آیا در تاریخ کسی توانسته همانند قرآن بیاورند

آیا در تاریخ کسی توانسته همانند قرآن بیاورند

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

 

معارضه با قرآن در طول تاريخ

پرسش : آیا در تاریخ کسی توانسته همانند قرآن بیاورند؟

پاسخ اجمالی: امروزه بر همگان آشکار گردیده که  هیاهوی معارضه با قرآن تنها تبلیغاتی بیش نبوده و نیست. مسیلمة و اسود عنسی سبک مغزهایی بودند که در زمان پیامبر(ص) به معارضه با قرآن برخاستند. آنان  بی توجه به محتوای سخنانشان، تنها به دنبال تلفیق کلمات مسجع بودند. پس از رحلت پیامبر(ص) نیز برخی از نویسندگان و ادبای معروف به معارضه با قرآن متهم شدند هر چند نسبت دادن اين كار به آنها از نظر تاريخى مسلم نيست.

 

پاسخ تفصیلی: پاسخ این سوال روشن است؛ زیرا این موضوع مساله کوچکى نیست که تاریخ بتواند آن را فراموش کند؛ اگر چنین اتفاقى مى افتاد همه جا آن را آشکار کرده، و روى آن مانور مى دادند و بهره بردارى گسترده تبلیغاتى مى کردند؛ بنابراین به مصداق ضرب المثل معروف «لَوْ کان لَبانَ»: «اگر چنین چیزى بود حتماً آشکار مى شد» باید هر نوع مبارزه و معارضه واقعى با قرآن جلوه داشته باشد.

لذا پاره اى از افراد که شاید هرگز به فکر معارضه با قرآن نبودند را به این کار متهم نمودند و روى آن تبلیغ مى کردند.
تنها کسى که نام او در تاریخ [به عنوان مدعی معارضه] ثبت شده مسیلمه (مشهور به کذّاب) است که در همان عصر پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) در سرزمین یمامه (از نواحى شرق حجاز) قیام کرد و ادّعاى پیامبرى نمود.
سخنانى که از او به عنوان معارضه با قرآننقل شده نشان مى دهد که گذشته از همه اینها، او مردى سبک مغز بود و بى آنکه به محتواى سخن بیندیشد به دنبال سجع در کلمات بود.

اسود عنسى از کسانى بود که در اواخر عمر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به معارضه با قرآن برخاست، او نیز چنین مى پنداشت که براى معارضه با قرآنکافى است کلمات مسجعى را به هم تلفیق کند هر چند محتوایى نداشته باشد.
ولى به زودى پیروانش به فساد عقیده او پى بردند و دست از پیروى وى کشیدند.
بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز افرادى را به معارضه با قرآن متّهم ساخته اند هر چند نسبت دادن این کار به آنها از نظر تاریخى مسلم نیست. از جمله آنها مى توان عبدالله بن مقفع (از نویسندگان و ادباى معروف قرن دوم هجرى) که در عصر امام صادق (علیه السلام) مى زیسته نام برد. به هر حال اعتقادات او دقیقاً براى ما روشن نیست؛ ولى آنچه مسلم است اینکه او داعیه معارضه با قرآننداشته است؛ اما بعضى مى گویند که کتاب معروف «الدُّرَّهُ الیتیمهُ» را به این منظور نوشته است.
خوشبختانه کتاب مزبور در دسترس ما است و چندین بار چاپ شده و کمترین اشاره اى در این کتاب به مساله معارضه با قرآندیده نمى شود، و معلوم نیست چرا چنین نسبتى به او و کتابش داده اند.

ابوالعلاء معرى نیز از کسانى به شمار مى رود که چنین نسبتى به او داده شده است. او از نویسندگان و شعراى معروف قرن پنجم هجرى و فردى ملحد بود و سخنان زننده اى از او نقل شده است. حتى وضع او قابل مقایسه با عبدالله بن مقفع نیست؛ ولى به هر حال سند تاریخى که نشان دهد او در فکر معارضه، با قرآنبوده در دست نداریم، و ظاهراً انتساب چنین نسبتى به او به خاطر اتهامش به بى دینى و الحاد از یک سو، و ادیب و نویسنده و شاعر بودنش از سوى دیگر است.

احمد بن حسین کوفى شاعر معروف به متنبى، چنانکه از نامش پیدا است ادعاى نبوتکرد، او از ادباى قرن چهارم هجرى بود؛
یکى دیگر از کسانى که به فکر معارضه قرآن بود، احمدبن یحیى معروف به ابن راوندى است که از متکلمان معتزله و ملازم با ملحدان و مخالفان اسلام بود.

مى گویند: او در مقام معارضه با قرآن، دست به تالیف کتابى به نام التاج زد ولى تاکنون نمونه اى از آن کتاب به دست نیامده است.(1)

پی نوشت:
(1). گردآوري از کتاب: پيام قرآن‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 ه. ش‏، ج 8، ص 104.

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.