وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آداب زیارت در مفاتیح

آداب زیارت در مفاتیح

پس از بیان آداب اسلامى سفر که به منزله مقدّمه اى براى زیارت است به سراغ آداب زیارت مى رویم که بسیار است و در این جا به ذکر مهمترین آنها قناعت مى شود: 

۱ـ هر کس دوست دارد که امام معصوم(علیه السلام) او را بطلبد و به او اجازه شرفیابى دهد، قبل از حرکت از همه آنهایى که از جانب او احتمالا اذیّت و آزارى و لو در حدّ یک کدورت قلبى به آنها رسیده، حلیّت بطلبد; خصوصاً کسانى که از محبّان و موالى آن بزرگواران به حساب مى آیند. این مطلب شواهد فراوانى دارد، از جمله داستان معروف ابراهیم جمّال (ساربان) و على بن یقطین صحابى خاص امام کاظم(علیه السلام) و وزیر هارون الرشید (البتّه با اجازه آن حضرت و براى نجات مظلومان) مى باشد که بر اثر عدم موافقت با ملاقات ابراهیم جمّال امام(علیه السلام) او را به ملاقات خود راه نداد و فرمود:

چون قلب این مرد از تو شکسته است خدا زیارت تو را نیز قبول نکرد. على بن یقطین ناچار به سراغ ابراهیم جمّال آمد و با تواضع بى نظیر با او ملاقات کرد و از او حلیّت طلبید; پس از آن بود که امام او را به حضور پذیرفت و بشارت قبولى اعمالش را به او داد.(۱) 

۲ـ هرگونه حقّ الناس و از جمله خمس و زکات اموال را ـ مخصوصاً به هنگام سفر حجّ ـ بپردازد; چرا که تا اموال انسان پاک نشود، نه اعمال او با استفاده از آن اموال صحیح است و نه شایسته تقرّب به درگاه خداوند مى باشد. 
۳ـ غسل زیارت کند و این دعا را هنگام غسل (یا بعد از آن) بخواند: 
«أللّهُمَّ اجْعَلْهُ لی نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً، وَشِفاءً مِنْ کُلِّ داء وَآفَة وَعاهَة، اَللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبی، وَاشْرَحْ بِهِ صَدْری، و سَهِّلْ بِهِ أَمْرِی; به نام خداوند و به یارى خدا، پروردگارا آن را نور و پاکیزگى و نگهبان و شفاى از هر درد و آفت و عیب قرار بده! خداوندا با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشاى و کارم را آسان گردان».(۲) 
۴ـ با طهارت باشد یعنى اگر غسل واجبى به گردن اوست بجا آورد، چرا که امام صادق(علیه السلام) به ابوبصیر که در حال جنابت بر حضرتش وارد شد فرمود: «أَما تَعْلَمُ أَنَّهُ لا یَنْبَغی لِلْجُنُبِ أَنْ یَدْخُلَ بُیُوتَ الاَْنْبِیاءِ;آیا نمى دانى که براى شخص جنب شایسته نیست که در خانه هاى انبیا (و اولیا) داخل شود» راوى مى گوید وقتى حضرت این را فرمودند ابوبصیر برگشت و ما بر آن حضرت داخل شدیم.(۳) 
با توجّه به این که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امام معصوم(علیه السلام) حىّ و میّت آنها در این امور تفاوتى ندارد، نتیجه این مى شود که فرقى بین حرم هاى مقدّسه با خانه هاى آنان نباشد. 
۵ـ کفشها را درآورد، چون در وادى مقدّسى قدم نهاده است (فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى).(۴) 
۶ـ همان گونه که عالم بزرگوار «شهید اوّل» در کتاب دروس(۵) گفته است بر درِ حرم شریف بایستد و اذن دخول بطلبد و یا اذن دخولى که وارد شده است، را بخواند (که در صفحه ۲۱۸ خواهد آمد) و با تفکّر در عظمت و جلالت قدر صاحب مرقد شریف و توجّه به این نکته که او کلامش را مى شنود و سلامش را جواب مى دهد و از جایگاه و موقعیّت او باخبر است (چنان که اذن دخولى که خواهد آمد، صراحت بر این مطالب دارد) و با تدبّر در لطف و محبّتى که آنان به شیعیان و زائرانشان دارند و با تأمّل در گناهان خویش و بىوفایى که با خلافکارى هاى خود در حقّ آنان کرده و خاطر شریفشان را آزرده ساخته، سعى در تحصیل رقّت قلب و خضوع و انکسار دل و جارى شدن اشک، بنماید. 
۷ـ هنگامى که نگاهش به قبر مطهّر افتاد، تکبیر بگوید و خدا را به عظمت یاد کند، چنان که در روایتى آمده است: هر کس پیش روى امام تکبیر و پس از زیارت «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ» بگوید خشنودى بزرگ خدا نصیبش مى شود.(۶) 
۸ـ شکّى نیست که صرف حضور در محضر امام و ایستادن و یا نشستن مؤدّبانه در مقابل ضریح، زیارت به حساب مى آید چنان که صرف گفتن «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» نیز چنین است.(۷) 
۹ـ از زیارتهاى غیر معتبر و بى دلیل پرهیز کند و اگر حوصله و یا فرصت خواندن زیارات معروف را ندارد، مى تواند سلام کوتاهى دهد و سپس دو رکعت نماز بخواند و آن را به صاحب قبر هدیه کند و حاجت خود را بخواهد، چرا که در روایت است: عبدالرحیم قصیر مى گوید: وارد بر امام صادق(علیه السلام) شدم و گفتم: فدایت شوم از پیش خود دعایى اختراع کردم، فرمود: واگذار اختراع خود را!، هرگاه تو را حاجتى باشد پناه به حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) بیاور و دو رکعت نماز بخوان و آن را به حضرتش هدیه کن…(۸) 
۱۰ـ پس از زیارت، نماز زیارت بخواند که حداقلّ آن دو رکعت است و اگر در رکعت اوّل حمد و سوره یس و در رکعت دوم حمد و الرّحمن را بخواند بهتر است،(۹) و چه بهتر که در بالاى سر بجا آورد(۱۰) و بعد از نماز زیارت، براى امور دین و دنیایش دعا کند و سعى کند دعا را به دیگران تعمیم دهد که در این صورت به اجابت نزدیکتر است. 
این مطلب (پشت سر یا بالاى سر خواندن) در روایت ابوحمزه ثمالى مربوط به زیارت امام حسین(علیه السلام) 
آمده است; ولى مرحوم شهید در دروس براى زیارت همه ائمّه چنین مى گوید: «اگر زائر رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) باشد این دو رکعت را در روضه آن حضرت بخواند و اگر براى یکى از ائمّه(علیهم السلام) زیارت مى خواند بالاى سر بجا آورد و خواندن آن در مسجدِ مکان زیارت نیز، جایز است».(۱۱) 
۱۱ـ مستحبّ است در صورتى که مزاحمتى براى سایر زوّار فراهم نشود پس از خواندن زیارت و نماز زیارت و به طور کلّى پس از حضور و تشرّف، اطراف ضریح را ببوسد.(۱۲) 
۱۲ـ علاوه بر آنچه گفته شد سزاوار است زوّار محترم لباس هاى تمیز و مناسب به هنگام زیارت بپوشند و خود را خوشبو کنند و زبان را به ذکر خدا و حمد و تمجید او و صلوات بر محمّد و آلش مشغول دارند. 
۱۳ـ سعى کنند که در تمام حالات، حضور قلب را حفظ کنند، از گناهان استغفار نمایند و عزمشان را بر اصلاح کردار و گفتار خود جزم کنند، و در خود نسبت به آینده، تحوّلى به وجود آورند. 
۱۴ـ شایسته است زائران محترم احترام خدّام این آستانهاى مقدّس را حفظ کنند همان گونه که بر خادمان لازم است مشکلات زائران را تحمّل کنند و با ادب با آنها رفتار نمایند. 
۱۵ـ به نیازمندان آن شهر و مساکین آن بلد، کمک کنند که ثواب مضاعف دارد. 
۱۶ـ به هنگام ازدحام به مقدار لازم از زیارت، قناعت نمایند و جاى خود را به دیگران بسپارند و باید دانست آنچه در زیارت مهم است کیفیّت است نه مقدار و کمیّت و گاه یک سلام کوتاه جاى یک زیارت طولانى را مى گیرد و در بعضى از روایات دستور به تعجیل در بازگشت داده شده است. 
۱۷ـ بانوان، جداى از مردان و نامحرمان زیارت کنند و با حجاب کامل تشرّف یابند و بدانند زیارت مستحب است و مراعات حجاب و جهات عفّت واجب است; مبادا واجب را فداى مستحب کرد. 
در پایان این فصل، تذکّر این نکته ضرورى است که برادران زائر، مواظب حجاب و عفاف همسران و دختران خود در این مکان هاى مقدّس (و بلکه در هر زمان و مکان دیگر) باشند تا خداى ناکرده با یک بى توجّهى، روح آن معصومان(علیهم السلام) را آزرده نکنند و زیارتشان را به جفا تبدیل ننمایند. 

از این امور باید پرهیز کرد: 
۱ـ در وقت خواندن زیارت صداى خود را بلند نکند چنانکه از آیه (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبیّ…)(۱۳) به دست مى آید. زیرا گرچه این آیه مربوط به حیات رسول گرامى است لیکن چنانکه گذشت، فرقى بین حیات و ممات آن حضرت نیست همان گونه که مطابق روایتى که آن نیز گذشت، فرقى بین او و اهل بیتش در این جهت وجود ندارد و زیارت هر کدام از ائمّه زیارت خود آن حضرت است. 
۲ـ پس از ورود در حرم اگر وقت نماز واجب فرا رسید، از تأخیر نماز بپرهیزد و اوّل به نماز مشغول شود، به خصوص اگر نماز جماعت برپا شده باشد; همچنین اگر در وسط زیارت، وقت نماز وارد شود. خدّام محترمِ حرم هاى مقدّسه وظیفه دارند که مردم را به این دستور شرعى دعوت کنند. 
۳ـ سخنان بیهوده و دنیایى را در حرم مطهّر ترک کند که این کار در شأن زوّار حرم هاى مطهّر نیست و به جاى آن قرآن تلاوت کند و ثواب آن را به صاحب آن بقعه مبارکه هدیه کند و بداند که عمل او تعظیمى براى آن بزرگوار است و برکاتش به خود تلاوت کننده باز مى گردد و نیز مى تواند به ذکر خدا مشغول باشد چرا که این حرم هاى مطهّر همچنان که خداوند سبحان در آیه (فی بُیُوت أَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ)(۱۴) اشاره فرموده است: خانه هایى است که پیوسته از رفعت و علوّ مرتبه برخوردار بوده، نام خدا در آنها برده مى شود و صبح و شام جایگاه تسبیح اوست. 
۴ـ از هر گونه ایجاد مزاحمت و ناراحتى براى دیگران بپرهیزد و به هنگام ازدحام اصرار بر بوسیدن ضریح که سبب ناراحتى دیگران مى شود، نداشته باشد و بداند بوسیدن ضریح ـ آن گونه که بعضى از عوام مى پندارند ـ شرط قبولى زیارت نیست و سعى کند از آلوده کردن این حرم هاى مقدّس بپرهیزد و حداکثر نظافت را ـ که از مهمترین دستورات اسلام است ـ رعایت کند.

 

 

اذن دخول

پیش از ورود در حرم هاى معصومین(علیهم السلام) از آنها اجازه ورود مى طلبیم، و به هنگام ترک این حرم ها وداع مى گوییم که مفهومش این است آن بزرگواران را زندگان جاوید مى دانیم که به فرمان خدا از حال و راز همه زائران خود آگاهند.
و از آنجا که یک فرد آلوده، شرم مى کند که پاى خود را بر بساط پاک اولیاء الله بگذارد، همانجا توبه مى کند و لباس آلوده گناهان را از تن بیرون مى نماید و با لباس تقوا و پرهیزکارى وارد مى شود. آهسته و با ادب در حالى که ذکر خدا بر لب دارد گام بر مى دارد تا به آن مرقد مقدس برسد.
محتواى اذن دخول هایى که براى ورود در این حرم هاى مقدس وارد شده، بسیار آموزنده است و در بیدارى قلب و حضور دل و توجه به موقعیت آن حرم شریف و معرفت صاحب آن و زدودن غبار غفلت از روح و جان بسیار مؤثر است.
به تصریح برخى از جملات این اذن دخول ها، زائر به هنگام ورود مى گوید:«وَ اَعْلَمُ اَنَّ رَسُولَکَ وَخُلَفآئَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اَحْیآءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ، یَرَوْنَ مَقامى، وَیَسْمَعُونَ کَلامى، وَیَرُدُّونَ سَلامى; خدایا من عقیده دارم که پیامبر تو و جانشینانت زنده اند و در نزد تو روزى داده مى شوند». اگر زائرى در بدو ورود به محضر معصومان(علیهم السلام) با این اعتقاد وارد شود و این حقیقت را با جان و دل بپذیرد که آنان او را مى بینند و سخن او را مى شنوند و به سلام و ارادتش پاسخ مى دهند، زیارت او حال و هواى دیگرى خواهد داشت.
سزاوار است زائران محترم، به مضامین این اذن دخول ها کمال توجه را داشته باشند.
چنانکه گذشت یکى از آدابى که بزرگان علما براى زیارت ذکر کرده اند، اذن دخول است و آن به دو صورت است:

اوّل: همان است که محدّث بزرگوار مرحوم حاج شیخ عباس قمى از «کفعمى»(۱) براى همه مشاهد مشرّفه ذکر کرده و «علاّمه مجلسى»(۲) در باب زیارت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) در مدینه به عنوان اذن دخول براى زیارت آن حضرت آورده است. ولى همان گونه که از عبارات آن، خصوصاً از جمله «وَ أَسْتَأْذِنُ خَلیفَتَکَ الْمَفْرُوضَ عَلَیَّ طاعَتُهُ» پیداست اختصاصى به زیارت رسول مکرّم(صلى الله علیه وآله) ندارد، بلکه مربوط به همه مشاهد مشرّفه است. عبارت اذن دخول این است:
  

اَللّـهُمَّ اِنّى وَقَفْتُ عَلى باب مِنْ اَبْوابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ،
خدایا من ایستادم بر در خانه اى از درهاى خانه هاى پیامبرت که درودهاى تو بر او و ایشان باد
وَقَدْ مَنَعْتَ النّاسَ اَنْ یَدْخُلُوا اِلاَّ بِاِذْنِهِ، فَقُلْتَ یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا لاتَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِىِّ اِلاَّ اَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ،
و چنان است که تو قَدغَن فرموده اى که مردم داخل آن گردند جز به اذن تو و فرمودى: «اى کسانى که ایمان آورده اید داخل خانه هاى پیغمبر نشوید جز این که به شما اذن دهند»
اَللّهُمَّ اِنّى اَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صاحِبِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّریفِ فى غَیْبَتِهِ، کَما اَعْتَقِدُها فى حَضْرَتِهِ،
خدایا من معتقدم به احترام صاحب این زیارتگاه شریف در زمان غیبت و پنهانیش چنانچه این عقیده را در زمان حضورش دارم
وَاَعْلَمُ اَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفآئَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اَحْیآءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ،
و مى دانم که رسول تو و جانشینانش علیهم السلام زنده اند و در نزد تو روزى مى خورند
یَرَوْنَ مَقامى وَ یَسْمَعُونَ کَلامى، وَیَرُدُّونَ سَلامى،
و هم اکنون جاى مرا مى بینند و سخنم را مى شنوند و جواب دهند به سلام من
وَاَنَّکَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعى کَلامَهُمْ، وَفَتَحْتَ بابَ فَهْمى بِلَذیذِ مُناجاتِهِمْ،
ولى تو جلوگیرى از گوش من شنیدن سخنشان را و باز کردى درب فهمم را به مناجات لذیذ ایشان
وَاِنّى اَسْتَاذِنُکَ یا رَبِّ اَوَّلاً، وَاَسْتَاْذِنُ رَسُولَکَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ثانِیاً،
و من اکنون اى پروردگارم اوّلاً از تو اذن مى طلبم و ثانیاً از رسول تو صلى الله علیه و آله اذن مى گیرم
وَاَسْتَاْذِنُ خَلیفَتَکَ الاِْمامَ الْمَفْروُضَ(۳) عَلَىَّ طاعَتُهُ، فُلانَ بْنَ فُلان *
و در مرحله سوم از جانشینت این امامى که اطاعتش را بر من واجب فرمودى (فلان پسر فلان)
بجاى فلان بن فلان، آن امامى را که مى خواهد زیارت کند نام ببرد و همچنین نام پدرش را ببرد مثلا اگر در زیارت امام حسین(علیه السلام)است بگوید: اَلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِىٍّ(علیه السلام) و اگر در زیارت امام رضا(علیه السلام) است بگوید: عَلِىَّ بْنَ مُوسَى الرِّضا(علیه السلام) و سپس بگوید:

وَالْمَلائِکَةَ الْمُوَکِّلینَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَکَةِ ثالِثاً،
و فرشتگانى که موکل بر این بقعه مبارکه هستند اذن مى طلبم
ءَاَدْخُلُ یا رَسُولَ اللهِ، ءَاَدْخُلُ یا حُجَّةَ اللهِ،
آیا داخل شوم اى رسول خدا؟ آیا داخل شوم اى حجت خدا؟
ءَاَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللهِ الْمُقَرَّبینَ الْمُقیمینَ فى هذَا الْمَشْهَدِ،
آیا داخل شوم اى فرشتگان مقرّب خدا که در این زیارتگاه اقامت دارید؟
فَاْذَنْ لى یا مَوْلاىَ فى الدُّخُولِ اَفْضَلَ ما اَذِنْتَ لاَِحَد مِنْ اَوْلِیآئِکَ،
پس اذنم بده اى مولاى من براى داخل شدن بهترین اذنى را که به یکى از دوستانت مى دهى
فَاِنْ لَمْ اَکُنْ اَهْلاً لِذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلٌ لَهُ
که اگر من شایسته آن نیستم مسلّماً تو شایسته آنى
سپس بگوید:

بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، وَفى سَبیلِ اللهِ، وَعَلى مِلَّةِ رَسوُلِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر کیش رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد
اَللّهُمَّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى، وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ.
خدایا بیامرز مرا و به من رحم کن و توبه ام بپذیر که براستى تویى توبه پذیر مهربان.
دوم: اذن دخولى است که «علاّمه مجلسى» آن را از یکى از نسخه هاى قدیمى بعضى از تألیفات علماى شیعه براى دخول در سرداب مقدّس و بُقاع منوّره سایرائمّه(علیهم السلام) نقل فرموده و آن، چنین است:
 
اَللّـهُمَّ اِنَّ هذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها، وَعَقْوَةٌ شَرَّفْتَها، وَمَعالِمُ زَکَّیْتَها،
خدایا این بقعه اى است که تو پاکش کردى و دربارى است که شرافتش دادى و جایگاههایى است که پاکیزه اش ساختى
حَیْثُ اَظْهَرْتَ فیها اَدِلَّةَ التَّوْحیدِ، وَاَشْباحَ الْعَرْشِ الْمَجیدِ،
زیرا آشکار کردى در آنها راهنماهاى توحید و تمثالهاى عرش مجید را
اَلَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ مُلُوکاً لِحِفْظِ النِّظامِ، وَاخْتَرْتَهُمْ رُؤَسآءَ لِجَمیعِ الاَْنامِ،
آنان که برگزیدیشان به عنوان فرمانروا براى حفظ نظام جهان و انتخابشان کردى به عنوان ریاست براى همه مردم
وَبَعَثْتَهُمْ لِقِیامِ الْقِسْطِ فِى ابْتِداءِ الْوُجُودِ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ،
و برانگیختى آنها را به منظور برپاداشتن عدالت از آغاز هستى تا روز رستاخیز
ثُمَّ مَنَنْتَ عَلَیْهِمْ بِاسْتِنابَةِ اَنْبِیآئِکَ، لِحِفْظِ شَرایِعِکَ وَاَحْکامِکَ،
سپس بر آنها منّت نهادى که ایشان را جایگزین پیمبرانت کردى تا شرایع دین و احکام تو را حفظ کنند
فَاَکْمَلْتَ بِاسْتِخْلافِهِمْ رِسالَةَ الْمُنْذِرینَ، کَما اَوْجَبْتَ رِیاسَتَهُمْ فى فِطَرِ الْمُکَلَّفینَ،
و بدین ترتیب با جایگزین کردنشان موضوع رسالت پیمبران بیم دهنده را کامل گرداندى چنانچه واجب کردى ریاست آنها را در سرشت آنان که مکلف هستند
فَسُبْحانَکَ مِنْ اِلـه ما اَرْاَفَکَ، وَلا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ مِنْ مَلِک ما اَعْدَلَکَ،
پس منزهى تو اى معبود من که چه اندازه مهربانى و معبودى نیست جز تو اى پادشاه که براستى چقدر دادگرى
حَیْثُ طـابَقَ صُنْعُکَ ما فَطَرْتَ عَلَیْهِ الْعُقُولَ،
زیرا که مطابق آمد آنچه را ساختى با آنچه که خردها را بر آن سرشتى
وَ وافَقَ حُکْمُکَ ما قَرَّرْتَهُ فِى الْمَعْقُولِ وَالْمَنْقُولِ،
و موافق آمد حکم و دستور تو آنچه را در امور عقلى و نقلى مقرر داشتى
فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى تَقْدیرِکَ الْحَسَنِ الْجَمیلِ،
پس حمد تو را سزاست بر این اندازه گیرى نیکو و زیبایت
وَلَکَ الشُّکْرُ عَلى قَضآئِکَ الْمُعَلَّلِ بِاَکْمَلِ التَّعْلیلِ،
و سپاسگزارى تو راست بر این قضا و تقدیرت که کاملترین جهت و علت را داراست
فَسُبْحانَ مَنْ لا یُسْئَلُ عَنْ فِعْلِهِ، وَلا یُنازَعُ فى اَمْرِهِ،
پس منزه است آن کس که از کارى که کند بازخواست نشود و در فرمانش کسى نزاع نکند
وَ سُبْحانَ مَنْ کَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ قَبْلَ ابْتِدآءِ خَلْقِهِ،
و منزه است آن که به عهده گرفته بر خویش مهر و رحمت را پیش از آن که آغاز آفرینش کند
وَالْحَمْدُللهِِ الَّذى مَنَّ عَلَیْنا بِحُکّام یَقُومُونَ مَقامَهُ لَوْ کانَ حاضِراً فِى الْمَکانِ،
و ستایش خاص خدایى است که منّت گذارد بر ما به وجود فرمانروایى که جانشین اویند اگر فرضاً او در جایى حاضر مى شد
وَلا اِلـه اِلاَّ اللهُ الَّذى شَرَّفَنا بِاَوْصِیآءَ یَحْفَظُونَ الشَّرایِـعَ فى کُلِّ الاَْزْمانِ،
و معبودى نیست جز آن خدایى که ما را شرافت دادى به اوصیایى که حفظ کنند شرایع را در هر زمان
وَاللهُ اَکْبَرُ الَّذى اَظْهَرَهُمْ لَنا بِمُعْجِزات یَعْجُزُ عَنْهَا الثَّقَلانِ،
و خدا بزرگتر (از توصیف) است آشکارشان کرد بوسیله معجزاتى که عاجزند از آوردنش جن و انس
لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ،
جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگى
اَلَّذى اَجْرانا عَلى عَوآئِدِهِ الْجَمیلَةِ فِى الاُْمَمِ السّالِفینَ،
که مقرّر داشت براى ما آن نعمتهاى نیکى را که به امتهاى گذشته عنایت کرده بود
اَللّـهُمَّ فَلَکَ الْحَمْدُ وَالثَّنآءُ الْعَلِىُّ،
خدایا پس تو راست حمد و ثناى والا
کَما وَجَبَ لِوَجْهِکَ الْبَقآءُ السَّرْمَدِىُّ، وَکَما جَعَلْتَ نَبِیَّنا خَیْرَ النَّبِیّینَ،
چنانچه واجب آمد براى ذات بقاى ابدى تو و چنانکه قرار دادى پیمبر ما را بهترین پیمبران
وَمُلُوکَنا اَفْضَلَ الْمَخْلُوقینَ، وَاخْتَرْتَهُمْ عَلى عِلْم عَلَى الْعالَمینَ،
و امامان ما را بهترین آفریدگان و برگزیدیشان از روى دانش بر تمام جهانیان
وَفِّقْنا للِسَّعْىِ اِلى اَبْوابِهِمُ الْعامِرَةِ اِلى یَوْمِ الدّینِ،
ما را موفق دار براى شتافتن به سوى درگاههاى آبادشان تا روز قیامت
وَاجْعَلْ اَرْواحَنا تَحِنُّ اِلى مَوْطِئِ اَقْدامِهِمْ،
و ارواح ما را چنان کن که مشتاقانه جاى پاى ایشان را بپویند
وَنُفُوسَنا تَهْوِى النَّظَرَ اِلى مَجالِسِهِمْ وَعَرَصاتِهِمْ،
و نفوس ما را هواخواه نگاه کردن به مجالسشان و آستانهاشان گردان
حَتّى کَاَنَّنا نُخاطِبُهُمْ فى حُضُورِ اَشْخاصِهِمْ،
بطورى که گویا در حضور خودشان با آنها سخن مى گوییم
فَصَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سادَة غائِبینَ، وَمِنْ سُلالَة طاهِرینَ، وَمِنْ اَئِمَّة مَعْصُومینَ،
پس درود خدا بر ایشان، آن آقایان غایب از نظر و آن پاک نژادان و امامان معصوم
اَللّـهُمَّ فَاْذَنْ لَنا بِدُخُولِ هذِهِ الْعَرَصاتِ اَلَّتِى اسْتَعْبَدْتَ بِزِیارَتِها اَهْلَ الاَْرَضینَ وَالسَّمواتِ،
خدایا پس اذنمان بده به وارد شدن به این آستانهایى که به عبادت وادار کردى بوسیله زیارتشان اهل زمینها و آسمانها را
وَ اَرْسِلْ دُمُوعَنا بِخُشُوعِ الْمَهابَةِ، وَذَلِّلْ جَوارِحَنا بِذُلِّ الْعُبُودِیِّةِ وَفَرْضِ الطّاعَةِ،
و جارى کن اشکهاى ما را بوسیله خشوع در برابر مهابت و بزرگیت و خوار گردان اعضا وجوارح ما را بخوارى بندگى
حَتّى نُقِرَّ بِما یَجِبُ لَهُمْ مِنَ الاَْوْصافِ،
و فرض اطاعت تا اقرار کنیم به اوصافى که براى ایشان واجب است
وَنَعْتَرِفَ بِاَنَّهُمْ شُفَعآءُ الْخَلایِقِ اِذا نُصِبَتِ الْمَوازینُ فى یَوْمِ الاَْعْرافِ،
و اعتراف کنیم که آنها شفیعان خلقند در آن هنگام که میزانها در روز اعراف (یعنى روز قیامت) نصب گردد
وَالْحَمْدُ للهِِ وَسَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذینَ اصْطَفى، مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ.
و حمد خاص خداست و سلام بر بندگان برگزیده اش محمّد و آل پاکشان باشد.
سپس با خضوع و خشوع داخل شو و بدان که حال توجّه و خضوع، علامت صدور اذن از ناحیه مقدّس آن بزرگواران است.(۱)
اکنون که طریقه اذن دخول را دانستى، به سراغ زیارات یک یک از معصومین(علیهم السلام) مى رویم و از زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و سایر مشاهد مشرّفه مدینه شروع مى کنیم.

 

حتما بخوانيد

فهرست کامل مفاتیح الجنان

 

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.