵ تا ۴۰ كيلومتر است؛ هرچند اين عدد در زير بلندى هاى زمين و كوه ها افزونتر مى باشد. ميانگين ضخامت پوسته تشكيل دهنده كف درياها و اقيانوس ها بين ۵ تا ۸ كيلومتر است.

۲. پايين ترين قسمت پوسته صخره اى زمين

اين قسمت از صخره هاى سخت تشكيل شده است. در سطح قاره ها اين سنگ ها بيشتر از نوع سنگهاى اسيدى و فوق اسيدى بوده و ضخامت آنها به ۸۵ كيلومتر مى رسد؛ اين در حالى است كه بيشتر سنگهاى زير درياها و اقيانوس ها از نوع سنگهاى بازيك وفوق بازيك است كه ضخامت آنها در حدود ۶۰ كيلومتر مى باشد. سطح انقطاعى از امواج لرزشى به نام انفصال موهو[۱۸] اين لايه را از پوسته زمين جدا مى كند.

۳. سست كره

صخره هاى اين قسمت، نرم و شبه مذاب هستند (ذوب جزئى در حد ۱/۰) ضخامت اين لايه بين ۲۸۰ تا ۳۳۵ كيلومتر بوده و منبع بسيارى از فعاليت هاى زمين مانند زلزله، آتشفشان، حركت صفحات پوسته سنگى زمين و تشكيل كوه و رشته كوه همين قسمت مى باشد.

۴. گوشته ميانى زمين

از مواد سخت و متراكم تشكيل شده و ضخامت آن حدود ۲۷۰ كيلومتر است. در پايين و بالاى اين لايه، سطوح امواج لرزشى ناشى از زلزله قرار دارد؛ يكى از اين سطوح در عمق ۴۰۰ كيلومترى و ديگرى در عمق ۶۷۰ كيلومترى از سطح زمين يافت مى شود.

۵. قسمت پايينى گوشته زمين

اين قسمت از مواد سخت تشكيل شده و روى هسته مايع زمين قرار دارند. در بالاى اين لايه يكى از سطوح قطع امواج لرزشى ناشى از زلزله در عمق ۶۷۰ كيلومترى از سطح زمين قرار دارد. در پايين اين لايه هم لايه اى انتقالى و شبه مذاب وجود دارد كه آن را از هسته مايع زمين در عمق ۸۸۵/۲ كيلومترى از سطح زمين جدا مى كند؛ بنا براين ضخامت اين لايه حدود ۲۱۵/۲ كيلومتر برآورد مى شود.

۶. هسته مايع زمين (قسمت بيرونى هسته زمين)

اين لايه، پيرامون هسته جامد زمين را احاطه كرده و تقريبا داراى همان تركيب شيميايى قسمت مذكور است. ضخامت اين لايه حدود ۲۷۵/۲ كيلومتر(از عمق ۸۸۵/۲ كيلومترى تا عمق ۱۶۰/۵ كيلومترى زير زمين) تخمين زده مى شود. دو لايه انتقالى شبه مذاب، آن را از دو لايه بالايى و پايينى جدا مى كنند؛ بزرگترين اين دو لايه، لايه پايينى است كه ضخامت آن حدود ۴۵۰ كيلومتر برآورد مى شود.

۷. هسته جامد زمين (هسته داخلى زمين)

اين لايه يك گلوله بزرگ از آهن (۹۰%) و نيكل (۹%) را شامل مى شود. ۱% بقيه را عناصر سبكى مانند سيليكون، كربن، گوگرد و فسفر تشكيل مى دهند. اين تركيب تقريبا همان تركيب شهاب سنگهاى آهنى است كه سالانه ميليون ها تن از آن به زمين مى رسد؛ اين شهاب سنگ ها ناشى از انفجار برخى اجرام آسمانى است. بررسى شهاب سنگهايى كه بر روى زمين فرود مى آيد اين ساختار داخلى زمين را تاييد مى كند؛ همچنان كه اندازه گيرى جاذبه زمين و لرزشهاى ناشى از زلزله، تاييد كننده اين مسئله است.

اگر ساختار داخلى زمين به اين صورت نبود، نه ميدان مغناطيسى زمين و نه نيروى جاذبه آن شكل مى گرفت. در صورت عدم وجود نيروى جاذبه زمين، اتمسفر گازى و آبى اين سياره از آن دور مى شد و زندگى غير ممكن مى گشت. در صورت عدم وجود ميدان مغناطيسى زمين، پرتوهاى كيهانى و شتابان خورشيد و ساير ستارگان آسمان، اين سياره را نابود مى كرد.

زمين در مدارى بيضى شكل با فاصله زاويه اى اندك و با سرعتى حدود ۳۰ كيلومتر در ثانيه به دور خورشيد مى گردد. بنا بر اين حدود ۲۵/۳۶۵ روز طول مى كشد تا يك بار به دور خورشيد بچرخد. زمين با سرعتى حدود ۳۰ كيلومتر در دقيقه در خط استوا به دور محور خود در حال گردش است و با اين سرعت در يك روز تقريبا ۲۴ ساعته، يك بار به دور خود مى چرخد. روز و شب، اين ۲۴ ساعت را ميان خود تقسيم مى كنند. به علت تمايل محور چرخش زمين بر صفحه مدارى با زاويه اى تقريبا معادل ۵/۶۶ درجه (۵/۲۳ درجه)، ساعات روز و شب بر اساس فصول سال تغيير مى كند.

زمين حركات متعددى دارد از جمله: وضعى، انتقالى، نوسان دوران آن حول محور خود، دورى و نزديكى آن به خورشيد در حركت مدارى و تغيير تدريجى حركت آن براى ايجاد توازن حركاتش با حركت ماه و ساير سيارات منظومه شمسى و همچنين توازن حركت آن با خورشيد پيرامون مركز كهكشان، با كهكشان و پيرامون مركز كهكشانى؛ همه اين حركات به كنترل و دقت نياز دارد تا هم خود زمين آرام و امن باشد و هم محل استقرار حيات بر سطح آن. در اين مورد كافى است به نقش كوه ها در تثبيت زمين و كاهش نوسان آن هنگام چرخش به دور محور خود اشاره كنيم، نقش كوه ها در اين امر دقيقا همانند نقش تكه هاى سرب پيرامون لاستيك ماشين هاست كه موجب كاهش ميانگين نوسان آنها مى شود.

۲. «جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً» به معناى امنيت زمين براى موجودات ساكن در آن: يكى از معانى امن بودن زمين ايجاد شرايط مناسب براى حيات در سطح آن است؛ در بين اين شرايط مى توان به مقدار جاذبه زمين اشاره كرد كه هم اتمسفر گازى و آبى اين سياره و هم موجودات زنده سطح آن را نگه مى دارد. آب نيز كه عنصر حيات به شمار مى رود به وفور در زمين يافت مى شود تا جايى كه دانشمندان، اين سياره را سياره آبى نام نهاده اند. ميزان آبهاى موجود در سطح زمين ۱۳۶۰ ميليون كيلومتر مكعب برآورده مى شود. آب ۷۱% سطح زمين را به خود اختصاص داده است در حالى كه خشكى ها تنها ۲۹% مساحت زمين را پوشانده اند.

همچنين گاز اكسيژن يكى از عوامل اساسى حيات بر روى زمين به شمار مى رود. خداوند براى سياره ما يك اتمسفر گازى با جرم تقريبى پنج هزار ميليون ميليون تن و ضخامت چندين هزار كيلومتر از سطح دريا آفريده است؛ فشار موجود در اين اتمسفر حدود يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع است كه همراه با افزايش ارتفاع فشار آن تا يك ميليونم ميزان مذكور كاهش مى يابد. قسمت پايينى اين اتمسفر گازى (از ارتفاع ۶ كيلومترى از سطح دريا تا ارتفاع ۲۰ كيلومترى) حدود ۶۶% كل جرم اتمسفر را به خود اختصاص داده است. اين قسمت از گازهاى نيتروژن (۱/۷۸)، اكسيژن (۲۱%)، آرگون (۰۹۳%) و دى اكسيد كربن (۰۳%) تشكيل شده است؛ البته مقادير بسيار اندكى بخار آب و گازهاى ديگر هم در آن يافت مى شود.

اگر اتمسفر گازى زمين از چنين تركيبى برخوردار نبود زندگى بر روى زمين شكل نمى گرفت. همچنين جرم، ابعاد و فاصله زمين از خورشيد با نهايت دقت تنظيم شده است به گونه اى كه اگر زمين اندكى كوچكتر از اندازه فعلى آن بود، از خورشيد دور شده، بسيارى از انرژى خود را از دست مى داد و نمى توانست اتمسفر گازى و آبى خود را حفظ كند؛

در نتيجه ادامه حيات بر روى زمين غيرممكن مى شد. اگر زمين اندكى بزرگتر از مقدار كنونى آن بود به خورشيد نزديك شده و حرارت خورشيد آن را مى سوزاند؛ در اين صورت قدرت اين سياره براى جذب اشيا آنچنان افزايش مى يافت كه مانع حركت شده، از رشد كامل موجودات زنده جلوگيرى و توازن دمايى سطح آن را مختل مى كرد.

طول مدت هر سال در زمين به فاصله آن از خورشيد بستگى دارد. مقدار ساعات شبانه روز هم ناشى از سرعت چرخش زمين به دور محور خود و اندازه و ابعاد آن است. جابجايى فصول نيز به تمايل محور گردش زمين بر صفحه مدارى بستگى دارد؛ در صورت عدم تمايل اين محور، جابجايى فصل ها رخ نمى داد و سيستم زندگى دچار اختلال مى شد.

اگر شكاف پوسته قاره اى زمين و دور شدن صفحه هاى آن از يكديگر و برخورد با ساير صفحات نبود نه كوهى شكل مى گرفت، نه آتشفشانى رخ مى داد و نه زمين لرزه اى به وقوع مى پيوست. همه اين موارد از نشانه هاى پويايى زمين و از عوامل نوشدن و تثبيت و تشكيل فلزات در پوشش صخره اى آن به شمار مى روند؛ همچنانكه تشكيل خاك، چرخه آب و صخره ها، ايجاد قاره ها و نابودى آنها ، تشكيل اقيانوسها، گسترش وآنگاه بسته شدن و نابودى آن ها، همه وهمه ناشى از موارد فوق الذكر است. اين حركات، نقشى اساسى در آماده كردن زمين براى پذيرش حيات و آبادانى ايفا كرده و مى كنند.

پس امنيت ذاتى زمين و آماده شدن آن براى حيات از همين مسائل نشأت مى گيرد؛ امرى كه با وجود حركات متعدد زمين، سير آن در پهنه گيتى و خطرات فراوانى كه آن را در بر گرفته است، سبب شده تا با اراده الهى حيات در سطح اين سياره شكل گيرد. همه اين ها آيات الهى هستند تا مردم متوجه حمايت خداوند شده و نيازمندى خود به رحمت و عنايت او را در همه حال احساس كنند. پس پاك و منزه است خداوندى كه هزار و چهارصد سال پيش اين آيات را نازل كرد:

«أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ»[۱۹]؛ آيا آنكس كه زمين را جايگاه امن وآسايش شما قرار داد، در درون آن رودها گذاشت، كوه ها براى آن قرارداد و ميان دو دريا مانعى نهاد آيا معبود ديگرى همراه خدا هست بلكه اكثر مردم نمى دانند.

«اللّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[۲۰]؛ خدا كسى است كه زمين را جايگاه امن و آسايش شما قرار داد و آسمان را همچون سقفى بالاى سرتان قرار داد و شما را صورتگرى كرد و صورتتان را نيكو آفريد و از نعمتهاى پاك شما را روزى داد، اين است خداوند پروردگار شما. پس بلند مرتبه و بزرگ است خداوندى كه پروردگار جهانيان است.

[۱۴]. ميكرون، يك ميليونيم متر است.
[۱۵]. سوره نمل: آيه ۶۱.
[۱۶]. سوره غافر: آيه ۶۴.
[۱۷]. سوره زلزال: آيات ۲ـ۱.
[۱۸] ۱. The moho Discontinviy.
[۱۹]. سوره غافر: آيه ۶۴.
[۲۰]. سوره نمل: آيه ۶۱.

منبع: سایت هدانا برگرفته از اعجاز علمى قرآن كريم ـ مقالاتى از: دكتر زغلول نجار ـ دكتر نظمى خليل ابوعطا – دكتر منصور العبادى و هارون يحيى

ترجمه: على عباسى و آيت اله خزائى، کارشناس زمین شناسی : عزت الله محمدپور، کارشناس زیست شناسی : محسن رسولی.

 

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.