وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا روحانیون قبل از امام خمینی سابقه مخالفت با حکومت شاهان را داشته اند؟

سابقه مخالفت روحانیون با حكومت شاهان

آيا روحانيت در طول تاريخ مخالفتى با نحوه حكومت (شكل حكومت شاهنشاهى) و شخص حاكم مخالفتى نداشته است و اعتراضى در اين خصوص نكرده است؟

براى روشن شدن پاسخ سوال هاى شما، توجه به اين نكته لازم است كه تغيير ساختار يك حكومت و به طور كلى حركت هاى انقلابى، دفعى و خلق الساعه نيست كه در يك برهه زمانى كوتاه بدست بيايد بلكه فرايندى تدريجى است كه نيازمند گذشت زمان و فراهم شدن بسترها و زمينه هاى فكرى، اجتماعى، سياسى و… لازم آن است. همچنين به طور غالب حركت هاى انقلابى و تغيير ساختار يك حكومت پس از تغيير و اصلاحاتى در درون ساختار و چارچوب آن و دست نيافتن به اهداف و نتايج مطلوب شكل مى گيرد و حركت هاى انقلابى به عنوان آخرين گزينه و پس از ناكامى در حركت هاى اصلاحى انتخاب مى گردد. بنابر اين نمى توان انتظار داشت كه انديشه تغيير ساختار يك حكومت از همان آغازشكل بگيرد بلكه نيازمند سير تاريخى و فراهم شدن شرايط و زمينه هاى آن است. مبارزات تاريخى مردم ايران نيز با حكومت هاى استبدادى از اين قاعده مستثنا نبوده و در يك فرايند تاريخى و تكاملى بايد مورد ارزيابى قرار بگيرد. در كشور ما به دليل سابقه تاريخى حكومت پادشاهى و رسوخ آن در اذهان مردم ايران، بستر و شرايط لازم براى مخالفت با اصل حكومت در اذهان مردم وجود نداشته و همانگونه كه اشاره شد، تغيير ساختار يك حكومت نيازمند فراهم بودن شرايط ذهنى وفكرى، اجتماعى، سياسى لازم در اين خصوص است و تا آگاهى و سطح آمادگى مردم و توده اجتماع به حدى نرسد كه ضرورت تغيير ساختار يك حكومت را درك كنند در عمل نمى توان در اين جهت گام بر داشت و به موفقيتى دست پيدا نمود. از اين رو حركت و مبارزات مردمى به رهبرى روحانيت در طول تاريخ معاصر ايران را بايد در يك سير تدريجى و تكاملى و همچون حلقه هاى زنجيره اى در نظر گرفت كه سرانجام و نتيجه نهايى آن شكل گيرى انقلاب اسلامى بود و انقلاب اسلامى در حقيقت ثمره و محصول تلاش و مبارزات تاريخى مردم محسوب مى گردد و در تحليل انقلاب اسلامى نمى توان به اين پيشينه تاريخى و حركت ها بى توجه بود يا تاثيرات آنها را ناديده گرفت.

در اين راستا مى توان حركت هايى همچون قيام تنباكو، نهضت مشروطه، نهضت ملى صنعت نفت، قيام پانزده خرداد را به عنوان نقطه هاى عطف و حلقه هاى اين زنجيره در نظر گرفت. البته در اين بين حركت هاى ديگرى نيز شكل گرفت كه هر كدام به نوع خود در روند تاريخى و حركت مردمى تاثير گذار بودند ولى اين حركت ها به عنوان سرفصل و نقطه هاى كانونى در تاريخ معاصر ايران به شمار مى روند كه زمينه ساز شكل گيرى انقلاب اسلامى شد. آنچه دراين حركت ها شكل گرفت مقابله با نفوذ بيگانگان و تسلط آنها بر منابع كشور و محدود و مقيد ساختن حكومت شاهنشاهى و مقابله با استبداد و دخالت دادن مردم در تصميم گيريهاى كشور و تلاش براى استقلال كشور و حمايت از علماء و رهبران دينى بود. كه هر كدام حركت و گامى روبه جلو محسوب مى شد كه سرانجام به مقابله با ساختار حكومت شاهنشاهى و تغيير آن انجاميد. بر اين اساس هر چند در اين مقاطع تاريخى، شرايط و بسترهاى لازم براى ايجاد حكومت اسلامى مهيا نبود ولى تاريخ معاصر ايران شاهد مجاهدتها و مبارزات علما به عنوان رهبران دينى مردم در مخالفت با حكومت هاى فاسد و عملكردهاى آنهاست مجاهدت ميرزاى شيرازى در نهضت تنباكو از جان گذشتگى شيخ فضل الله نورى و بر سر دار رفتن ايشان مجاهدتهاى بى نظير آيت الله مدرس در مبارزه با استبداد و خفقان رضا شاهى و رشادتها و دلاوريهاى ميرزا كوچك خان جنگلى و مبارزه شيخ محمد خيابانى و… صحنه هايى از مبارزه با استبدد و استعمار و تلاش براى استقلال و سر بلندى كشورو تحقق احكام اسلام را به نمايش گذارد. از اين رو اين گونه نيست كه تنها مرحوم امام به دليل مخالفت با شخص شاه به مبارزه با او پرداخته باشند بلكه مرحوم امام در مسير مبارزه با حكومت شاهنشاهى وارث مسيرى بودند كه سالها با تلاش و مجاهدتهاى علما شكل گرفته و پيش رفته بود.

با توضيحاتى كه داده شد، روشن مى شود كه آنچه درجريان نهضت مشروطه شكل گرفت تلاش براى محدود كردن و مقيد نمودن قدرت شاه و مقابله با استبداد او بود و در چنين شرايطى كه سخن از مشروط ساختن قدرت شاه و جلوگيرى از استبداد و تشكيل مجلس بود و در فضايى كه هنوز تابوى حكومت مطلقه و استبدادى در اذهان باقى بود، طبيعى است كه زمينه و بستر براى مخالفت با اصل حكومت فراهم نبود وهمين مقدار كه قدرت شاه مشروط شده و مجلس تشكيل شده و برخى از نمايندگان مردم دربرخى تصميم گيريهاى كشور شركت داشتند به نوع خود موفقيت بزرگى محسوب مى شد كه متاسفانه با نفوذ روشنفكران غربى و دخالت بيگانگان به بيراهه رفت ولى به هر حال اين جريان نقطه عطفى در تاريخ تحولات كشور محسوب مى شود. مرحوم امام كه وارث چنين دستاوردهاى تاريخى بود و با فراهم شدن شرايط و زمينه هاى لازم براى مقابله با اساس حكومت شاهنشاهى وشكل گرفتن بحران مشروعيت در رژيم شاهنشاهى، مبارزات مردم را به اين سمت هدايت نمودند و رهبرى ايشان و حمايت و جانفشانى مردم موجب تشكيل و بر پايى حكومت اسلامى گرديد و بدين ترتيب تلاش تاريخى مردم به ثمر نشسته و حلقه نهايى آن تكميل شد. (جهت اطلاع بيشتر به منابع زير مراجعه شود انقلاب اسلامى ايران، جمعى از نويسندگان، قم: نشر معارف- انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن، عباسعلى عميد زنجانى، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى- تاريخ سياسى معاصر ايران، جلال الدين مدنى، قم: انتشارات اسلامى)

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.