وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

ارتباط تحدى در معجزات با عجز مردم/ آيا اين استقراء ناقص دليل بر ناتوانى همه مردم در همه زمانهاست؟

ارتباط تحدى در معجزات با عجز مردم/ آيا اين استقراء ناقص دليل بر ناتوانى همه مردم در همه زمانهاست؟

آيا تحدى در معجزات دليل بر صدق انبياء مى شود؟ و اگر تحدى عجز مردم را ثابت مى كند آيا عجز مردم دليل بر صدق ادعاى مدعيان نبوت است؟ با توجه به اينكه عجز مردم از طريق استقراء ناقص به دست مى آيد آيا اين استقراء ناقص دليل بر ناتوانى همه مردم در همه زمانهاست؟ اگر در پيشرفت علم بعضى از كارهاى معجزه انجام بگيرد آيا سوء استفاده كردن انبياء از ناآگاهى مردم را در زمان خود ثابت نمى كند؟ نقش قانون عليت در بحث معجزه (علت وجودى و داراى ضرورت فلسفى) چيست؟چه ارتباط وجودى بين ادعاى مدعى نبوت و معجزه انجام گرفته در عالم خارج وجود دارد؟

يك- جاى بحث و گفتگو نيست كه هر پديده‏اى داراى علتى است كه آنرا بوجود مى‏آورد و قانون عليت و معلوليت از قوانين محكم و استوار عقل است كه ابدا قابل استثناء نيست بنابراين معجزه پيامبران كه خود پديده‏اى محسوب مى‏شود. بايد داراى علتى باشد كه سرچشمه وجودآن بشمار مى‏رود اكنون بايد ديد معجزه پيامبران در سايه چه علتى پديد مى‏آيد.

براى معجزه پيامبران يكى از سه علت زير را مى‏توان نام برد:

۱ علل طبيعى ۲ تأثير نفوس و ارواح پيامبران ۳ علل مجرد از ماده مانند فرشتگان

الف علت طبيعى ناشناخته:

مقصود از آن اين است كه ممكن است براى پيدايش يك پديده دو راه وجود داشته باشد يكى از آن دو راه معروف و شناخته شده باشد و ديگرى مجهول و ناشناخته باشد ولى از آنجا كه پيامبران با سرچشمه علم نامتناهى خدا ارتباط دارند ممكن است از راه وحى به اين قسم ازعلل آشنا شوند و پديده‏اى را به وجود آورند. اتفاقا در اجتماع ما شبيه و مانند آن وجود دارد مثلاً يك مهندس كشاورزى بر اثر آگاهى از عوامل رشد و نمو و موانع آن نهال درختى را ظرف سه سال به ثمر مى‏رساند در صورتى كه يك باغبان عادى و غيرمطّلع از اصول گياه‏شناسى اين راه را در مدت ده سال طى مى‏كند. از اين نظر هيچ منعى نيست كه پيامبران بر اثر ارتباط با جهان غيب و در پرتو داشتن حس و شعور مرموزى بنام وحى از يك سلسله علل طبيعى مجهول و ناشناخته آگاهى داشته باشند كه نوع انسانها از آن غافل و بى‏اطلاع باشند و از اين طريق در ايجادپديده‏هاى مورد نظر كمك بگيرند.

ب تأثير نفوس و ارواح پيامبران:

ممكن است برخى از پديده‏ها معلول تأثير نفوس پيامبران و اثر مستقيم ارواح نيرومند آنها باشند زيرا ما مرتاضان را مشاهده مى‏كنيم كه در پرتو رياضت و مجاهدت به مقامى مى‏رسند كه قادر به انجام كارهاى عجيب و حيرت‏انگيزى مى‏گردند كه از حيطه توانايى افراد عاديبيرون است به كارهايى دست مى‏زنند كه جز اينكه آنها را معلول اراده نيرومند و نيروى مرموز نفوس آنها بدانيم تفسير ديگرى ندارد.

بنابراين چه مانعى دارد كه بگوئيم نفوس پيامبران بر اثر توجه و عنايت بى‏پايان خداوند قادر به انجام كارهايى مى‏گردند كه از حيطه قدرت بشر بيرون است. البته با اين تفاوت كه معجزه با اجازه و اذن الهى صورت مى گيرد اما كارهاى خارق العاده ديگر با تمرين و ممارست هاى سخت حاصل مى شود.

به عبارت ديگر در معجزه نفس پيامبر (ص) چنان قوى شده است كه با عالم اله ارتباط برقرار مى كند و به عنوان مجراى فيض الهى عمل مى كند، اما در امور خارق العاده نفس در جهت انجام برخى امور خارق العاده تقويت مى شود و اين تقويت مى شود و اين تفاوت بسيار مهمى است.

ج علل مجرد از ماده:

ممكن است در پيدايش پديده‏اى عوامل مجرد از ماده مانند فرشته مؤثر باشد. يعنى فرشته از طرف خداوند مأمور گردد كه دهكده‏اى را ويران كند و يا پس از خواست پيامبر به دست او معجزه ظاهر سازد چرا كه فرشتگان مظاهر قدرت الهى و مأموران تدبير و جنود و سپاه حق در جهان خلقت مى‏باشند و از اين نظر قرآن از آنان به لفظ فالمُدَبّراتِ اَمرا تدبيركنندگان امور خلقت و آفرينش (سوره نازعات، آيه ۵) تعبير كرده است.

خلاصه اينكه يك پديده طبيعى علاوه بر علت مادى مى‏تواند در پرتو يكى از اين عوامل سه‏گانه نيز محقق شود و هرگز علت يك پديده منحصر به همان عامل طبيعى عادى شناخته شده نيست كه منكران اعجاز تصور كرده‏اند بلكه هر يك از اين عوامل مى‏تواند پديده‏اى رابوجود بياورند و اگر در پيدايش پديده‏اى علت عادى را نديديم نبايد فورا تصور كنيم كه اين پديده بدون علت بوجود آمده است. و لذا در هر حال هيچ معجزه‏اى معلول بدون علت نيست بلكه فاقد علت عادى مى‏باشد. نه علت واقعى و حقيقى (ر. ك: الهيات ومعارف اسلامى، آيت‏الله جعفر سبحانى، ص ۲۰۳)

دو- ارتباط وجودى بيش ادعاى مدعى نبوت و معجزه، همان اثبات صدق اوست. يعنى وقتى ما مشاهده كرديم شخصى كه ادعاى نبوت دارد چنين كار خارق العاده اى را از خود بروز داد كه مختص اوست و ديگران از انجام آن ناتوانند پى به صداقت او در مدعايش مى بريم.

سه- اما تحدى پيامبران تنها براى مردم زمان و مكان خودشان است. زيرا براى همان است مبعوث شده اند. بنابراين وقتى معجزه اى آورد و همه اهل زمان را به تحدى و مبارزه فرا خواند و آنها از مقابله عاجز شدند، دليل بر عجز آنهاست و اين با استقراء ناقص اثبات نمى شود بلكه با دليل عقلى ثابت مى شود كه شخصى ادعاى نبوت كرده و معجزه اى آورد و همه اهل زمان را به مبارزه طلبيد و اهل زمان او از مقابله عاجز شدند. عقل در اين حالت حكم به صداقت او مى دهد.

تنها معجزه پيامبر اكرم (ص) جهانى و ابدى است، زيرا دين او جهانى و ابدى است و همه جهانيان از آوردن مثل آن عاجز مانده اند و تحدى قرآن نيز براى همه جهانيان است و مدت ۱۴۰۰ سال از نزول قرآن گذشته و هنوز- با وجود مخالفان سرسخت و جدى- كسى نتوانسته به مثل و مانند آن را ارائه دهد.

۴ عجز مردم دليل بر صدق نبوت نيست بلكه معجزه دليل بر صدق نبوت است زيرا صاحب معجزه ادعا دارد كه او از جانب خداوند آمده و معجزه را نيز با اجازه خداوند انجام داده است. اگر او دروغگو باشد بايد ديگران هم بتوانند آن را انجام دهند. ضمن اين كه پيامبران از ناآگاهى مردم سوء استفاده نمى كردند بلكه با اين كار، آگاهى آنها را بالا مى بردند و نشان مى دادند كه اصل و اساس در جريان همه امور خداوند متعال است.

۵ مطلبى كه در بند ۳ گفته شد كه معجزه پيامبران مربوط به زمان و مكان خود آنها بوده است به اين معنى نيست كه در زمان ها و مكان هاى ديگر مى توان مثل آن را انجام داد. در هر حال هيچ گاه عصا تبديل به اژدها نخواهد شد و يا رود نيل براى گروهى خاص- بدون وسايل و امكانات- شكافته نمى شود و… و عقل آدمى در برابر چنين كارهايى پى مى برد كه كسى كه چنين كارى را انجام داده است حتما با منبع لايزال الهى در ارتباط بوده است.

منظور ما از زمان و مكان خاص اين بود كه در هر حال معجزه اى چون تبديل عصا به اژدها، تنها در همان زمان استفاده شده و مردم آن زمان آن را ديده اند و ديگران حكايت آن را شنيده اند. تنها قرآن است كه از ابتداء نزول تا قيامت در دسترس بشر است و از آن استفاده مى كند. پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.