وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است

آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است

 سوال: آقای مولوی عبدالرحمن چابهاری از علمای اهل سنّت برای اثبات خلافت ابوبکر و عمر به نقلی در تفسير قمي استناد می کنند ایشان از شیعه سوال می کنند و می نویسند:

« همچنان كه در تفسير قمي و در تفسير صافي است كه، جناب حضرت محمدص به حضرت حفصه فرمود: بعد از من ابوبكر و بعد پدرت حضرت عمر خليفه خواهند شد، حضرت حفصه پرسيد: اي رسول خدا! كدام شخص به شما خبر داد، كه جناب حضرت محمدص فرمود: بمن آن خدا خبردار كه خبردار است و بي‌خبر نيست، عليم است و جاهل نيست، جناب برادران روشن فكر شما كاملاً قضاوت كنيد امامهاي شيعه‌ها، ‌و مصنف تفسير شيعه‌ها اينقدر مژده بزرگ مي‌دهند براي خلافت شيخين چرا اين شيعه‌هاي امروز انكار مي‌كنند و خلاف ورزي امام‌هاي‌شان مي‌كنند.

شما بفرمائيد كه، آيا اين مژده رسول اكرم ص كاملاً ادا صادق و مصدوق شده يا نه اگر كاملاً ادا شده چرا شما انكار مي‌كنيد اگر مژده رسول اكرم ص صادق نشده آيا از اين نقص در نبوت لازم نمي‌آيد كه نبي ص نعوذ بالله مژده دروغ بدهد».

منبع:  راز دلبران، ص ۷ و ص۸/ عبد الرحمن سربازي،

پاسخ حجت الاسلام مهدی یوسف وند

۱- اولا هیچ روایتی و هیچ سندی در کتابهای شیعه و مخصوصا برادران اهل سنت نسبت به خلافت ابوبکر و عمر و عثمان وجود ندارد، اگر چنین روایتی می بود در سقیفه ابوبکر استناد می کرد!.

۲- خود جناب عمر بن خطاب اعتراف و اذعان می کنند که هیچ روایتی از پیامبر برای خلافت او و ابوبکر وجود ندارد. بخاري و مسلم از عبد اللّه بن عمر روايت مي كنند:

۷۲۱۸ – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ، أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قِيلَ لِعُمَرَ أَلاَ تَسْتَخْلِفُ؟ قَالَ: «إِنْ أَسْتَخْلِفْ فَقَدِ اسْتَخْلَفَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي أَبُو بَكْرٍ، وَإِنْ أَتْرُكْ فَقَدْ تَرَكَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي، رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» فَأَثْنَوْا عَلَيْهِ فَقَالَ: «رَاغِبٌ رَاهِبٌ، وَدِدْتُ أَنِّي نَجَوْتُ مِنْهَا كَفَافًا، لاَ لِي وَلاَ عَلَيَّ، لاَ أَتَحَمَّلُهَا حَيًّا وَلاَ مَيِّتًا»

به عمر گفته شد: چرا براي بعد از خود خليفه تعيين نمي كني؟ در جواب گفت: اگر خليفه تعيين كنم، كاري كه شخص بهتر از من [یعنی ابوبکر] كرده را انجام داده ام. و اگر خليفه تعين نكنم باز هم كار كسي كه بهتر از من بوده را انجام داده ام و آن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم است.

صحيح بخاري، ج ۴، ص۲۲۵۶، ح ۷۲۱۸، كتاب الأحكام، باب الاستخلاف ۵۱ ـ صحيح مسلم، ج ۳ ، ص۱۴۵۴، ح ۱۸۲۳،كتاب الإمارة، باب الاستخلاف وتركه.

امام نووي از بزرگان اهل سنت شارح صحيح بخاري در شرح اين روايت مي گويد:

وفي هذا الحديث دليل علي أنّ النبي صلي اللّه عليه وسلم لم ينصّ علي خليفة، وهو إجماع أهل السنّة وغيرهم.

اين حديث دليلي است بر اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم بر هيچ خليفه اي براي بعد از خود نصّ و تصريحي نداشته است كه اين نظر اجماعي اهل سنْت نيز مي باشد.

صحيح مسلم بشرح النووي، ۱۲/۲۰۵.

۳- علی بن ابراهیم قمی (متوفای ۳۰۷ق) مشهور به تفسیر قمی فقیه و محدث شیعه، معاصر امام هادی(علیه السلام) و امام عسکری(علیه السلام) و از مشایخ و اساتید کلینی است. برخی از بزرگان در انتساب کتاب تفسیر به علی بن ابراهیم تشکیک کرده و آن را نپذیرفته‌اند. حضرت آیت الله قزوینی درباره این کتاب فرموده اند: «تفسير علي بن ابراهيم قمي مخلوطي با تفسير زياد بن منذر أبو الجارود ـ رهبر زيدي ها در مازندران ـ است و اصل اين كتاب زير سؤال است».  تفسیر صافی هم از همین تفسیر در این قسمت نقل قول کرده است. در هر حال بنابر چشم پوشی از اصل این تشکیکات با پذیرش این کتاب بحث را ادامه می دهیم.

۴- روایتی که از این تفسیر نقل شده جالب است بدانید با یک تقطیع آشکار و به صورت ناجوانمردانه جدا شده است که نه تنها خلافت ابوبکر و عمر را اثبات نمی کند، بلکه برعکس اگر عزیزان اهل سنت بخواهند بدان استناد کنند، برایشان از نظر نتیجه گران تمام خواهد شد و اگر عزیزی از اهل سنت بخواهد به این نقل در کتب شیعه استناد کند با این توضیحات روشن است که سواد علمی لازم را ندارد! و این تقطیع کردن فقط به درد عوام می خورد تا آنها را در جهلشان دلخوش  نگه دارند!، چون علما پس ز دیدن اصل روایت نظرشان چیز دیگری است.

۵- اشکال روایت یاد شده آن است که گوینده روایت امامان شیعه یا پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم ) نیست!، و سندی هم برای آن نقل نشده و ضعف سند اساسی دارد لذا نمی توان بدان استناد کرد اما از این اشکالات هم چشم پوشی می کنیم و به محتوای آن می پردازیم.

 

۶- در تفسیر منتسب به علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیات سوره مبارکه تحریم اینگونه بدون سند از قول علی بن ابراهیم نگاشته شده است که:

قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ كَانَ سَبَبَ نُزُولِهَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ فِي بَعْضِ بُيُوتِ نِسَائِهِ- وَ كَانَتْ مَارِيَةُ الْقِبْطِيَّةُ تَكُونُ مَعَهُ تَخْدُمُهُ- وَ كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ فِي بَيْتِ‏ حَفْصَةَ فَذَهَبَتْ حَفْصَةُ فِي حَاجَةٍ لَهَا- فَتَنَاوَلَ رَسُولُ اللَّهِ مَارِيَةَ، فَعَلِمَتْ حَفْصَةُ بِذَلِكَ فَغَضِبَتْ- وَ أَقْبَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا فِي يَوْمِي وَ فِي دَارِي وَ عَلَى فِرَاشِي- فَاسْتَحْيَا رَسُولُ اللَّهِ مِنْهَا، فَقَالَ كَفَى فَقَدْ حَرَّمْتُ مَارِيَةَ عَلَى نَفْسِي- وَ لَا أَطَؤُهَا بَعْدَ هَذَا أَبَداً- وَ أَنَا أُفْضِي إِلَيْكَ سِرّاً فَإِنْ أَنْتِ أَخْبَرْتِ بِهِ- فَعَلَيْكِ‏ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏

فَقَالَتْ نَعَمْ مَا هُوَ

فَقَالَ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ يَلِي الْخِلَافَةَ بَعْدِي- ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ أَبُوكِ‏[۱]

فَقَالَتْ مَنْ أَخْبَرَكِ بِهَذَا

قَالَ اللَّهُ أَخْبَرَنِي-

فَأَخْبَرَتْ حَفْصَةُ عَائِشَةَ مِنْ يَوْمِهَا ذَلِكَ- وَ أَخْبَرَتْ عَائِشَةُ أَبَا بَكْرٍ فَجَاءَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ لَهُ- إِنَّ عَائِشَةَ أَخْبَرَتْنِي عَنْ حَفْصَةَ بِشَيْ‏ءٍ- وَ لَا أَثِقُ بِقَوْلِهَا فَاسْأَلْ أَنْتَ حَفْصَةَ، فَجَاءَ عُمَرُ إِلَى حَفْصَةَ، فَقَالَ لَهَا مَا هَذَا الَّذِي أَخْبَرَتْ عَنْكِ عَائِشَةُ، فَأَنْكَرَتْ ذَلِكَ قَالَتْ مَا قُلْتُ لَهَا مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً، فَقَالَ لَهَا عُمَرُ إِنْ كَانَ هَذَا حَقّاً فَأَخْبِرِينَا حَتَّى نَتَقَدَّمَ فِيهِ، فَقَالَتْ نَعَمْ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ذَلِكَ- فَاجْتَمَعَ …[۱] عَلَى أَنْ يَسُمُّوا رَسُولَ اللَّهِ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص بِهَذِهِ السُّورَةِ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ‏ إِلَى قَوْلِهِ‏ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ‏

 

يَعْنِي قَدْ أَبَاحَ اللَّهُ لَكَ أَنْ تُكَفِّرَ عَنْ يَمِينِكَ‏ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ- وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً- فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ‏ أَيْ أَخْبَرَتْ بِهِ‏ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ‏ يَعْنِي أَظْهَرَ اللَّهُ نَبِيَّهُ عَلَى مَا أَخْبَرَتْ بِهِ وَ مَا هَمُّوا بِهِ‏ عَرَّفَ بَعْضَهُ‏ أَيْ أَخْبَرَهَا- وَ قَالَ لِمَ أَخْبَرْتِ بِمَا أَخْبَرْتُكِ- وَ قَوْلُهُ‏ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ‏ قَالَ لِمَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا عَلِمَ مِمَّا هَمُّوا بِهِ‏ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا

قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ– إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما- وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ‏ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ يَعْنِي لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع. 

ثُمَّ خَاطَبَهَا فَقَالَ: عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ- سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً عَرَّضَ عَائِشَةَ لِأَنَّهُ لَمْ يَتَزَوَّجْ بِبِكْرٍ غَيْرِ عَائِشَةَ.

[۱]-در تفسیر صافی بجای این سه نقطه « أَرْبَعَة» آمده است.

منبع: تفسير القمي، ج‏۲، ص: ۳۷۶/ ناشر: دار الكتاب‏، قم/سال چاپ: ۱۴۰۴ ق‏.

 

 در این نقل قول به صورت خلاصه چنین آمده است که: حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در خانه همسرش حفصه ـ دختر عمربن خطاب ـ بود كه ماريه قبطيه يكي ديگر از همسران آن حضرت، در نبود حفصه غذائي براي ايشان به آنجا مي آورد و حضرت از آن غذا تناول مي كنند.

پس از آمدن حفصه او از اين جريان عصباني مي شود و با پيامبر (صلي الله عليه و آله)با تندی و به دور از ادب صحبت می کند!. به گونه ای که حضرت از شدت ناراحتی با خود عهد می کنند كه ديگر با ماريه ارتباط نداشته باشند. در همین رابطه خداوند آيات ابتدائي سوره تحريم را نازل کرده اند.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) به حفصه فرمود:

من سرّ و رازی را با تو در ميان مي گذارم كه اگر آن را فاش كني، لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر تو باد!. فَعَلَيْكِ‏ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏

حفصه هم گفت این چه رازی است. حضرت آن راز را فرمود: 

بعد از من، أبوبكر خلافت را مي گيرد و بعد از آن به پدرت عمر مي رسد!.

حفصه -دختر عمربن خطاب- نزد عايشه رفت و سرّ و راز پيامبر (صلي الله عليه و آله) را که قرار بود به کسی نگوید فاش كرد!.

عایشه هم ابوبکر را سریع مطلع کرد، ابوبکر نزد عمر رفت و گفت: عایشه از حفصه درباره چیزی خبر داده است، و من اعتمادی به حرف عایشه ندارم، تو خودت از حفصه آن را سوال کن. عمر نزد حفصه رفت و گفت این چه خبری بود که برای عایشه نقل کردی؟!، حفصه ابتدا انکار کرد و گفت چیزی نگفته ام. عمر ادامه داد اگر این خبری که داده ای درست باشد پس ما برای آن دست بکار و پیش قدم بشویم!. حفصه گفت بله، خبر درست و پیامبر فرموده است. پس آن چهار نفر یعنی ابوبکر و عمر و عایشه و حفصه دست بکار شدند که پیامبر را مسموم کنند!.

خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از این توطئه آگاه می سازد. جبرئیل نازل شد و سوره تحریم را آورد، که ای پیامبر چرا بر خود حرام می کنی آنچه را خداوند حلال کرده است! و… . بعد كه جریان فاش شد، حفصه از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي پرسد:

من أنبأك بهذا؟ قال: أنبأني العليم الخبير. چه کسی آن خبر را به شما داده بود؟

پیامبر می فرماید خدای علیم و خبیر آن خبر را به من داده است.

خداوند در آيات بعد خطاب به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: خداوند و جبرئيل و صالح المؤمنين از تو حمايت مي كنند و مراد از صالح المؤمنين، أمير المؤمنين (عليه السلام) است».

 

نکاتی درباره این روایت بر فرض چشم پوشی از اشکالات سندی و مطالبی که قبلا گفته شد.

۷- کجای این روایت دلیل بر خلافت ابوبکر و عمر است!، هیچ توصیه ای از این روایت برای پذیرش خلافت ابوبکر و عمر وجود ندارد، آنچه فهمیده می شود یک اخبار است که این دو خلافت را می گیرند، اگر قرار بود که بشارت بدهند چرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این سالها به خلافت ابوبکر و عمر بشارت نداده اند!، حتی در کتب ضعیف اهل سنت چنین بشاراتی و مژده ای داده نشده!. اگر این مژده خلافت است چرا از گفتن آن مژده توسط جناب حفصه دختر خلیفه دوم ناراحت شدند!، تمام اینها نشان می دهد مژده ای در کار نبوده و این برداشت ناقص از روی جهل به فهم کل روایت است. فقط این را نشان می دهد که حضرت می دانست پس از خود چگونه خلافت غصب می شود و اینها به خلافت می رسند، همانطور که خلافت بنی امیه را پیش بینی کرده و آنها را لعن نمودند.

۸- در روایات اهل سنت آمده که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «پس از من خلافت سي سال است، سپس به سلطنت مبدّل مي شود.» ( مسند احمد، ج ۵، ص ۲۲۰، حديث سفينه؛ تهذيب الكمال، ج ۶، ص ۲۴۳). آیا هیچ یک از علمای اهل سنت از این روایت؛ بشارت بر خلافت سي ساله را می فهمد و فهمیده؟!، و از این روایت رضايت به سلطنت معاويه و يزيد و ديگر سلاطين را می فهمد؟!. بدیهی است که این روایات این مطلب را نمی خواهد بگوید بلکه اخبار از آینده است که چه حوادثی رخ خواهد داد.

۹- جالب است بدانید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خبرهای فراوانی از انحرافهای پس از خویش دادند و بارها طبق روایات متواتر همانند ثقلین، روایت غدیر و دهها روایت دیگر دستور دادند برای اینکه منحرف و گمراه نشوید همراه با اهل البیت باشید، کاملا واضح است لحن این روایت بر خلاف آنچه عده ای می پندارند نه تنها بشارت نیست بلکه انذار است از اینکه چه انحرافاتی رخ خواهد داد و خلافت را غصب خواهند کرد. در ذيل آيه ۶۰ سوره إسراء در تفسیر آن مفسرین از پیش بینی حکومت بنی امیه توسط پیامبر خبر و انذار می دهند و حضرت آنها را لعن می کند.

حاكم نيشابوري روايت مي كند پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «يا ايّها الناس انّي تارك فيكم امرين لم تضلّوا ان اتبعتموهما و هما كتاب اللَّه و اهل بيتي عترتي ثم قال أتعلمون انّي أولي بالمؤمنين من انفسهم ثلاث مرات. قالوا: نعم، فقال رسول اللَّه: من كنت مولاه فعلي مولاه» (مستدرك علي الصحيحين، ج ۳، ص ۱۱۰). 

اي مردم! من دو چيز ميان شما مي گذارم اگر از آن دو پيروي كنيد هيچ گاه گمراه نمي شويد آن دو كتاب خدا و اهل بيت من عترتم مي باشند. سپس سه مرتبه فرمود: آيا مي دانيد كه من از خود مؤمنان سزاوارترم در پاسخ گفتند: آري، آنگاه رسول خدا فرمود:

هركس من مولاي او هستم علي مولاي اوست.

در صحيح مسلم نيز حديث ثقلين آمده است كه پيامبر اسلام مسلمان ها را به دو ثقل و گوهر گرانبها راهنمايي فرموده است.  

۱۰- پیامبر صلی الله علیه و آله ارتداد اکثر اصحاب را پس از خود پیش بینی کرده بودند،که کاملا واضح است که اینها از امر بزرگی مثل خلافت علی سرپیچی کردند و از راه حق به جاهلیت برگشتند!. [ از اینجا کلیک کنید و متن کتاب بخاری را بخوانید/صحيح البخاري (ط. دار ابن كثير)،  كتاب الرقاق » باب في الحوض،ص۱۶۳۳،]

۱۱-  کاملا روشن است اگر اهل سنت بخواهند به این روایت تفسیر قمی استناد کنند، لوازم آن را نیز باید بپذیرند مثل اینکه لعنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حفصه را اثبات وقبول کرده اند.

۱۲-  از لوازم دیگر این است که این روایت اثبات می کند ابوبکر خلیفه اول اهل سنت به عایشه اعتماد نداشته است، لذا چطور اهل سنت این همه روایت از عایشه نقل می کنند و بدان اعتماد دارند؟!.

۱۳- آیا انکار حفصه جلوی عمر از باب دروغ بوده یا از باب تقیه از پدرش؟!، چرا بعدا حرف دیگری زد؟!، آیا این حرفها اعتماد به قول او را دشوار نمی کند.

۱۴- پيشگويي پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله از عاقبت عايشه در صحیح ترین کتاب اهل سنت اینگونه آمده است که پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود:

قام النبي صلى الله عليه وسلم خَطِيبًا فَأَشَارَ نحو مَسْكَنِ عَايشَةَ فقال هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا من حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ.

حضرت ايستاد و اشاره به خانه عايشه نمود و سه بار فرمود: فتنه از آنجا آغاز مي شود بدين جهت که از آنجا پيروانِ شيطان بيرون مي­آيند.

عنوان الكتاب: صحيح البخاري (ط. دار ابن كثير)،  كتاب فرض الخمس» باب بَابُ مَا جَاءَ فِي بُيُوتِ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَمَا نُسِبَ مِنَ البُيُوتِ إِلَيْهِنَّ،ص۷۶۵ المؤلف: محمد بن إسماعيل البخاري أبو عبد الله، الناشر: دار ابن كثير – دمشق بيروت،سنة النشر: ۱۴۲۳ – ۲۰۰۲، عدد المجلدات: ۱

یکی از همین فتنه ها شورش بر علیه خلیفه و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یعنی امیر المومنین علی علیه السلام در جنگ جمل و قبل و بعد آن بود، که گناهی نابخشونی است که بسیاری از مومنان در آن بر اساس این فتنه شهید شدند!.

مسكن عائشة فقال هنا الفتنة
مسكن عائشة فقال هنا الفتنة

۱۵- اگر بخواهند به این روایت استناد کنند باید توطئه ترور پیامبر  (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط ابوبکر و عمر و عائشه و حفصه را هم قبول کنند، لذا چطور می توان بشارتی باشد که صاحبان بشارت به دنبال ترور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هستند!.

۱۶- لازم به ذکر است از نظر شیعه ما این مطالب را قبول نداریم، و ضعف سند را متذکر شدیم، چون زمینه کشتار شیعیان و جنگهای قومیتی است!، استناد و حرف شیعه به ادله فراوانی است که در کتب اهل سنت برای خلافت امیر المومنین علی علیه السلام آمده است می باشد. هرگونه تفرقه را جایز نمی دانیم، اما اگر کم سوادی که کمترین آشنایی با ادبیات عرب و ترجمه روایات را نداشته باشد بخواهد به این روایت استناد کند نمی تواند بخشی از روایت را بگیرد و قبل و بعد روایت را حذف کند، محققین به او خواهند خندید!.

۱۷- آنچه که هست در روایات متعدد اهل سنت و همین روایت اثبات فضیلتی بزرگ است برای امیر المومنین علی علیه السلام که منظور از «صالح المومنین»، مطابق بیان تمام علما امیر المومنین علی علیه السلام می باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده استآیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده استآیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است آیا پیامبر خلافت ابوبکر و عمر را در تفسیر قمی بشارت داده است خلافت ابوبکر در کتب شیعه  خلافت ابوبکر در کتب شیعه  خلافت ابوبکر در کتب شیعه خلافت ابوبکر در کتب شیعه  خلافت ابوبکر در کتب شیعه خلافت ابوبکر در کتب شیعه  خلافت ابوبکر در کتب شیعه 

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.