وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آداب کفش پوشیدن در روایات

آداب کفش پوشیدن در روایات

11. رنگ كفش و ويژگى‌هاى آن

 

(مقدّمه:) بهترين رنگ براى نعلين و ديگر كفش‌ها، رنگ زرد است وسپس سفيد. و بهترين رنگ براى چكمه، رنگ سياه است. رنگ قرمز در سفر سفارش شده، ولى در وطن كراهت دارد. ودر مورد نعلين سفارش شده است كه جلو و عقبش بلند و قسمت ميانى آن كوتاه و تهى باشد وتمام آن بر زمين نچسبد وغير آن كراهت دارد؛ ظاهراً كفش نيز همين حكم را دارد. و (پوشيدن) كفش سرپايى (در بيرون از منزل) مكروه است. (به رواياتى در اين زمينه توجّه فرماييد:)

 
اهميّت پوشيدن كفش

1. در روايتى معتبر آمده است كه حضرت على عليه السلام فرمود: «پوشيدن كفش خوب، تن را از بلاها حفظ كرده، به انسان كمك مى‌كند كه وضو ونمازش را به صورت كامل به جا آورَد».[1] 
 2. آن حضرت در حديثى ديگر فرمود: «هر كه دوست دارد عمرش طولانى شود، بايد چهار كار كند: صبحانه را نزديك طلوع آفتاب بخورد، كفش خوب بپوشد، لباس سبك بپوشد، كمتر آميزش جنسى كند».[2] 
 

 

 
چه كفشى بپوشيم

1. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «پوشيدن نعل هموار وصاف كه همه‌اش بر روى زمين برسد، پوشش يهوديان است».[3] 
وروايات فراوانى در مذمّت چنين كفشى وارد شده است.[4] 
2. در احاديث معتبر آمده است: «كفش سياه نپوشيد كه: چشم را ضعيف مى‌كند، از قدرت شهوت مى‌كاهد، موجب اندوه مى‌شود. وكفش زرد بپوشيد كه : 
چشم را جلا مى‌دهد، بر قدرت شهوت مى‌افزايد، اندوه را برطرف مى‌سازد وپوشش پيامبران است».[5] 
 3. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «پوشيدن كفش سياه موجب غرور وتكبّر است».[6] 
 4. در حديثى مى‌خوانيم كه امام باقر عليه السلام فرمود: «هر كه كفش زرد رنگ بپوشد، تا وقتى در پاى اوست در شادى وسرور باشد زيرا خداوند متعال در وصف گاو بنى‌اسرائيل مى‌فرمايد: (صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ)[7] ».[8] 
 5. سُدير صرّاف مى‌گويد: با كفشى سفيد رنگ خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم. حضرت فرمود: آيا دانسته چنين رنگى را انتخاب كرده‌اى؟ سپس فرمود: «هر كه كفشى سفيد از بازار بخرد كهنه نمى‌شود، مگر اينكه از جايى كه گمان نمى‌بَرد مالى به او مى‌رسد». سدير مى‌گويد: هنوز آن كفش سفيد كهنه نشده بود كه صد اشرفى از جايى كه گمان نداشتم به دستم رسيد.[9] 
 6. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «هر كه كفش سفيد يا زردرنگ بپوشد، مال وفرزندانى نصيب او شود».[10] 
 7. در حديثى معتبر آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «پوشيدن چكمه بر نور چشم مى‌افزايد».[11] 
 8. ودر روايتى ديگر فرمود: «مداومت بر پوشيدن چكمه، انسان را از مرگ بد و بيمارى سل مى‌رهاند».[12] 
 9. در حديث است كه داوود رقّى مى‌گويد: امام صادق عليه السلام را در سفر ديدم كه چكمه سرخى پوشيده بود. پرسيدم: اين چكمه سرخ چيست؟ فرمود: «اين كفش را براى سفر گرفته‌ام وبراى گِل وباران خوب است، امّا در وطن هيچ رنگى بهتر از سياه نيست».[13] 
 10. و در روايتى مى‌خوانيم كه امام صادق عليه السلام فرمود: «حضرت ابراهيم7 اوّل كسى بود كه نعلين[14]  پوشيد».[15] 

[1] . كافى، ج 6، ص 462، ح 1؛ مكارم الأخلاق، ص 122.
[2] . امالى طوسى، ج 2، ص 279؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 381، باب 32، ح 5.
[3] . كافى، ج 6، ص 463، ح 6.
[4] . برخى از اين روايات در وسائل الشيعه، ج 3، ص 382، باب 33، باب كيفيّة النعل، آمده است.
[5] . كافى، ج 6، ص 465، مكارم الأخلاق، ص 125.
[6] . كافى، ج6، ص465، دنباله حديث 1و4 با كمى تفاوت ؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 385، باب 38، ح 1 و2 و3.
[7] . ترجمه: «گاوى باشد زرد يكدست كه بينندگان را شاد ومسرور سازد». سوره بقره، آيه 69.
[8] . كافى، ج 6، ص 466، ح 6؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 387، باب 40، ح 2 و4.
[9] . كافى، ج 6، ص 465؛ ثواب الأعمال، ص 43.
[10] . كافى، ج 6، ص 466، ح 7؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 388، باب 40، ح 5.
[11] . كافى، ج 6، ص 466، ح 1؛ مكارم الأخلاق، ص 121.
[12] . كافى، ج 6، ص 466، ح 2 و3 وص 467، ح 6؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 388، باب 41، ح 1 و2 و3.
[13] . محاسن، ص 378، ح 5؛ كافى، ج 6، ص 466، ح 4.
[14] . «نعلين» كفشى است كه پشت ندارد و روى پا را به‌طور كامل نمى‌پوشاند.
[15] . كافى، ج 6، ص 462، ح 2؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 381، باب 32، ح 1.

 

12. آداب پوشيدن كفش

 

1. در رواياتى معتبر كه از امام باقر وامام صادق عليهم السلام نقل شده است، سفارش كرده‌اند به هنگام پوشيدن كفش از پاى راست وبيرون آوردن آن از پاى چپ آغاز شود.
ونيز فرموده‌اند: «هر كه يك پا در كفش كند وپاى ديگرش برهنه باشد وبا اين حال راه رود، شيطان بر او دست مى‌يابد».[1] 
 2. در حديث است كه عبدالرّحمن بن كثير مى‌گويد: همراه امام صادق عليه السلام به جايى مى‌رفتيم، بند كفش امام پاره شد. من بند ديگرى كه همراه داشتم درآوردم وجايگزين بند پاره كردم. حضرت كه در اين هنگام دست بر شانه من نهاده بود، فرمود: «هر كس كفش مؤمنى را اصلاح (ومشكل او را حل) كند، هنگامى كه از قبر بيرون آيد خداوند او را بر شتر پرسرعت سوار كند تا درِ بهشت را بكوبد».[2] 
 3. در حديث است كه يعقوب سرّاج مى‌گويد: در سفرى در خدمت امام صادق عليه السلام بودم. بند كفش حضرت پاره شد وبه‌اجبار با پاى برهنه به راه خود ادامه داد. عبداللّه بن ابى يعفور بند كفش خود را درآورد وبه حضرت داد، امّا آن حضرت قبول نكرد وفرمود: «هر كه گرفتار مشكلى شده، سزاوار است كه بر مشكل خود صبر كند».[3] 
 

 
استراحت دادن به پاها

1. در حديث است كه عبدالرّحمن بن ابى عبدالله مى‌گويد: همراه امام صادق عليه السلام به ديدن كسى رفتم. چون حضرت بر او وارد شد (گويا جمعى با كفش نشسته بودند)، كفش خود را از پا بيرون آورد وفرمود: «كفش‌هايتان را بيرون آوريد كه اين كار موجب استراحت پا مى‌شود».[4] 
 
 

دعاى پوشيدن كفش

1. در كتاب مكارم الأخلاق[5]  به نقل از كتاب نجات آمده است: كفش را نشسته بپوش ودر وقت پوشيدن آن بگو:

بِسْمِ اللهِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَوَطِّىءْ قَدَمَىَّ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَثَبِّتْهُما عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الاَْقْدامُ.[6] 
 ودر وقت بيرون آوردن، ايستاده كفش‌ها را درآور وبگو:

بِسْمِ اللهِ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذي رَزَقَني ما اَقي بِهِ قَدَمَىَّ مِنَ الاَْذى اَللّهُمَّ ثَبِّتْهُما عَلى صِراطِکَ وَلا تَزِلَّهُما عَنْ صِراطِکَ السَّوِىِّ.[7] 
 2. در كتاب فقه الرّضا[8]  آمده است: هرگاه بخواهى كفش يا چكمه بپوشى از پاى راست شروع كن وبگو:

بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ وَطِّئْ قَدَمَىَّ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَثَبِّتْهُما عَلَى الاْيمانِ وَلا تُزِلْزِلْهُما يَوْمَ زَلْزَلَةِ الاْقْدامُ اللّهُمَّ وَقِنِى مِنْ جَمِيعِ الاْفاتِ وَالْعاهاتِ وَمِنَ الاْذى.[9] 
وهنگام بيرون آوردن كفش از پاى چپ شروع كن وبگو: اللّهُمَّ فَرِّجْ عَنِّي مِنْ كُلِّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَلا تَنْزَعْ عَنّي حُلَّةَ الاْيمانِ.[10] 
[1] . كافى، ج 6، ص 467، ح 1 ـ 4؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 390، باب 43، ح 1-4 و باب 44، ح 1ـ4.
[2] . كافى، ج 6، ص 464، ح 13؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 384، باب 35، ح 1.
[3] . كافى، ج 6، ص 464، ح 14؛ مكارم الأخلاق، ص 123.
[4] . كافى، ج 6، ص 464، ح 15؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 385، باب 37، ح 1.
[5] . مكارم الأخلاق، ص 123؛ الامان من اخطار الاسفار والازمان، ص 63.
[6] . ترجمه: «به نام خدا. پروردگارا، بر محمّد و خاندان پاكش درود بفرست وگام‌هايم را در دنيا وجهان آخرتاستوار گردان و در روزى كه همه قدم‌ها مى‌لغزند، آنها را بر پل صراط محكم وثابت گردان».
[7] . ترجمه: «به نام خدا. حمد وثنا مخصوص خداوندى است كه نعمتى به من داد تا بتوانم با آن پاهايم را از آزارواذيّت حفظ كنم. بار خدايا، پاهايم را بر صراط خود پايدار كن واز راه راست خود نلغزان».
[8] . فقه الرضا، ص 397 و 398.
[9] . ترجمه: «به نام خدا وبه ذات (پاك) خدا (آغاز مى‌كنم.) وحمد وستايش مخصوص خداست. بار خدايا!بر محمّد وآل محمّد درود بفرست. بار خدايا! قدم‌هاى مرا در دنيا وآخرت ثابت گردان، ودر پيمودن راهايمان پايدارشان كن، ودر روزى كه قدم‌ها مى‌لغزد آنها را ملغزان. خدايا! مرا از تمام آسيب‌ها وآفات وآزارهاحفظ كن».
[10] . ترجمه: «خدايا، هر اندوهى را از من برطرف كن وجامه ايمان را از تنم بيرون مكن».

منبع: کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی با بازنگری تحت نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

 

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.