وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آشوب در ايران، مقدمه معامله قرن

آشوب در ايران، مقدمه معامله قرن

محمد عبدالهي
هفته گذشته، ايران شاهد چند اعتراض در بازار تهران و برخي مراکز فروش بود که حاوي چند نکته است. اعتراضات به بهانه وضع نابسامان قيمت ارز و طلا بين بازاريان و چنانکه گزارشات نشان مي‌دهد با ليدري عناصر غيربازاري صورت گرفته است. اما نکته عجيب آنجاست که شعارهاي معترضان صنفي يا حتي اقتصادي نبود. با وجود نقش اصلي دولت روحاني در ايجاد نارضايتي و وضعيت اقتصادي کنوني، اما مطالبه پاسخگويي دولت هم جايي در شعارها نداشت. شعارها حول يک محور بين عوام پخش و سازمان يافته بود: اعتراض عليه حمايت ايران از مقاومت منطقه در سوريه، فلسطين و لبنان.
شعارهايي چون «سوريه را رها کن، فلسطين را رها کن، ايران شده فلسطين و…»

شعارهايي که عينا در اغتشاشات دي ۹۶ و پس از آن بارها از زبان ربع پهلوي و سرکرده گروهک منافقين خلق  که اينک به
زينت المجالس آمريکايي ها مبدل شده، صادر شده است.
ماجرا چيست؟
ماجرا روشن است. مشکلات اقتصادي و اعتراضات اقتصادي بهانه اي
براي نشانه گرفتن جبهه مقاومت در منطقه است. تمامي اغتشاشات اقتصادي اخير تنها يک هدف دارد و آن زمينه سازي براي معامله قرن است!
آمريکايي ها و اسرائيلي ها با فرصت حاصل از توجه افکار عمومي به جام جهاني فوتبال، مشغول پختن و نهايي کردن پروژه اي تحت عنوان «معامله قرن» هستند. کوشنر داماد ترامپ و گرينبلات نماينده آمريکا در منطقه از اين کشور به آن کشور با تطميع و تهديد در تلاش اند هرچه زودتر معامله اي ديگر براي نابودي ملت فلسطين را جوش بدهند. عربستان و امارات فروشندگان اصلي معامله هستند.
اردن در ماه گذشته به اعتراضات اقتصادي کشيده مي‌شود تا بالاخره شاه آن براي حفظ تاج و تخت خود، پاي معامله قرن مي نشيند. شاه مصر! هم با تطميع همين‌طور. شاهزاده ويليام، اولين عضو خانواده سلطنتي انگليس پس از ۷۰ سال به فلسطين اشغالي سفر مي‌کند و در بيت المقدس آنجا که هيچ کشور مهمي جز آمريکا، سندش را به اسرائيلي ها نبخشيده، با سرکردگان رژيم صهيونيستي ديدار مي‌کند. اما هدف از معامله قرن چيست؟
ايالات متحده و اسرائيل قصد دارند دولتي فلسطيني خلع سلاح شده (بدون ارتش و نيروي مسلح) به پايتختي روستاي «ابو ديس» در شرق بيت المقدس تشکيل دهند و بخشي از شمال بيابان سيناي مصر را بدان منضم کنند، و با چند طرح اقتصادي با پول عربستان و امارات، براي غزه چهره اي انسان دوستانه از آمريکا و اسرائيل ارائه دهند که مثلا مي‌خواهد مشکل برق و بيکاري غزه را حل کند! اما در عوض چه؟!
انضمام کامل قدس به رژيم صهيونيستي، انضمام کامل شهرک‌هاي صهيونيستي غيرقانوني در کرانه باختري به حاکميت رژيم صهيونيستي، نابودي کامل حق بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه ها و سرزمين مادري خود و مشروعيت بخشيدن بر اشغال فلسطين حتي طبق مرزهاي ۱۹۶۷ و نابودي کامل آرمان فلسطين.
در اين طرح اشغالگري مداوم و روزانه اسرائيل در جولان، کرانه باختري و غزه مشروعيت مي يابد، شهرک‌نشينان صهيونيستي از شهرک‌ها در کرانه باختري تخليه نخواهند شد و ارتش رژيم صهيونيستي در طول رود اردن مستقر مي‌شود.  حق فلسطينيان براي تشکيل دولت فلسطيني در کرانه باختري که طبق قطعنامه‌هاي سازمان ملل از آن برخوردارند براي هميشه از بين مي‌رود و به جاي آن دولتي فلسطيني در مناطق پراکنده و جداجدا که حتي بر راه‌هاي مواصلاتي خود حاکميت ندارد تشکيل شود. يک کوچ اجباري ديگر در راه است، فلسطيني ها از قدس و مناطق پرآب کرانه باختري اخراج خواهند شد و به مناطق بياباني و بي آب و علف سينا کوچ داده خواهند شد. هم فلسطيني ها در زنداني قابل کنترل تر متمرکز خواهند شد و هم مشکل آب و زمين و امنيت متزلزل اسرائيل چاره اي مي يابد و اشتهاي سيري ناپذير اسرائيل براي اشغال منابع آب و زمين‌هاي حاصلخيز و آب و هواي مطبوع کرانه باختري اندکي ارضا خواهد شد. طرح خوبي براي تحقق روياي هميشگي اسرائيل از نيل تا فرات است.   بله. هدف اصلي معامله قرن، هضم و اشغال کامل کرانه باختري توسط اسرائيل است. اين پروژه اسرائيلي، مطمئنا نياز به بسترهاي رواني گسترده اي دارد. بدنام سازي گروه‌هاي مقاومتي که جلوي معامله تسليم بايستند، با اين اتهام که آنها مخالف طرح‌هاي اقتصادي (همان قاقالي لي هاي طرح) هستند يک ضلع اصلي اين جنگ رواني است. هرچند جمعه هاي خشم و راهپيمايي هاي
بازگشت در غزه و عمليات هاي مختلف انتفاضه و مقاومت در کرانه باختري، اولين مانع بر سر راه معامله ننگين است.
ملت فلسطين هرگز زير بار اين نقشه شوم نخواهد رفت و به حدي از بلوغ سياسي رسيده است که بفهمد هر طرحي که آمريکا و اسرائيل براي آنها پيش مي نهند در واقع يک طعمه و قربانگاه است، نه راه نجات. فلسطيني ها اينک بيش از هر زماني راه خود را از سران عرب جدا کرده اند و سران عربستان و امارات اينک جزء منفورترين چهره هاي عرب در بين ملت فلسطين هستند. چنانکه سوزاندن تصاوير آنها در کنار سران آمريکا و اسرائيل به موضوعي عادي در تظاهرات‌هاي بازگشت تبديل شده است.
اما عمليات رواني و رسانه اي ديگر در خود ايران رقم مي‌خورد. با تشديد فشارهاي خارجي بر ايران، ناآرام کردن  فضاي اقتصادي و سياسي ايران و درگير شدن حکومت با مشکلات داخلي تا نتواند فرصتي براي تاثيرگذاري بر منطقه داشته باشد. عبور از اين مرحله، مستلزم اهتمام جدي دولت براي مهار تورم افسارگسيخته، نظارت جدي بر بازار و سودجويان، و آگاهي بخشي کامل رسانه اي براي مردم است. هر سه قوه و ديگر ارکان حکومت، با جديت با سودجويان برخورد کنند. مجازات اشد و فوري اخلالگران بازار گام اول بهبودي اوضاع است. لازم است دولت تمامي تلاش خود را براي حفظ و افزايش ارز در ايران به کار گيرد. با توسعه گردشگري، با منع واردات و تعرفه هاي سنگين و… هسته اصلي به خشونت کشيدن اعتراضات که اعضا و سمپات‌هاي گروهک‌هاي تروريستي خصوصا  منافقين هستند، شناسايي و مجازات شوند. مردم به‌جاي درگيري با حکومت، بايد بياموزند خود بخشي از راه حل هستند و براي حل مشکلات اقتصادي بايد همکاري کنند. روش صحيح اعتراض آرام و مسالمت آميز را بياموزند و درباره وقوع خشونت و شعارهاي انحرافي کاملا توجيه شوند.

رسالت/.

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.