وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيا روح انسان جزیی از ذات خداوند است؟!

آيا روح انسان جزیی از ذات خداوند است؟!

آيا خداوند روح خود را در انسان دميده و به انسان حيات بخشيده تا در اين دنيا به تكاپو بپردازد و از نعماتى كه در اختيار انسان و ساير مخلوقات قرار داده استفاده و به شكرانه خالق بپردازد؟

خداوند در سوره حجر آيه و ۲۹ و سوره ص آيه ۷۲، چنين مى فرمايند: «فَإِذَا سوَّيْتُهُ وَ نَفَخْت فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سجِدِينَ»: «پس هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد».

نفخ به معناى دميدن هوا در داخل جسمى است بوسيله دهان يا وسيله اى ديگر- اين معناى لغوى نفخ است، ولى آن را بطور كنايه در تاثير گذاشتن در چيزى و يا القاء امر غير محسوسى در آن چيز استعمال مى كنند، و در آيه شريفه مقصود از آن ايجاد روح در آدمى است. البته اينكه مى گوييم در آدمى، معنايش اين نيست كه روح مانند باد كه در جسم باد كرده داخل است در بدن آدمى داخل باشد، بلكه معنايش ارتباط دادن و بر قرار كردن رابطه ميان بدن و روح است، همچنانكه در آيه «ثم جعلناه نطفه فى قرار مكين ثم، خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر» به اين معنا اشاره شد.

پس روح، امر وجودى است كه فى نفسه يك نوع اتحاد با بدن دارد و آن اين است كه متعلق به بدن است، و در عين حال يك نوع استقلال هم از بدن دارد به طورى كه هر وقت تعلقش از بدن قطع شد از او جدا مى شود. اگر روح را به خود نسبت داده و اضافه كرده به منظور تشريف و احترام بوده، و از باب اضافه لامى است كه اختصاص و ملكيت را مى رساند مانند «شهر الله»، ماه خدا و «بيت الله»، خانه خدا.

حال با اين توضيحات معناى آيه چنين مى شود: «وقتى من تركيب آن را تعديل نموده و صنع بدنش را تمام كردم، و سپس روح بزرگ منسوب به خود را كه ميان آن و بدن او ارتباط برقرار كرده ايجاد نمودم، شما براى سجده بر او به زمين بيفتيد». (ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۲ صفحه ۲۲۷)

اينچنين نيست كه قسمتى از روح خدا جدا گشته باشد و در بدن انسان جاى گرفته باشد چرا كه نه خدا را سزا ست كه جزء و اجزا داشته باشد و احاطه موجودى مادى و محدود بر موجودى نامحدود امكان پذير نيست.

فلسفه خلقت انسان:

اما در مورد اينكه چرا انسان آفريده شده و به چه دليل قدم به اين كره خاكى نهاده است با توجه به خود آيات قرآن بايد گفت كه: قرآن بر هدفدارى خلقت انسان به طور ويژه تأكيد مى‏كند:

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ» (مؤمنون، آيه ۱۱۵): «آيا پنداشته‏ايد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و به سوى ما بازگشت نمى‏كنيد؟»

شاید این مطالب را هم بپسندید:

«أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى» (قيامت، آيه ۳۶): «آيا انسان گمان مى‏كند، به حال خود رها شده است؟»

آيات فوق نشان مى‏دهد كه:

– ۱ انسان بيهوده آفريده نشده و آفرينش او هدفدار است.

– ۲ به حال خود واگذار نشده و همواره مورد هدايت، دستگيرى و نظارت خداوند است.

– ۳ مقصد نهايى آفرينش انسان، مبدأ هستى و پروردگار جهانيان است.

آيات ديگرى از قرآن به نحو جزئى و تفصيلى پرده از رازهاى آفرينش برمى‏دارد از جمله:

الف) علم و معرفت

«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً» (طلاق، آيه ۱۲ (: «خداوند كسى است كه هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز نظير آن را آفريد. فرمان الهى در ميان آنها نازل مى‏شود، تابدانيد كه خداوند، بر هر چيزى توانا است و به همه موجودات احاطه علمى دارد».

در اين آيه آگاهى انسان از علم و قدرت مطلقه خداوند (معرفت پروردگار كه تشكيل دهنده بعد معرفتى كمال انسانى است) به عنوان هدف آفرينش معرفى شده است.

ب) آزمايش و امتحان

«الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياهَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (ملك، آيه ۲) «خداى سبحان، كسى است كه مرگ و حيات را رقم زد، تا شما را بيازمايد كدامين‏تان عمل شايسته‏ترى داريد؟»

مراد از آزمون الهى كشف رازهاى پوشيده و ناپيدا نيست بلكه منظور از آن، فراهم آوردن شرايط براى رشد استعدادها و شكوفاسازى آن است. چون انسان موجودى مختار است و كمال او اختيارى است، آزمون الهى در مورد انسان اين است كه همه شرايط گزينش راه نيك و بد را در اختيار او نهد تا استعدادهاى خود را به كمك آنها به فعليت برساند و راه درست را انتخاب كند.

ج (عبادت

«ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (ذاريات، آيه ۵۶) «جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا عبادت كنند».

در اين آيه، هدف اصلى خلقت عبادت خداى سبحان بيان شده است. در رابطه با اينكه چرا عبادت الهى به عنوان هدف آفرينش ذكر شده توجه به چند نكته لازم است:

يكم. براساس جهان بينى قرآنى، هر حركت و عمل مثبتى كه با انگيزه تقرب به سوى خدا انجام گيرد، عبادت است و عبادت منحصر به مناسك خاصى چون دعا و نيايش نيست. همه فعاليت‏هاى علمى، اقتصادى، سياسى و… در صورتى كه هماهنگ با نظام ارزشى و انگيزه‏هاى الهى باشد، عبادت است و انسان مى‏تواند در همه احوال- حتى خوردن و خوابيدن و مرگ و زندگى- يكپارچه خدايى و در جهت تكامل و تقرب به خدا قرار گيرد: «قُلْ إِنَّ صَلاتِى وَ نُسُكِى وَ مَحْياىَ وَ مَماتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» (انعام، آيه (۱۶۲ البته عبادت به معناى خاص آن يعنى، نيايش و مناسك ويژه، جايگاه خاص و بسيار مهمى در دين دارد.

دوم. توجه به فلسفه عبادت داراى اهميت بسيارى است. اميرمؤمنان (عليه السلام) در اين باره مى‏فرمايد: «فَاِنَّ اللَّهِ سُبحانَهُ و تَعالى خَلَقَ الْخَلقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنياً عَنْ طاعَتِهِم آمِناً مِنْ مَعْصيَتِهِم لأَنَّهُ لاتَضُرِّهُ معصيهُ مَنْ عَصاهُ و لا تَنْفَعُهُ طاعَهُ مَنْ أَطاعَهُ» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۴): «خداوند سبحان مخلوقات را آفريد در حالى كه از اطاعت آنها بى‏نياز و از معصيتشان در امان بود زيرا نه نافرمانى گناهكاران به او زيان مى‏رساند و نه اطاعت مطيعان به او نفعى مى‏بخشد».

زعشق ناتمام ما، جمال يار مستغنى است/ به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روى زيبا را

عبادت، آثار مثبت بسيارى در حيات اين جهانى و آن جهانى دارد) جهت آگاهى بيشتر در اين باره بنگريد: شهيد مطهرى، يادداشت‏ها، ج ۶، مدخل عبادت، ج ۴، مدخل نيايش، تهران: صدرا. (و داراى حكمت‏هاى زيادى است از جمله:

– ۱ نيازى فطرى و مطلوبى ذاتى

– ۲ راهى به سوى خوديابى و رهايى از پوچى

– ۳ پرواز به فراخناى فرامادى هستى و گذر از تنگناى ماديت

– ۴ كسب يقين

– ۵ پيروزى روح بر بدن

– ۶ سلامت و آرامش روان

– ۷ ربوبيت و ولايت بر نفس و تسلط بر قواى نفسانى

۸- تقرب به خدا

– ۹ پشتوانه اخلاق و ايمان

– ۱۰ پشتوانه قانون و اجتماع

۱۱- پرورش نيكخواهى

– ۱۲ تربيت و سازندگى و… (جهت آگاهى بيشتر بنگريد:

الف. حميدرضا شاكرين، دين‏شناسى و فرق و مذاهب، قم: معارف،

۱۳۸۶ ب. همو، چلچراغ حكمت (فلسفه احكام و اجتهاد و تقليد)، تهران، كانون انديشه جوان (

د (رحمت الهى

«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً واحِدَهً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» (هود (۱۱)، آيات ۱۱۸ و ۱۱۹) «و اگر پروردگار تو مى‏خواست همه مردم را يك امت متشكل قرار مى‏داد ولى آنان همواره مختلف هستند، مگر آنكه را پروردگارت رحم كند و براى همين آنان را آفريده است».

با دقت در محتواى آيات ياد شده روشن مى‏شود كه بين اين اهداف، چندگانگى و تضادى وجود ندارد بلكه بعضى از اهداف مقدماتى، برخى متوسط و بخشى نيز نهايى و نتيجه هستند. بنابراين براساس آيات قرآنى هدف آفرينش انسان، تجلّى رحمت الهى و قرار دادن انسان در جهت كمال و سعادت پايدار و جاودان است كه با گزينش اختيارى راه برتر و پيمودن طريق بندگى و عبوديت پروردگار به دست مى‏آيد. پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.